مهارت شخصیت خوانی در مذاکره

مهارت شخصیت خوانی در مذاکره

, , ,

مهارت شخصیت خوانی در مذاکره

در این مقاله به مهارت شخصیت خوانی در مذاکره می پردازیم

شنیدن یکی از بهترین مهارت های خویشتن داری در مذاکره است.

ما علایق طرف مقابل را با گوش دادن یاد می گیریم.

برخی سبک ها نسبت به بقیه بهترند، اما در بیشتر مواقع ما شنونده های خوبی نیستیم.

بیشتر برای جواب دادن گوش می دهیم، نه برای فهمیدن.

برای شرح این موضوع، داستان دکتر آلبرت مهرابیان از UCLA را گوش دهید که بخاطر عدم هماهنگی در ارتباطات با او ارتباط برقرار کردیم:

  • کلمات ۷%
  • تن صدا ۳۸%
  • زبان بدن ۵۵%

حتی شنوندگان خوب هم سوالاتی می پرسند و سعی می کنند به کلمات گوش دهند.

اما وقتی عدم هماهنگی در کلمات وجود داشته باشد، فقط ۷% از نحوه ی ارتباط ساخته می شود. ۹۳% ارتباط غیر شفاهی است.

عجیب نیست که بین لب گوینده و گوش ما حجم زیادی از حرف ها هدر می روند.

ارتباط غیر شفاهی در تعیین سبک سخنگو بسیار مهم است.

از پرسش بعنوان اولین گام یادگیری علایق طرف مقابل استفاده کنید و به این ترتیب مهارت مذاکره تان را گسترش دهید.

 

مهارت شخصیت خوانی در مذاکره

 

برای پرسش موثر، سه چیز باید رخ دهد:

۱)درک اینکه کجا سوال پرسیده شود. بیشتر افراد شانسی سوالی را می پرسند و این ممکن است ما را ناراحت کند.

۲)پرسش از طرف مقابل که آیا راحت است و سپس سوال پرسیده شود.

۳)به آنها بگوییم که چه اطلاعاتی را می خواهیم بدانیم.

از سه سطح شنیدن برای بدست آوردن اطلاعات استفاده کنید:

۱)انتخابی:

ما چیزهایی را می شنویم که عقیده داریم مرتبط هستند.

۲)پاسخ دهنده:

این به طرف مقابل اجازه می دهد که شما را بشناسد و به شما توجه کند.

می تواند شامل رفتار بدنی و کلامی و یا سر تکان دادن و پرسیدن به این شکل باشد:

“درباره اش به من بگو”

۳)باز پخش:

آنچه را که فکر می کنیم، می شنویم و برای تایید می پرسیم اظهار کنیم.

بعلاوه دنبال کردن سوالات تایید کننده هم سودمند است.

یک مثال “آیا همه چیز دارم یا چیزی مانده که از دست داده باشم” می باشد.

 

همین حالا مقاله مذاکره را مطالعه کنید

 

هنگام کار روی مباحث مذاکره، بازپخش بعنوان “مینی کلوز” بکار می رود تا مباحث دشوار را آسان تر کند.

عبارت “من از دست داده ام” در صحبت ها این سوال را بوجود می آورد که چه چیز را از دست داده ام؟

آیا لازم است در این باره بیشتر صحبت کنیم تا به اهمیت موضوع پی ببرید؟

مهارت های کارامد پرسیدن و گوش دادن راه حل هایی را برای مساله ی مذاکره پدید می آورند.

با صحبت با طرف مقابل، و گوش دادن به پاسخ هایش یک پیام مثبت فرستاده می شود.

و این امر به میزان زیاد اعتماد ایجاد کرده و تنش ها را کم می کند.

افراد در این حالت با ما کار می کنند، چون ما را به صورت زیر می بینند:

  • معتمد
  • حل کننده ی مناسب مشکلات
  • ارزش دهنده به روابط

جستجوی کارامد اطلاعات از طریق مهارت های پرسیدن و گوش دادن به ایجاد این درک کمک می کند.

 

ساخت طرح قبل از مذاکره

افراد کمی هستند که قبل از مذاکره برنامه ریزی عمیق داشته باشند.

من طرح را برای تعیین مقدار هزینه ای که باید شود، مدت تکمیل پروژه، و تعداد گام هایی که باید برداشته شود، میدانم.

من دارم درباره ی برنامه ریزی جزئی صحبت می کنم، که شامل تعیین خواسته ها و علل خواستشان توسط طرف مقابل است.

سعی در ایجاد سبک مذاکره ی طرف مقابل: (مثل استفاده از سبک دیسک).

این به ما کمک می کند تا درباره ی بهترین ارتباط فکر کرده و سپس اگر حق با ما بود، فرایند را پیش ببریم.

اگر طرف مقابل را اصلا نشناسیم، مجبوریم درباره اش حدس زده و برنامه ریزی کنیم.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

علایقمان چیست؟

این چیزی نیست که می خواهیم. اما چرا؟

و اگر بیش از یک مورد برای علاقه مندی داشتیم، مطمئن شویم که تمام علایقمان را موشکافی کرده ایم.

علایق طرف مقابل چیست؟

بخش اصلی فرایند مذاکره، تعیین علایق طرف مقابل است.

مذاکره یعنی به اشتراک گذاری علایق. علایق طرف مقابل همان چیزیست که رویش مذاکره صورت می گیرد.

اگر من در موقعیت کم ارزش تر و طرف مقابل در موقعیت با ارزش تر باشد، چه باید بکنم؟

در فرایند مذاکره، درنظر گرفتن این گزینه ها می تواند استرس را کم کند.

مهارت کمتر در مذاکره باعث درنظر نگرفتن این امر می شود و برای حل این امر باید برخی امتیازات بالقوه را در نظر بگیریم.

سه گزینه ی اجرایی ما برای مذاکره و گرفتن امتیاز و حل مساله چیستند؟

اینها با ” اگر سعی می کردم، چه میشد…؟ یا ” اگر این کار را می کردم….؟” شروع می شوند.

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

 

حداقل قابل پذیرش ها چیست؟

باید به موارد زیر توجه کنیم:

بهترین گزینه ی ما برای توافق مذاکره (BATNA) چیست؟

این مهارت حیاتی برای مذاکره ی ماست. ما نتیجه ی اشتباه را نمی پذیریم.

و اگر به توافق نرسیم، BATNA همان چیزیست که برای رسیدن به این هدف به ما کمک می کند.

آنچه در این مرحله می پذیریم، بهتر از BATNA است. در غیراینصورت مذاکره چه دلیلی دارد؟

از خودمان بپرسیم BATNA طرف مقابل چه می تواند باشد.

چرا می خواهند با ما مذاکره کنند؟ چه چیزی مانع شده که با شخص دیگری مذاکره نکنند؟

 

برنامه ریزی اضافی:

در پاییز ۲۰۰۴، مجله ی مذاکره یک رای از یک خواننده داشت. یکی از سوالات مربوط به برنامه ریزی بود و نشان داد بیش از ۴۰ درصد مذاکره صرف مذاکرات داخلی می شود.

گاهی سخت ترین بخش برنامه ریزی و مذاکره با تیم خودمان است.

اگر بصورت پیشرفته تعلیم ببینیم و فکر کنیم، می توانیم محل خودمان در مذاکره را برای برنامه ریزی مقایسه کنیم.

بعلاوه ما نتایج غیر قابل قبول را نخواهیم پذیرفت.

اگر خودمان را در ارتباط با طرحمان گم کنیم، برای تفکر و بازیابی مجدد وقت زیادی صرف می شود.

 

 ۱۰ عامل برتر برای مهارت های موفق مذاکره

آشنایی حرفه ای: تونی ناگل از شرکت ناگل فهرست زیر را در اختیار ما قرار داد:

۱)بدانیم چه می خواهیم:

علایق و هدف هایمان را شفاف سازی کنیم تا شانس موفقیتمان بیشتر شود.

۲)طرف مقابل را بشناسیم:

تا آنجا که می شود افراد طرف مقابل مذاکره را بشناسیم.

سابقه شان، ترس ها، امیدها، آرزوها، و علایقشان را بشناسیم.

ممکن است یک چیز کوچک خیلی مهم باشد و به معنی همه چیز باشد.

۳)زمانبندی و متد مذاکره را در نظر بگیریم:

بازی را به شکل برنده-برنده تغییر دهیم تا مساله با درنظر گرفتن علایق حل شود و نه با موقعیت ها.

۴)نکته به نکته را آماده کنیم:

همه ی نکات را برای مذاکره مهیا کنیم.

۵)مزایای پذیرش پیشنهادمان را ذکر کنیم:

اگر مزیتی را معرفی می کنیم، باید با گزینه ی “برای آنها …خواهد بود” شرحش دهیم.

۶)چارچوب مذاکره یک یا دو نکته ی کلیدی باشد:

با ساخت چارچوب اصلی به موفقیت در مذاکره برسیم.

۷)BATNA خود را بشناسیم:

قدرت شخصی ما ناشی از این توانایی است که اگر توانایی رسیدن به توافق را نداریم، آن را کنار بگذاریم. مذاکره کنندگان کارامد نه تنها زمان کنار گذاشتن را می دانند، بلکه بلدند چطور رابطه ای را دست نخورده کنار بگذارند.

۸)گزینه های سود دوطرفه را آماده کنیم:

خلاق باشیم. راه های منحصر بفردی برای سود بردن دو طرف و رسیدن به علایق بسازیم. اگر سعی کنیم، چه می شود؟

۹)گوش دادن قدرتمند ترین مهارت مذاکره است:

این امر کمک می کند تا بدانیم علاقمندی هایمان را کجا به اشتراک بگذاریم و وقتی طرف مقابل مخالف است، به نتیجه ی رضایت بخش برسیم.

۱۰)استفاده از قدرت پیش نویس:

همیشه توافق مذاکره را بنویسیم.

 

تغییر روش تفکرمان به مذاکره

(حل مساله در مقابل مجموعه ای از امتیازاتی که یک طرف گرفته و طرف دیگر از دست می دهد)

اولین گام در جهت نفوذ روی مذاکره است و باعث می شود از نتایج بهتر لذت ببریم.

تشخیص دلایل عملکرد مردم و توانایی ارتباط با بخش وسیعی از سبک های رفتاری نوعی مهارت مذاکره است که باعث می شود به نتایج رضایت بخشی برسیم.

پیروی از یک فرایند یا استراتژی عالی است، اما شناخت سبک های مذاکره ی افراد و تغییر روش ما برای ارتباط می تواند کلید موفقیت باشد.

ساخت یک برنامه ریزی پیشرفته برای مذاکره اعتماد به نفس بیشتری می دهد و باعث می شود به نتایج مناسب تر و بهتری برسیم.

در این مقاله به مهارت شخصیت خوانی در مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
بهبود مهارت های مذاکره

بهبود مهارت های مذاکره

, , ,

بهبود مهارت های مذاکره

در این مقاله به بهبود مهارت های مذاکره می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Improving your Negotiating Skills: Tips learned in the Trenches می پردازیم

بهبود مهارت های مذاکره : نکاتی که در سنگربندی ها یاد گرفته ایم

در آغاز مذاکره چقدر احساس ناراحتی داریم. معمولاً پاسخ ها عبارتند از:

۱)می ترسم بهترین معامله را نکنم.

۲)از کار کردن با نوع خاصی از افراد لذت نمی برم.

۳)مطمئن نیستم که برای مذاکره ای خاص چه کارهایی باید انجام دهم و اینکه چگونه انجامشان دهم.

۴)ممکن است مراحل کار از دستم در برود. ممکن است هنگام تمرکز روی جزئیات، دنباله ی کاری را که می خواستم انجام دهم، گم کنم.

 

بهبود مهارت های مذاکره

 

در اینجا نکات خاصی را برای کمک به بهبود مهارت های مذاکره معرفی می کنیم:

نکته ی اول: مهارت های مذاکره صرفاً مجموعه ای از مصالحه ها نیستند.

بیشتر افراد با مجموع صفر فرایند مذاکره می کنند.

آنها تعیین می کنند که چرا می خواهند آن را به ۱۰ تا ۱۵ درصد ارتقا دهند.

و سپس مجموعه ای از مصالحه ها ر ا برای رسیدن به نتیجه می سازند.

تلاش برای کسب موقعیت و مطالبه ی موقعیت های بهتر برایشان ممکن است.

هدفشان بدست آمدن معامله ی رضایت بخش برای طرفین نیست.

می خواهند برنده شوند. بسیاری شان می خواهند مذاکره کننده شوند. و این بسیار استرس آور است.

تمایل به مذاکره از نقطه نظر موقعیت ها بوجود می آید.

بیشتر مذاکره کنندگان هرگز از خود نمی پرسند که چرا چنین چیزی را می خواهند،

چه می خواهند، و یا حتی درنظر نمی گیرند که چرا طرف مقابل درصدد مذاکره است.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

مذاکره کنندگان ماهر مذاکره ی بامهارت را بعنوان ارتباط رو به عقب و جلو تعریف کرده اند که در آن برخی سلایق به اشتراک گذاشته شده و با برخی مخالفت می شود.

هدف از مذاکره فهمیدن این موضوع است که آیا می توانیم برای داشتن علایقمان به توافق برسیم یا نه.

علاقه دلیل خواستن و یا نخواستن چیزیست.

وقتی مذاکره کننده شروع به کار از نقطه نظر علایقش می کند، در واقع می خواهد راه حل های جایگزین را برای طرف مقابل شرح دهد.

آنچه برایم جالب بود، این است که دانشجویانی که به طرف مقابل را دلیل خواسته هایشان را توضیح می دادند، ناراحت بودند.

این موضوع را با نشان دادن کارت هایشان فهماندند. مذاکره به معنی بدست آوردن بیشترین ها نیست.

در بهترین حالت، مهارت های مذاکره شامل کار طرفین برای حل یک مساله است.

مساله را می توان طبق رضایت همه حل کرد، مگر اینکه طرفین آن را بپذیرند.

چرا طرفین چیزی را می خواهند، همان فرایند حل مساله است.

 

نکته ی دوم: مهارت های افراد است که تفاوت ها را می سازد.

*اول باید بدانیم رفتارمان چه تاثیری روی دیگران می گذارد.

*سپس، بدانیم که هر شخصی راه ارتباطی خاص خودش را دارد که شاید مثل راه ما نباشد.

*مذاکره کنندگان کارامد و ماهر کسانی هستند که می توانند برای رفع نیازهای شنونده، سبک ارتباطشان را تغییر دهند.

با اینکه دیسک برای ارزیابی مهارت های مذاکره طراحی نشده، می تواند رفتار شخص را هنگام واکنش شخصی اش با یک محیط انتخابی مثل مذاکره در یک شرکت یا سازمان ارزیابی کند.

با استفاده از این برنامه دانشجویان سبک های طبیعی مذاکره شان را تعیین کرده و شروع به شناخت دیدگاه طرف مقابل نمودند.

با استفاده از آن می توانیم دریابیم که چرا با یک شخص راحت تریم و با دیگری نه.

ما با کسی که سبک مذاکره ی مشابه با ما داشته باشد، راحت تر حرف می زنیم.

و بیشتر اوقات روی یادگیری سبک ها متمرکز می شویم تا یادبگیریم که با قابل پذیرش ترین سبک با افراد مذاکره کنیم.

اولین گام، ساخت سطحی از درک از چهار بعد دیسک مربوط به رفتار است.

 

مقاله مذاکره چیست را مشاهده کنید

 

این چهار تا عبارتند از:

برتری:

افراد برتر، تصمیم گیرندگان خوبی هستند.

آنها تمایل به کنترل محیطشان داشته و درصدد حل مساله و رفع چالش ها هستند.

خیلی خوب و مستقیم حرف می زنند. اعتماد به نفس دارند، اما گاهی وحشت زده و متکبر به نظر می رسند.

پرسش و گوش دادن معمولا جزو برتری ها نیستند. آنها دوست دارند که بدون درنظر گرفتن چندین راه حل و نتیجه به سوی هدفشان حرکت کنند.

به همین دلیل دیگران آنها را ناشکیبا و بی دقت می بینند. از خط پایینی روششان استفاده می کنند.

درباره ی پی بردن به این موضوع که چرا چیزی درست کار نمی کند، خوب عمل می کنند.

درنتیجه، منفی دیده می شوند. برای برتری یافتن، نتایج مهم تر از احساس افراد است.

 

تاثیر:

مثل کسی که برتری دارد، افراد تاثیر گذار هم خوب حرف می زنند، اما از متدهی مستقیم کمتری استفاده می کنند.

آنها می خواهند که دیگران را متقاعد کرده و به آنها انگیزه دهند، نه برای انجام چیزی به آنها امتیاز بدهند.

مثل افراد برتر، روی کار متمرکزند و در صدد تکمیل کار به همراه دیگرانند. افراد تاثیر گذار بجای دیدن مشکلات، احتمالات طرح را می بینند.

در بهترین حالت،بعنوان رویاپرداز دیده می شوند. تاثیر گذاران افراد برتر را منفی می بینند و افراد برتر آنها را غیر واقعی و حتی سیاستمدار.

 

مقاله اصول و فنون مذاکره را مشاهده کرده اید !!!

 

هر دو می خواهند تصمیم گیری کنند و رهبر باشند. تاثیرگذاران به دنبال احساسات مطلوب و ایجاد ارتباط هستند.

می خواهند تحریک کننده و بی نظیر دیده شوند. توجه به جزئیات یک سرمایه نیست، اما آنها ترجیح می دهند که تصاویر بزرگتر را ببینند.

آنها اجتماعی هستند و معمولا افراد زیادی را می شناسند. می خواهند به نتیجه برسند، اما تمرکزشان روی انگیزه دادن به افراد برای رسیدن به نتیجه ی خوب است.

 

ثبات:

افراد با ثبات مثل افراد تاثیر گذار هنگام نگاه کردن به یک ایده ی جدید،جنبه های مثبتش را می بینند.

برخلاف تاثیر گذاران، تمایلی به تغییر ندارند، حتی اگر مثبت باشد.

خودشان را کم قدرت تر از محیط می بینند و حس می کنند اگر هر کس کارش را بهتر و سخت تر انجام دهد، و به وضعیت برابر برسند، همه چیز خوب پیش می رود.

آنها شنوندگان عالی هستند و قبل از پاسخ دادن همه چیز را در نظر می گیرند.

مثل تاثیزگذاران،روی افراد متمرکزند. بسیار وابسته به اعضای تیم هستند.

افراد برتر و تاثیر گذار در مذاکره با افراد با ثبات باید هنگام پاسخ دادن سریع مراقب باشند. با ثبات دوست دارند که قبل از پاسخ دادن، فکر کنند.

آنها بسیار طبق متد عمل می کنند. و مخالف افراد برتر و تاثیر گذارند.

 

با وجدان:

مثل افراد با ثبات، اینها هم درونگرا و کم حرف هستند.

اما مثل افراد برتر، متمرکز بر کار و کنترل می باشند. هنگام مذاکره وضعیتتان باید واقعی بوده و یک نکته داشته باشد.

آنها کمال گرا هستند. روششان غیر مستقیم، کم حرف، دیپلماتیک و تجارت گونه است.

باید برایشان دلایل مبتنی بر حقیقت بیاورید، وگرنه تغییر را نمی پذیرند.

آنها عقیده دارند که اگر افراد از فرایندها و روش هایی پیروی کنند، مشکلات زیادی حل می شود و تغییر ضروری نیست.

حقایق و فرایندها برایشان مهم ترین چیزند و افراد در رتبه ی دوم اهمیت قرار دارند.

یک تاثیر گذار هنگام مذاکره با شخص با وجدان، باید مجهز به حقایق دقیق و اطلاعات معتبر باشد.

جزئیات برای تاثیر گذار برداری قوی نیست. اینها هم مثل افراد برتر میل به تصمیم گیری دارند.

محدودیت سبک با وجدان در این است که اشتیاقشان به حقایق آنها را دو دل نشان می دهد.

بدون توجه به شدت روش هایی که افراد دارند، هرکسی می تواند برخی از آنها را برای خود برگزیند.

این امر با “پروفایل کلاسیک” مشخص می گردد.

این پروفایل شدت هر روش را در رابطه با دیگران امتحان می کند.

مذاکره کنندگان تصویر کاملی ازنحوه ی رفتارشان و کارایی روابط با انواع مختلف افراد بدست می آورند.

 

پروفایل کلاسیک شامل ارزیابی سبک های رفتاری در موارد زیر است:

  • احساسات
  • اهداف
  • قضاوت دیگران
  • تاثیر گذاری روی دیگران
  • ارزش سازمان
  • تمایلاتی که می توانند مورد سواستفاده قرار بگیرند
  • رفتار تحت فشار
  • ترس
  • نحوه ی افزایش کارایی

 

ممکن است از یک یا چند گزینه استفاده نماییم، چون نسبت به بقیه احساس ناراحتی داشته باشیم.

اما برای کارامد تر بودن، یادگیری نحوه ی استفاده از آنها در مواقع لازم فصلی مهم در گسترش مهارت های مذاکراتی ماست.

وقتی افراد به سبک های مختلف با هم ارتباط برقرار میکنند، این امر می تواند منفی باشد.

مذاکره ی یک فرد تاثیرگذار با با وجدان سکون متوسطی در ارتباط با کیفیت محصول بوجود می آورد.

این امر مورد سوال قرار گرفته و تاکنون تایید نشده است.

مذاکره ی فرد برتر با باثبات درصددپاسخ دادن به این سوالات است.

فرد برتر در حال فکر کردن مجددا شروع به صحبت می کند و سکوت را شکسته و قصد دارد به سوال پاسخ داده و یا تصمیمی بگیرد.

فرد تاثیر گذار در مذاکره با فرد برتر با یک داستان و یا حکایت بجای استفاده از روش مستقیم کوتاه تر به سوالات جواب خواهد داد.

تمام این چیزهای به نظر کوچک در دست یک مذاکره کننده ی ماهر بزرگ خواهند بود.

برای حداکثر شدن مهارت های مذاکره مان، باید برای شناخت سبک های دیگران و درک کامل تمایلاتمان و انعطاف پذیری در مواقع ضروری، تمرین کنیم.

در این مقاله به بهبود مهارت های مذاکره پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
تیپ روانشناسی disc

تیپ روانشناسی disc

, ,

تیپ روانشناسی disc

تیپ روانشناسی disc یکی دیگر از مدل های شناخت تیپ شخصیتی می باشد.

این مدل می تواند به ما در مذاکره بسیار کمک نماید.

ما با شناخت تیپ شخصیتی طرف مقابلمان متوجه می شویم که باید با او چگونه برخورد نمائیم.

تیپ روانشناسی disc اولین بار در سال ۱۹۲۹ میلادی توسط دکتر مارستون معرفی گردید.

دکتر مارستون معتقد بود که افراد را می توان با چهار سبک طبقه بندی نمود.

با شناخت به تیپ روانشناسی disc طرف مقابلمان و مدل غالب خودمان می توانیم در مذاکراتمان موفق تر و اصولی تر رفتار نمائیم.

 

تیپ روانشناسی disc

 

همه ما از این چهار حالت را داریم ولی یک یا دو رفتار در هر فرد بیشتر است و به آن رفتار غالب می گویند.

با شرکت در آزمون رسمی تیپ روانشناسی disc می توانید پی ببرید که غالب رفتار شما کدام می باشد.

در ادامه به توضیحات کاملی برای آشنایی با تیپ روانشناسی disc می پردازیم.

 

رفتارهایی که در سبک رفتارهای چهرگانه مشاهده می شود:

تسلط:

این دسته از افراد تمایل شدید دارند به این که بر افراد اطرافشان تسلط و کنترل داشته باشند. با اعتماد به نفس بالایی که دارند و به دنبال نتیجه گیری هستند

خصوصیات:

بی پرده سخن می گویند و رک هستند.

بدنبال چالش هستند و از آن بشدت استقبال می کنند.

در موضوعات و بحث ها، اصل موضوع مورد توجهشان قرار می گیرد.

 

نفوذ:

این دسته از افراد که معمولاً اجتماعی هستند، علاقه دارند با متقاعد کردن دیگران و از تاثیر گذاری و نفوذ بر محیط تاثیر بگذارند.

خصوصیات:

با انرژی فراوان و پر شور.

معمولاً افراد خوشبینی هستند.

علاقه شدید به این که در کاری یا چیزی به مشارکت بپردازند.

حذف شدن در هر چیزی بسیار  ناراحتشان می کند.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

ثبات:

این دسته از افراد معمولاً افرادی قابل اتکا هستند و دوست دارند که خدمت کنند.

خصوصیات:

بسیار خونسرد و استرس اذیتشان می کند و از عجله فراری هستند.

افرادی بسیار آرام

اکثراً در نظر سنجی ها حمایت می کنند

بسیار فروتن و متواضع می باشند.

 

 

مو شکافی:

این دسته از افراد دوست دارند که مانند استاندارد ها باشند تا با دقت به کار تضمین بدهند. به تخصص و شایستگی اهمیت فراوان می دهند.

خصوصیات:

بسار به استقلال علاقه دارند

افرادی تحلیلگر هستند

جزء بین

به هیچ .جه نمی توانند ببینند که اشتباه می کنند.

 

در این مقاله به مختصر آشنایی با تیپ روانشناسی disc پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
اصول مذاکره

دنیای اطرافمان را چگونه مدیریت می نماییم

, ,

دنیای اطرافمان را چگونه مدیریت می نماییم

دسته بندی دنیای اطرافمان در شخصیت شناسی دو دسته زیر می باشد:

داوری کننده Judging  ملاحظه کننده Perceiving

افراد چگونه دوست دارند دنیای اطرافمان خود را سازمان دهی کنند، در ادامه به مفهوم (داوری کننده و ملاحظه کننده) خواهیم پرداخت.

ملاحظه کننده به معنای کاملاً ادراکی بودن نمی باشد
و بدین معنا می باشد که فرد باز و پذیرنده می باشد
و خلاف آن داوری کننده می باشد که آن نیز به معنای این که شخص انتقاد کننده و ایرادگیر باشد نیست.

تصمیم گیری من سریع و راحت است ؟ یا در مواقع تصمیم گیری مضطرب می شوم؟

افراد که تیپ شخصیتی آنها داوری کننده می باشد دوست دارند برنامه ریزی داشته باشند
و طبق برنامه ریزی جلو بروند و وقتی تغییری در برنامه به وجود می آید ناراحت می شوند

 

یک تفاوت بزرگ

آیا به زمان توجه داریم و تقریباً همیشه سر وقت هستیم؟ یا اکثر مواقع دیر می کنیم؟

افرادی که تیپ شخصیتی آنها داوری کننده می باشد زمان برایشان بسیار مهم محسوب می شود
و برای رسیدن به هدفی که دارند زمان بسیار تاثیر گذار می باشد
و فعالیت هایشان را در مدت های ۱۵ دقیقه و ۳۰ دقیقه و ۶۰ دقیقه زمان بندی می نماییند.

اما افراد ملاحظه کننده زمان را میشود تمدید کرد و برای هر چیزی می گویند که می شود وقت برایش پیدا کرد .

 

دنیای اطرفمان چگونه می باشد؟

نمی دانم همین ۵ دقیقه پیش این جا بود جمله ای که افراد ملاحظه کننده از آن زیاد استفاده می نماییند.

من باید کارم را تمام کنم و بعد از آن به استراحت بپردازم!!!
یا همیشه می شود دلیلی پیدا کرد تا کارم را به زمان دیگری موکول نمایم.

با این مقاله و شناختن دسته خود برای تشخیص دنیای اطرافمان به پایان تیپ های شخصیتی پرداختیم.
اگر هنوز با تیپ شخصیتی خود مشکل دارید برای شناخت آن زیاد عجله نکنید، بیشتر آشنا می شوید.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
اصول مذاکره

چگونه تصمیم گیری می کنیم

, ,

چگونه تصمیم گیری می کنیم

در این مقاله به چگونه تصمیم گیری می کنیم می پردازیم

تصمیم گیری به دو دسته زیر تقسیم می شود:

فکری Thinking    احساسی Feeling

در روانشناسی شخصیت شناسی ، فکر کردن و احساس نمودن چگونگی تصمیم گیری اشخاص را مشخص می نماید.
همه ما تصمیم گیری هایمان را یا از روی منطق می گیریم یا از روی احساس و هیچ کس صد در صد فکری یا احساسی نیست و این گرایش نیز مادرزادی می باشد.

من تصمیم هایم را با سبک و سنگین کردن جنبه های مثبت و منفی می گیرم یا با توجه به احساساتم؟

تصور کنید رئیس یک شرکت هستید و با توجه به منافع شرکت باید یکی از کارمندان را اخراج نمایید.

پدری که خرج پسر دانشجو و دختر دم بخت خود را می دهد را باید احراج کنید.
چه می کنید؟
به منافع شرکت نگاه می کنید؟
اگر شما یک فرد فکری در انتخاب هایتان باشید حتماً به منافع شرکت بیشتر اهمیت می دهید.

یا اینکه دلتان نمی آید و شما یک فرد احساسی در تصمیم گیری هایتان می باشید.

 

حتماً توجه نمایید که:

  این تیپ فکری و احساسی در مورد تصمیم گیری می باشد و نه شخصیت و احساس ما

برای افراد فکری منطق اصل اول است و برای تصمیم گیری ها این افراد به شکل منطقی قضیه را تحلیل می نمایند.
با این سوال ها: با عقل جور در می آید؟ این معنی دار است؟

افراد حسی برخلاف افراد فکری هستند و خود را قسمتی از داستان می بینند و سوال هایشان معمولاً اینچنین می باشد که چه احساسی در این مورد دارم؟
روی من و دیگران چه تاثیری میدارد این تصمیم؟

افراد احساسی بیشتر به دیگران فکر می کنند چون دوست دارند که مورد توجه باشند، پس تلاش می کنند که دیگران را راضی نگه دارند.

افراد فکری قضاوت های عادلانه ای دارند و به قواعد و مقررات بها می دهند.

امیدوارم این تیپ تصمیم گیری توانسته باشد راهنمای شما باشد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
اصول مذاکره

نوع اطلاعاتی که ما به آن توجه می کنیم

, ,

نوع اطلاعاتی که ما به آن توجه می کنیم

در این مقاله به نوع اطلاعاتی که ما به آن توجه می کنیم می پردازیم
نوع اطلاعاتی که به آن توجه می کنیم حسی و شمی می باشد.

حسی Sensing   شمی iNtuition

این تیپ به دو نوع درک و برداشت متفاوت اشاره دارد.
هیچ کس صد در صد شمی یا حسی نیست همانطور که هیچ کس برون گرا یا درون گرا نیست.
همه ما هم شمی هستیم هم حسی برای پی بردم به تیپ خود به سوال زیر دقت نمایید.

معمولاً توجه بیشتری به واقعیت ها و جزئیات دارم یا خیر؟

حسی ها به درخت توجه می کنند و شمی ها به جنگل. گلی را به حسی ها بدهیم و بخواهیم صحبتی کنند،
از شادابی و رنگ زیبای گل برگ ها تا بافت نرم و لطبف گل برگ ها می گوید.
همین گل را به یک فرد شمی می دهیم،
از خاطرات مادربزرگش که مانند همین گل ها را در باغچه اش پرورش می داد و از خاطرات خودش می گوید.

من حسی هستم و به واقعیت ها توجه می کنم یا خلاق و خیال پرداز هستم؟

شمی ها معمولاً خلاق هستن و به دنبال چیزهای جدید و متفاوت هستند اما اکثر حسی ها با چیزهایی که آشنا هستند راحتند.

تصور کنید یک دوربین عکاسی به یک فرد حسی بدهیم و قرار باشد که از فردی  که یک کوه پشت سرش می باشد عکاسی نماید،
فرد حسی به کوه دقت خاصی ندارد
و تلاش می نماید تا فرد بطور واضح و روشن در کادر باشد.
اما فرد شمی بیشتر به محیط دقت می کند.

 

مقایسه حسی ها و شمی ها در مدرسه

موضوعات درسی افراد شمی و حسی در مدرسه معمولاً متفاوت می باشد.
شمی ها بیشتر به فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی و ادبیات علاقه دارند.
اما حسی ها بیشتر به کاربردهای عملی علاقه دارند مانند مهندسی ها و بازرگانی.

در این مقاله سعی نمودیم از نوع اطلاعاتی حسی و سمی بیشتر بگوییم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
شخصیت شناسی

چگونه اشخاص انرژی می گیرند؟

, ,

چگونه اشخاص انرژی می گیرند؟

در این مقاله به چگونه اشخاص انرژی می گیرند؟ می پردازیم
دریافت به دو شکل می باشد:

درونگرا Introversion   برونگرا Extraversion

هر فرد بر حسب ذات خود، گرایشی به یکی از این دو سمت دارد که می توان به دو قطب متضاد تشبیه کرد.

با یک مثال بیشتر توضیح می دهیم. شما راست دست هستید یا چپ دست؟
با همان دستی که همیشه می نوسید، اسم خود را روی یک برگه بنویسید.
حالا با دست دیگر اسمتان را بنویسید !!!

آیا راحت نوشتید؟
زمان بیشتری صرف کردید؟
اسمی که با دست مخالف نوشتید احتمالاً به خوبی دست اول نشد.
این موضوع دقیقاً به تیپ های شخصیتی ارتباط دارد،
ما یا درونگرا هستیم یا برونگرا و نمی شود وسط باشیم، در نزدیک ترین حالت می شود ۵۱ به ۴۹ باشد ولی برابر نمی شود.

 

برونگرا یا درونگرا

بسیاری از رفتارهای ما تحت تاثیر این ترجیح می باشد، با پاسخ به دو سوال می توان تا حد زیادی تشخیص دهیم که درونگرا هستیم یا برونگرا.

تبادل با سایر اشخاص به من انرژی بیشتری می دهد یا با خود بودن؟

انرژی ام را در دنیای بیرون اشخاص صرف می کنم یا در دنیای درون ایده ها؟

برون گرا ها بیشتر به دیگران محور معروف هستند،
یعنی انرژی خودشان را از دیگران می گیرند و به دیگران هم انرژی می دهند.
این افراد هر چی بیشتر با دیگران تبادل بیشتری برقرار کنند، انرژی بیشتری می گیرند.
درون گرا ها برای گرفتن جواب هایشان به درون خود توجه می کنند.

بطور مثال: برون گرا ها اغلب در اتاقشان را باز نگه می دارند و اینگونه متوجه می شوند که پیرامون آن ها چه می گذرد و برخلاف آنها درون گرا ها درهای اتاقشان را می بندد تا حواسشان پرت نشود.

من بیشتر یک شخص عمومی هستم یا یک شخص خصوصی؟

این سوال شاید بیشتر کمک نماید تا متوجه بشویم که درون گرا هستیم یا برون گرا.

امیدوارم با این مقاله انرژی خود را متوجه شده باشید که چیست ولی اگر هنوز گیج هستید نگران نباشید و با ما همراه باشید.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
شخصیت شناسی

شخصیت شناسی چیست؟

, ,

شخصیت شناسی چیست؟

در این مقاله به آموزش شخصیت شناسی می پردازیم.
روانشناسی شخصیت شناسی بسیار گسترده و پیچیده می باشد
و بسیار مهم و کاربردی در زندگی و کار ما، از آنجایی که این دانش در مذاکرات ما می تواند بسیار کمک نماید و با استفاده از این دانش بسیار راحت تر با طرف مذاکره کننده ارتباط برقرار می نماییم، لازم دانستم بطور خلاصه نگاهی به شخصیت شناسی داشته باشم.

کلمه شخصیت (Personality) از ریشه (Persona) گرفته شده است که به معنی «نقاب و ماسک» می باشد
و اشاره به بازیگران یونان و رم قدیم دارد که ماسک و نقابی بر چهره می‌گذاشتند.

روش ها و مدل های مختلفی در دنیا برای تحلیل شخصیت استفاده می شود، ما بهترین و پرکاربردترین آن (از دید بنده و بزرگان شخصیت شناسی) را برای آموزش انتخاب نمودیم.

 

MBTI

MBTI مخفف ( Myers – Briggs – Type – Indicator ) می باشد که بر اساس آن چهار الویت و شانزده تیپ شخصیتی خواهیم داشت که در مقاله هایی بطور کامل (در حدی که به درد ما در مذاکراتمان بخورد) اشاره خواهد شد.

یک مذاکره کننده موفق ابتدا باید آگاهی لازم از خود و شخصیت خودش در ابتدا داشته باشد
و پس از آن شناخت از طرف مقابل مذاکره کننده.

برای راحت تر عنوان نمودن و آشنایی بیشتر به تعریف چهار الویت می پردازیم:

ابتدا ما باید بدانیم دریافت انرژی ما چگونه می باشد،
از خودمان انرژی می گیریم یا از دیگران که به دو دسته دورنگرا و برونگرا تقسیم می شوند.

پس از آن بدانیم چه نوع اطلاعاتی را طبیعتاً متوجه می شویم که به دو دسته منطقی و شهودی تقسیم می شود.

چگونه تصمیم می گیریم که به دو دسته تفکری و احساسی تقسیم می شود.

و در انتها چگونه دوست داریم که دنیای بیرون از خود را سازمان دهی کنیم که به دو دسته منظم و منعطف تقسیم می گردد.

در مقاله های بعدی به الویت ها
و تیپ های شخصیتی در شخصیت شناسی خواهیم پرداخت.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید