طرز برخورد با افراد غیرمنطقی

طرز برخورد با افراد غیرمنطقی

طرز برخورد با افراد غیرمنطقی

در این مقاله به طرز برخورد با افراد غیرمنطقی می پردازیم

در اولین مقاله این شنبه به برخورد با افراد غیرمنطقی پرداختیم و در این مقاله به طرز برخورد با افراد غیرمنطقی خواهیم پرداخت.

 

می توانیم تلاش کنیم تا علیرغم عملکرد غیرمنطقی اش، به یک توافق برسیم،
با شخص دیگری که اختیارات بیشتری دارد و به نطر می رسد که تمایلی برای شنیدن دلایل دارد (مانند رئیس یا همکارش)،
مداکره نمائیم و یا تصمیم بگیریم تا بهترین جایگزین برای نتیجه مورد توافق خود را دنبال کنیم،
زیرا غیرمنطقی بودن او تمام امید برای ایجاد ارزش را از بین برده است.
طرز برخورد با افراد غیرمنطقی
ما باید ارزیابی های خود را بارها بررسی کنیم.
مذاکره کنندگانی که به سرعت به طرف مقابل خود، برچسب غیرمنطقی می زنند،
هزینه های بالقوه زیادی را به خود تحمیل می کنند.
وقتی ما برچسب غیرمنطقی را بکار می بریم، گزینه های خود را به محدود می سازیم.
زیرا چیز زیادی وجود ندارد که بتواند به شخصی بگوییم که از نظر ما واقعاً قادر به استدلال کردن نیست،
علاقه ای به تامین منافع خود ندارد و توانایی مذاکره به طور موثر را ندارد.

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

گزینه های ما تا حد زیادی افزایش می یابد وقتی تشخیص دهیم که طرف مقابل غیرمنطقی نیست،
بلکه فقط ناآگاه، مقید و محدود است و یا روی منافعی تمرکز کرده است که ما پیش بینی نکرده بودیم.
و همانطور که می دانیم، هرچه تعداد انتخابهای ما بیشتر باشد، مذاکره موثرتری را خواهیم داشت.

برخورد با بی اعتنایی

بی اعتمادی یک مانع بزرگ برای مذاکره می باشد.

اما قبل از اینکه امیدمان را برای احیای اعتماد از دست رفته،

از دست بدهیم، برای بازسازی آن تلاش می کنیم.

اولین قدم در بازسازی اعتماد، تشخیض عدم اعتماد موجود است.

مذاکره کنندگان اغلب، اعتماد را تک بعدی می دانند.

طرف مقابل ما یا مورد اعتماد است یا نیست.

اما توجه کنیم که انواع مختلفی از اعتماد وجود دارد.

به عنوان مثال، ما به جراح خود اصولاً براساس اینکه او صلاحیت و شایستگی انجام جراحی بر روی ما را دارد، اعتماد می کنیم،

اما به همسر خود بیشتر براساس صداقت او با خودمان اعتماد می کنیم.

به طور مشابه، ابعاد زیادی وجود دارد که براساس آنها می توانیم به همکاران و شرکای تجایری، وکلا، کارمندان، فرزندان، دوستان و دیگران اعتماد کنیم.

همچنین امکان دارد که به یک نفر از یک بعد اعتماد کنیم (وکیل من بسیار ماهر است )، ولی از جنبه دیگر به او اعتماد نکنیم ( وکیل من گاهی درستکار و صادق نیست).

وقتی این امر اتفاق می افتد باید تصمیم بگیریم چه بعد و جنبه ای از اعتماد برای ارتباط مهم تر می باشد.

اگر نتوان به کسی در جنبه و بعدی مهم و حیاتی، اعتماد کرد،

یا باید مشکل اعتماد را رفع کنید یا راه حل دیگری را برای برخورد با او در نظر بگیریم.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

دو دسته گسترده از بی اعتمادی، در مورد بسیاری از مذاکرات وجود دارد:

بی اعتمادی به شخصیت یکدیگر

بی اعتمادی به صلاحیت و شایستگی یکدیگر

اگر هر دو طرف در هر مذاکره دیگری قادر به تشخیص و حذف منبع بی اعتمادی باشند، اعتماد می تواند احیا شود.

متاسفانه، مذاکره کنندگان اعلب نسبت به این امکان بی اعتنا هستند.

در عوض، زمانی که به طرف مقابل، برچسب غیرقابل اعتماد را می زنند،

فقط به دنبال اطلاعاتی می گردند که این عقیده را تائید نماید.

علاوه بر این، وقتی خودشان را بی اعتماد جلوه می دهند، اغلب حالت تدافعی به خود می گیرند یا عصبانی می شوند

و سعی نمی کنند تا با یک روش سیستماتیک، این باور را از بین ببرند.

مذاکره کننده نابغه می دانند که وقتی طرف مقابل می گوید یا به طور ضمنی اشاره می کند شما غیرقابل اعتماد هستید،

زمان رسیدگی به این موضوع است که چرا او چنین فکری می کند؟

و چگونه می توان بر این احساس غلبه کرد؟

در این مقاله به طرز برخورد با افراد غیرمنطقی پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

9 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *