مهارت های برقراری ارتباط

مهارت های برقراری ارتباط

مهارت های برقراری ارتباط

در ادامه مقالات این شنبه به مقاله ای با عنوان مهارت های برقراری ارتباط می پردازیم.

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان A Look at Some of the Most Important Communication Skills for Almost Any Situation می پردازیم

وقتی راجع به افراد موفق صحبت می شود، دیگران معمولاً حدس می زنند که آنها چگونه به این موفقیت ها رسیده اند.

شاید باهوش و مبتکر بودند.

شاید هم رابطه درست یا ایده صحیحی در زمان مناسب داشتند.

شاید هم فقط شانس با آنها یار بوده است.

به هر حال، یکی از رایج ترین توضیحات برای موفقیت فردی این است که می توانستند رابطه خوبی برقرار کنند.

در مذاکرات راجع به توسعه و پرورش مهارتی برای برقراری ارتباط بحث می کنیم و حتی پینشهاد آموزش این کار را هم می دهیم.

ما می توانیم به شما و گروهتان نشان دهیم که چگونه مذاکره کننده، فروشنده و رابط بهتری باشند.

اما بهتر رابطه برقرار کردن شامل چه می شود؟

چه عواملی در برقراری رابطه بطور واضح و موثر نقش دارند؟

خصوصاً با کسانی که می خواهند بشنوند ما چه چیز برای گفتن داریم؟

  • شنیدن

وقتی ما داریم آموزش می بینیم که چگونه یک شنونده بهتر باشیم،

پای مهارت مهمتر و قابل بحث تر به میان باز می شود.

ولی هنوز هم بعضی افراد به سادگی انجام آن را رد می کنند.

مردم آنقدر عمداً روی شنیده شدن و فهمیده شدن متمرکز می شوند که توانایی فهمیدن و شنیدن دیگران را نخواهند داشت.

اکثر مردم صبر می کنند تا نوبتشان شود و صحبت کنند اما واقعا گوش نمی دهند.

“هنر موثر شنیدن برای برقراری یک رابطه ی مشخص و واضح ضروری است و و یک رابطه مشخص و آشکارا برای موفقیت لازم است.”

گام اول در برقراری رابطه برای هر دو حریف این است که به زبان یکسان سخن بگویند.

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

برای این کار باید توانایی خوب گوش دادن و خوب فهمیدن آنچه شخص مقابل می گوید را داشته باشند.

اگر این گونه نباشد، فقط دو غریبه را می بینیم که بر سر یکدیگر فریاد می زنند و حرف های نامربوطی می گویند.

وقتی ما به شخص دیگری گوش می دهیم، آن شخص متوجه می شود.

تلاش برای فهم شخص مقابل به آنها اعتبار می بخشد و اجازه می دهد ما را بعنوان شریک خود ببینند نه یک دشمن.

ناگهان ما دو نفر نیستیم که با اهداف مخالف با هم به بحث و دعوا بپردازیم، ما دو نفری هستیم که با یکدیگر کار می کنیم تا به شرایط ایده آلی برسیم که شامل اهداف هر دوی ما می شود.

  • یکدلی و همفکری

تقریباً در هر محیطی به افرادی بر می خوریم که ممکن است با آنها موافق نباشیم. این طبیعت روابط مردم است.

خوشبختانه، ما نباید سر هر موضوعی با همه موافقت کنیم.

این بدان معنی نیست که نباید تلاش خود را برای فهم ایده او یا احترام به عقیده و دیدگاهش به کار گیریم.

این موضوع به همان گوش دادن به دیگران برمی گردد و شاید یک گام هم فراتر از آن.

باید به آنچه شخص مقابل می گوید گوش فرا دهیم.

باید سعی کنیم چیزی بیش از لغات گفته شده ی او را بفهمیم و سعی کنیم معنی آن کلمات را متوجه شویم.

باید سعی کنیم که دلایل باورهایشان را بفهمیم.

لازم نیست آن باور و اعتقاد را به اشتراک بگذاریم اما موقعیت و حالات فکری آنها، درک قابل توجهی به ما می دهد که چگونه مکالمه و مذاکره را متمدن و حتی موثر نگه داریم.

جملاتی مثل “من می فهمم که شما از کجا آمده اید” می تواند نشان دهنده این باشد که ما بطور فعال به چیزهایی که شخص مقابل می گوید توجه می کنیم.

این کار فعالانه احساسات ما را تصدیق می کند و می توانیم رابطه ای که در حال ساخت آن هستیم را تقویت کنیم.

مهارت تمایز و تجربه احساسات دیگران دید منحصر بفردی به ما می دهد که بتوانیم با آن هر دو طرف مذاکره را بفهمیم.

وقتی ببینیم هر دو طرف مذاکره از کجا آمده اند بهتر می توانیم اهداف آنها را پیش بینی کرده و مکالمه را به سمت یک راه حل موفق و کارساز هدایت کنیم.

  • ترجمه و تفسیر

درحالیکه بیشتر آنچه ما تا کنون گفتیم با درک دیگران و شناخت آنچه می خواهند سر و کار دارد، خیلی مهم است که بتوانیم خود را وادار به فهمیده شدن کنیم.

برای این کار باید توانایی گرفتن داده ها و اطلاعات را داشته باشیم و بتوانیم آن اطلاعات را به کلمات آشنایی که شخص دیگر آنها را می شناسد تبدیل و ترجمه کنیم.

برای مثال یک پرفسور دانشگاه طبق عادت سال ها (یا چند دهه) یکی از تحقیقات خود را مطالعه می کند.

او تمام دلایلی که پشت اطلاعات تدریس شده به دانش آموزانش هست را می فهمد.

او می تواند اطلاعات پیچیده را بگیرد و از آنها برای ارزیابی و پیش بینی نتایجی که از آزمایشات آینده می آید استفاده کند.

از طرف دیگر دانش آموزان او برای آن تحقیق جدید و تازه کار هستند.

آنها سودی از تجربه او در زمینه کاری و سال ها تحقیقش نمی برند.

آنها پیش زمینه ای از آنچه در معرض مادیاتش بوده و در طی این سالیان بدست آورده ندارند.

برای اینکه این موارد را به آنها بیاموزد باید بفهمد که چگونه می تواند این مادیات را برای آنها در کلماتی توضیح دهد که آنها هم متوجه شوند.

مشابه این مورد در هر نوع رابطه و رویارویی امکان پذیر است.

زندگی مردم آنچنان متفاوت است که یک تجربه ی کاملا آشنا برای یک شخص می تواند برای فرد دیگر کاملا بیگانه باشد.

فهم اینکه این کلمات، جملات یا متون چه چیزی را برای حریف مقابل بازتاب می کند باعث می شود او متوجه منظور ما شده و ما را بفهمد.

  • وضوح

وضوح مهارتی در صحبت است که باعث می شود دیگران منظور ما را بفهمند.

همانطور که ضرب المثل می گوید: “بگویید منظورتان چیست و سعی کنید آنچه می گویید از ته دل باشد”.

باید ساده و واضح صحبت کرده و دقیقا آنچه می خواهیم را بیان کنیم.

حرف های غیرمستقیم به چند دلیل شدیداً آزاردهنده هستند

و هر یک از این دلایل می توانند مذاکره را تخریب کرده و به سمت نتیجه منفی و معکوسی هدایت کنند.

مردم به کم توجهی شناخته شده اند.

اکثر آنها مشتاقند که کمی اضافه تر به ما کمک کنند اما اگر ما مکرراً و همیشه از آنها چیزی بخواهیم، دیگر به ما اهمیتی نمی دهند.

شاید در مقابل مواد ابتدایی تحقیق خود تخصص داشته باشیم اما این مسئله مهمی نیست.

مقاله پوکر فیس را هم مشاهده نمائید

اگر هیچ کس به حرف های ما گوش ندهد، آیا واقعا اهمیتی دارد که ما چه می گوییم؟

موضوع دیگری که باید به یاد داشته باشیم این است،

اگر دقیق حرف خود را به زبان نیاوریم بنظر می آید که با سخنان خود فقط داریم به دور خود می چرخیم

و این اتفاق باعث می شود دیگران به ما اعتماد نکنند.

اگر نتوانیم سخنان خود را با حرف های دیگری جبران کنیم،

بنظر می رسد که داریم چیزی را از آنها مخفی می کنیم.

اگر بتوانیم یک مسئله سخت و پیچیده را فقط در چند کلمه بگوییم،

نشانه خوبی است که یعنی واقعا می دانیم راجع به چه چیزی صحبت می کنیم.

مهارت های برقراری ارتباط

  • زبان بدنی

کلماتی که برای صحبت با دیگران به کار می بریم، تنها قسمتی از روش برقراری ارتباط است.

آنطور که می ایستیم،

حرکت می کنیم، می بینیم و حتی لحن صحبت کردن ما می توانند به انتقال پیام ما کمک کنند.

شاید در گذشته حرفی زده ایم که حریف را ناراحت کرده است و او می گوید:

“مشکل اون چیزی نبود که شما گفتید، مشکل لحن بیان تان بود!”

پرفسور روان شناسی در UCLA، Albert Mehrabian با ارزیابی خود نشان داد که عواملی وجود دارند و می گویند چگونه به رابطه دیگران با رفتار مثبتی پاسخ دهیم.

فقط ۷% از این پاسخ به کلمات طرف مقابل بستگی دارد درحالیکه ۳۸% آن به لحن صحبت و ۵۵% باقی مانده به زبان بدنی بستگی دارد.

در حین برقراری ارتباط با دیگران باید به سیگنال های واضحی که ممکن است برای آنها بفرستیم آگاه باشیم.

خودداری از ارتباط چشمی نشان دهنده این می باشد که یا به موضوع بی علاقه هستیم و یا چیزی را مخفی می کنیم.

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

از طرف دیگر خیره شدن باعث می شود طرف مقابل احساس راحتی نکند.

خیلی نزدیک ایستادن نشانه پرخاشگری و روی برگرداندن از حریف می تواند غیر دوستانه تلقی شود.

اگر خود را با ذهن باز نشان دهیم، می توانیم دیگران را تشویق کنیم که کمی حالت محافظه کارانه خود را کنار بگذارند و متقابلاً با ما کمی راحتتر باشند.

چه دست به سینه باشیم چه نباشیم، باید به حرکات دست خود توجه کنیم،

حتی ایجاد صداهای واضحی که در برابر حرف های شخص مقابل از خود در می آوریم باید کنترل شده باشند.

همزمان باید به عکس العمل هایی که شخص مقابل نسبت به حرف های ما از خود نشان می دهد، توجه کنیم.

اگر احساس کنند که دیگر به حرف های ما علاقه ای ندارند یا حالت دفاعی بگیرند،

شاید وقت این رسیده که به یک استراتژی جدید فکر کنیم.

اگر به چشمان ما نگاه نمی کنند، احتمالاً راحت نیستند.

باید سعی کنیم بر پایه زبان بدنی تصمیمات و نتیجه گیری های سریع نکنیم چون خیلی راحت می توان در این تعبیرات اشتباه کرد اما باید در حین مکالمه به این موارد هم توجه داشته باشیم.

  • رابطه شخصی

رابطه شخصی شامل مهارت ایجاد یک پیوند بین خود و دیگران می شود.

همیشه لازم نیست شامل یک هدف کلی و مشخص باشد،

گاهی روابط فقط بخاطر خود رابطه برقرار کردن مفید واقع می شود.

باید یک مشخصه مشترک بین خود و دیگران پیدا کنیم اما نباید ادای آن را درآوریم.

باید آنها را بشناسیم و به آنها هم کمک کنیم تا ما را بشناسند.

باید ارزش خود را به آنها نشان دهیم.

دلیلی به آنها بدهیم تا بتوانند به آنچه می گوییم اعتماد کنند.

هر رابطه ای که بسازیم، حتی اگر یک رابطه ای بی اهمیت باشد،

می تواند در نهایت ما را به سمت فرصت های خارق العاده ای هدایت کند.

باید سعی کنیم مشخصه مشترکی بین خود و او پیدا کنیم، چیزی که ما را به او وصل کند.

چه شباهت هایی بین ما هست؟

چه علایق و سرگرمی هایی داریم؟

باید راهی برای این پیوند پیدا کنیم.

  • سیاست

“سیاست هنری است که به دیگران اجازه می دهد شما را بشناسند.”

راه هدایت بحث و گفتگو در یک مسیر مشخصی است که حالت دفاعی شخص مقابل را از بین می برد.

حرکت متعادل و دقیقی در آن وجود دارد که به ما اطمینان می دهد همه موارد شنیده و پاسخ داده شده اند درحالیکه به احساس هیچ یک لطمه ای وارد نشده است.

اگر بطور تصادفی به شخصی توهین کنیم،

سیاست شامل مهارتی می شود که این گونه شرایط را به سرعت تغییر می دهد.

باید افکار و احساسات طرف مقابل را تایید کنیم.

شناخت و تایید احساسات او می تواند نتیجه خوبی داشته باشد، حتی اگر با آن موافق نباشیم.

از زبان بدن بیشتر بدانید

مردم دوست دارند فهمیده شوند و اگر سعی کنیم آنها را بالاجبار و بدون اینکه آنها را بفهمیم در مسیر مشخصی قرار دهیم،

ممکن است لجبازی کنند و علاقه خود برای همکاری با ما را از دست دهند.

گاهی در سیاست باید مذاکره را به وقت دیگری موکول کرد.

اگر شرایط بحرانی شده و شدت بگیرد، بهتر است از تمام شرکت کنندگان بخواهیم تا برای مدت کمی استراحت کرده و دوباره به میز مذاکره برگردند.

بسته به شرایط، این مدت زمان استراحت می تواند از یک هفته تا دو دقیقه یا کمتر به طول بینجامد.

مهمترین قسمت این است که هر کس فرصتی دارد تا کنترل احساسات خود را در دست گرفته و وقتی آرامش کسب کرد به مذاکره برگردد.

بهتر است خود را بیش از اندازه جلوی دیگران نشان ندهیم و از جملات توهین آمیز و بیش از حد احساسی جلوگیری کنیم.

مثلا: “شوخی می کنید!” یا “امکان نداره!”.

یک “نه” گفتن ساده می تواند اطلاعات مشابه را بدون عصبانی کردن شخص مقابل انتقال دهد.

  • صداقت

این یکی را آخرین مهارت قرار دادیم اما این بدان معنا نیست که از بقیه کم اهمیت تر است.

صداقت مرکز تمام روش ها برای برقراری رابطه می باشد.

شاید صداقت در ابتدا بعنوان یک مهارت در نظر گرفته نشود اما هر چه باشد برای توسعه رابطه ها مهم و ضروری ست.

اگر با شخصی صادق نباشیم، چه آن فرد همکارمان باشد چه رییس و یا کسی که می خواهیم با او به تجارت بپردازیم و یا می خواهیم با او رابطه شخصی داشته باشیم،

ما را مضطرب می کند و دیگران دیگر به ما اعتماد نخواهند کرد.

گاهی ممکن است وسوسه شویم که با دیگران صادق نباشیم

چون می خواهیم به مزیتی دست یابیم،

در این صورت باز هم سودی که نصیبمان می شود موقتی خواهد بود.

عدم صداقت در بلند مدت تمام پل های پشت سر ما را خراب کرده و شهرت ما را در باتلاق گل آلودی غرق می کند.

اگر شهرتی را حتی در شرایطی که به نفع ما نیست بر پایه صداقت بسازیم،

نیت خوب خود را در بین تمام کسانی که می شناسیم به اشتراک گذاشته و در نهایت این اعتماد در بین کسانی که حتی آنها را ندیده ایم هم پخش خواهد شد.

اگر صادق باشیم،

روابطی که می سازیم محکم تر خواهند بود و هر موافقتی که با دیگران داشته باشیم پایدارتر خواهد ماند.

در مذاکره، ما تازه فهمیدیم که یک رابطه خوب چقدر مهم است.

مقاله مذاکره را هم مشاهده کنید

این موضوع پایه و اساس همه روابط می باشد.

مهارت در نمایشِ خود، بطور واضح و فهم آنچه دیگران می گویند به ما کمک می کند که روابط مستحکم تری بسازیم،

چه شخصی و چه در محل کار.

یک توصیه نهایی اینکه وقتی صحبت از رابطه با دیگران می شود باید به آنها احترام بگذاریم.

باید این را بدانیم که وقتی تاریخچه و دیدگاه آنها با ما متفاوت شد،

چیزی از اعتبارشان نمی کاهد.

باید به تجارت هایی که با همکاران و شریکان خود انجام می دهیم احترام بگذاریم.

این حقیقت که داریم با آنها مذاکره می کنیم مدرکی است که نشان می دهد آنها چیزی دارند که ما می خواهیم و این بدان معناست که احتمال خیلی زیاد چند درس جدید می توانیم از آنها بگیریم.

و البته باید به خود هم احترام بگذاریم و در روابط با دیگران راستگو و روراست باشیم.

نسبت به فهم دلایلی که پشت دیدگاه و ایده آنها وجود دارد اشتیاق نشان دهیم.

باید بیش از یک روش را برای رساندن مفهوم حرف…

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

3 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *