زبان بدن و روانشناسی – رفتار گرایی و تنظیم شرایط کلاسیک

ترجمه شده , زبان بدن , مقالات
آبان ۶, ۱۳۹۶
بازدید : 226 بازدید

زبان بدن و روانشناسی – رفتار گرایی و تنظیم شرایط کلاسیک

در این مقاله به زبان بدن و روانشناسی – رفتار گرایی و تنظیم شرایط کلاسیک می پردازیم.

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Body language and Psychology Part 3 – Behaviorism and Classical Conditioning می باشد.

رفتارگرایی، شاخه ای از روانشناسی درباره ی تمام عملکردها و واکنش ها می باشد.

رفتار گرایی مغز را جعبه ی سیاه می داند.

ما از فرایندهایی که در مغز رخ می دهد، اطلاعی نداریم و سعی می کنیم آن را بفهمیم.

رفتار گرایی متمرکز بر ورودی ها و خروجی هایی است که منجر به عملکرد، رفتار و واکنش می شود.

تمرکز ما در این مجموعه ی دو بخشی، درباره ی مفهوم یادگیری است (یا بطور ویژه تر، یادگیری ساده. چون چیزهای مختلفی وجود دارند.)

می خواهم به شما نشان دهم که این شاخه از روانشناسی چگونه روش های رفتاری و عادات را شرح می دهد.

 

می دانید پوکر فیس چیست؟

 

پیایید به سراغ چیزهایی برویم که قرار است درباره شان حرف بزنیم:

1)تئوری یادگیری در روانشناسی و یادگیری ساده چیستند؟ دقیقا چیزی نیست که شما انتظارش را داشتید.

2)چه چیز را می توانید یاد بگیرید و چه چیز را نمی توانید.

3)تنظیم شرایط کاربردی و کلاسیک چیست و چگونه روی زندگیتان تاثیر می گذارد؟

4)در حالتی که می خواهید عادات بد را تغییر دهید و می خواهید فراموش کردن را یاد بگیرید، لازم است که بر چه موانع ذهنی ای غلبه کنید؟

5)و در آخر درباره ی قوت عادات مختلف حرف خواهیم زد و اینکه چگونه می توانید از چنین دانشی برای ایجاد تغییر استفاده کنید.

 

رفتار گرایی و تنظیم شرایط کلاسیک

 

خب بیایید شروع کنیم:

یادگیری- نه دقیقا آنچه که فکر می کنید

فکر می کنم که وقتی می گویم “یادگیری”، تصویری که توی ذهنم باز می شود، از خواندن کتاب و یا ماهر شدن در مهارت جدیدی مثل نواختن پیانو ساخته شده است.

اما در روانشناسی، یادگیری حس بسیار گسترده تری است.

و بعنوان منشا تغییر ناشی از تجربه تعریف می گردد.

یعنی هر تجربه یا مشاهده ای که منجر به تغییر رفتار یا درکتان شود، می تواند در یادگیری نقش داشته باشد.

بعلاوه یادگیری ضرورتاً به معنای بهبود در شما نیست.

می توانید به راحتی یاد بگیرید که تنبل تر، عصبی و یا کارآمدتر باشید و همه ی اینها به نوع و نحوه ی درست یادگیریتان بستگی دارد.

برای مثال ممکن است باور داشته باشید که ذاتاً در محاسبه و ریاضی بد هستید

و این می تواند یک فاکتور زیستی داشته باشد.

اما اغلب نتیجه ی تجربه ی اولیه ی این موضوع است.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

به این علت، معلمین نقش بسیار بحرانی در آموزش شما دارند، نه فقط به این خاطر که نکات فنی را به شما درس می دهند،

بلکه به این علت که روی نحوه ی رفتارتان در آینده نسبت به این موضوع اثر می گذارند.

مثال خوب دیگر درباره ی یادگیری بد، فوبیاست که ترسی مفید یا منطقی نیست و نتیجه ی یک یادگیری خاص از گذشته می باشد.

نکته:

در این مجموعه روی یادگیری ساده متمرکز می شوم که غیر عمدی بوده و نیاز به تلاش زیاد ندارد.

همچنین نوع دیگری بنام یادگیری بالا وجود دارد که شامل آشکارسازی و عدم آشکارسازی حافظه است.

و در کسب مهارت های جدید و اطلاعات کلامی، بیش از حد انتظارتان پیش می رود.

 

همانطور که حدس می زنید، یادگیری ساده برای بیان بیشتر بخش های زبان بدن و رفتار عمومی تان بکار می رود و تجربه ی زندگی از عملکردها می باشد.

این مقاله هم مفید است
در مذاکره، طرف مقابل چقدر اختیار دارد؟

اگر مکانیزم های موجود از نحوه ی ارتباط محرک های مختلف و واکنش با آنها را بشناسید،

می توانید نحوه ی شکل گیری رفتار و عادات مختلف را هم بفهمید.

برای مثال فرض کنید که دارید سیگار را ترک می کنید.

شرط می بندم که مقاومت در برابر سیگار کشیدن در مواقع ضروری خیلی برایتان سخت است.

شاید وقتی با دوستانتان هستید، حس آشنا و قدیمی میل به سیگار کشیدن به سراغتان می آید.

آنچه می گویم این است که نه تنها عملکرد سیگار کشیدن این حس را در شما بوجود می آورد،

بلکه این موضوع و نحوه ی رابطه اش توی سرتان هم در این امر دخیل است.

 

همه چیز نیاز به یادگیری ندارد

پس از خواندن پاراگراف آخر، دارید فکر می کنید که همه چیز نتیجه ی تجربه ی گذشته ایست که شما را ساخته است.

اما این درست نیست.

بسیاری از عملکردهای شما، حالات و ژست هایتان بصورت ژنتیکی در شما کدگذاری شده اند.

شما با آنها به دنیا آمده اید و خیلی سخت تغییرشان می دهید.

حتی روش های شخصی هم پیش زمینه ی ژنتیکی دارند

و در جهت نوع خاصی از شخصیت گام بر می دارند.

روش های جهانی ای وجود دارند که بین همه به اشتراک گذاشته شده اند.

پس در آن رفتار کاملاً شبیه هستیم و ذاتا می توانیم آنها را درک کنیم.

ذات و رفلکس هایی وجود دارند.

 

مقاله مذاکره هم احتمالاً بدردتان می خورد

 

الگوهای عملکردی ای که بی هیچ قصدی و خود بخود سوخته می شوند.

یک سطح بالاتر از ذات، نوع خاصی از یادگیری بنام منقوش کردن وجود دارد

که سیستم اصلی و خاصی است که مهارت ها و رفتار ضروری برای بقا را در زمان جوانیمان بدست می آورد.

این یادگیری در یک دوره ی بحرانی رخ می دهد و همانطور که از اسمش معلوم است،

زمان بسیار مهمی از رشد ماست و در آن زمان مغز نرمتر و انعطاف پذیرتر و سازگارتر است.

می توانید منقوش کردن را مرحله ی تنظیم اولیه برای رفتارتان بدانید.

مثلاً یادگیری این که والدینمان کیستند و با چه زبانی حرف می زنیم.

با تنظیم منقوش کردن، داریم زندگی را تنظیم می کنیم.

 

پس این را بیاد داشته باشید که مهم نیست که چقدر سخت تلاش می کنید.

برخی چیزها را نمی توان تغییر داد.

ما برای همه چیز در رفتارمان دوباره برنامه ریزی نمی شویم.

در واقع همزمان نمی توانیم جای تمام ژن هایمان را عوض کنیم.

حالا برویم سراغ کار واقعیمان، یعنی تنظیم شرایط.

 

تنظیم شرایط کلاسیک

مطمئنم که درباره ی پاولوف و آزمایش سگ هایش چیزهایی شنیده اید.

اگر هم نشنیده اید، خلاصه ای از آن را تعریف می کنیم:

کارهای تنظیم شرایط کلسیک به شیوه ی اصلی همانی است که شما به یک حیوان خاص یاد می دهید تا به یک محرک غیر طبیعی و جدید، واکنشی بیولوژیک نشان دهد.

 

رفتار گرایی و تنظیم شرایط کلاسیک

 

مثلا اگر سگ داشته باشیم،

می دانیم که برای بوییدن و دیدن غذا، بزاقشان ترشح می شود

و این واکنش طبیعی آنهاست که واکنش تنظیم نشده (UR) نامیده می شود.

در این شرایط غذا محرک تنظیم نشده (US) است.

چون نیازی نیست که به سگتان بگویید استیک خوشمزه است و باید آن را بخورد.

او خودش خوب می داند که چطور این کار را بکند.

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کرده اید !!!

 

پاولوف برای غذا دادن به سگ ها همیشه یک زنگ را به صدا در می آورد

این مقاله هم مفید است
اجازه ندهیم که اطلاعات جدید به تصمیم گیری مان خدشه وارد کند

و پس از چند بار تکرار این آزمایش، متوجه شد که کافیست زنگ را به صدا در بیاورد تا بزاق سگ ها ترشح شود.

حتی بدون آنکه غذایی وجود داشته باشد.

این فرایند تنظیم شرایط نامیده می شود و در این فرایند،

سگ یاد می گیرد که به محرک جدید پاسخ دهد.

یعنی به صدا درآمدن زنگ یک محرک تنظیم شده (CS) است

که باعث واکنشبیولوژیک طبیعی ترشح بزاق می شود. (واکنش تنظیم شده).

دلیلش چیست؟

چون صدا دادن زنگ در این حالت اطلاع رسان است و ما به سگ یاد داده ایم که ارتباط صدای زنگ با غذا یعنی رسیدن غذا.

اگر چیزی در گذشته چندین بار عمل کند، چرا نباید دوباره کار کند؟

این فرایند جفت محرک و واکنش را آموزش می دهد

و باید از الگوی خاصی پیروی کند.

محرک های جدید، باید ارزش اطلاع رسان داشته باشند تا بتوانند برای کار کردن تنظیم شوند.

چیز مهمی که باید درباره ی تنظیم شرایط کلاسیک بدانیم،

این است که از یک محرک خارجی موقتی برای واکنش بیولوژیکی خاص استفاده می کنیم (مثل همین واکنش).

 

آموزش زبان بدن را از دست ندهید

 

بنابراین اگر مبنای بیولوژیک برای کار با آن وجود نداشته باشد،

عملکردش بسیار محدود است و نمی تواند رفتار کاملا جدیدی را تنظیم نماید.

شما نمی توانید به سگتان یاد بدهید که هر بار که به خانه برگشتید،

برایتان قهوه درست کند،

چون واکنش درست کردن قهوه برایش تعریف نشده است.

شاید کمی عجیب به نظر برسد،

اما ما برای زندگیمان بدون کنجکاوی یا فکر کردن، به چنین شرایطی نیاز داریم.

برای مثال هرکسی که به حد کافی تلویزیون دیده باشد،

می داند که چراغ قرمز با خطر ارتباط دارد و باید در این شرایط یا فرار کرده و یا هشیار باشد.

مثال برجسته ی دیگر،

مکانیزم تبلیغات است که برای جلب توجه محصولاتش از جاذبه ی جنسی یا تمایلات متداول استفاده کند یا نه.

همه ی ما می دانیم که با نوشیدن پپسی، ناگهان خیلی فعال نمی شویم و منطقی نیست که اینطور فکر کنیم.

اما بطور ناخودآگاه ممکن است توی ذهنتان بین نوشیدن نوشابه و ارتباط جنسی رابطه ای بوجود بیاید.

 

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

 

وقتی این محصول را توی فروشگاه می بینید،

جذب می شوید و تصویر بصری موجب می شود که ضربان قلبتان بالاتر شود.

پس اگر تبلیغات زیادی دیده باشید و بیشترشان درباره ی جاذبه ی جنسی باشند،

رابطه ی این برندهای خاص را با این جاذبه یاد خواهید گرفت.

و اگر به زبان بدن نگاه کنیم،

تنظیم شرایط حداقل در برخی بخش ها مسئول بوجود آمدن ژست ها و

حالت های ما هستند، مثل مکیدن انگشت شصت.

بسیاری از روانشناسان این رفتار را شیرخواره گی در دوران نوزادی نسبت می دهند.

وقتی بچه بودید، مادرتان شما را در آغوش گرفته و به شما شیر می داد.

و شما توی بغلش احساس راحتی و ایمنی می کردید.

پس عملکرد مکیدن با تغذیه و خوشایندی رابطه دارد.

اما بعدها در زندگی، وقتی بچه را از شیر می گیرند، این کار خوشایند به مکیدن شصت تبدیل می شود که یک جایگزین است.

چون مکیدن باعث احساس امنیت و گرما می شود.

ما این را ژست راحتی هم می گوییم.

چون به ما کمک می کند تا استرس را تسکین دهیم و اغلب با لمس خود شخص همراه است.

چون در بسیاری از افراد حس نوزادی را بوجود می آورد.

Like
امتیاز :
بدون رای!
علی بهرام پور من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.
به کانال تلگرام آموزش اصول و فنون مذاکره و زبان بدن بپیوندید کانال تلگرام
دیدگاهتان را بنویسید

بهزاد شنبه , ۶ آبان ۱۳۹۶ پاسخ

حیلی خوب وکار بردی

فاطمه نظیری شنبه , ۶ آبان ۱۳۹۶ پاسخ

بسیار عالی