تفاوت های سبک مذاکره

تفاوت های سبک مذاکره

تفاوت های سبک مذاکره

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان تفاوت های سبک مذاکره می پردازیم.
این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Gender Benders می باشد.

این مقاله تفاوت های جنسیتی را توضیح داده و مورد سوال قرار می دهد.
همچنین سبک های رابطه ای که زنان و مردان در مذاکرات خود استفاده می کنند را متمایز می کند.

 

تفاوت های سبک مذاکره جنسیت ها : زنان

ما خیلی کم راجع به تفاوت های روابطی که بعنوان یک بچه ی کوچک در زمین های بازی، کلاس های مدرسه و اتاق های هیئت رییسه داشته ایم می دانیم.
در مقابل اینکه تجارت با همراهی بیشتر زنان در موقعیت های مدیریتی تغییر می کند،
نیاز به کاهش جای خالی روابط جنسیتی در حال افزایش است:
سوء روابط می تواند برای هزینه ها، سِمت ها و شغل ها خرج بردارد.

آمار و ارقام داستانی می گویند.
اینکه در آمریکا زنها نیمی از کارهای مدیریتی و حرفه ای را از آن خود کرده اند.
بیشتر دانشجویانی که مدرک دانشگاهی در سال گذشته گرفته‌اند زن ها بودند.
کسانی که ارزش واقعی و شخصی بیش از ۵۰۰ هزار دلار داشته اند بیشتر زنان بودند.
زنان آمریکایی به طور منتخب بیش از یک تریلیون دلار در سال در می آورند.
بیشتر از ۷٫۷  میلیون شرکت و تجارت در آمریکا وجود دارند که در سال درآمدی در حدود ۱٫۴  تریلیون ایجاد می کنند.
از ۵۱ میلیون سهامدار کشور، زنها ۳۵ درصد آنها را تشکیل می‌دهند.

محققان در دهه ی ۱۹۷۰ همانطور که زن ها به سمت سِمت های مدیریتی بیشتر، پیش می روند
و جاهای خالی از گسستن ها باقی می مانند، پیش بینی کرده بودند که تفاوت ها در روابط جنسیتی از بین خواهد رفت.

 

تفاوت های سبک مذاکره

 

سوال:  این عدم آگاهی بیشتر در کجا نمایان میشود؟

پاسخ:  در سازمانهایی که یک جنس به طور اصلی به فروشنده ی هم جنس خودش چیزی می فروشد.
برای مثال دلال های سهام در شرکتها را در نظر میگیریم.

سالها دلال های سهام مرد، بیشتر به مردها سهام می‌فروختند
و این موجب آسودگی خیال آنها می شده است.
مثال دیگر صنعت املاک مسکونی جایی که نماینده های زن در صحنه حاکم هستند می باشد.
سومین مثال صنعت بهداشت است.
در حقیقت استعداد در اینگونه سازمانها جنسیت زن یا مرد سمت های اجرایی بالاتری را نمی‌پذیرند بیشتر میشود.

این مقاله هم مفید است
چند پیشنهاد در مذاکره - قسمت دوم

همانطور که سنت ها تغییر میکنند،
زنها و مردها باید در یک گروه رابطه برقرار کرده، مدیریت کنند
و به جنس مخالف خود چیزی بفروشند تا آگاهی آنها هم بیشتر ‌شود.
اما باز هم نتیجه همیشه ناامید کننده است.
به عبارت دیگر آنها این مشکل را تجربه می‌کنند
اما نمی دانند در کجا مهارتهای برقراری رابطه خود را بهتر کرده و گسترش دهند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

شرکت ها و افراد حرفه ای که فرهنگ هایی ایجاد کرده اند که موجب تشویق این جنسیت ها در راههای شغلی شان می شود،
اعمالی که انجام شده و سهمِ مردها و زن ها را شناسایی میکنند
که این موثرترین و رضایت مند ترین حرکت بوده
و  یک برگ برنده رقابتی در سده اخیر است.
زنها و مردها هیچکدام در برقراری رابطه بهتر نیستند،
آنها فقط متفاوتند.
ما باید یاد بگیریم که این تفاوت‌ها را در راه برقراری رابطه یاد بگیریم
و با نیمه دیگر برقراری رابطه در تجارت موثر عمل نماییم.

سوال ها.
همانطور که زنها در فرهنگ ما رشد می‌کنند یاد می‌گیرند با چیزهای مختلف مواجه نشوند،
عاقلانه رفتار نکنند یا خشن باشند،
بنابراین آنها چگونه یک سِمت یا موقعیت را به یک ایده تبدیل می کنند؟
به طور مکرر آنها از کانال های غیر مستقیم مثل سوال ها، در راه سنتی استفاده کرده،
تقاضای اطلاعات کرده و مردم را وادار می کنند که دوباره راجع به آن ها نقشه های ایده ها فکر کنند.

از طرف دیگر مردها همیشه پیغام های غیر مستقیم را متوجه نمی شوند،
متکی به فرق جزئی کلمات زبان بدن هستند.
به طور خلاصه آنها همیشه به درستی “بین خطوط را نمی بینند” تا مفهوم و سوال یک زن را بفهمند.

 

نتیجه این می شود که:

  • زن هایی که سوال می پرسند ممکن است به صورت غیر مستقیم شکایتی داشته باشند اما مرد ها به شرایط و احساسات آنها بی اعتنایی می کنند
  • زن هایی که سوال می پرسند ممکن است فقط درخواست اطلاعات کنند اما مردها بطور مستقیم تدافعی عمل کنند. زبان زنها غیر مستقیم، فاقد حس تشخیص، متفکرانه و حتی فریبکارانه است. زنها راه های مشخص کمتری در اختیار میگذارند و با این راه های مشخص کم، از لغات متواضعانه بیشتری استفاده می کنند. برای مثال می گویند “این روش دقیقا برای طراحان ما بیگانه نیست” بدان معنیت که “آنها با آن آشنا هستند” یا ” فلانی شاید نتواند این پروژه را کنترل کنند.” یعنی “نمی خواهد این پروژه را در دست بگیرد.”
این مقاله هم مفید است
سروکار داشتن با رفتار پرخاشگرانه

زبان مردها مستقیم،
قدرتمند، بی پرده و گاهی توهین آمیز است.
مردها عموماً به طور مستقیم صحبت کرده و از لغات متواضعانه کمتری استفاده می‌کنند.
برای مثال “فلانی معامله با آن مشتری را خراب کرد، فقط بخاطر این که با لجبازی مذاکره برای تحویل را رد کرد”
یا “این نظر ناقصی است واقعا اشتباه می‌کنید.”

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

وقتی یک مدیر خانم  از کارمند مرد می پرسد:
” فکر می‌کنید می‌توانید آن کار را تا جمعه آماده کنید؟”
و کارمند مرد پاسخ مثبتی می‌دهد، مدیر خانوم انتظار دارد گزارش را تا جمعه ببیند
و وقتی جمعه می آید و کار آماده نشده مدیر زن به شرایط به عنوان یک شکست نگاه می کند که
خواسته ی مستقیمش را برآورده نشده است
در حالی که کارمند مرد می گویند “نتوانستم آن را انجام دهم.”

 

یک نکته ی کوچک:

زنها صحبت می کنند تا میان دیگران سازگاری ایجاد کنند،
ایده ها و احساسات خود را کاوش نمایند در نتیجه آنها می گویند بیشتر اهداف ارزش صحبت را دارند.
آنها اغلب راجع به عنوان های شخصی مثل روابط مردم و تجربه ها صحبت می کنند.
یک مولفه ی مهم مکالمه برای زنان به سادگی، “پیوندِ” احساسات با اشخاص دیگر است.

مردها می خواهند مکالمات را بعنوان هدفی برای تغییر اطلاعات یا حل مشکلات ببینند.
آنها اغلب حقیقت ها و رویدادها در اخبار، ورزش یا به طور عمومی عنوان هایی که به طور مستقیم به خودشان مرتبط نیست را مورد بحث قرار می دهند.
اهداف دیگر راجع به اتفاقات روتین و عادی در قضاوت مردها گواهی تلاش برای یک مکالمه نیست.

چه در فروش ، چه در مدیریت و چه در ازدواج آگاهی از تفاوت های جنسیتی در روابط می‌تواند احساس موفقیت در کار با یک گروه، گروه مدیریت یا برای نمایش خدمات و کالا را به ما ثابت کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *