افزودن یک مسیر جدید

مقالات
خرداد ۲۸, ۱۳۹۷
بازدید : 139 بازدید

 

افزودن یک مسیر جدید برای مورد تکرارشونده

درحالی‌که این اشتباهات اکتسابی هستند، آیا هدف شما تکرار آنهاست؟
نه، علم عصب‌شناسی می‌گوید می‌توانیم مسیرهای جدیدی را به موارد تکرارشونده‌ خود اضافه کنیم.
تصور کنید از راه همیشگی با ماشین به محل کار می‌روید. وقتی مغز شما بتواند مسیرهای عصبی را طراحی کند، پس می‌توانید راه‌های جدید را در پیش بگیرید.
هرقدر مسیرهای عصبی مربوط‌به آن مسیر جدید در شما قوی‌تر باشند، بیشتر از آن مسیر استفاده خواهید کرد.

خیلی‌زود این مسیر جدید را انتخاب خواهید کرد؛
مثل استفاده از مسیر رفتاری جدید در تعارض، ممکن است به یک عادت اشتباه رفتاری تازه رسیده باشید
و پس از آن هم می‌توانید مسیری جدیدتر و سالم‌تر پیدا کنید.

از آنجایی که نمی‌توانید رفتار دیگران را تغییر دهید، مسیر اثرگذاری خودتان بر روابط را تغییر دهید.
برای ایجاد این مسیر جدید، الگوی واقعی تعارض‌تان را به‌یاد آورید و طبق چارت‌های قبلی، نقشه بکشید.
حالا یک روش جایگزین سازنده دارید که برای این مورد تکرارشونده از آن استفاده کنید و مراحل زیر را در آن نظر بگیرید.

 

قبضه‌کردن قلاب:

وقتی علت مشکل را بدانید، نابودکردن آن آسان‌تر می‌شود.
اگر با همسرتان مرتباً بر سر مسائل مالی بحث می‌کنید، پس می‌دانید که پول تنها موضوعی است که باعث بروز بحث و تعارض می‌شود و می‌توانید به بودجه‌بندی توجه بیشتری کنید.

 

جایگزین‌کردن یک رفتار در چرخه اختلاف‌نظر:

مروری بر چرخه اختلاف‌نظرتان داشته باشید و نوعی تغییر رفتار را انتخاب کنید؛
برای مثال، یک چرخه اختلاف‌نظر را میان خود و همکارتان در یک پروژه تصور کنید.
او از شما انتقاد کرده و شما از او انتقاد می‌کنید.
مجدداً او انتقاد می‌کند و شما کنار می‌کشید.
یک روش جایگزین می‌تواند تأکیدکردن بر شرایط او پس از اولین حمله‌اش باشد.

 

جابه‌جاکردن چرخه کامل اختلاف‌نظر:

نشان‌دادن یک چرخه سازنده مکالمه به‌جای چرخه موجود توصیه می‌شود.
این توصیه را به دو شریک کنید که در یک شرکت استارتاپ کار می‌کنند.
با افزایش سرمایه‌گذاری در شرکت آنها، شدت بحث‌های‌شان هم بیشتر می شود،
به آنها نشان دهید این روابط درحال خراب‌شدن می‌توانند به شرکت‌شان صدمات جدی بزنند.
به آنها بگویید بنشینند و یک فرآیند جایگزین برای اختلاف‌های‌ خود پیدا کنند.
به‌جای استفاده از چرخه حمله و پادحمله، بهتر است روی جنبه‌های مشترک خود اتفاق‌نظر بیابند
و در جست‌وجوی زمینه مشترک باشند.
ثابت شده است که این روش بیشترین تأثیر را بر روابط و شرکت‌ها دارد.

 

افزودن یک مسیر جدید

 

محافظت در مقابل برگشت اختلاف

تصمیم برای تغییر الگوی اساسی رفتاری به مفهوم‌سازی مجدد هویت نیاز دارد که می‌تواند کاری بسیار سخت باشد.
به‌خاطر می‌آورم به مادربزرگ دوست‌داشتنی‌ام نگاه می‌کردم که او را «نان» صدا می‌کردم، تا راضی‌اش کنم که سیگار را ترک کند؛
چون سال‌ها بود که به سیگارکشیدن عادت داشت، ترک آن برایش کار بسیار سختی بود.
حتی باوجود کپسول اکسیژن برای تنفس و داشتن سرطان ریه، هنوز سیگار می‌کشید.
این عادت همه عمرش را به باد داده بود.

این مقاله هم مفید است
دلسوزی

با اینکه اعتیاد به سیگار بخشی از رفتار مادربزرگم بود،
به عقیده من، هویت، هسته‌ای‌ترین مانع تغییر در آن بود.
او خودش را یک مصرف‌کننده سیگار می‌شناخت و من هم او را به همین صورت می‌دیدم.
انگار نمی‌توانست خودش را به‌شکل دیگری ببیند. این بخش از زندگی‌ حدود 50سال از عمرش را به خود اختصاص می‌داد.

 

بازبینی تصورتان از خود

خلاص‌شدن از اجباربه تکرار به دیدن تصویر جدیدی از خود نیاز دارد.
حتی ممکن است یک مدل نقش و شبکه را برای خود انتخاب کنید که به کیفیت‌های شخصی تعارض بعدی مربوط باشد.
اگر شبیه این فرد عمل کنید، چه حسی خواهید داشت؟
اگر طرف مقابل‌ به شما تعرض کند، به او چه خواهید گفت؟
برای ایجاد موافقت آنها چه کاری می‌توانید انجام دهید؟
دوباره پاسخ را در ذهن‌تان مرور کنید تا به ماهیت دوم شما تبدیل شود.

 

برای محافظت در برابر بازگشت اختلاف، یک برنامه بنویسید

ویلیام جیمز نوشته است: «همه شرایطی که امکان دارد انگیزه‌های درست شما را تقویت کند، جمع کنید و خودتان را در شرایطی قرار دهید که برای روش جدید تشویق شوید.
ناسازگاری‌های قدیمی را رفع و یک تعهد عمومی ایجاد کرده و اگر شرایط اجازه دهد،
به‌طور خلاصه می‌توان گفت، با هر هدفی که داشته باشید، راه‌حل‌ها برای شما افزایش می‌یابند.»

شاید قدرتمندترین راه برای زندگی طبق تعاریف جیمز، فهرست‌کردن راه‌‌‌‌‌های کمکی باشد که به محافظت در برابر بازگشت اجباربه تکرار کمک می‌کنند؛
برای مثال، جن می‌دانست خودش مسئول واردشدن به این شرایط تعارض است،
تلاش‌های مارک برای کمک به او در حل این تعارض، بسیار مؤثرتر از این بود که خودش به‌تنهایی این کار را بکند.

 

محافظت در برابر لحظه محافظت‌نشده

پیش از درگیرشدن با طرف مقابل، به چیزی توجه کنید که گفتن یا انجام‌دادن آن شما را در دام تکرار یک الگوی رفتاری مخرب می‌اندازد.
سپس مهم‌ترین سؤال را در نظر بگیرید:
برای اجتناب از اجباربه تکرار چه حرفی می‌توانید بزنید یا چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

وقتی میانجی یک اختلاف‌نظر شدید می‌شدم، معیارهایی را در افراد مخالف در‌نظر می‌گرفتم تا به اجباربه تکرار برنگردند:
«هدف از جلسه ما، کمک‌کردن به شماست تا از چشم‌اندازهای طرف مقابل درک بهتری داشته باشید و بتوانید راه‌های برطرف‌کردن اختلافات خود را پیدا کنید. متوجه شدم شما به این کار عادت کرده‌اید و به‌سرعت به تعارضات قدیمی‌تان برمی‌گردید؛ پس امروز، هدف ما داشتن یک مکالمه متفاوت خواهد بود؛ مکالمه پربارتر که شما باید به‌جای دفاع‌کردن، گوش دهید!»

این مقاله هم مفید است
ده مهارت موثر در مذاکره

در طول میانجی‌گری، دقت کردم تا مطمئن شوم هریک از طرفین به حرف‌های طرف مقابل بااحترام گوش می‌دهد.
اگر هریک از طرفین به دیگری تعرض می‌کرد، به‌سرعت دخالت کرده و معیارهایم را به هردو طرف گوشزد و با یک مکالمه سازنده بحثی غیرمستقیم ایجاد می‌کردم.

البته گاهی‌اوقات بد نیست محافظت را کنار بگذارید و از میانجی هم کمک نگیرید.
با کمی فکرکردن، می‌توانید انتظار این شرایط را داشته باشید و برای جلوگیری از آن، به برنامه‌ای فکر کنید؛
برای مثال، در زمان تعطیلات در کنار خانواده، من و همسرم مکرراً از الگوی تخلیه احساسی تعارض استفاده می‌کردیم که در آن از تعارض‌های رسیده عصبانی می‌شدیم
و سپس، از اینکه ارتباط کامل و بی‌نقصی نداریم، خجالت می‌کشیدیم.

در این شرایط، وانمود کرده ارتباط‌مان عالی است و تنش‌ها را پنهان می‌کردیم.
با پی‌بردن به این الگو، برنامه‌ای برای محافظت خود در برابر آن طراحی کرده و توافق کردیم هر روز عصر به‌صورت خصوصی با هم حرف بزنیم تا ناراحتی‌ها را پاک کرده
و یک تصفیه احساسی انجام دهیم.
این کار را می‌توان درباره اجباربه تکرار هم انجام داد.

اجباربه تکرار، الگویی زاییده ترس است. ترس از بازشدن جعبه پاندورای احساسات که آن‌قدر دردناک و سخت است که کاملاً راه را بر مامی‌بندد،
اما اجباربه تکرار به شما اجازه می‌دهد به‌طور موقتی حساب و کتاب‌کردن درباره این احساسات خام را به تأخیر بیندازید،
خیلی‌زود شما را وسوسه می‌کند تا تسکین‌شان داده و از همین رفتار مخرب بارها و بارها استفاده کنید.
این روش فضایی برای شما باقی نمی‌گذارد تا چیزی غیر از احساسات آشنای یکسان را حس کرده یا به چیزی غیر از یک نسخه ‌تجویزشده و مرسوم یکسان پاسخ دهید.
ترس شما را کرخت می‌کند و اجباربه تکرار توانایی‌تان را برای تغییر سلب می‌کند.

 

شرایط خیلی هم ناامیدکننده نیست

هر ترس، یک خواسته مخفی است.
اجباربه تکرار برای همه عوامل مخرب یک پیام امیدبخش دارد و تمایل‌تان را به آزادکردن خود از دردهای گذشته نشان داده
و شما را به نیرویی برای تغییر مجهز می‌کند.
اگر بتوانید جلوی تمایل مرکزی به تکرار را بگیرید، میل به ایجاد ارتباط را جایگزین میل به ترک‌شدن کنید
و عشق را به‌جای ایجاد اختلاف، برای همیشه در مسیر خلاص‌شدن از این اجبار قرار گرفته‌اید.

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

 

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

Like
امتیاز :
بدون رای!
علی بهرام پور من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.
به کانال تلگرام آموزش اصول و فنون مذاکره و زبان بدن بپیوندید کانال تلگرام
دیدگاهتان را بنویسید