موانعی که لازم است از شرایط اجبار برداشته شوند

این شنبه , مقالات
خرداد ۲۶, ۱۳۹۷
بازدید : 293 بازدید

ممکن است گاهی از شرایط اجباربه تکرار خوشحال باشید،
اما مشخصه‌هایی هم وجود دارند که نشان می‌دهند خطانکردن در شرایط اجباربه تکرار غیرممکن است.

 

  1. اجباربه تکرار به‌صورت خودبه‌خود اتفاق می‌افتد.

چون اجباربه تکرار خارج از آگاهی ما رخ می‌دهد، این تمایل را در ما به‌وجود می‌آورد که به یک تعارض قدیمی مجدداً پاسخ دهیم،
اما این کار فقط بدون آگاهی ما صورت می‌گیرد.
درهمین‌حال، ممکن است کسی که در طرف مقابل شماست هم به تعارض قدیمی دوباره پاسخ دهد.
اینجاست که شما دو نفر به کمک هم و با ترس‌های مستقل خود در این موضوع، چرخه ناراحتی را تکرار می‌کنید.

پس از اینکه جن ازدواج کرد، او و شوهرش مارک، تصمیم گرفتند برخی موضوعات را درباره زندگی مشترک‌شان مشخص کنند.
درباره همه‌چیز با هم حرف زدند؛
بهترین زمان شام‌خوردن تا نحوه مدیریت مالی زندگی‌شان. در یکی از بحث‌ها، مارک موضوع کارت اعتباری را مطرح کرد
و به جن گفت: «ما باید درباره شرایط مالی خود بیشتر دقت کنیم.» او این حرف را نوعی هشدار حساب و حس کرد استقلالش را از دست داده است.
پاسخ داد: «موافقم! پس تو هم دیگر از این اسباب‌بازی‌های تکنولوژیکی که دوست داری، نخر!»
در این شرایط، جن و مارک هر دو عصبانی شده‌ و بدون اینکه متوجه باشند، مشاجره کردند.

 

  1. اجباربه تکرار احساس مقاومت در برابر آموزش را به‌وجود می‌آورد.

درحالی‌که آگاهی از سرگیجه به شما کمک می‌کند گذشته را ببینید، آگاهی از اجباربه تکرار به شما کمک کمی می‌کند که از شرش خلاص شوید.
جن و مارک از تمایل‌شان به این امر آگاهی داشتند که قرار است دو ساعت مدام با هم مشاجره کنند،
اما با اینکه این موضوع را فهمیده بودند، باز هم نتوانستند جلوی تکرار این امر را بگیرند.
وقتی جن متوجه می‌شد در حال مشاجره است، سعی می‌کرد جلوی رفتارش را بگیرد.

او می‌گفت: «صبر کن! موضوع از کنترل‌مان خارج می‌شود؛ یعنی واقعاً دوست داری باز هم دعوا کنیم؟»

این مقاله هم مفید است
تفسیر حرکت ها و موقعیت های پا در حالت ایستاده

چشمان مارک کمی جمع می‌شد و می‌گفت: «چرا همیشه مرا مقصر می‌دانی؟»

– فقط دارم سعی می‌کنم به تو کمک کنم مارک! این تو بودی که همه‌چیز را شروع کردی!

– منظورت چیست که من همه‌چیز را شروع کردم؟

فریب در اجباربه تکرار باعث می‌شد این زن و مرد دوباره در دام تعارض بیفتند.
آنها می‌دانستند در چنین تله‌ای افتاده‌اند، اما کاری از دست‌شان برنمی‌آمد که جلوی آن را بگیرند.

 

موانعی که لازم است از شرایط اجبار برداشته شوند

 

  1. اجباربه تکرار کنترل احساسات‌تان را به‌دست خود می‌گیرد.

اجباربه تکرار در تعارض حاضر شما را از واقعیت‌های احساسی موجود دور می‌کند
و باعث می‌شود از همان الگوی رفتاری قدیم استفاده کرده
و کاملاً خودتان را متقاعد کنید که تعارض حاضر فقط از شرایط حاضر به‌وجود آمده است.
شما تفاوت زیادی بین تجربه گذشته و واقعیت حال نمی‌بینید و درنتیجه، سیستم احساسی را می‌شکنید که نمی‌تواند احساس‌تان را درحال‌حاضر به‌طور کامل به‌دست بگیرد،
درحالی‌که زمان حال را در لحظه حس می‌کنید، درواقع در گذشته زندگی می‌کنید.

لحظه‌ای که هویت شما در خطر قرار گیرد، مضطرب شده و گام در اجباربه تکرار می‌گذارید تا این احساس ناراحتی را کاهش دهید.
این امر مثل یک عروسک‌گردان عمل کرده و تجربه احساسی شما را تحت کنترلش می‌گیرد
و احساسات‌تان را مثل چیزی تجربه می‌کنید که برای‌تان اتفاق افتاده و هویت‌ها فراتر از کنترل شما می‌شوند؛
اینجاست که به‌سمت شعله کشنده رهنمون می‌شوید.

قطعاً قانون جن و مارک هم همین بود که بارها سعی می‌کردند با خونسردی درباره یک موضوع با هم حرف بزنند
و به حرف‌های یکدیگر گوش داده و به‌جای خصومت، به‌فکر حل مشکل باشند،
اما حتی وقتی در حل یک تعارض موفق می‌شدند، احساسات منفی‌ آنها را به‌سمت تجربیات گذشته می‌کشاند که کارهای ناتمام زیادی در این‌باره داشتند.
اجباربه تکرار باعث می‌شد از الگوی رفتاری همیشگی خود پیروی کنند.

 

  1. اجباربه تکرار احساس ریشه‌دار بودن را به‌وجود می‌آورد.

یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهمات در اجباربه تکرار این است که چنین واکنش‌های خطایی می‌توانند به‌صورت آموخته‌نشده باقی بمانند.
مشکل این است که این رفتارها به‌صورت ریشه‌دار احساس می‌شوند و به‌نظر می‌رسد تکه‌تکه‌هایی هستند که شما را می‌سازند.
چگونه ممکن است که یاد نگرفته باشید چه بخش‌هایی شما را می‌سازند؟

این مقاله هم مفید است
زبان بدنی ما چه مفهومی از شخصیت ما را منتقل می کند

وقتی مارک سعی کرد ترس از ترک‌شدن را در جن از بین برده و به او کمک کند،
جن یک قدم به عقب گذاشت و گفت: «من خودم هستم و قرار نیست تغییر کنم! چرا نمی‌توانی بپذیری که من همینم؟»

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

 

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

Like
امتیاز :
بدون رای!
علی بهرام پور من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.
به کانال تلگرام آموزش اصول و فنون مذاکره و زبان بدن بپیوندید کانال تلگرام
دیدگاهتان را بنویسید