تقویت ارتباطات‌

مقالات
مرداد ۱, ۱۳۹۷
بازدید : 303 بازدید

گرم‌شدن جوجه‌تیغی‌ها در شبی سرد:
آنها به‌قدری به هم نزدیک می‌شدند که گرمای بدن‌شان را با هم تقسیم کنند
و فاصله کافی را برای ممانعت از فرورفتن تیغ‌شان در یکدیگر حفظ می‌کردند.
چنین تفکری در مورد رابطه سالم بشریت هم به‌کار می‌رود که من آن را اصل شوپنهاور می‌نامم:
اگر می‌خواهید روابط‌تان را بهبود دهید، به‌حدی به هم نزدیک شوید که از رابطه مثبت بهره ببرید، اما نه آن‌قدر نزدیک که به قلمرو یکدیگر تجاوز کنید.
به ارزیابی سطح رابطه خود عادت کنید و بگویید آیا خیلی فاصله گرفته یا برای راحتی خیلی نزدیک شده‌اید.

 

جوجه تیغی

 

وقتی می‌خواهید در رابطه‌تان نفوذ کنید، سه نوع رابطه را ترسیم کنید:
فیزیکی، فردی و ساختاری.

اینها برای محدوده وسیعی از متون کاربرد دارند.
زمانی‌که به‌دنبال برقراری ارتباط مجدد با اقوام قطع رابطه کرده، سازمان و قومی هستید و نیرومندکردن جامعه ازهم‌پاشیده ضروری هستند.
به‌هرصورت، نمی‌توانید رابطه سالمی بسازید.
این سه نوع رابطه شرایط مثبتی را برای مبادله ایجاد می‌کنند.

 

نوع رابطه
به ما وابسته شود در …
1. فیزیکی نزدیکی جغرافیایی
2. فردی نزدیکی عاطفی
3. ساختاری اشتراک اعضای گروه

 

تقویت ارتباطات‌

 

نیروی ارتباط فیزیکی

ارتباط فیزیکی نزدیکی بدن‌تان به بدن دیگری است.
چنین نزدیکی‌ای نشانه خوبی از روشی است که شما و دیگری در روابط‌تان از آن بهره می‌برید.
وقتی درباره تعارض‌تان بحث می‌کنید، آیا در کنار هم نشسته‌اید یا در دو گوشه مخالف یک میز بزرگ قرار گرفته‌اید؟
حتی اختلافات کوچک در ابتدای آشنایی می‌تواند آثار بزرگی داشته باشد.
دفعه بعد که با دوستی برای شام بیرون می‌روید، کمی نزدیک‌تر از حالت معمول در کنار او بنشینید.
می‌بینید که به‌طور ناخودآگاه احساس ناراحتی می‌کند و خود را عقب می‌کشد.
در مذاکره جدی چنین نزدیکی غیرعادی‌ای می‌تواند دردسرساز باشد.

 

از موانع ارتباط فیزیکی آگاه باشید.

نزدیکی فیزیکی می‌تواند اثر ناخودآگاه نیرومندی بر حس ارتباطی‌تان داشته باشد.
در یک سازمان تنها حقیقت قرارگرفتن کارمندان در طبقات مختلفی از یک سازمان برای نشان‌دادن تقسیم‌بندی طبقاتی کافی است.
حتی کارمندان در یک طبقه هم ممکن است درمقابل قسمت دیگر احساس اتحاد بیشتری کنند.

تقسیمات فیزیکی در مقیاس بزرگ‌تر می‌تواند جامعه دیگری را مستحکم کند:
دیوار برلین را در نظر بگیرید که یک مانع سیاسی منسجم است که آلمان شرقی و غربی را جدا می‌کند، یا قانون تبعیض نژادی در ایالات‌متحده که افراد سیاهپوست در قسمت عقب اتوبوس می‌نشینند و اساس آن تشویق تبعیض است.

همان‌طورکه آقای هنری تاجفل، روان‌شناس اجتماعی نشان داده است، تنها سازماندهی افراد در یک گروه می‌تواند برتری اعضای آن گروه را به‌وجود آورد.
این یافته دقیقاً درباره قبایل وجود داشت:
قبل از اینکه قبیله‌ای شروع به مذاکره کند، به فرمان قبیله برتر در 6صندلی مختلف می‌نشستند.
اعضای قبیله احساس صمیمیت بیشتری با قبیله خود می‌کردند و به قبیله دیگر از نظر فیزیکی و عاطفی حس سردی داشتند و به‌طور تعجب‌آوری هیچ گروهی برای صندلی‌ها پیشنهاد چیدمان گرد نمی‌داد و من مطمئن هستم که اگر هم کسی پیشنهاد می‌داد، دیوار این نوع دسته‌بندی‌ها به لرزه می‌افتاد.

 

برنامه‌ای را برای ارتقای ارتباط طراحی کنید.

وقتی ملاقاتی دارید جایی را برای تعاون هماهنگ کنید.
آیا در کنار هم هستید یا یکی در صندلی روبه‌رو می‌نشینید که دیگری را ببینید؟
نشستن دور میزگرد یا کنار همدیگر نسبت‌به روبه‌روی هم بودن ارتباط گسترده‌تری فراهم می‌کند.
ممکن است در خانه یا محل کار برای محاورات گوناگون مکان خاصی را تعیین کنید.
مشاوری را می‌شناسم که نصیحت کاربردی دارد، خواهر و برادری که جمعیت بزرگی را اداره می‌کنند، مدام سر تصمیمات مدیریتی و کینه شخصی در نزاع هستند.
وقتی ارتباط‌شان وخیم‌تر شود، شغل‌شان آزاردهنده می‌شود.

این مقاله هم مفید است
ایجاد اعتماد با ژاپنی ها

مشاور به آنها گفت که اختلاف‌نظرهای تجاری‌شان را در اداره و اختلاف‌نظرهای خانوادگی را در خانه حل کنند.
این راهکار ساده عملی شد، چراکه به خواهران و برادران کمک می‌کرد تا تفاوت‌های یکدیگر را درک کرده و با هریک از این مشکلات در حوزه خود مقابله کنند.

 

قدرت ارتباطات شخصی

برای سردا پُپُویچ، کسی‌که اقدامات مدافعانه‌اش در جوانی به انقلاب برانداری رئیس‌جمهور یوگسلاوی، سُبُلدان میلُشویچ کمک شایانی کرد، ارتباطات شخصی نقشی حیاتی داشتند.
هر روز قبل از شروع اعتراضات، گروهی از دانشجویان به‌صورت مدیریت‌شده با نیروهای پلیس دیدار کرده و توضیح می‌دادند:
«برنامه ما از این قرار است. می‌دانیم که شما باید ما را دستگیر کنید، ما نیز نیروی امنیتی خواهیم داشت تا از امنیت وضعیت اطمینان داشته باشیم.»
از این طریق، نیروهای انقلابی با پلیس و ارتش ارتباط برقرار کرده و آنها را نیز در اهداف خود شریک کردند.

هنگامی‌که با شخصی ارتباط برقرار می‌کنیم، تجربه احساسی یکدیگر را می‌شناسیم که به ما کمک می‌کند
و احساس نزدیک‌تربودن می‌دهد؛
چه در تلاش باشید تا به یک معامله مهم پایان دهید یا تعارضی را پایان بخشید، اگر ارتباطی شخصی و خصوصی داشته باشید، در انتها تنها موفق خواهید بود.
این ارتباط از پنج راه مختلف قابل ارتقاست:

  1. با نقاط مهم و پررنگ زندگی این اشخاص همگام شوید:

سؤالاتی بپرسید تا دریابید برای طرف مقابل شما چه چیزهایی از لحاظ احساسی از اهمیت برخوردارند.
هدف شما عبور از خط رسمی‌بودن آنها و رسیدن به نقطه‌ای است که آنچه را آنان تنها به دوستان نزدیک خود بازگو می‌کنند بشنوید.
سؤال شما باید ریشه در کنجکاوی شما داشته باشد، با کش‌دادن بحث ورای برنامه زندگی آنها به زندگی شخصی‌شان نزدیک‌تر شوید:

«آیا خواهر یا برادری دارید؟ یا کودکی؟ بیایید درباره آنها صحبت کنیم.»

«برای تفریح چه می‌کنید؟»

«در کجا بزرگ شدید؟ آیا هنوز با آنجا ارتباطی دارید؟»

به این نکته توجه داشته باشید که برای شخصی‌سازی بحث به‌آرامی قدم بردارید.
ابتدا بحث را با صحبتی پیش‌پاافتاده نظیر آب‌وهوا، ترافیک، اخبار روز (موضوعات غیرشخصی) تا صمیمیت افزایش پیدا کند، سپس به‌آرامی بحث را به موضوعات شخصی نزدیک کنید.
اینکه آنها به‌دنبال توضیح چه موضوعی هستند؟
چه موضوعی است که می‌خواهند درباره آن صحبت کنند؟

اگر در بحث، طرف مقابل سعی کرد بحث را به موضوعی خاص بازگرداند، این مورد را مدرکی دال بر اولویت موضوع موردبحث آنها قرار دهید.
همان‌گونه که می‌بینید این موضوعات برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
در میان تجربیات آنها و خود ارتباطی بیابید.
اگر مخاطب شما به موضوع فوت اخیر مادرش اشاره کرد، پاسخ شما این‌گونه خواهد بود:
«بسیار متأسفم، به یاد دارم در تعطیلات کنار هم بودیم و اینکه چه بانوی بی‌نظیری بود! آیا علاقه‌مندی در این‌باره صحبت کنیم؟»

 

  1. جنبه‌های معنی‌دار زندگی خود را برای آنها بیان کنید:

قسمت جسورانه این بخش، برملاسازی است.
با توضیح جوانب زندگی خود، شما انسانیت خود را به نمایش می‌گذارید، اطلاعاتی را به دیگران منتقل کرده و آنها را تشویق می‌کنید تا آن را پخش کنند.

هنگامی‌که جوانب زندگی خود را بیان می‌کنید در تلاش باشید تا آن را با زندگی مخاطب خود مرتبط کنید.
«من متوجه این امر هستم که بزرگ‌کردن فرزند کار بسیار سختی است، خودم سه فرزند پسر دارم و با اینکه آنها را تا پای جان دوست دارم، مرا بسیار خسته می‌کنند.»

وقایع اطراف را با توصیفاتی زیبا بیان کنید تا مخاطب از اهمیتی که شما برای آنها قائل هستید، مطمئن شود.
«همین دیروز که به خانه رسیدم متوجه شدم لیام چهارساله کف آشپزخانه را کاملاً به رنگ آبی درآورده است.
تمیزکردن آن ساعت‌ها به‌طول انجامید.» شجاعت آن را داشته باشید که هم از قدرت‌‌تان و هم از ضعف‌های‌تان برای مخاطب خود بگویید.
می‌توانید برای مخاطب از اتفاقاتی غرورانگیز زندگی خود تعریف کنید (فرزندم برای رفتن دانشکده پذیرفته شد) اما می‌توان از نقاط ضعف نیز پرده‌بردای کرد (نگرانم چگونه زندگی دور از خانه خود را مدیریت خواهد کرد).

این مقاله هم مفید است
خواندن خصوصیات ظاهری و زبان بدن

 

        3. خود را با کیمیای ارتباط شخصی تنظیم کنید:

در موقعیت یک تعارض، به هنگامی‌که ارتباطی خنثی و آسان با مخاطب خود دارید، توجه کنید.
این کیمیای شخصی به شما کمک می‌کند تا کیفیت مکالمه خود را بهبود بخشیده و تصمیم‌گیری شما را عاقلانه‌تر کند.
اگر با مخاطب خود احساس سردی می‌کنید، از شخصی که با آنها ارتباط گرمی دارد درخواست کنید تا به‌عنوان نماینده شما در این تعارض با مخاطب صحبت کند
و به‌عنوان شخصی که میانجیگری می‌کند، ظاهر شود؛

برای مثال، چندین سال پیش از من درخواست شد تا تعارضی میان یک ایالت‌دار و رهبر تجاری را کنترل کنم.
نماینده رسمی حکومتی به‌حدی از این رهبر تجاری تنفر داشت که حتی حاضر به صحبت با او نمی‌شد.
این افراد باید درمورد سیاست‌های متفاوت خود مذاکره می‌کردند، اما این مذاکره به بن‌بست رسیده بود.
صلح کامل میان آنها زمانی تحقق یاقت که دو مشاور همزبان به‌سوی یکدیگر می‌فرستند.

 

  1. به پیشنهادها درباره ارتباطات توجه کنید:

به پیشنهادهای مخاطب خود برای ارتباط توجه کنید (مانند اقداماتی که برای نزدیک‌شدن به شما می‌کنند) و به آنها پاسخ دهید؛
برای مثال، اگر شوهر خانمی از او می‌پرسد آیا به تماشای تلویزیون علاقه‌ای دارد
و همسرش پاسخ منفی می‌دهد؛
زن می‌گوید باید شام را آماده کند.
هنگامی‌که شوهرش در جواب به‌تندی پاسخ می‌دهد، همسر او این خشم غیرمنطقی را درک نمی‌کند
و شوهرش نیز در این موضوع شریک است، تا زمانی‌که دریابند پیشنهاد شوهر راهی برای برقراری ارتباط میان آن دو بوده که با ردشدن آن، حس بطالت و شرمندگی می‌کند.

زوج‌های موفق معمولاً بیش از چند راه برای ایجاد رابطه بین یکدیگر دارند و معمولاً بیشتر به آنها پاسخ می‌دهند.
حتی در مذاکرات بین‌الملل بیشتر مذاکره‌کنندگان موفق بر کوچک‌ترین نشانه‌های ایجاد ارتباط دقیق بوده و با تغییر الفاظ منفی آشنا هستند.

 

  1. تشریفاتی برای ایجاد ارتباط تشکیل دهید:

شما روزانه کارهای بسیاری را تدارک می‌بینید، بدون آنکه از انجام آنها مطلع شوید، از در آغوش‌کشیدن فرزندان‌تان قبل از اینکه به مدرسه بروند،
یا نشستن برای شام در کنار خانواده.

این تدارکات به شما امکان می‌دهد تا ارتباطات خود را با استفاده از برخوردهای قابل پیش‌بینی و پرمعنی عمیق‌تر کنید.
پس از آنها در موقعیت یک تعارض استفاده کنید.
نیازی نیست تدارکاتی وقت‌گیر باشند، تنها اینکه تمرین شده و معنادار باشند کافی است؛
برای مثال، در یک رابطه عاشقانه، شما روند ترمیم رابطه پس از تعارض را با یک ماساژ تدارک می‌بینید.
در یک تعارض بزرگ‌تر، شما شاید جنبه‌های مختلف مذاکره را تدارک ببینید،
مانند یک‌دقیقه سکوت برای التیام درد قربانیان یا خوردن یک وعده غذایی در کنار یکدیگر یا تن‌دادن به ملاقات یکدیگر یک‌بار در هفته حتی در شرایط سخت.

 

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

 

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

1
امتیاز :
بدون رای!
علی بهرام پور من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.
به کانال تلگرام آموزش اصول و فنون مذاکره و زبان بدن بپیوندید کانال تلگرام
دیدگاهتان را بنویسید