,

پلی روی تقسیمات : یک متد چهار مرحله‌ای

هیچ‌چیز به خوبی گوش‌دادن به کارهای موسیقیدان بزرگ جاز، دیزی گیلسپی نیست.
ترومپت را که جلوی دهانش می‌گیرد و در آن می‌دمد، صورتش مثل دو بادکنک باد می‌کند
و صدایی ریتمیک و ملودیک از ساز خارج می‌شود؛
سپس مثل تلاطم ایجادشده از حرکت ماشین در جاده، طوری می‌نوازد که انگار صدای آب چشمه را می‌شنوی.
با صدای درام در زمینه و پیانو با سه نت خاموش، طنین باپ دیتی باپ باپ را می‌سازد و کم‌کم اوج می‌گیرد.
با این اصوات وحشی وکوردها، موزیکی پر از هارمونی را تقدیم‌تان می‌کند.

جاز از ناهنجاری، هارمونی به‌وجود می‌آورد و این ناهنجاری‌ها در کنار هم، نیرویی عمیق‌تر و کامل‌تر را پدید می‌آورند.
این کار در حل تعارضات احساسی هم نقشی حیاتی و بحرانی دارد.
برای ترمیم روابط خراب‌شده، باید یک وحدت متعالی پیدا کنید،
درحالی‌که هویت هسته‌ای شما و طرف مقابل کاملاً با همناسازگار است،
به پنج فریب اجازه ندهید به شما القا کنند چیزی غیرممکن است.

شما توانایی ایجاد هارمونی را در خود و روابط‌تان با دیگران دارید.
وقتی به وجود وحدت متعالی ایمان داشته باشید، می‌توانید آن را پیدا کنید.
دیزی گیلسپی بی‌تردید به‌دنبال این انرژی خلاق بود.
زمانی که از عملکردش راضی نبود، وحدت متعالی توانست در او اشتیاق ایجاد کند.
اوریتم‌های آفروکوبان را با جاز آمریکایی آفرو ادغام کرد و برای آهنگ‌سازی با سرعتی بسیار زیادتر از آنچه تا آن زمان وجود داشت، کمک گرفت.

 

متدهای متداول در حل تعارض کافی نیستند

دو متد متداول در حل تعارض یعنی بحث‌کردن بسته به موقعیت و حل مشکل برای رسیدن به وحدت متعالی در یک تعارض احساسی کافی نیستند.

 

بحث‌کردن بسته به موقعیت

در این متد، شما و طرف مقابل در مقابل هم قرار گرفته و دست‌های‌تان را گره کرده‌اید
و همه پیشنهادهای یکدیگر را رد می‌کنید؛
برای مثال، هنگام خریدن یک ماشین جدید، خریدار درخواست قیمت کمی می‌دهد و دلال با قیمت بالاتر به اوپاسخ می‌دهد.
طرفین آن‌قدر قیمت را به این دست و آن دست شوت می‌کنند تا در آخر، با قیمت میانگین به توافق برسند. اینگونه، هر دو طرف نسبتاً راضی هستند.

این مقاله هم مفید است
پنج قاتل مکالمات

اگرچه بحث‌کردن موقعیتی روی مواردی است که هویت یک نوع سرمایه محسوب شود.
هویت نشانگر موضوعاتی نامرئی مثل معانی، خاطرات و داستان‌هاست.
برای کم‌ارزش‌کردن هویت به کالای قابل تجارت، بهتر است در ابتدا ضرورتش را کم‌ارزش نشان دهیم.
تقریباً برای همه چنین مصالحه وجودی، متناقض به‌نظر می‌رسد.
دو رهبر را تصور کنید که در حال مذاکره بر سر یک زمین مقدس هستند:

سیاستمدار ۱:

اگر شما ۲۰درصد ارزش مذهبی‌تان را پایین بیاورید، ما ۲۰درصد زمین بیشتری به شما می‌دهیم.

سیاستمدار ۲:

ما هرگز با این پیشنهاد موافقت نمی‌کنیم.
به شما نشان می‌دهم که حتی ۱۰درصد از ارزش دینی‌مان را کم نخواهیم کرد.
شما تا ۲۰درصد میزان احترام‌تان را به مردم‌ ما افزایش دهید
و ما هم تضمین می‌کنیم تا ۵درصد از تحقیر مردم شما به‌مدت دو سال کم خواهیم کرد.

سیاستمدار ۱: فقط به شرطی که شما در قرارداد ذکر کنید همه خاطرات بدتان را درباره مردم ما پاک می‌کنید. آیا این یک معامله است؟
با فرض کلی مذاکرات بالا، هویت هسته‌ای از لحاظ کمّی قابل‌تنظیم و دادوستد است و این نقص بنیادی این متد را نشان می‌دهد.
حتی در مثال داووس، رهبران موقعیت‌شان را حفظ و فرض کردند با این فعالیت وارد قبایل دیگر نخواهند شد.

 

حل مشکل

متد متداول دیگر برای حل تعارض، حل مشکل به‌شکل همکاری‌گونه است که شما و طرف مقابل را تشویق می‌کند
با درنظرگرفتن علایق‌تان برای رسیدن به بهترین حالت رضایت‌بخش به توافق برسید،
اما این روش هم در حل تعارضات احساسی، مشکلاتی جدی دارد.

 

پلی روی تقسیمات

 

یکی از معروف‌ترین وقایع در حوزه مذاکره را در نظر بگیرید.
دو خواهر کوچک بر سر یک پرتقال با هم دعوا می‌کنند.
یکی فریاد می‌زند:
«من پرتقال می‌خواهم.» آن یکی جواب می دهد: «نه، مال من است.»
مادرشان از دعوای آنها ناامید و خسته شده است.

آیا باید پرتقال را دو نیم کند؟
به یکی از آنها پرتقال ندهد؟
خودش پرتقال را بخورد؟
برای حل این مشکل، او از هریک از دختر‌ها می‌پرسد: «چرا پرتقال می‌خواهی؟»
خواهر کوچک‌تر می‌گوید چون برای بهبود سرماخوردگی‌اش به ویتامین «ث» نیاز دارد.
خواهر بزرگ‌تر می‌گوید می‌خواهد پای درست کند و پرتقال را حلقه‌حلقه کند.
آها، راه‌حل معلوم شد.
با یک نگاه به موقعیت‌های گفته‌شده و تعیین دلایل آنها، او می‌تواند بدون مصالحه، آنچه را دخترها می‌خواهند، به آنها بدهد.

این مقاله هم مفید است
یکصد نکته برتر برای صحبت کردن که هر مذاکره کننده باید بداند

مشکل حل شد. مگر نه؟
من فکر می‌کنم حل شد. من سه پسر دارم که برای رقابت برادری با هم دچار مشکل می‌شوند
و راه‌حل موقت هم برای آنها فایده ندارد.
در دنیای واقعی، مادر توانست پس از چند دقیقه مشکل دخترانش را حل کند و دخترها تصمیم گرفتند کدام‌یک کلوچه بزرگ‌تر یا تکه آخر پای را بگیرد و مشکل حل شد؛
به‌عبارت دیگر، مادر مشکل را ظاهراً حل کرد،
اما دینامیک اساسی‌اش را نه.
شدت احساسی تعهد هریک از خواهرها به روش خودشان، دغدغه‌های عمیق‌تری را نشان می‌داد که با موضوع هویت ارتباط دارد.
چه کسی قوی‌تر است؟
باهوش‌تر؟
دوست‌داشتنی‌تر؟
تا چنین موضوعاتی مطرح باشند، راه‌حل‌های هر مشکلی فقط به‌شکل موقتی جوابگو خواهد بود.
برای غلبه بر تعارضات احساسی، یک متد جایگزین برای حل مشکل لازم است که مثل هارمونی دیزی گیلپسی تأثیرگذار باشد.

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *