مهم نیست که چقدر سخت کار می‌کنید تا هویت مثبتی را بسازید.
همیشه این خطر وجود دارد که برخی افراد از سیاست‌های هویتی، علیه شما استفاده کنند؛
بنابراین بسیار مهم است که برای دور نگاه‌داشتن هویت خود از صدمه و آسیب، رفتار پیشگیرانه داشته باشید. سه راهکار می‌تواند در این راستا برای‌تان مفید باشد:

 

نامگذاری پویایی و طرح یک راه‌حل جایگزین

اگر حس می‌کنید سیاست‌های هویتی ارتباطی را خراب می‌کنند که برای شما ارزشمند است،
برای این حرکت و دینامیک یک اسم بگذارید
و راهی را برای رسیدن به روابط جامع نشان دهید.
دعوای زناشویی را بین کتی و جو را در نظر بگیرید که احترام‌گذاشتن آنها به مادران‌شان باعث شده بود که احساسی قوی و بد به هم پیدا کنند.

کتی باید به مادرش می‌گفت:
«مادر می‌دانی که چقدر دوستت دارم و قدر حمایت‌هایت را می‌دانم، اما هربار که با جو دعوا می‌کنم، تو از او بد می‌گویی و باعث می‌شوی من بیشتر از دستش عصبانی شوم. دفعه بعد که ناراحت بودم و پیش تو آمدم، ممکن است کمکم کنی تا موضوع را از دیدگاه او هم ببینم؟»
این جملات می‌توانند تفاوت بین احترام و بدخواهی را نشان دهند
و در بدترین حالت می‌توانند به طلاق منجر شوند.

طرفداری‌کردن از سیاست‌های جامع در فضای بین‌المللی هم می‌تواند به حل تعارض منجر شود.
چند سال پیش، در اردن یک جلسه خصوصی بین اسرائیل، فلسطین و گروهی از رهبران عرب داشتم تا درباره راه‌حل تعارضات اسرائیل و فلسطین بحث کنیم.
وقتی این رهبران درباره واردات دستگاه‌های امنیتی قدرتمندتر برای ثبات منطقه بحث کردند،
یکی از داوطلبان ناراحت که رئیس پیشین یکی از مناطق عربی بود، گفت:
«با این کار، اسرائیل می‌تواند دیوار قوی‌تری دور ۲۲کشور عربی بکشند و پایتخت بقیه شوند؟»
حرفش جدال‌برانگیز و درعین‌حال، قوی بود: سیاست‌‌های جامع می‌توانند پلی روی ارتباطات بسازند.

 

حفاظت از خود در مقابل استثمارشدن

 

قدرت ساختاری خودتان را بیشتر کنید

سیاست در ارتباط با قدرت است و قدرت اغلب بررسی می‌کند که در یک شبکه اجتماعی یا نردبان تأثیرگذاری، درچه موقعیتی قرار دارید،
نه اینکه چه کسی هستید.
افراد اغلب با توسل‌به افراد قدرتمند در شبکه‌های اجتماعی و نردبان تأثیرگذاری، خودشان را از آسیب دور نگاه می‌دارند.
حلقه داخلی رئیس اغلب از امنیت شغلی بیشتری برخوردار است تا کارمندانی که در پایین نردبان قرار دارند.

اگر شما دیوید هستیدکه با گولیات روبه‌رو شده است، به‌دنبال تقویت قدرت ساختاری خودتان باشید.
یکی از روش‌های این کار، ساختن ائتلاف سیاسی است.
به‌دنبال افرادی با دستورکارهای مشابه بوده و نیروهای‌تان را با هم ترکیب کنید؛
برای مثال، در طول جنگ سرد، تعدادی از ایالت‌ها با هم متحد شده و سازمان ایالت‌های غیرهم‌تراز (OAS) را ساختند و به‌طور رسمی خودشان را با ایالات‌متحده یا جماهیر شوروی هم‌تراز کردند.
OAS به‌عنوان یک روند امپریالیستی و استثماری در بیشتر بخش‌های دنیا در آن زمان، به‌کار می‌رفت.

این مقاله هم مفید است
استفاده از قدرت نفوذ اثبات اجتماعی

روش دوم، ایجاد یک نقش برای خودتان است تا با توجه به طرف مقابل، موقعیت‌تان را در محل تأثیرگذار سیاسی قرار دهید.
یکی از این موارد، مورد بینتا دیوپ است که نماینده اتحادیه‌های آفریقایی برای زنان، صلح و امنیت و یکی از همکاران من در پروژه‌ای بود که برای ایجاد یک نظام آموزشی جهانی به‌منظورجلوگیری از تعارض رویش کار می‌کردم.

او برایم توضیح داد که چگونه در جمهوری دموکراتیک کنگو(DRC) بین دولت و شورشیان که زنان قربانیان اولیه‌اش بودند، تعارض رخ داد و بسیاری از زنان می‌خواستند که در مذاکرات برقراری صلح شرکت داشته باشند؛
بنابراین دیوپ و سازمانش یعنی زنان سرباز آفریقایی، رهبران ارشد خود را به جلسه‌ای با کابیلا، رئیس‌جمهور وارد کردند.

آنها قدرت سیاسی را از منظر جنسیت و سن خودشان طرح کردند.
«ما هم مثل مادران و خواهران شما طالب صلح هستیم و می‌خواهیم به شما توصیه‌ای کنیم.»
جلسه آنها چندین ساعت طول کشید و رئیس‌جمهور به آنها قول حمایت و مساعدت داد تا در برابر شورشیان بایستند.
این تلاش‌ها و تلاش‌های دیگر در این زمینه، شراکت زنان را در مذاکرات سیاسیDCR افزایش داد که شامل گفت‌وگوی سان‌سیتی
و رسیدن به توافق بر سر موضوعات کلیدی نیز هست.

روش سوم برای تقویت قدرت ساختاری شما، استفاده از دستور کارهای اجتماعی است که از هویت‌تان در برابر صدمه و آسیب حفاظت کنند؛
برای مثال، می‌توانید به‌منظور نهادینه‌کردن قوانین جدید، سیاست‌های سازمانی یا قوانین مربوط‌به مالکیت خانه‌ها کار کنید.
این فرآیند زمان می‌برد، اما بازپرداخت بسیار خوبی دارد؛
مثلاً در ایالات‌متحده، قانون حقوق مدنی۱۹۶۴ به تفاوت‌هایی برمبنای نژاد، مذهب، جنسیت و ریشه ملی خاتمه داده و آن را غیرقانونی دانسته است،
اما هنوز هم تبعیضاتی مثل سیاست‌های اجتماعی وجود دارد.

برخی از توصیه‌های گولیات هم به‌درد می‌خورند.
وقتی شما نسبت‌ به طرف مقابل قدرت بیشتری دارید، این به این معنا نیست که موقعیت استراتژیک شما به حداکثر رسیده است.
گاهی با به‌اشتراک‌گذاشتن قدرت خود با طرف مقابل، می‌توانید تأثیرگذاری‌تان را افزایش دهید.
به‌جای وادارکردن طرف مقابل برای انجام خواسته‌تان، می‌توانید دوتایی با هم آن کار را انجام دهید.

ایجاد روابط همکاری‌گونه می‌تواند راهکار سیاسی بلندمدت و خوبی باشد.
اجبار، استقلال طرف مقابل را تهدید می‌کند
و باعث مقاومت و ناراحتی بالقوه می‌شود و فقط می‌تواند در کوتاه‌مدت کار کند،
اما برعکس، همکاری با تفاوت‌هایی سروکار دارد که سرمایه‌گذاری احساسی کلی را برای حل تعارض عمیق‌تر کرده و باعث می‌شود به نتیجه آن ببالند؛
برای مثال، مدیران می‌توانند از طریق همکاری و نه اجبار، انگیزه بیشتری به کارمندان‌شان بدهند و کارمندان حس کنند شرکت وابستگی بیشتری به آنها دارد
و به‌این ترتیب، مالکیت‌شان را برای تولید بیشتر کاری افزایش می‌دهند.

همین اصل می‌تواند موفقیت را در موضوعات سیاسی هم افزایش دهد.
روش رهبری جولیوس نیرر را در نظر بگیرید که رئیس‌جمهور اول تانزانیا بود.
بیش از ۱۲۵قبیله مختلف در آن کشور زندگی می‌کردند و محیط متنوعی را از لحاظ سیاست‌های هویتی به‌وجود آورده بودند،
اما نیرر به هویت ملی بیش از هویت قبیله‌ای اولویت داد.

این مقاله هم مفید است
طرح یک فرآیند تصمیم‌گیری جامع

او قدرت دولتی را با قبایل اصلی به‌گونه‌ای تقسیم کرد که هیچ قبیله‌ای به بقیه برتری نداشته باشد.
او بیان وابستگی افراد به قبیله خاص را غیرقانونی اعلام کرد
و واقعاً نشان داد که یک رئیس‌جمهور است.
نه برای اینکه پیش‌زمینه قومیتی خاصی دارد، بلکه به این علت که توانایی زیادی در رهبری داشت.
تلاش‌هایش موفق بودند و باوجود موج مقاومت‌ها و تعارضات خشونت‌بار در بخش‌های دیگر آفریقا، تانزانیا غرق در صلح و آرامش بود.

 

روابط سیاسی خوب ایجاد کنید

قدرتمندترین و آخرین راه برای نجات هویت‌تان از صدمه و آسیب، ایجاد روابط دوستانه فعال با طرف مقابل است.
این همان «بی‌وقفه‌بودن» است که قبلاً درباره آن حرف زدیم.
دو کشور با سابقه تنش باید برای ایجاد روابط خوب، منابع قابل‌توجه‌شان را گسترش دهند
و کارمندان انتخابی باید پیش‌از رفتن به اداره، با رقبای سیاسی‌شان صحبت کنند و روابط سازنده‌ای را به‌وجود بیاورند که اجازه همکاری در آینده را به آنها بدهد.
یکی از دانشجویان سابقم این توصیه را به من کرد:

او یک پست کنگره‌ای رده‌بالا دریافت کرد و پیش از انتصابات شغلی، نزد طرف مقابل سیاسی‌اش رفت و در یک مزرعه در خارج از شهر او را دید.
بعدها، به من گفت که دیدار دونفره‌شان برای موفقیت‌‌های بعدی او ضروری بود و باعث شد پلی روی تقسیمات سیاسی بزند.

یک رابطه خوب، در مقابل تنش‌ها، دوستانه، ارتجاعی و مخلصانه است
و اجازه می‌دهد تفاوت‌های گوناگون در فضایی امن موردبحث قرار گیرند،
اما چنین روابطی به نگهداری نیاز دارند؛
مثلاً مذاکره‌ کنندگان باید خودشان را برای انتقاد آماده کنند تا بتوانند به روابط خوب دست یابند.

برای بی‌وقفه‌بودن باید واقعاً بی‌وقفه باشید.

 

جمعبندی

سیاست‌های هویتی درباره قدرت هستند و قدرت نسبی است.
شما قدرت را از طریق روابط‌تان با دیگران به‌دست می‌آورید.
سیاست‌های هویتی منفی شما را در روابط مخربی گیر می‌اندازند که به‌سمت اثر قبیله‌ای پیش بروید؛
ازسوی‌دیگر، سیاست‌های هویتی مثبت، می‌توانند روابط همکاری‌گونه را به‌وجود بیاورند.
راهکار متحمله برای سیاست‌های هویتی مثبت عبارت ‌است از: تعریف کنید چه کسی هستید، نه اینکه چه کسی نیستید.
موقعیت‌تان را مصرانه تعیین کنید تا شراکت‌تان به حداکثر و ناراحتی شما به حداقل برسد.

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *