ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان

ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان

ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان

در این مقاله به ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان می پردازی

این مقاله ترجمه شده از مقاله Four Ways to Manage Conflict in the Workplace می باشد.

 

 چهار روش برای مدیریت اختلافات در محل کار

ما باید برای حل اختلافات در محل کار، دیگران را کمتر متهم کرده و مقصر بدانیم.

بجای این دو کار باید فعالانه گوش فرا دهیم و روی نقطه اتصال راه حل آن اختلاف تمرکز کنیم.

 

فردی با نام ( سامانتا ) کبود شده بود. همکارش ( برد ) یکی از تازه واردانی که اخیرا وارد شرکت شده در حین ارائه گزارشی در یک جلسه که هر دو در آن حضور داشتند خطایی کرده و در حین آن ارائه اطلاعات پروژه و ایده ای که سامانتا فقط شخصاً به او گفته بود را بدون اینکه نامی از سامانتا ببرد به میان آورد.

سامانتا بعد از جلسه با عصبانیت به سراغ او رفت اما برد حالت تدافعی به خود گرفت

و گفت که هیچ تقصیری ندارد.

آن ها به بن بست خورده بودند.

هرروزه و در همه جای دنیا، اختلافات در محل کار رخ می دهند.

اگر چه گاهی اوقات می توانیم از دلیل این اختلافات بگذریم

اما باز هم این جور مسائل در محل کار پیش می آید.

استراتژی های زیر می تواند به ما در یافتن راه حل مناسبی برای اختلافات پیش آمده در محل کار کمک کند:

 

  • تنهایی به دنبال حل اختلافات نباشیم

یکی از روش های ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان می توان به تنهایی به دنبال حل اختلافا نبودن اشاره نمود.

معمولاً وقتی کارکنان می خواهند به تنهایی مشکلات را حل کنند، اوضاع را بدتر خواهند کرد.

چون درک ما از آن مشکل و اختلاف براساس منافع شخصی مان است و می خواهیم با هزار دردسر به دنبال راه حلی باشیم که برای هر دو طرف عادلانه باشد.

بعلاوه، مردم دوست دارند بار تعهد را در این اختلاف از روی دوش خود بردارند

که این کار منجر به دشمنی هر چه بیشتر بین آن ها می شود.

اگر با شخص دیگری در محل کار دچار اختلاف شدیم،

چه راجع به مسائل شخصی وچه اختلاف نظر بر سر کار، باید لیستی از اشخاصی که می توانند در این زمینه کمکمان کنند

و این اختلاف را مدیریت نمایند تهیه کنیم (کسانی که مورد اعتماد ما هستند و می توانند بطور موثر و همچنین با اعتماد به نفس، کنترل این اختلاف را به دست بگیرند.)

 

ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان

  • با دقت گوش دهیم

با دقت گوش دادن را در ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان ادامه می دهیم.

در خلال یک اختلاف شدید، غریزه اولیه ما این است که از خودمان و نظرمان دفاع کنیم

و همزمان به طرف مقابل پرخاشگری کنیم.

در این صورت میدان جنگی درست می شود که ما را به هیچ کجا نمی رساند.

در حین مذاکره با دیگران بر سر یک اختلاف، باید بگذاریم ابتدا او صحبت کند تا جلوه بهتری به این حل اختلاف بدهیم.

برای مثال شاید سامانتا باید زمان لازم به برد  را می داد تا دلیل کارش در آن جلسه را توضیح دهد

و مقاومت شدیدی می کرد تا صحبت های برد را قطع نکند.

او می توانست آنقدر با صبوری درک خود را بالا ببرد و ببیند که از صحبت های او چه فهمیده تا اینکه بلاخره حس کند بطور کامل جذب توضیحات و نقطه نظرات او شده است.

وقتی زمان بیان نظرات ما بر سر آن اختلاف می شود،

باید به ادعای توانایی های خود برای بیان ایده هایمان بدون اینکه حرف هایمان قطع شود بپردازیم.

روی توضیح ایده ها و نظراتمان در آن شرایط تمرکز کنیم و اگر لازم شد، مدرک معتبری ارائه دهیم.

 

  • احساسات خود را دخیل کنیم

برای ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان باید احساسات خود را دخیل نمائیم

صحبت راجع به احساساتی که تجربه کرده ایم در حین مواجهه با یک اختلاف مهم است.

بیان احساسات عمیقی که توسط یک اختلاف ایجاد شده نه تنها می تواند باعث پاکسازی روح شود بلکه باعث می شود شخص مقابل ما را بعنوان یک انسان چند بعدی و احساسی ببیند نه یک دشمن.

بی پرده گویی ما، طرف مقابل را هم وادار به بیان احساساتش جدای از آن اختلاف می کند.

برای مثال

سامانتا ممکن است بگوید که علاوه بر خشم، احساس کرد برد با دزدیدن ایده سامانتا به او خیانت کرده است.

در این صورت برد نیز ممکن بود بگوید که موفقیت های سامانتا را همیشه تحسین می کند

و فقط قصد رقابت با او را داشته و زمانی که سامانتا به او تهمت دزدی ایده اش را زده، احساس کرده که مورد اهانت قرار گرفته است.

کسانی که با هم دچار اختلاف شده اند با بیان احساساتشان در حین مدیریت آن اختلاف می توانند درک بهتری از یکدیگر داشته باشند.

 

  • سرمایه گذاری روی اختلافات

ما می توانیم در مذاکرات تجاری روی اختلافات خود سرمایه گذاری کنیم

و ساخت ارزش ها را در الویت قرار دهیم.

اگر یک حریف تجاری پول بیشتری برای یک همکاری دوستانه و صادقانه دارد

و دیگری انتظار دارد که بتواند همکاری صادقانه تری را در آینده ارائه دهد،

آن دو می توانند ساختار مالی را بنا کنند تا بیشترین سود را از این اختلاف و تفاوت بینشان ببرند.

به طور مشابه، معمولا کارکنانی که در میان اختلافات به شدت آشفته می شوند می توانند از این اختلافات بعنوان برگ برنده ای برای ساخت ارزشها و قوانین استفاده کنند.

هدف اصلی سامانتا در اختلافشان این بود که ایده اش را معتبر کند

در حالیکه هدف اصلی برد دستیابی به مقام در سازمانشان بود.

اگر مدیر آنها در این مورد از آن دو تشکر می کرد شاید پیشنهاد می داد که آنها طبق ایده سامانتا با یکدیگر همکاری کنند

و در صدد توسعه بخشی آن برآیند.

در جلسه گروهی بعدی مدیر به کسی که لایق بود (سامانتا) اعتبار می داد

و سامانتا هم برد را به دلیل همکاری های متعدد و کارسازش در پروژه تایید می کرد.

در هنگام مواجهه با اختلافات در محل کار، سرمایه گذاری روی این اختلافات می تواند دو شخصی که در حال نزاع هستند را به دو مذاکره کننده ای تبدیل کند که برای رسیدن به منفعت هایشان به حل آن اختلاف می پردازند.

ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان

نتیجه گیری:

همانطور که مدیریت اختلاف را در محل کار تعرف می کنیم،

باید به یاد داشته باشیم که هر چه سریع تر از یک فرد ستیزه جو به یک فرد میانه رو که می خواهد اختلافات را حل کند تبدیل شویم، بیشتر دوست داریم که به منازعه یک پایان مسالمت آمیز بدهیم.

با ورود تکنیک های مذاکره در دعواها ( که شامل گوش فرا دادن، مهارت های هوش احساسی، ایجاد ارزش ها و قوانین،) حتی می توانیم منازعه ی خود بر سر یک اختلاف را به یک رابطه دوستانه و کاری سودمند ختم کنیم.

در این مقاله به ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان می پردازیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

5 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *