کلمه ی میانه روی و متوسط را در فرهنگ لغت بررسی کنید تا خودتان بفهمید چه معنایی دارد: معمولی، عادی، رایج.
هیچ میانبری وجود ندارد.
هرچه کارهای بیشتری انجام دهید، شانس بیشتری برای تفریح دارید.
کارهایی که نظم، پیوستگی و سماجت را به دنبال دارند در ایجاد موفقیت بیشتر از هر ترکیب دیگری عامل اراده و تصمیم گیری هستند.
درک اینکه چطور محاسبه کنیم و سپس به مقدار کافی کاری را انجام دهیم مهمتر از تصور، افکار، اهداف و طرح های تجاری شماست.
برای ساده کردن یک عملیات، ما باید انتخابات خود را به چهار بخش یا چهار درجه کوچکتر تقسیم کنیم.

این چهار انتخاب از قرار زیر هستند:

  1. هیچ کار نکنیم
  2. عقب نشینی کنیم
  3. کارهای سطح متوسط را انتخاب کنیم
  4. کارهای خیلی بزرگ رو انتخاب کنیم

“هیچ کاری نکردن” دقیقا همانطور است که از کلمه اش پیداست:
دیگر هیچ کاری برای پیشروی انجام ندهیم و نخواهیم یاد بگیریم، چیزی بدست آوریم یا کنترل بخشی را به عهده بگیریم.
“عقب نشینی” همان است که انجام عملیات را برعکس می کند،
و احتمالا برای اینکه از تجارب منفی که تصور می کند به دنبال انجام کاری می آیند دوری نماید.

“کارهای سطح متوسط” یعنی به اندازه کافی کاری انجام دهیم که متوسط به نظر آید و یک زندگی، ازدواج و شغل حد متوسط داشته باشیم.
البته با این شرایط هیچ وقت نمی توانیم یک موفقیت واقعی ایجاد کنیم.

“کارهای عظیم” واقعا درجه ای از کارهاست که مشکلات جدیدی بوجود می اورد
و تا وقتی مشکلاتی بوجود نیاوریم، واقعا در حال انجام عملیات در مرحله چهارم نیستیم.
کارهای عظیم انجام دادن یعنی انتخاب هایی که یک جورهایی غیرمنطقی هستند
و بعد آن انتخاب ها را حتی با انجام فعالیت های بیشتر دنبال کنیم.

“سطوح معمولی” فرمولی برای شکست هستند.

یک کارمند معمولی به طور متوسط کمتر از یک کتاب در سال می خواند
و به طور متوسط ۳۷٫۵ ساعت در هفته کار می کند.
همین فرد ۳۱۹ برابر کمتر از یک مدیرعامل در آمریکا درآمد دارد که ادعا می کند بیشتر از ۶۰ کتاب در سال خوانده است.
وقتی کارهای متوسط دچار مقاومت، رقابت، ضرر یا عدم علاقه، شرایط منفی و چالش برانگیز بازار یا همه ی اینها شود، آن وقت می بینیم که پروژه ما دچار لغزش شده است.

این مقاله هم مفید است
سکوت یکی از ترفندهای مذاکره

معمولی، خواهان سطوح متوسطی از کار است و در هیچ یک از زمینه های زندگی کمکی نمی کند.
به هرچیزی که توجه متوسطی نشان دهید، در حاشیه باقی می ماند و درنهایت از بین می رود.

 

چهار مرحله کار و اینکه چرا میانه روی همیشه فرمولی برای شکست است

 

معمولی بودن همچنین دلیل شکست بسیاری از شرکت هاست.

بیشتر مردم طرح های تجارت خود را براساس موارد متوسط زیاد و راهای تفکر بنا می کنند،
نه کارهای بسیار عظیمی که برای پیشروی باید به انجام برسند.

فرض می شود که متوسط بودن هر چیزی را ثابت نگه می دارد (که البته اشتباه است). مردم خوشبینانه چگونگی رخداد اتفاق ها را دست بالا گرفته
و اینکه چه میزان انرژی و تلاش برای جلو بردن آن رویدادها لازم است را دست کم می گیرند.

کارهای خود را به عنوان یک کوله پشتی ۲۰ کیلویی ببینید که باید هرروز در بادهایی که با سرعت ۴۰ کیلومتر در ساعت می وزند و جاهایی که ۲۰ درجه شیب سربالایی دارند حمل کنید.
افکار و کارهای متوسط فقط بیچارگی، عدم اطمینان و شکست شما را تضمین می کند!
کارهای بزرگ انجام دهید تا به آن میزان پول و رضایت که نه تنها می خواهید بلکه در زندگی لازم است برسید.

 

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *