جلسات

,

جلسات

اغلب این شکایت را از ارباب‌رجوع می‌شنوم که در جلسات بی‌فایده شرکت کرده‌اند
و این سؤال را از من می‌پرسند: «چطور می‌توان جلسات سودمندتر و بامعنایی داشت؟»

برای شروع، با دیدگاهی مثبت چگونه می‌توان آن را تعیین کرد و چگونه می‌توانید نظرات دیگران را هم همینطور ارزیابی کنید؟
در این مقاله، به اثر دیدگاه‌ها بر رفتار می‌پردازم و توضیح می‌دهم چگونه انواع حرف‌زدن، حالات صورت و ژست‌ها روی کیفیت نتیجه‌گیری‌تان تأثیر می‌گذارند.

 

آگاه‌بودن از نظرات خود

حوصله، احساسات، عقاید و نظرات همگی روی نحوه معرفی شما از خودتان اثر می‌گذارد؛
به بیان ساده‌تر، نظرات مثبت خودشان را در حالات صورت و ژست‌های باز نشان می‌دهند، درحالی‌که حالات و ژست‌های بسته نشانگر نظرات منفی هستند.

در بیشتر جلسات، نظرات نوسان دارند.
علاقه، بی‌حوصلگی، اذیت‌شدن و هیجان، برخی از عواطفی هستند که ممکن است به آنها توجه کنید.
با تغییر نظر، زبان بدن هم تغییر می‌کند. دو نظر از مهم‌ترین آرایی که در هر جلسه اهمیت زیادی دارد، پرخاشگری و تساهل است.
رفتار پرخاشگرانه، مانعی برای ایجاد توافق و ارتباط پربار است.

این نوع رفتارها عبارتند از:

  • تنش در بدن
  • لب‌های بسته
  • دست‌های ضربدری بسته‌شده
  • اشاره با انگشت
  • مشت‌کردن دست
  • اخم‌کردن
  • لم‌دادن به پشت
  • چشمان از حدقه بیرون‌زده
  • چرخاندن چشم
  • وسط حرف دیگران پریدن

رفتار پرخاشگرانه نشانه خصومت و نظرات مخرب و بحث‌برانگیز است.
در مواجهه با رفتار پرخاشگرانه، کوتاه بیایید.
جواب‌دادن به رفتار پرخاشگرانه روش خوبی نیست و در چشم دیگران بد جلوه می‌کند.
پیش از جواب‌دادن به این رفتار، فرصت بدهید تا آرام شوند.

این اتفاق، آنی رخ نمی‌دهد. پس لطفاً کمی صبور باشید!
بهتر است در گرماگرم اتفاق چیزی نگویید.
وقتی همه‌چیز آرام شد، می‌توانید پاسخ دهید.
کمی به طرف شخص مقابل خم‌شدن و نگاه‌کردن به چشمان او، با خونسردی و شفاف حرف‌زدن، نشانه قدرت، تسلط و اعتمادبه‌نفس است.

به‌علاوه وقتی می‌خواهید قدرت و هدف‌تان را نشان دهید، قدم به قدم جلو بروید و بنیان محکم خود را به‌وجود آورید.

این مقاله هم مفید است
مهارت های مذاکره در فروشگاه لوازم خانگی

 

جلسات

 

اگر می‌خواهید بحث را پایان دهید، به‌شکل هدفمندی موضع نشستن‌ خود را تغییر دهید.
سرتان را بالا بگیرید، دستان‌تان را با انگشتان باز بالا ببرید، کف دست‌تان روبه‌روی صورت‌تان بوده و کمی به جلو خم شوید.
برای نشان‌دادن اعتمادبه‌نفس و داشتن کنترل، یک دست خود را روی پای‌تان بگذارید
و اگر نشسته‌اید، آرنج دست دیگر را جلوی‌تان بگذارید، درحالی‌که دست‌تان را به نشانه توقف بالا آورده‌اید.

پایین‌آوردن پیشانی، محکم‌بستن دهان و نگاه‌کردن زیرچشمی به کسی که دارد اختلال ایجاد می‌کند هم توصیه می‌شود.
این شرایط را پیش از کارهای زیر در نظر بگیرید. ممکن است رئیس‌تان هم نداند باید از این روش‌ها استفاده کند.
رفتار تساهلی درصدد ایجاد توافق و پیشرفت ارتباطات پربار است.

این رفتارها عبارتند از:

  • حرکات روان بدن
  • لبخند محکم
  • دست‌های پایین نگه‌داشته
  • کف دست باز
  • تکان‌دادن سر به نشانه توافق یا درک
  • تماس چشمی مناسب برای ایجاد ارتباط
  • خم‌شدن به جلو
  • کج‌کردن سر
  • گوش‌دادن برای فهمیدن
  • وسط حرف دیگران نپریدن

نظر مثبت حاکی از رفتار سازنده، تأییدکننده و موردعلاقه است.
نظر شما نتیجه‌گیری‌تان را تعیین می‌کند.

یکی از ارباب‌رجوع‌های من یک سیاستمدار است.
برای بهبود رفتار غیرکلامی‌اش به جلسات من می‌آمد.
هدف او تعیین نظرات کنجکاوانه و بادقت بود، حتی اگر حواسش به موضوع جلسه نبود.
هنگام گوش‌دادن کمی به جلو لم می‌داد و سرش را کج کرده و به علامت فهمیدن سر تکان می‌داد، اما دستش را مشت کرده بود
و پای راستش را به دور پای چپش می‌پیچید.

به‌جای لبخندزدن، دهانش را جمع کرده و چشمانش انگار حالت نگران یا عصبانی داشت.
این تنش و پیچیدگی باعث می‌شد ظاهر بسته و گارد گرفته‌ای داشته باشد و مورداعتماد دیده نشود.

 

همیشه با دیدگاه مثبت به جلسه بروید. با خودتان بگویید می‌خواهم بهترین معامله را برای هر دو طرف ایجاد کنم.

 

از او پرسیدم:

«آیا می‌خواهی ظاهری دقیق‌تر داشته باشد؟»
جواب داد: «بله می‌خواهم، اما اگر واقعاً به موضوع مطرح‌شده دقت بیشتری کنم، احساساتی شده و نتیجه‌ای نمی‌گیرم. برای به‌وجودآمدن یک تفاوت معنادار و رسیدن به هدفم، می‌خواهم ظاهری دقیق‌تر درباره همه‌چیز داشته باشم.»

این مقاله هم مفید است
مهارت های شنیداری خود در مذاکره را تقویت کنیم

در ادامه، با یک هدف شفاف در ذهن، عقاید و رفتارهای او را تعیین کردیم.
داشتن ظاهری دقیق‌تر باعث شد ارباب‌رجوع حس گناه بیشتری کند که واقعاً به حرف دیگران دقت نمی‌کند؛
بنابراین فقط روی رفتار غیرکلامی کارکردن ناراحتی بیشتری در او به وجود آورد،
اما وقتی قول داد واقعاً به حرف‌های دیگران دقت کند، زبان بدنش هم حالت راحت‌تری یافت؛

برای مثال، دیگر دستش را مشت نمی‌کرد
و در مواقع استرس انگشتانش را سفت نمی‌بست، بلکه کف دستش را باز کرده و از موقعیت قدرت استفاده می‌کرد؛
یعنی آرنجش رو به بیرون بوده و نوک انگشتان او مچ دستش را لمس می‌کردند.

در این موقعیت، انگشتانش رو به بالا قرار می‌گرفتند. برای تساهل یا شنیدن حرف دیگران، انگشت اشاره‌اش را رو به پایین می‌گرفت.
درهرحال در موقعیت قدرت، رفتارش باز، قابل دسترس و تحت‌کنترل بود.
به‌علاوه، به‌جای پیچاندن پاهایش در هم، محکم دو پایش را کنار هم نگه می‌داشت.
این تغییرات، انعکاس ذهنیت ارباب‌رجوعم بود که باعث شده بود در رفتارش هم به صداقت و اعتماد برسد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *