چگونه مصاحبه کاری موفق داشته باشیم؟

چگونه مصاحبه کاری موفق داشته باشیم؟

چگونه مصاحبه کاری موفق داشته باشیم؟

در این مقاله به چگونه مصاحبه کاری موفق داشته باشیم؟ می پردازیم

در این مقاله به مقاله ای با عنوان Top 10 Interview Questions And Answers می پردازیم

آنچه بین ما و شغل مورد نظرمان است پرسش های سختگیرانه در مصاحبه می باشد.

باید با این سوالات گول زننده در مصاحبه با مهارت دست و پنجه نرم کنیم و زمین بازی در مصاحبه را سطح بندی کرده و از یک شانس بهتر برای دستیابی به شغل مورد نظر خود لذت ببریم.

تا به حال آرواره چانه تان در حین پرسش های یک مصاحبه منقبض شده است؟

اگر نه، کمی طول میکشد این اتفاق هم برای شما رخ دهد یا در حین همکاری با پدر خود آن را تجربه کنید.

من از مصاحبه‌های شغلی متنفر بودم و اعتراف می کنم که معمولاً به مصاحبه بعدی دعوت نمی‌شدم.

این مقاله به طور مختصر پرسشهای سختترین مصاحبه ها را در هر زمان توضیح می‌دهد و پاسخ محکمی هستند را در پرسش و پاسخ شما به اشتراک میگذارد.

نباید به خاطر سوالها مضطرب شویم.

این فقط یک بازی روانشناسی است بنابراین باید با آمادگی در آنجا حضور یابیم تا آن موقعیت شغلی را برنده شویم.

قبل از اینکه بتوانیم مهارت های مذاکره حقوقی خود را انعطاف پذیر کنیم،

باید ابتدا حداقل بعضی از مرحله های پیش تر و مهم تر در مصاحبه پرسش و پاسخ خود را با موفقیت بگذرانیم.

پرسیدن سوال های خودمان دینامیک قدرت مصاحبه را متعادل میکند و به مصاحبه گر نشان میدهد که ما شخص متفکری هستیم و از قبل تکالیف خود را انجام داده ایم.

باید به پرسش هایی که دوست داریم پاسخ بدهیم و بعضی از پرسش‌های دفاعی من را برای مراحل سخت تر نگه داریم.

چگونه مصاحبه کاری موفق داشته باشیم؟

پرسش و پاسخ شما

  • چرا میخواهید برای این شرکت کار کنید؟

نباید در این مرحله بازیچه دست آنها شویم.

این یکی با پیشگیری جلوتری به دست می‌آید که ما از آنها می خواهیم.

نباید مثل ملاقات های اولیه دخترانه، همه چیز را خیلی سریع در این بازی فاش کنیم.

“وقتی درخواست شغلی شما را در وب سایت خواندم، آن را دوست داشتم اما هنوز متقاعد نشدم که چرا این شغل برای شما مناسب است. می توانید به من بگویید که چرا دوست دارید در این شرکت کار کنید؟”

وقتی آنها شرکت را به ما فروختند،

در زمین بازی بیشتر مساوی کرده ایم و می توانیم به سمت جزئیات بیشتری راجع به صنعت، شرکت و آن موقعیت برویم.

  • چه چیزی باعث می شود فکر کنید که می‌توانید این کار را انجام دهید؟

اگر به این سوال سریع پاسخ دهیم، آمدن خود را به خطر انداخته ایم چون حالت مغرورانه ای دارد

و گویی از اینکه این سوال را از ما پرسیده اند آزرده خاطر شده ایم.

باید به جای این کار پاسخ های زیر را دنبال کنیم:

“من هنوز به اندازه کافی راجع به سِمت خود و شرکت شما را نمی دانم. برای پاسخ به این سوال شما باید مشغول به کار شوم.”

“از آنجایی که مرا به این مصاحبه دعوت کرده اید، می توانید به من بگویید که در شرایط صلاحیت و تجربیات من چه چیزی دیده اید که فکر می کنید می توانم این کار را انجام دهم؟” (من به دنبال ضمانت آنها نیستم، من با اعتماد به نفس پاسخ می دهم و سوال می پرسم تا اطلاعات بدست آورم.) اگر مصاحبه کننده در حال حاضر یک کپی از رزومه ی من نداشته باشد، من هم از او می پرسم که آیا موقعیتش پیش آمده که نگاهی به رزومه ام بیندازد.”

” ایرادی ندارد اگر من چند سوالی که از قبل آماده کرده ام را از شما بپرسم تا بهتر این شغل را بفهمم؟” خیلی غیرمنطقی است اگر در این موقعیت کارفرما بگوید “نه” و به محض اینکه راجع به آن سِمت بیشتر دانستیم، می توانیم پاسخ پرسش اولیه آنها را بدهیم.

  • در کدام زمینه احساس می کنید به ترقی بیشتری نیاز دارید؟

سوال مناسب تر این است:

“در کدام دو زمینه ضعیف تر هستید؟”

گزینه ۱:

باید به ضعفی اشاره کنیم که روی این سِمت تاثیر خاصی نگذارد. اگر آن سِمت جزو سِمت هایی باشد که شامل تغییرات و چالش های ثابت و دایمی است، پس به آن این گونه اشاره می کنیم “من با اتفاقات و کارهای تکراری احساس خستگی می کنم و بی حوصله می شوم.” (البته اگر درست باشد.)

اگر خیلی سریع شروع می شود، اینطور اشاره می کنیم

“من صبح های زود انرژی بیشتری دارم و نزدیک های عصر خیلی خسته می شوم. در شیفت های شغل قبلی خود به این مشکل برخوردم.”

گزینه ۲:

راجع به ضعفی صحبت کنیم که هم اکنون داریم روی آن کار می کنیم یا اخیرا آن را برطرف کرده ایم.

“این سِمت نیازمند تجربه مدیریت پروژه است. من به تازگی دوره ای در پروژه ی MS گرفته ام و به تازگی پروژه مستقلی را به جایی فرستادم که در آن روی توسعه دهنده های کالاهای وارداتی و صادراتی مدیریت شده تحقیق می کنم.”

احتمالاً مقاله مذاکره هم بدردتان می خورد

گزینه ۳:

راجع به ضعف هایی صحبت کنیم که می توانند هم اکنون در رزومه ما دیده شوند، باید اولین نفری باشیم که موضوع آنها را بیان می کند.

اگر آنها این ضعف ها را اول ببینند و چیزی بگویند، ما عقب افتاده و دیگر فرصت توضیح آنها در ابتدای مکالمه را از دست می دهیم.

“نقش شما مسئولیت های مدیریت کارکنان است و همانطور که در رزومه من می بینید من هنوز مسئولیتهای گزارش مستقیم را نداشتم.”

البته اگر تجربه مدیریت کارکنان نیمه وقت و مسافرت رفته را داریم، می توانیم در اینجا به آن اشاره کنیم.

نباید سعی کنیم برای آن بهانه بتراشیم وگرنه این طور به نظر می آید که می خواهیم ضعف‌مان را جبران کنیم.

باید به یاد داشته باشیم آنها علارغم این ضعف ها ما را به مصاحبه دعوت کردند، بنابراین اگر خیلی به آن ضعف‌ها اهمیت ندادند ما هم نباید این کار را بکنیم.

ادامه:

“پس از اینکه رزومه من را خواندید، فکر می کنید در چه زمینه هایی باید برای توسعه بیشتر در آینده تلاش کنم؟”

نباید اتاق مصاحبه را با این شرایط ترک کنیم که کارفرما شانس پاسخ دادن به سوال حقیقی که پشت این سوال پنهان است را به ما بدهد.

  • آیا وقت شناس هستید؟

واقعا وقت شناس هستید؟

اگر بله، پس این خیلی عالیست و شما می تواند به این سوال مثل آب خوردن پاسخ دهید.

اگر شما هم مثل من جزو افرادی هستید که دوست دارند ساعت های کاری خود را انتخاب کنند  و می توانند در ارزیابی و کدگذاری ساعت های کاری، اضافه کاری ها و زمان تمام کردن کار گم شوند، پس باید یک بار دیگر راجع به این قضیه فکر کنید.

“من فردی هستم که خیلی به دنبال نتیجه کار خود است، من کارم را تمام می کنم و معمولا تا دیروقت مشغول هستم و آنقدر برای یک پروژه وقت می گذارم تا به حد انتهای آن برسم. بنابراین اتمام کار در ساعت مقرر شده خود و مقایسه لحظات با مدام ساعت را نگاه کردن چقدر مهم است؟”

  • آیا از کارفرما فعلی/قبلی خود راضی هستید؟

اگر کارفرمای خود را دوست دارید، این سوال برای شما خیلی ساده است و می توانیم از او تعریف کنیم.

اگر رئیس شما هیتلر را مثل معلم کودکستان ببیند چه؟ اگر به مصاحبه کننده بگوییم که او یک آدم عوضی بوده هم چیزی گیرمان نمی آید.

” رابطه من و رییسم خیلی پرنوسان بود. و رفتارهای متفاوتی داشتیم. با اینکه کار با او سخت هم بود اما به من یاد داد ( در اینجا یک یا دو درس زندگی می توان بیان کرد). در هر حال من در یک شرکت کار می کنم تا یاد بگیرم و رشد کنم. می توانم بپرسم که آیا در این سازمان چالش هایی دارید یا خیر؟”

درس هایی که از یک رییس باهوش می گیریم خیلی مهم تر از تجربیات هستند.

  • رییس شما دو شخصیت بدتر شما را چه می داند؟

سوالات دو جوابه.

نه تنها باید راجع به کمبود یک مهارت یا ضعف خود صحبت کنیم بلکه باید راجع به نظر و دیدگاه رییس هم حدس دوباره ای بزنیم.

ما می توانیم از پاسخ به این سوال شانه خالی کرده و اینگونه جواب دهیم:

“اگر شما واقعا این سمت را به من پیشنهاد می دهید پس منم پیشنهاد می کنم که با رییسم تماس گرفته و از خود او بپرسید.”

من ترجیح می دهم این مسابقه گاوبازی را با شاخ ببرم:

“نمی خواهم بگویم من می توانم ذهن دیگران را بخوانم اما می توانم به شما بگویم که او راجع به من چه گفته بود.”

سپس دوباره به گزینه سوم این مقاله که پیشتر آمده بود بر می گردیم.

ما به ندرت باید به این سوال و سوال سوم در مصاحبه های یکسان پاسخ دهیم.

من دوست دارم با این جمله کار را ادامه دهم:

“می توانم بپرسم آیا جزو ویژگی های یک کارفرما هست که چالشی برای اجرای کار ما داشته باشد یا فراهم آورد؟”

باید دوباره روی خود مصاحبه کننده زوم کنیم تا بفهمند که آیا چیزی پشت سوالشان بوده است یا خیر.

بهتر است همین الآن این را بفهمیم نه پس از اینکه به مجموعه آنها پیوستیم.

  • چرا می خواهید سِمت کنونی خود را رها کنید؟

اگر از بقیه بهتر بوده ایم یا زودتر رشد کرده و ترقی یافته ایم، این یکی سوال خوبی است.

بنابراین اگر از شغلمان متنفریم و رییسمان مثل شِرِک (انیمیشن غول سبز) است چگونه باید به این سوال پاسخ دهیم؟

باید بیشتر راجع به سِمتی صحبت کنیم که به ما پیشنهاد شده و کمتر بحث گذشته و شغل قبلی را پیش بکشیم.

“در شرکت کنونی من محدودیت های زیادی وجود دارد و بنظر می رسد سِمتی که شما به آن نیازمندید چالش های جالبی دارد.”

  • در کار خود با کدام نوع افراد نمی سازید؟

” من از شخصیت های متفاوت خوشم می آید اما با افرادی که جزو تیم گروهی بوده و راستگو نیستند نمی توانم خوب کار کنم.”

سپس قبل از اینکه مصاحبه کننده شانس این را داشته باشد که سوالات سختی راجع به تجربیات ما با این نوع افراد بپرسد، دو سوال می توانیم بپرسیم:

“آیا تمام گروه های شما صادق  هستند؟”

یا “آیا در گروه خود افرادی دارید که به دلیل شخصیتشان سخت بتوان با آنها کنار آمد؟”

دوباره، اگر نقشه یا ساختار اصلی را پنهان می کنند باید آن را بفهمیم و نورافکن را از روی خود برداشته و روی آنها بیندازیم.

  • پنج سال آینده، خود را کجا می بینید؟

اگر خیلی بامزه و شوخ طبع باشیم باید جواب دهیم:

“مشغول کار با شما” اما من شخصا روی این قضیه شرط نمی بندم.

باید دقت داشته باشیم که برای مصاحبه با این شرکت باید راجع به جنبه های مختلف شغل خود فکر کنیم.

اگر فقط به خاطر چیزی که در زمان کوتاه تا متوسط به ما پیشنهاد می دهد آن را می پذیریم پس نباید برای پاسخ به این سوال دچار مشکل شویم.

اگر هنوز در رده سنی بیست تا سی هستیم می توانیم اینگونه جواب دهیم:

“وقتی دانشگاه را ترک کردم فکر می کردم نقشه شغلی خود تا ۱۰ سال دیگر را کشیده ام. تجربه به من یاد داده که نقشه ای راجع به آینده شغلی خود نکشم. من در هر سِمت چیزهای زیادی راجع به خودم آموختم. بنابراین ترجیح می دهم راه های شغلی زیادی جلوی خودم باز کنم تا تجربیات لازم را بدست بیاورم.”

سپس می توانیم بپرسیم:

“شما برای شخصی که این شغل را پذیرفته چه راه شغلی امکان پذیری برای آینده اش می بینید؟”

  • می توانیم با کارفرمای کنونی شما تماس بگیریم؟

“بله. از آنجایی که شما این سِمت را به من پیشنهاد دادید، خوشحال می شوم با کارفرمای کنونی من صحبت کنید.”

البته باید بدانیم که هر مصاحبه کننده ای ممکن است بخواهد با تماس ها و ایمیل هایش از کارفرمای قبلی ما سوالاتی بپرسد و ما نباید اینگونه آن کارفرما را اذیت کرده و مزاحم او شویم.

من یاد گرفتم که باید زمان مصاحبه برای شغل دیگر را به کارفرمای کنونی خودم بگویم.

و این بهترین راه است. چرا؟

  • این کار به آنها اجازه می دهد بفهمند که ما گزینه های دیگری هم داریم و
  • به اندازه کافی اعتماد به نفس داریم که بتوانیم راجع به آن شغل ها کنکاش کنیم و
  • با کمال تعجب می بینیم که کارفرمای کنونی دوباره ما را ارزیابی می کند و حتی ممکن است حقوق ما را زیاد کند یا شرایط کاری مان را بهتر کند تا مبادا از دستمان بدهد.

نیازی نیست روی جعبه بایستیم و هدف خود را بیان کنیم.

بهتر است بجای آن به این اشاره کنیم که در حال ارزیابی بازار هستیم.

باید آگاه باشیم:

بعضی کارفرماها با کارفرمای کنونی ما تماس می گیرند حتی اگر به این سوال جواب منفی بدهیم.

روش بیان یک حرف مهمتر از آن چیزی است که می گوییم.

باید صادق باشیم و کنایه آمیز صحبت نکنیم.

خیلی از این پاسخ ها اگر به خوبی منتقل نشوند، ممکن است ما را از خود راضی یا ریاکار نشان دهند.

سوال و جواب های من نتایج خوبی برایم داشت.

من فهمیدم که کارفرمایان شروع به تلاش می کنند تا من را بفروشند و مصاحبه هایم کمتر شبیه بازجویی بنظر می رسد.

چرا سوالات انقدر قدرتمند هستند؟

پرسیدن سوال ها:

  • باعث می شود دیگران صحبت کرده و گوش کنند.
  • ما را تحت کنترل قرار می دهد.
  • به درک بیشتر ما کمک می کند.
  • می توانیم طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهیم.
  • اعتماد به نفس ما را انعطاف پذیر می کند.
  • موجب ایجاد اعتماد می شود.

سوالات، قدرت مکالمه هستند.

اکثر مردم دوست دارند صحبت کنند و بیشتر آنها علاقه دارند راجع به خودشان حرف بزنند.

وادار کردن دیگران به صحبت، به ما اطلاعات می دهد

و کمک می کند کنترل مکالمه را به دست بگیریم و زمان خود برای گوش سپاری، نه صحبت کردن، را بالا ببریم.

هرچه مردم بیشتر با ما حرف بزنند، بیشتر به ما اعتماد می کنند.

من نگفتم که معنی خواهد داشت، ممکن است کاملا غیزمنطقی بنظر برسد.

من حتی مصاحبه کننده هایی داشتم که به لطف مصاحبه خارق العاده ی من راجع به نعل پای یک خر هم صحبت کرده اند. (درست است، من نتواستم آن شغل را بگیریم.)

فقط آموختن تمام سوالاتی که کارفرمایان می پرسیدند باعث شد من اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم.

آمادگی برای پرسش ها و پاسخ ها موجب شد به یک ستاره در مصاحبه تبدیل شوم.

بله، می دانم با این حرف از خودم تعریف کرده ام اما فکر می کنم لیاقتش را هم دارم.

بله، من باید تمرین می کردم. چگونه؟

من پرسش و پاسخ های خود را ضبط کردم و به آنها گوش دادم.

لیستی راجع به صد سوال مصاحبه ای تهیه کرده و پاسخ آنها را در حالت های مخلف تمرین کردم.

سپس روی پاسخ ها و پرسش های خودم کار کردم.

آنها را روی برگه کپی کرده و از دوستم خواستم نقش مصاحبه کننده را بازی کند.

او تحت تاثیر پرسش و پاسخ های من قرار گرفت!

مقاله آموزش مذاکره را هم مشاهده کنید

سپس برای سِمت هایی که نمی خواستم یا می دانستم نمی توانم بدستشان بیاورم مصاحبه کردم، فقط برای اینکه با آنها هماهنگ شوم.

در این گونه مصاحبه ها هیچ چیز خاصی برای از دست دادن نداشتم برای همین فشاری هم روی من نبود.

من فهمیدم که آمادگی اساس کار من برای ایجاد اعتماد به نفس است.

تا به حال این حس را تجربه کرده اید که سر امتحان به برگه امتحانی نگاه کنید و بدانید تمام پاسخ ها را می دانید و با اعتماد به نفس جلو روید؟

من خود را با سختترین سوالات آماده کرده بودم و در راس بازی مصاحبه قرار داشتم.

خب، حالا زمان این فرا رسیده که سوالات خودمان را بپرسیم.

سوالات ما چیزهای زیادی را راجع به ما آشکار می کنند و شانس این را به ما می دهند تا بفهمیم آیا وارد آن شغل سودمند می شویم یا خیر.

در اینجا من چند مورد مهم برای مصاحبه کننده تان آورده ام:

  • آیا این سِمت، یک سِمت جدید است؟
  • بهترین کاندیدها چه مهارت هایی داشته اند؟ به مهارت های مذاکره ای هم نیاز داشتند؟
  • راه هایی که شما با آنها تاثیر و نتیجه این سِمت را ارزیابی می کنید چیست؟
  • چه زمانی تصمیم به استخدام شخصی می گیرید؟
  • چه موارد و مشکلات بحرانی هستند که به رسیدگی سریع نیازمندند؟

حتماً زبان بدن هم بدردتان می خورد

  • چند نفر قبل از من در این سِمت بوده اند؟
  • شما چه مدت است که با این شرکت کار می کنید؟
  • کسی به غیر از شما هم هست که برای استخدام ها تصمیم گیری کند؟
  • وقتی در غیبت و تعطیلات به سر ببرم چه کسی جای من را پر می کند؟
  • در غیبت کارکنان دیگر، من هم باید به جای آنها بایستم؟ اگر بله به جای چه کسانی؟
  • آیا فرایند و خط مشی خاصی برای کار دارید؟
  • من باید به چه کسی کارم را گزارش کنم؟
  • می توانید بیشتر راجع به IT/ رشد و استراتژی های شرکت خود برای من بگویید؟
  • معمولا هر چند وقت یکبار ترفیع های کارکنان سختکوش تر را اعلام می کنید؟ و من چه زمانی باید منتظر ترفیع درجه باشم؟
  • فکر می کنید شرکت شما مکانی هست که من بتوانم استعدادهای خود را در آن شکوفا کرده و از آنها استفاده کنم؟ (این یکی از سوالات مورد علاقه من است. یکبار یکی از مصاحبه کنندگان من ۲۰ دقیقه راجع به این سوال برایم صحبت کرد.)

درحالیکه تقلب مورد نظر را که من در موارد بالا به آنها اشاره کردم در آستین دارید، برای این تضمین که همیشه یک پله بالاتر هستید، حتی بالاتر از یک فرد با تجربه با درجه ششم و مصاحبه کننده ای با کمربند سیاه، باید کمی راجع به سوالاتی که می خواهند با آنها مچ ما را بگیرند بیشتر بدانیم.

پس بیایید وارد مغز مصاحبه کننده شویم تا فقط بفهمیم که چه نقشه ای دارند و پشت هر نوع سوال مصاحبه کننده چه هدفی نهفته است.

  • پرسش های رفتاری از گذشته
  • پرسشهایی برای شرایط آینده
  • سوالاتی راجع به تجربه و دانش
  • سوالات تاییدی
  • سوالات قابل تایید

پرسش های رفتاری از گذشته

تفکری که پشت این نوع سوالات وجود دارد این است که رفتار گذشته یک شخص معمولا نمونه بارزی از رفتار او در آینده می باشد.

فرضیه این قضیه این است که ما موجودات تابع عادت هستیم و عادت ها سخت تغییر می کنند و بیشتر اوقات برای ما حتی شناخته هم نشده اند.

کارفرمایان روی پاسخ اینگونه سوالات سرمایه گذاری می کنند.

چرا؟

  • کل سیستم اعتباری ما بر این اساس است.
  • مردم و تجارت ها بر پایه این که چگونه توانسته بودند قرض های پیشین خود را بپردازند وام پولی می گیرند.
  • سیستم قضایی ما به این قانون بستگی دارد. افرادی که برای رفتار مجرمانه گذشته خود محکومیتی داشته اند خیلی خشن تر از دفعات اول معامله می کنند.

بنابراین ما باید برای آشکار سازی گذشته خود در روش صادقانه و مثبتی آماده باشیم.

نمونه هایی از سوالات رفتاری از گذشته:

می توانید به من راجع به زمانی بگویید که مجبور بودید بین راستگویی و دروغگویی یکی را انتخاب کنید؟ و توضیح دهید که کدام تصمیم را برگزیدید؟

” من این تصمیم را از زمانی که در دبستان بودم گرفتم و ازهمان موقع هم راستگویی را انتخاب کردم. آیا تا به حال با کارمندان دروغگو و غیرقابل اعتماد سر و کار داشته اید؟”

می توانید راجع به شرایطی در گذشته تان بگویید که در آن برای یک مشکل سخت راه حل خلاقانه ای پیدا کرده اید؟

اینجا بهترین شانس ما برای درخشیدن است.

هر چه مشکل سختتر باشد، اگر بهتر و بیشتر آن را ارزیابی کنیم، راه حل بهتری هم پیدا می کنیم.

فقط باید جواب این سوال را در کمتر از ۵ جمله بدهیم.

این یکی آنقدر مهم است که می توانیم آنها آن را حداقل در یک برگ چرک نویس یادداشت کنیم.

مقاله پوکر فیس را مشاهده کرده اید !!!

می توانید راجع به زمانی برایم بگویید که مشکلی در ارتباط با کارکنان داشته اید و توضیح دهید آن مشکل دقیقا چه بوده و چگونه آن را حل کردید؟ (برای سِمت های مدیریت)

“من یک کارمند داشتم که جزو قسمت IT بود و همیشه بطرز فجیعی در جلسات و قرار ملاقاتها دیر حاضر می شد. من بطور خصوصی برای او توضیح دادم که این کارش چطور برای همکاران غیرقابل قبول است و برای شرکت هزینه دارد.

این کار هیچ اثری نداشت.

بنابراین به سادگی او را از جلسات و ملاقات ها محروم کردم و به او برنامه جایزه برای تیم را توضیح دادم.

وقتی ازم سوال پرسید،

به او اطلاع دادم که دیر نرسیدن سر جلسات یکی از شرایط برای گرفتن آن جایزه است و او دیگر هرگز دیر نکرد.”

پرسش های تبعیتی

هدف این گونه سوالات ارزیابی اعتبار پاسخ شماست.

سوالات تبعیتی به دنبال سوالات دیگر می آیند.

ممکن است از ما اسم یک سرپرست را بخواهند که می تواند پاسخ ما را تایید کند.

یا مصاحبه کننده ممکن است از ما سوالهای گول زننده ای که دنباله سوالات دیگر هستند را بپرسد تا به اعتبار و صحت پساخ هایمان پی ببرد.

برای مثال:

می توانید راجع به آن سال و ماه و سِمتی که این اتفاق در آن رخ داد صحبت کنید؟

این پرسش نشان می دهد که ممکن است شرکت مذکور این اطلاعات را به روشی ارزیابی کند و کاندید استخدامی احساس راحتی نکند خصوصا اگر پاسخ آن به سختی یادمان بیاید یا نتوان آن را از حقیقت اصلی منحرف کرد.

آیا می تواند به من بگویید که آن کارمند چگونه عکس العمل نشان داد؟

اینگونه پاسخ ها را تا جایی که می توانید خلاصه کنید.

مثلا:

“او ناراحت شد اما نشان داد که موضوع را فهمیده است و از اینکه من قضیه را تحت کنترل گرفتم تشکر کرد.”

می توانید به من بگویید که سرپرستتان چگونه عکس العمل نشان داد؟

برای مثال:

“مثل همیشه، سرپرستم تشکر و تحسین کرد.”

این پاسخ نشان می دهد که من باید همیشه کارهایی انجام دهم که لایق سپاس گذاری هستند.

بعضی مصاحبه کنندگان ممکن است در اینجا پافشاری کنند.

اگر خود را در این شرایط یافتیم باید پرکاربردترین توصیه ی جهانی را دنبال کنیم: وحشت نکنید! به معنی واقعی کلمه باید نفس عمیقی کشیده و با عجله به بحث ادامه ندهیم. من فهمیدم که می توانم روند مصاحبه را با مکث کردن و آرام تر صحبت کردن تغییر دهم.

 

مقاله زبان بدن هم بدردتان می خورد

یکی از دوستان من در حین بازی پوکر از “تکنیک آرام” استفاده کرد.

وقتی یکی از بازیکن ها حرکت موفقیت آمیزی انجام داد و چند دست پشت سر هم برنده شد، دوست من راهی پیدا کرد تا سرعت بازی را کمی کُند کنَد.

او بهتر از هرکس دیگری که تا به حال دیده بودم بازی را معطل کرد.

او مکالمه ای را از سر گرفت و وانمود کرد که نمی تواند تصمیم درست را برای آوردن ورق مورد نظر بگیرد، تماسی گرفت

و حتی آن را به زمان طولانی تری کشاند و کمی نوشیدنی روی زمین ریخت و با این کارها صبر همه را امتحان کرد.

با اینکه اینها نمایشی به نظر می رسند اما این معطلی او کار کرد.

وقتی لحظات کندتر حرکت کردند، پیروزی بر سر میز بازی جای خود را تغییر داد.

من پیشنهاد نمی کنم که در حین مصاحبه خود را به فراموشی زده یا یک تماس تلفنی برقرار کنید، اتفاقا من شدیدا پینشهاد می کنم که این کار را انجام ندهید!

من می گویم فهمیدم که گروه سازی دوباره و تغییر مسیر مصاحبه توسط ایجاد تغییر در گام های بین راه امکان پذیر است.

وقتی مصاحبه کننده می فهمد که من گیج نیستم و حواسم جمع است،

علاقه اش در خرده گیری از من را از دست می دهد.

پاسخ های ناگهانی من که همه روی روش و نظم هستند مصاحبه کننده را از این بازی شان به بیرون پرت می کند.

پرسش های رفتاری از گذشته در مورد تجربه های مدرسه، شخصی، داوطلبانه یا عضویتی هم ممکن است پرسیده شود.

بنابراین در این لحظات حساس ضرری ندارد که کاملا هوشیار باشیم…

پرسش های فرضی در آینده

من دوست دارم این نوع سوالات را “سرزمین عجایب” بنامم.

هر چه باشد، فرضیات از عجایب خیلی هم دور نیستند.

شرایط آینده و سوالات فرضی برای این پرسیده می شوند که پیش بینی کنند چگونه ممکن است تحت یک سری شرایط سخت آینده عکس العمل نشان دهیم.

هیچ کس نمی تواند آینده را پیشگویی کند و ما نمی توانیم به این پاسخ ها تکیه کنیم بنابراین باید اینجا یک ابرقهرمان باشیم.

اینجا چند نمونه از شرایط آینده یا سوالات فرضی را آورده ایم:

اگر از شما می خواستند که تا دیروقت جمعه شب کار کنید چه می گفتید؟

“من داوطلبانه تلاش می کردم که کار را تمام کنم. البته اگر این اتفاق بطور مکرر باشد به برنامه ریزی مشخص تری احتیاج دارد. آیا شما معمولا چنین شرایطی دارید؟”

اگر یکی از کارمندان خود را از دست دادیم و بر ساعات کاری شما افزوده شد چه می کنید؟

“من تمام تمرکز خود را به کار می گیرم که تا جایی که می توانم همه کارهای مهم را در بهترین سطح خود به انجام برسانم. آیا در اینجا چنین رنج تبدیلاتی را  زیاد دارید؟” (دوباره من پاسخم را با یک پرسش به اتمام می رسانم.”

اگر می فهمیدید که یکی از همکارانتان در حال دزدی از شرکت است چه می کردید؟

” این شرایط را به سرپرست خود گزارش می کردم. اینجا در میان کارکنان دزدی، مشکل بزرگی است؟”

مسلما ما نمی توانیم برای این گونه سوالات فرضی پاسخ هایی را حفظ و تمرین کنیم.

باید به یاد داشته باشیم که در حین پاسخ دادن به خود فرصت دهیم.

یکی از ساده ترین راه ها در زمان خریدن برای تفکر، تکرار دوباره همان سوال با صدای بلند برای خودمان است،

گویی می خواهیم با دقت بیندیشیم.

پرسش های دانش و تجربه

همانطور که از اسم آنها پیداست، در این سوالات راجع به دانش و تجربه سوال می شود.

وقتی برای یک مصاحبه فراخوانده می شویم، به خاطر دانش و تجربه مان است.

کارمندان کمی بدلیل عدم دانش و تجربه کافی در آن زمینه شغلی اخراج می شوند (مگر اینکه در رزومه و مصاحبه خود دروغ گفته باشند که در این صورت لیاقتشان این است در خروجی را به آن ها نشان دهند).

دانش و تجربه ای که داریم و مرتبط با آن سِمت کاری پیشنهاد شده است بسیار مهم می باشد و ممکن است سطح مهارت های ما هم ارزیابی شوند.

فهمیدن اینکه ما چه جور شخصیتی داریم و چگونه رفتار می کنیم و چگونه می توانیم بطور تاثیرگذاری آن تجربه و دانش خود را در کار بکار بگیریم، نگرانی های اساسی کارفرما هستند.

برای مشتری های ما، بیشترین تجربه حقیقی که نیاز دارند، یا مهارت های مذاکره برای فروش است یا مهارت های مذاکره برای خرید.

پرسش های تاییدی و قابل تایید

درحالیکه تجربه و دانش ما احتمالا مشکل اصلی نخواهد بود،

تایید ادعای ما برای داشتن دانش و تجربه، مشکل اساسی است.

پرسش های قابل تایید پرسش های مذاکره ای هستند که کارفرما می تواند آنها را تایید کند.

سوالات تاییدی همان سوال های قابل تایید هستند که مصاحبه کننده از قبل آنها را تایید کرده است.

این سوالات آنگونه نیستند که فقط بتوان با کلمات بازی کرد چون مصاحبه کننده از ما انتظار جواب دارد و حقیقت این است که مصاحبه کننده می داند پاسخ آنچنان واضح هم نیست.

اگر می خواهیم با صداقت پاسخ دهیم باید کمی راستگو باشیم تا بتوانیم از خودمان هم دفاع کنیم.

برای مشتری های ما بهترین راه برای تایید مهارت های مذاکره، دوره های مذاکره ای روی رزومه آنهاست و مهم تر از آن این است که یک نقش تمرینی به ما می دهند درحالیکه یک مذاکره کننده تواناتر در طرف دیگر با ما مذاکره می کند.

خبرهای بهتر راجع به سوالات مصاحبه:

  • ما از قبل پاسخ به سوالات رفتاری از گذشته را داریم.
  • پرسش های آینده و فرضی معتبر نیستند، باید یک ابرقهرمان باشیم تا بتوانیم پاسخ آنها را به درستی بیان کنیم!
  • از قبل پاسخ به سوالات دانش و تجربه را داریم.
  • وقتی نوبت به “ما” می رسد، “ما” متخصص هستیم.
  • بیشتر کارفرماها از کاندیدهای دیگر هم همان سوالات را می پرسند.

وقتی این ها را فهمیدم، شجاعتم گل کرد.

دوره غیر حضوری مذاکره تلفنی را ار دست ندهید

راجع به مصاحبه های قبلی خود فکر کردم.

توجهم به آن چند باری جلب شد که در حین مصاحبه بیشتر احساس اعتماد به نفس کرده بودم.

آن چندبار زمانی بود که مصاحبه کننده داشت راجع به آن سِمت و شرکت برایم می گفت.

آنها طوری صحبت می کردند گویی می خواستند مرا قانع کنند که عجب فرصت خوبی نصیبم شده و این شرکت چه شرکت خوبی است که می خواهم در آن کار کنم.

احساس کرده بودم که مصاحبه کننده قصد فروش مرا دارد.

من از تلاش برای متقاعد کردن این گونه افراد عجیب که می توانم این کار را به خوبی انجام دهم خسته بودم:

بنابراین فهمیدم که چگونه نتیجه را بر سر میز تغییر دهم و آنها را وادار کنم متقاعدم کنند که آن شغل برای من است.

موفقیت با از بالا به پایین نگاه کردن

من یاد گرفتم که بلافاصله از خلاصه کلمات، دایره لغات حرفه ای و کلمات سخت استفاده نکنم

و پیشنهاد می کنم شما هم همین کار را بکنید.

در IT ، ما آنقدر از زبان استفاده می کنیم که باعث می شود سر ادم گیج برود.

کسی که با ما مصاحبه می کند ممکن است به اندازه ما مهارت، تجربه و آگاهی نداشته باشد.

گاهی اوقات تعادل مشخصی در صحبت هوشمندانه و تاثیرگذار هست اما باید از تهدید رئیس آینده مان بپرهیزیم.

لحن گفتن یک موضوع می تواند حتی مهمتر از خود آن موضوع باشد.

زمان بندی ما می تواند نشان دهنده سطح اضطراب یا اعتماد به نفس و صبرمان باشد.

آیا آرامش داریم؟

آیا فقط در لحظات و مواقع درست نظر می دهیم؟

نباید به سرعت جواب سوالات را بیان کنیم، باید به خودمان زمان دهیم.

زمانبندی، کلید اساسی در مصاحبات است

من می دانستم که به بهترین پاسخ ها نیاز دارم

و باید با یک سوال درست و مناسب به آنها حمله می کردم تا کارم به خوبی پیش رود.

زمانبندی خیلی کار بحرانی و حساسی است.

دوباره می گویم که نباید با رگباری از سوالات وارد مصاحبه شویم.

من همیشه می گویم که به ۳ تا ۵ سوال اول باید در حد ۱ تا ۳ جمله یا فقط با بله و خیر جواب داد.

سپس به انتهای پاسخ هایم سوالاتی اضافه کردم.

من در تعداد زیادی از مصاحبه ها دیدم که مصاحبه کننده به کاندید شانس پرسیدن سوال در انتهای مصاحبه را نمی دهد.

این نشان می دهد که آنها علاقه ای به استخدام ما ندارند.

دوباره می گویم، ما نباید صبر کنیم تا برای پرسیدن سوال های ما برایمان دعوتمان کنند و من اهمیتی نمی دهم که سوالاتشان چگونه است، در هر صورت سوال های خودم را می پرسم.

گرد آورنده ی بازی

یکی از سخنان بزرگ این است:

کسی که قوانین بازی را تصویب کرده، برنده می شود.”

بیشتر رقابت های ما قدم نهادن به اتاق مصاحبه در حین این تفکر است:

“شرکت بهترین شانس ها و موقعیت ها را در دست دارد. آنها با من مصاحبه می کنند و می توانند انتخاب کنند که مرا رد کرده و منتظر نفر بعدی شوند. بهتر است من مصاحبه ام را به خوبی انجام دهم.”

تا به حال توجه کرده اید که بعضی از آن افکار به ذهن ما رسوخ می کنند؟

نباید به آنها این اجازه را بدهیم!

آن افکار تهی و بی مفهوم هستند.

کارفرما معمولا یک سری نیازها و مشکلات دارد و معمولا آنقدر اوضاع بد می شود که آنها وارد بازی فریبنده و شدیدا

سخت استخدام می شوند تا بتوانند بهترین فرد را انتخاب کنند.

اگر این موضوع آنقدر برای آنها خوب است که با تعدادی از متخصصان ماهر مصاحبه کنند تا از درد خود بکاهند بنابراین ما هم باید همین بازی را انجام دهیم.

برای مصاحبه با تعداد زیادی از شرکت ها برویم و رزومه خود را به آنها نشان دهیم.

نباید همه تخم مرغ های خود را فقط در یک سبد قرار دهیم.

کسی که قوانین بازی را تصویب کرده،

برنده می شود

یادمان نرود!

بعنوان یک کاندید باید سوالات را طراحی کنیم تا بتوانیم مصاحبه کننده را وادار به فروش خود کنیم.

باید به یاد داشته باشیم،

همانطور که ما برای مصاحبه با کارفرما می رویم،

آنها هم برای ماحبه با ما می آیند.

بنابراین باید اطمینان حاصل کنیم که حداقل به همان اندازه که آنها نورافکن را روی ما زوم می کنند،

ما هم همین کار را با آنها انجام دهیم.

مصاحبه کننده ها معمولا تعلیم می بینند که شرکت را بفروشند (در غیر این صورت شرکت به آنها برای جذب نیروهای جوان اعتماد نمی کند).

هر زمان که توانسیم کارفرما را وادار به فروش خودمان کنیم،

در موقعیت قدرتمندی هستیم.

حالا بروید و با پرسش و پاسخ های من کمی خوش بگذرانید و به من اطلاع دهید که کارتان چگونه پیش رفته است.

در این مقاله به چگونه مصاحبه کاری موفق داشته باشیم؟ پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من علی بهرام پور، نویسنده، مدرس و مربی اصول و فنون مذاکره هستم و قصد دارم در این وبسایت مطالب کاربردی و مورد نیاز را که در سالیان فعالیتم در بلاروس و ترکیه و ایران عزیز بدست آوردم را به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *