معرفی درست زبان بدن به‌عنوان یک مفهوم

معرفی درست زبان بدن

زبان بدن ریشه در تحقیقاتی وسیع درباره ارتباط غیرکلامی دارد که طیف بسیار بزرگ‌تری از دسته‌بندی‌ها و جنبه‌ها را دربرمی‌گیرد که زبان بدن اغلب از آنها غافل است.
منظور از ارتباط غیرکلامی بررسی ترکیبی از حالات صورت، ژست‌ها، حرکات فیزیکی و بدنی، لمس‌ چیزهای مختلف، ظواهر بدن (لباس، جواهرات، مدل مو) تون و بلندی صدای فرد هستیم؛ همه اینها حیاتی هستند و  ممکن است در زبان بدن فراموش شوند.

شناخت و درک زبان بدن باید مستلزم درک همه این وجوه باشد، در غیر این صورت، بخش بزرگی از این فرآیند را از دست داده‌ایم.
و روشی برای دسته‌بندی علائم بدن در اختیارمان می‌گذارد که بدون آنها ممکن است چیز زیادی ندانیم.

زبان بدن هسته عملکرد ما به‌عنوان یک انسان است و بدون توجه عمیق و درک ارتباط غیرکلامی ناخودآگاه، هیچ‌وقت نمی‌توانستیم روابط‌مان را بیش از روابط عصر غارنشین‌ها گسترش دهیم؛
زیرا در آن زمان روابط به ژست‌ها و رفتار محدودی خلاصه می‌شدند.

با افزایش تکنولوژی بیشتر روابط به‌ جای رو در رو بودن به‌شکل پشت مانیتور بودن تغییر کرده و درک طبیعی ما را از زبان بدن رفته‌رفته دچار فرسایش کرده است،
ولی فرصت‌هایی را هم در اختیارمان قرار داده تا روی ژست‌ها و وضعیت بدنی دیگران در مقابل خودمان مطالعه کنیم.

در این راستا، می‌توان گفت زبان بدن مفهومی درون‌گرایانه و راهی برای انتشار احساسات و عواطف‌مان به دیگران است.
تحقیقات آکادمیک ارتباط میان علائم بدن ما و تفسیرمان از این علائم را نشان می‌دهند
و علائم منفی و عصبی و خجالتی یا زبان بدن ضعیف می‌تواند با اثرگذاری بر وضعیت روحی‌مان دیده و به علائم منفی‌تر در زبان بدن ما منجر شود و چرخه وخیمی را آغاز کند؛
بنابراین زبان بدن یعنی گفت‌وگو با خود نه با دیگران.

 

معرفی درست زبان بدن به‌عنوان یک مفهوم

 

به‌علاوه بخش بزرگی از تحقیقات و علم زبان بدن ریشه در تحقیقات علمی و به‌ویژه نورو زبانی (NLP) دارند.
NLP ارتباط اصلی بین نحوه فکرکردن و احساس ‌ما را با نحوه القای احساسات‌مان به دیگران از طریق صحبت‌کردن نشان می‌دهد (زبانی).
مؤلفه اصلی دیگر NLP که بخش بزرگی از اعتماد کردن دیگران به شما یا عاشق شما شدن را تشکیل می‌دهد، از زبان بدن سرچشمه می‌گیرد؛
در نتیجه می‌توانیم هردوی این ایده‌ها را در کنار هم قرار دهیم و تفکر کلی اولیه را بسازیم.

این مقاله هم مفید است
افسردگی

NLP می‌خواهد تقدیر انسان را در سه دسته‌بندی اساسی تعیین کند:

  • کسانی که درباره تجربیات‌شان به شیوه بصری سخن می‌گویند
  • کسانی که به شیوه شنیداری حرف می‌زنند
  • کسانی که به شیوه حسی (احساسات و حرکت‌ها) ارتباط برقرار می‌کنند

 

برای مثال، کسانی که به شیوه بصری حرف می‌زنند، اغلب از ظاهر یک چیز یا محرکه بینایی درباره یک رویداد صحبت می‌کنند
و بنابراین می‌توانید به‌ سرعت آنها را به‌ عنوان یک شخص بصری دسته‌بندی کنید.

 

بخش اعتمادسازی:

پس از تعیین نوع و دسته‌بندی فرد، می‌توانیم از تکنیک آینه‌کردن برای نشان‌ دادن شباهت‌های میان خود استفاده کرده و آرامش و فضایی مورد اعتماد ایجاد کنیم.
اگر آینه یک شخص بصری شوید، به جنبه‌های بصری حکایت خود بیشتر خواهید پرداخت و روی ظاهر یک اتفاق بحث خواهید کرد.

این کار ارتباط سریعی بین شما و شخص مقابل ایجاد می‌کند؛
البته این اصل برای کسانی که به روش شنیداری و حسی هم حرف می‌زنند، مؤثر خواهد بود و استفاده می‌شود.
این تکنیک مثل تئوری قدیمی «فروشنده ماشین» است که باید چیزهایی را که مورد علاقه و نظر فرد مقابل است، بشناسید و درباره همان جنبه‌ها صحبت کنید.
این نکته شالوده محکم شروع بحث و تعامل است که در زبان بدن برای روابط عاشقانه هم اهمیت زیادی دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *