بازبینی هویت واقعی خود

مقالات
مرداد ۴, ۱۳۹۷
بازدید : 171 بازدید
در مرحله بازبینی هویت ذاتی، تصویری را که دیگران از شما دارند (بدون مداخله در هسته هویتی خود) در نظر می‌گیرید و از آن برای ترمیم رابطه خود استفاده می‌کنید.
مایا به من گفت رابطه ما صمیمی نیست و من هم قبول کردم. ما تجربیات شخصی خود را در رابطه با هم در میان گذاشتیم و دریافتم که هر دو خسته و درمانده هستیم؛
من درگیر آموزش و نوشتن کتاب‌هایم هستم و او بی ‌وقفه سرگرم انجام امور منزل و نگهداری از بچه‌هایمان است. ما به ‌ندرت دو دقیقه برای صحبت ‌کردن با هم وقت می‌گذاریم؛
با وجود این، ارتباط ناموفق میان ما ادامه داشت.
پس از آن، با هم بسیار صحبت کردیم و از تصاویر ذهنی هم در میان این تعارضات آگاه شدیم و به این نقطه اشتراک رسیدیم که من شبیه یک ابر هستم که در میان تئوری‌ها و نظریه‌هایی که در کتاب‌هایم می‌آوردم، غوطه‌ ورم و مایا مانند یک لنگر مستحکم در میان طوفان‌ها و ناملایمات وظایف خانوادگی است. اکنون هر دو احساس رضایت بیشتری داریم و اوضاع روشن ‌تر است.
ما فعالانه در پی نزدیک‌ کردن ابر و لنگر به ‌هم بودیم.
گاهی‌اوقات لنگر می‌تواند با یک هلی‌کوپتر به ابر نزدیک شود، ولی تا مادامی‌ که سوخت آن تمام نشود و گاهی نیز ابر خودش را به زمین نزدیک می‌کرد یا گاهی خودمان را به یک کایت که به آن لنگر متصل است و در آسمان شناور است تشبیه می‌کردیم؛ البته واضح است که این سناریو‌ها واقعی نیستند، مثلاً فکر کنید یک هلی‌کوپتر لنگری را به آسمان ببرد، ولی مشکلی ایجاد نمی‌کند و درون‌ نگری خلاقی، برای کسب ماهیت عاطفی در تجربیات عاطفی است؛ هرچند این دریافت‌ها ناخوشایند باشند،
این درون ‌نگری بازخورد عملی خواهد داشت. در نظر داشته باشید تجسم درونی شما به ‌صورت واضح (حتی روزمره) در روابط‌تان نمود عملی پیدا می‌کند. در مورد تعارض در رابطه من و مایا با وجود احساس رضایت درباره انجام وظایف خانوادگی و همچنین کمک به حرکت در راستای روش‌های جامعه، ولی ما متوجه شدیم اختلاف‌هایی در رفتارمان وجود دارد: زبان احساس رفتار من تئوری و نظری بود و مایا عملگرایانه.
ما تصمیم گرفتیم حداقل روزی 10 دقیقه وارد دنیای یکدیگر شویم. این کار دنیای ما را به‌ هم نزدیکتر کرد به‌ شکلی که مکمل هم می‌شدیم. این روش درونگرایی خلاق، همچنین در مورد ماریا و جیل، مادر و دختری که در برقراری رابطه با هم مشکل داشتند نیز مفید بود و عملکرد آن در مشاوره به اثبات رسید. آنها هر روز دعواهای شدیدی داشتند که ممکن بود به‌ طورکلی رابطه آنها را قطع کند.
زمانی‌که در مورد پیشینه تصویر ذهنی‌ای که آن دو از رابطه خود ساخته‌اند صحبت شد، دریافتم جیل خود را مانند یک ماهی کوچک می‌داند که از جانب یک کوسه تهدید می‌شود. وقتی مادر جیل این واقعیت را دریافت، از آنها خواستم چگونگی رابطه خود را شرح دهند و متوجه شدم در عین ناکامی آنها بسیار مشتاق هستند که رابطه‌شان را بهبود بخشند. جیل می‌خواست آنها مثل دو کوسه باشند و از احساسات هم در مقابل ناملایمات حکایت کنند تا اینکه مانند ماهی و کوسه باشند. مادر جیل پذیرفت و ما تلاش کردیم نمود عملی برای این تصویر پیدا کنیم و راهی برای واقعیت بخشیدن به آن بیابیم.
آنها در ابراز عواطف به ‌هم مشکل داشتند و این باعث میشد رابطه‌شان بارها به شکست بینجامد و گیج شوند، ولی دانستن ریشه‌های درونی این اختلاف راه مؤثری برای بهبود روابط آنها پیش رویشان می‌گذاشت. مادر جیل باید بیشتر از دلایل خشم دخترش آگاه میشد، آنگاه می‌توانست از او در مقابل آسیب‌ها محافظت کند.

 

این مقاله هم مفید است
چگونه تمرکز خود را افزایش دهیم

بازبینی هویت واقعی خود

 

اما اگر آنها قدرتمندتر باشند چه؟

راز‌های هویت به داستان‌های ما ختم نمی‌شوند، بلکه ابزاری قدرتمند به‌ شمار می‌روند. اساس این مسأله بر این اصل است که هرکس بر راز‌های هویت شما تسلط پیدا کند، شما را کنترل خواهد کرد؛
بر همین ‌اساس، جای تعجب نیست که همیشه طرف مقابل تعارض درصدد تغییر هویت شماست تا به اهداف خود دست پیدا کند. این سیاست هویت در خطرناکترین نوع خود است؛

برای مثال در نظر بگیرید شوهری که همسرش را مورد سوء استفاده عاطفی و احساسی قرار می‌دهد، فضا و موقعیتی از سلطه بر همسر خود را ایجاد می‌کند که القا کننده این حس است که همسرش بدون آسیب ‌دیدن از این رابطه خارج نخواهد شد. همسرش نیز جایی برای ارائه مخالفت خود ندارد یا دیدگاه‌های متکی بر تبعیض ‌نژادی در ایالات‌ متحده مانند قوانین جیم کرو که به سفید پوستان اجازه استفاده بسیار از محصولات، خدمات و شبکه‌های ارتباط اجتماعی می‌دهد.

 

قدرت راز‌های هویت ‌تان را در دست بگیرید

در اکثر تعارضات، افراد احساس می‌کنند طرف مقابل هویت آنها را به ‌نحوی تحقیر کرده یا هویت دروغین به آنها نسبت می‌دهد. برای تسلط بر رازهای هویت خود این اقدامات را انجام دهید:
– ابتدا از هویتی که طرف مقابل به شما تحمیل می‌کند، آگاه شوید.
همسری که در رابطه‌ای درگیر سوء استفاده احساسی است شاید به این باور برسد که شوهرش او را فردی وابسته و مطیع می‌بیند. شوهرش خود را خدای خدایان در قله کوه المپ تصور می‌کند.
همسرش خود را موجودی ضعیف و یک فانی بی‌پناه. برای رسیدن به این درک، همسر این فرد باید ابتدا از خود سؤال کند که شوهرش برای او چه هویتی در نظر گرفته و آیا این هویت در رابطه آنها قابل‌ قبول است یا خیر.
– قدم دوم، آیا فرد مقابل شما از این توانایی‌ها بهره می‌برد؟
قدرت مشروع: آنها موقعیتی با سلطه قانونی بر شما دارند.
قدرت تخصصی: آنها از دانش خاص یا مدرک و اختیاری بهره می‌برند.
قدرت ارجاعی: آنها ارتباطات فردی مؤثری دارند.
قدرت پاداش: آنها قدرت پاداش‌ دادن به شما را دارند.
قدرت اجبار: آنها قدرت تهدید، تنبیه یا تحریم شما را دارند.
قدرت اطلاعاتی: آنها اطلاعاتی دارند که ممکن است دیگران به ‌دنبال آن باشند.
– قدم سوم، منبعی را که می‌توانید از آن قدرت بگیرید، پیدا کنید.
همسر این فرد در گروه‌های پشتیبانی هفتگی حضور پیدا می‌کند تا شبکه اجتماعی وسیع‌تر و قدرت ارجاعی بیشتری داشته باشد. او درمی‌یابد که می‌تواند در این رابطه حامل قدرت مشروع بوده و تصمیمات سرنوشت ‌سازی درباره ازدواج‌شان بگیرد. او با یک وکیل مشورت می‌کند تا اطلاعات خود را در رابطه با حقوق قانونی و قدرت اطلاعاتی‌اش افزایش داده و قدرت اجبار همسرش را کاهش دهد
و در صورتی‌که همسرش رفتار خود را تغییر نداد، او حتی می‌تواند با ماندن در خانه اقوام، قدرت اجبار خود را نیز افزایش دهد.
در پایان، بر راز‌های هویت خود مسلط شوید.
همسر با شوهرش مواجه خواهد شد و اعتراضاتش را بیان خواهد کرد و خواستار تغییر شوهر خود خواهد شد؛
با این تهدید که رابطه را ترک خواهد کرد.
این هشدار قابل‌اعتماد است.
او دوباره خود را به قدرت می‌رساند.
شوهرش او را با قطع ‌کردن پشتیبانی مالی تهدید می‌کند، اما او کاملاً آماده است.
شوهرش او را با بیان ناتوانی‌اش برای تأمین نیاز و بقا در خارج از رابطه تحقیر می‌کند، اما او به شبکه پشتیبانی خود اعتماد دارد.
ترس ازدست ‌دادن همسر به مرد انگیزه می‌دهد تا با خواسته‌هایش موافقت کند و با رضایت برای تغییر رابطه‌شان به او بپیوندد؛ روندی که به زمان مشورت‌های عمیق و متمرکز و گفت‌وگو نیاز دارد.

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

این مقاله هم مفید است
در مذاکره، طرف مقابل چقدر اختیار دارد؟

 

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

Like
امتیاز :
بدون رای!
علی بهرام پور من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.
به کانال تلگرام آموزش اصول و فنون مذاکره و زبان بدن بپیوندید کانال تلگرام
دیدگاهتان را بنویسید