قدرت دینامیک ادغامی

برای اصلاح روابط، جمع‌بندی قدرت دینامیک ادغامی یعنی نیروهای احساسی است که شما را به‌سمت ارتباطات بزرگ‌تر می‌کشاند.
پایدارترین ارتباطات از طریق اتحاد به‌دست می‌آیند.
با این ذهنیت، بهتر است به‌سمت دیدگاه مقابل حرکت کنید
و به‌جای دیدگاهی دوگانه، دیدگاه واحد را برگزینید.
دینامیک‌های ادغامی شما و طرف مقابل را با هم پیوند می‌دهند و یکی می‌کنند.
همان‌طورکه پنج فریب شما را از طرف مقابل جدا می‌کرد (بدون توجه به شباهت‌های‌تان)،
دینامیک ادغامی شما را به هم متصل می‌کند (بدون توجه به تفاوت‌های شما).

دینامیک ادغامی قدرت را برای تبدیل روابط جدال‌برانگیز به روابط همکاری‌گونه به‌کار می‌برد
و انرژی‌های درونی شما را از حالت خصمانه به دوستانه تغییر می‌دهد.
رسیدن به این منظور، به فرآیند تشدید احساسی و تغییر روابط نیاز دارد تا در درون ذهن آگاه شما، تحولاتی مثبت رخ دهد و حس کنید ابرهای تیره درون‌تان ناگهان ناپدید شده‌اند.
من این فرآیند را تبدیل ارتباطی می‌دانم که به‌طور کارآمدی فضای احساسی بین شما و طرف مقابل را عوض می‌کند.
در یک مکالمه مذهبی، کلید، این است که باور داشته باشید تغییر ممکن است و خودتان را به‌سمت آن هدایت کنید.
ممکن است هنوز احساسات دردناکی داشته باشید،
اما اگر به پتانسیل دینامیک ادغامی ایمان داشته باشید، به‌طور ذاتی دردتان التیام خواهد یافت.

 

قدرت دینامیک ادغامی

 

دینامیک ادغامی شما را به‌سمت ذهنیت جمعی هل می‌دهد که به‌صورت زیر دسته‌بندی می‌شود:

۱. همکاری‌گونه:

به‌جای دیدن طرف مقابل به‌عنوان یک تهدید، بست‌های ارتباطی را پیدا کرده و روابط همکاری‌گونه‌ای با او داشته باشید.
شما به تفاوت‌ها توجه نمی‌کنید و مبنای تقسیم‌بندی را در نظر نمی‌گیرید.

 

۲. دلسوزی:

یک ذهنیت جمعی به‌صورت دلسوزی، بدبختی‌های شما را به یادتان می‌آورد تا بدانید طرف مقابل چه رنجی می‌کشد.
در یک تعارض، برخی افراد بیش از بقیه رنج می‌برند، اما همه درجه‌ای از درد را حس می‌کنند.
دلسوزی یک ایده‌آل بشری است، چون مشخص می‌کند انگیزه‌های شما فراتر از خویشتن‌دوستی است.
با بهبود روابط‌تان، دلسوزی به‌طور طبیعی بین شما و طرف مقابل رخ می‌دهد.

۳. باز:

 

در یک ذهنیت جمعی، شما با دیگران در ارتباط باز قرار می‌گیرید.
دیوارهای هویتی‌تان متخلخل شده و به شما اجازه می‌دهد دغدغه‌های طرف مقابل را داشته و با دغدغه‌های خودتان قسمت کنید.
به‌جای مبارزه‌ با هویت‌های هسته‌ای، به خودتان اجازه می‌دهید روش‌های جدید و خلاقانه‌ای را برای ارتباط با دیگران تصور کنید.

 

ذهنیت عمومی

ذهنیت تقسیم‌شده (اثر قبیله‌ای)

۱. همکاری۱. جدال‌برانگیز
۲. دلسوزی۲. حق‌به‌جانب
۳. باز۳. بسته
این مقاله هم مفید است
حل تعارض های تیمی

 

دینامیک ادغامی مرکب از چهار روش است تا روابط آسیب‌داده را احیا و تفاوت‌های هویت‌محور را حل کند.
چارت صفحه بعد این مراحل و نحوه ارتباط آنها با هم را نشان می‌دهد.
به‌طور خلاصه، فرآیند با علاقه شما به یک متد منحصربه‌فرد در شناخت نحوه دیدگاه خودتان و طرف مقابل از رابطه‌ در تعارض شروع می‌شود.
وقتی حس کردید داستان‌تان شنیده شد و مورداحترام قرار گرفت، از طریق درد احساسی به‌صورت جمعی شروع به کار می‌کنید.
با گرم‌شدن روابط، فرصت‌هایی برای ایجاد رابطه به‌وجود می‌آیند و مبنای قالب‌بندی جدید رابطه را در یک روش دوسویه ایجاد می‌کنند.

 

اصول دینامیک ادغامی

پیش از بحث‌کردن درباره دینامیک ادغامی، بهتر است تصویر بزرگی از متد و هدف‌هایش داشته باشیم. اینها چند اصل کلیدی هستند که باید به ذهن بسارید.

 

 

قدرت دینامیک ادغامی

 

هدف: تلاش برای هارمونی، نه برای پیروزی

در یک تعارض احساسی، ممکن است دوست داشته باشید برطرف مقابل پیروز شوید، اما احتمال ایجاد شرایط برای سطح پایدار، کم است.
پیروزی شما به‌معنای باخت طرف مقابل است و ناراحتی بعدی آنها می‌تواند باعث ایجاد انتقام شود.

هدف از دینامیک ادغامی، ایجاد روابط دارای هارمونی با طرف مقابل است.
تفاوت‌های موجود بر سر زمین با موضوعات ملموس دیگر را می‌توان حل کرد، اما تفاوت‌های هویتی باید به یک هارمونی برسند.
شما نمی‌توانید خواسته طرف مقابل را با عقاید خودتان همسان کنید،
اما می‌توانید ماهیت ارتباط‌تان را تغییر داده و تفاوت‌های خود را در چارچوبی از وحدت متعالی ببینید.

 

مسیر هارمونی غیرخطی است.

درحالی‌که دینامیک ادغامی را فرآیند چرخه‌ای مرتب تعریف کردم که شامل چهار مرحله خطی است،
این توضیح راهنمایی واضح‌تر از تعاریف کاملاً دقیق است.
دینامیک ادغامی می‌تواند شما را به عقب برگرداند، ولی این مراحل در نوسان احساسی قرار دارند:
شما ممکن است یک روز همسرتان را نفرین کنید و روز بعد کاملاً او را ببخشید و روز سوم دوباره به‌حالت حق‌به‌جانب اولیه برگردید؛
در آخر هفته، کلاً قضیه را فراموش کرده باشید.

هیچ‌یک از این چهار مرحله، کامل نیستند و مسیرهای غیرقابل‌شمارشی برای حل مشکل دارند،
اما به‌جای اینکه هر چهار راه‌حل را برای مشکل به شما پیشنهاد دهم، اطلاعات عملی بیشتری ارائه می‌دهم تا عناصر بحرانی عملی و حفظی را در مذاکره برای یک دعوای زناشویی تا مذاکرات بین‌المللی شناسایی کنید.

این مقاله هم مفید است
گزارش جلسه سوم دومین دوره هوش مالی

 

مسیر رسیدن تا هارمونی مرکب از گذشته و آینده است.

تعارض احساسی ما را در دریای خاطرات تلخ و ترس‌های آینده می‌اندازد و ما باید یک انتخاب بنیادی داشته باشیم:
آیا باید روی احیای گذشته متمرکز شویم یا همکاری با فعالیت‌های الحاقی که روابط آینده‌مان را بهبود بخشد؟

یک روش تفکر که به روان‌تحلیل‌بودن شناخته می‌شود،
گفته است یادآوری گذشته، باعث می‌شود دوباره آن را تکرار کنیم.
اگر یک اقلیت نژادی خودش را به‌عنوان هدف تاریخی سوءاستفاده‌های اجتماعی و تبعیض از طرف قدرتمندان ببیند، احتمالش کم است که بدون بازپرداخت مالی و سمبولیک برای این بی‌عدالتی، بتواند یک شهروند راضی باشد.
حتی با وجود چنین بی‌عدالتی‌هایی، گذشته هم به او حس بد و نارضایتی می‌دهد.

برخی دیگر از متخصصان می‌گویند روح گذشتگان هم تعارضات قدیمی را زنده می‌کند.
این تفکر وجود دارد: «هر چه انجام شده است،
باز هم انجام می‌شود.
بهتر است مشکلات حال را حل و روابطی قوی ایجاد کنیم تا روابط قدیمی را هم بهبود ببخشد.» حل مشکل با همکاری‌ روی نگاه جدید افرادی متمرکز است که با هم اختلاف‌نظر دارند.

پس کدام رویکرد آکادمیک درست می‌گوید؟ گذشته و آینده هر دو مهم هستند.
تجربه گذشته فقط روی روابط احساسی حال شما اثر می‌گذارد و روابط احساسی حال شما هم روی آینده.
سؤال این است که چگونه با تکیه بر گذشته، آینده بهتری بسازیم؟
روش‌های دینامیک ادغامی، مشکل را با نگاه به‌عقب و جلو حل می‌کنند.
دو مرحله اول این متد، تمرکز روی گذشته و بازسازی داستان هویتی و ترمیم زخم‌های ارتباطی بود. دو مرحله بعد به جلو نگاه کرده و روابط را در جهت وحدت متعالی می‌سازد.

 

مسیر رو به هارمونی به تغییر ساختاری و احساسی نیاز دارد.

حل یک تعارض احساسی نیاز دارد که نه‌تنها احساسات مربوطه را تسکین دهید،
بلکه ساختار ارتباطی شما را هم عوض کند.
زنی در یک رابطه که از ازسوءاستفاده شده است، می‌تواند با کمک شوهرش درمان شود و به‌شکل موفقیت‌آمیزی خشم و دردش را تسکین دهد، اما اگر الگوی ارتباطی او با دیگران عوض نشود، سوءاستفاده ادامه خواهد یافت.
رهبران دو بخش دارای اختلاف‌نظر نمی‌توانند درباره تفاوت‌های سیاسی خود مذاکره کنند، اما اگر شناخت‌شان از هم را عوض نکنند،
باز هم دچار تعارض خواهند شد. پس احساسات مربوطه و ساختارها تقسیم می‌شوند.
موانع حل تعارض هستند و باید در دینامیک ادغامی، شناسایی شوند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *