چهار اصل برای ایجاد توافق

در این مقاله به چهار اصل برای ایجاد توافق می پردازیم.

۱٫ آینه‌شدن

وقتی آینه کسی می‌شوید، تصویر او را منعکس می‌کنید؛
برای مثال، اگر مقابل کسی ایستاده‌اید که دست راستش را بالا گرفته و کف دستش به سمت شماست،
دست چپ‌تان را بالا برده و کف دست‌تان را به روی او خواهید گرفت که تصویر آینه‌ای ساخته شود.
آینه‌شدن با تقلیدکردن فرق دارد و باید با احترام انجام شود تا مانع تعرض شود.

چهار اصل برای ایجاد توافق

۲٫ هماهنگی

تصور کنید مقابل کسی ایستاده‌اید که دست راستش را بالا برده است.
به‌جای بالابردن دست چپ‌تان، شما هم دست راست‌تان را بالا می‌برید.
هماهنگی با آینه‌شدن فرق دارد،
وضوح کمتری داشته و خارج از آگاهی کنجکاوانه است.

وقتی با کسی هماهنگ می‌شوید، بین ژست آن شخص و پاسخ‌دادن خود، یک فاصله زمانی قائل شوید؛
در غیر این صورت، ممکن است فکر کند ادایش را درمی‌آورید
و به او بی‌احترامی می‌کنید؛ این اتفاق برای متقاعدکردن او خوب نیست.

آینه‌شدن و هماهنگی راه‌های تقویت فرآیند تفکر شخص است
و نشان می‌دهند او دنیا را چگونه تجربه می‌کند.
هنگام آینه‌شدن و هماهنگی با همه بدن‌تان، در حال گوش‌دادن هستید.
وقتی با کسی توافق دارید، این رفتار به‌طور طبیعی رخ می‌دهد
و به شما توانایی بیشتری می‌دهد تا بتوانید او را متقاعد کنید.

آینه‌شدن و هماهنگی با رفتار دیگران به معنای تکرار دقیق رفتارشان نیست،
بلکه انعکاس حسی است که از رفتارش می‌گیرید.
علاوه‌بر هماهنگی با ژست‌ها، حرکات و حالات شخص مقابل، می‌توانید صدایش را هم آینه کرده و هماهنگ شوید.

متقاعدکننده‌ترین صداها عبارتند از:

– آرام:

صدای آزاد و طنین‌دار. بدن تحت فشار و اضطراب نیست.

– قابل نزدیک‌شدن:

طعنه، قضاوت و پیش‌داوری به توانایی شما برای ایجاد ارتباط صدمه می‌زند.
با یک صدای گرم و دعوت‌کننده دیگران را تشویق کنید به حرف‌تان گوش داده و به آن پاسخ دهند.

– نرم:

تغییر ریتم، پیچش، سطح و شدت صدا باعث می‌شود حالت متقاعدکنندگی داشته باشد.
با جذب شنونده و داشتن تون متقاعدکننده، در ارتباط با دیگران را باز کنید تا با شیوه مثبت به شما پاسخ بدهند.

این مقاله هم مفید است
معامله و تاثیرات تکیه گاهی در مذاکرات

 «پیش از اینکه درک شوید، درک کنید.»

برای متقاعدکردن کسی ابتدا ببینید او دنیا را چگونه می‌بیند و سپس پیش روید.

۳٫ قدم‌زدن

برای متقاعدکردن فرد، با او قدم بزنید؛
این یعنی بادقت گوش‌دادن به قصد شناختن و درک‌کردن.
اینجاست که می‌توانید زمینه‌های مشترک پیدا کنید.
قدم‌زدن به شناختن فرد، خویشتن‌داری با او و توجه‌کردن کامل به او نیاز دارد.

قدم‌زدن به مهارت مشاهده نیاز دارد.
وقتی به کلمات و کیفیت کلامی شخصی گوش می‌دهید،
به سطوح انرژی هم توجه کنید و وضعیت بدنی و ژست‌هایش را هم ببینید.

او همه این اطلاعات را جذب می‌کند و می‌توانید رفتار و حرف‌های‌تان را برای برقراری توافق با او هماهنگ کنید.

گاهی برای قدم‌زدن لازم است متناسب با سرعت شخص مقابل حتی بدوید؛
البته این کار را می‌توان به دیدن یک شخص در جایی که هست، هم تعبیر کرد.
رفتارها را آینه کنید، نه تقلید. این کار ارتباط مشترک ایجاد می‌کند.

۴٫ رهبری‌کردن

هنگام رهبری‌کردن، از موقعیت قدم‌زدن به موقعیت راهنمایی‌کردن می‌روید.
شما با شناختن و شنیدن شخص مقابل یک رابطه مطمئن می‌سازید و او را آماده می‌کنید که از شما پیروی کند.

– از ژست‌های باز استفاده کنید؛ مثلاً کف دست رو به بالا و به طرف صورت، لبخند و نگاه‌کردن به چشمان شخص مقابل برای قانع‌کردن.

– لم‌دادن به طرف شخص مقابل و نشان‌دادن اینکه حواس‌تان به او هست.

– استفاده از دست‌ها و بازوان برای اشاره‌کردن به جهتی که می‌خواهید دیگران از آن پیروی کنند.

قدم‌زدن، رهبری‌کردن و رسیدن به هدف

دوستی داریم با توانایی‌اش برای برقراری توافق، به‌راحتی مردان و زنان را متقاعد می‌کند.
تعریف می کرد که برای یکی از سحنرانی هایش روی سن رفت و گفت: «ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه است. وقتی داشتیم وارد سالن سمینار می‌شدیم، خورشید داشت بالا می‌آمد.
همه شما به این دلیل اینجایید که دعوت مرا پذیرفته‌اید.
شاید همه فکر می‌کنید طی دو روز آینده قرار است چه اتفاقی بیفتد. من به شما می‌گویم.

این مقاله هم مفید است
تحقیق درباره ی زبان بدن

ما همه به یک دلیل اینجا هستیم: ارتباط با همکاران‌مان، یادگرفتن چیزهایی درباره اهداف سال‌های بعد و جشن‌گرفتن موفقیت.
می‌دانم دوست دارید پیشرفت بیشتری کنید و می‌خواهید بدانید چطور می‌توان به آن رسید.

ببینید چطور حرف زد و چگونه پیامش را رساند.
او با ملاقات شنوندگانش در واقعیت، به نوعی با آنها قدم زد؛
ساعت ۸ صبح سه‌شنبه و پیش از طلوع خورشید که همگی به یک دلیل در سالن سمینار بودند.

وقتی او با گروه قدم زد، سپس آنها را رهبری کرده و نشان داد دوست دارد آنها به کجا بروند:
شاید بخواهید بدانید چه اتفاقی می‌افتد… می‌دانم دوست دارید…

او ابتدا با قدم‌زدن، توافق را به‌وجود آورد و سپس رهبری کرد که به کجا بروند؛
بنابراین می‌توانید اثر توافق را بر متقاعدکنندگی مشاهده کنید.
شما در تئوری می‌پذیرید قدم‌زدن و سپس رهبری افراد برای پیشبرد خواسته‌تان ممکن است.
اینگونه افراد بهترین عملکرد را یاد می‌گیرند و در این صورت می‌توان تئوری را عملی کرد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید