مذاکره

پیش مذاکره

پیش مذاکره چیست؟

ما زمانی که بتوانیم برای تصمیم گیری و فکر کردن در پیش مذاکره بجای یک نقطه یک محدوده را در نظر بگیریم می توانیم با فکر باز تر و با بررسی های بسیار بیشتر پای به جلسه مذاکره بگذاریم.

قبل از شروع مذاکره ما باید دو نقطه را هدف گذاری کنیم.

ابتدا شروع مذاکره می باشد،

آغاز مذاکره بسیار مهم می باشد

و دیگری نقطه ای که قصد داریم مذاکره به آنجا برسد یعنی پایان.

با برنامه ریزی و هدف گذاری بر روی شروع و انتهای مذاکره

ما می توانیم به شروع برای آمادگی قبل از مذاکره برسیم.

وقتی محدوده ای به گزینه نگاه کنیم تا نقطه ای بسیار راخت تر می توانیم تصمیم گیری کنیم.

قبل از آغاز جلسه ما باید گزینه های بسیاری را طراحی و بررسی کنیم تا بتوانیم مذاکره موفقی را پشت سر بگذاریم.

به این ترتیب که ما سه حالت برای بررسی پیش مذاکره خود در نظر می گیریم.

  • بدبینانه
  • خوش بینانه
  • واقع بینانه

باید در نظر داشته باشیم که ما با تمرین بر روی تمامی احتمال ها در هر صورت روند مذاکره خود را آماده کرده ایم

و هر طور که مذاکره پیش برود ما شرایط ادامه مذاکره را داریم.

اقدام:

سه حالتی که برای مذاکره در پیش رو دارید را بنویسید

نام مذاکره
حالت بدبینانه
حالت خوش بینانه
حالت واقع بینانه

 

نکته بسیار مهم که باید حتماً رعایت کنیم، پیدا کردن زمینه های مشترک با طرف مذاکره کننده می باشد. برای موفقیت و پیروزی در مذاکره دانستن شباهت ها و خواسته هایی که برای هر دو طرف یکسان می باشد بسیار مهم می باشد و بعد از آن باید وقتمان را صرف کارهایی بکنیم که در بلند مدت جواب می دهد و از چیزهای سطحی و زودگذر اجتناب نماییم.

برای مذاکره خود باید چارچوبی در نظر بگیریم، بطور مثال وقتی با یک سازمانی مذاکره داریم، مذاکره کننده آن سازمان محدودیتهایی دارد.

این مقاله هم مفید است
چه چیزی را در مذاکره باید به اشتراک بگذاریم؟

یا در یک مذاکره عرف تعیین شود و برای انتخاب هایمان و انتخابهای طرف مقابل جایگزینی انتخاب شود.

در مذاکره ما یک هدف داریم و طرف مقابلمان هم یک هدف. در نظر بگیریم برای خرید ماشین اقدام کردیم. ما در ذهن خود بین ۲۱ تا ۲۳ میلیون برای خرید ماشین برنامه ریزی کردیم و طرف مقابل ما یک محدوده بین ۲۴ تا ۲۶ میلیون برای فروش ماشین خود در نظر گرفته. در این مذاکره بهترین رقم پیشنهادی ما از کمترین رقم پیشنهادی طرف مقابل کمتر می باشد و محدوده ای که قابل بحث و گفتگو باشد بین طرفین نیست. حالا به یک مثال دیگر توجه نمایید.

برای خرید یک ملک اقدام می نماییم. ما برای خرید این ملک ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلون در نظر گرفته ایم و صاحب ملک بین ۱۰۵ تا ۱۲۰ میلیون در نظر گرفته است. در این مذاکره پایین ترین قیمت پیشنهادی صاحب ملک در محدوده در نظر گرفته شده ما قرار دارد و می توانیم به ادامه مذاکره بپردازیم.

 

بیشترازیک

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *