کار با درد عاطفی

در جنگ نظامی آمریکا، سربازان بازمانده از جنگ اظهار نومیدی کردند که
«چطور می‌توان در‌حالی‌که در ستیز با این دشمنان هستیم، آنها را ببخشیم؟ غارت‌کردن اموال‌مان، بیرون‌راندن ما از خانه‌مان و به‌بردگی‌گرفتن شهروندان‌مان جنایت‌های سنگینی بوده که قابل بخشش نیستند. این فرصت را به ما بدهید تا تلافی کنیم و سپس با روحیه بهتری می‌توانیم ببخشیم.»

سربازان می‌کوشند با دو شرح توضیح دهند که چطور پاسخگوی بدبختی ایجادشده باشند:
یکی از آنها اشاره به بخشیدن خالصانه با مرحمت خدا دارد و دیگری فرد رقابتی است که اصرار به برقراری عدالت به اراده خود دارد؛
چشم در برابر چشم و سپس رحم و بخشایش معمای حل‌نشدنی سربازان داستان ماست.
بخشش ذات‌مان را نمایان می‌کند، اما عمل متقابل و تلافی عطش ما را برای انتقامجویی تقویت می‌کند.

هرچه بیشتر بخواهیم با اعضای خانواده و همکاران در صلح و آشتی باشیم، صدمه روحی ما را بیشتر برانگیخته می‌کند که ضربه بخوریم.
ممکن است ما هم مانند این سربازان مجبور به انتقامجویی شویم؛
گاهی آن‌قدر شدید که حس می‌کنیم در این مسأله هیچ حق انتخابی نداریم.

اما ما یک حق انتخاب داریم؛
این بخش روشی برای کار با درد عاطفی و رهاکردن خود از الزام به کینه‌جویی و انتقام ارائه می‌دهد.
بیرون‌ریختن این غضب و رنجش ساده نیست، اما ممکن است این برخورد برخلاف تلافی‌کردن، اثر رهایی‌بخشی داشته و نسبت‌به آن سازنده‌تر باشد.

 

قبل از اینکه برای انتقامجویی سفر کنید، دو قبر بکنید.

 

در میان کار

بهترین روش برای درمان درد عاطفی کارکردن روی آن است.
درد درون‌تان را فلج می‌کند و گیرنده‌های حسی منفی را به مثبت می‌دهد.
دقیقاً مانند لامپی که انرژی الکتریکی را به نور می‌دهد،
این فرآیند هم برای مشخص‌کردن درد عاطفی و درک آن نیازمند توجه شما و سپس کنترل آن است.

این فرآیند می‌تواند ترسناک باشد و ممکن است با این مسأله درونی روبه‌رو شوید که اشاره می‌کند شما به احساس‌تان چسبیده‌اید
و با همه وجود تلافی می‌کنید، اما اگرچه می‌توانید بریدن دست‌تان را نادیده بگیرید و شفا پیدا کنید،
اگر این درد درونی را نادیده بگیرید،
بدتر می‌شود. درد با درد ترکیب شده و از نقطه آستانه گذشته و دنیای شما را منفجر می‌کند.

این مقاله هم مفید است
راهکارهای خلاص‌شدن از اجباربه تکرار

 

کار با درد عاطفی

 

آماده‌اید؟ کیف‌تان را چک کنید

سرنوشت عاطفی‌تان با شما آرام می‌گیرد.
اگر شما از لحاظ روحی آماده رها‌کردن انتقام‌جویی نباشید، نمی‌توانید از آن رهایی یابید؛
بنابراین از خود بپرسید: «بهترین پیشنهادتان برای انتقام‌جویی چیست؟»
(من آن را کیف‌تان می‌نامم.) زندگی فعلی‌تان با کینه و بدون آن را مقایسه کنید،
چطور همه‌چیز متفاوت و احتمالاً بهتر می‌شود؟

حس انتقام درونی شما هدفی دارد. وقتی مسأله‌ای روح‌تان را آزار می‌دهد، روح و حس صحیح و اشتباه بودن‌تان را تحلیل می‌برد،
به‌طور طبیعی روحیه‌تان را تضعیف می‌کند و موجب می‌شود شما تلافی کنید. تلافی‌نکردن می‌تواند رنج بی‌وفایی به حس درونی را ایجاد کند،
اما برای تحمل کینه به انرژی درونی شخصی نیاز دارید تا بتوانید به‌طور کامل آن را از خود برانید.

بنابراین کیفتان را بگردید:
چه چیزی باید بردارید تا احساس خوب رهاشدن از احساسات سمی را داشته باشید؟
چطور باید با ‌طرف مقابل ارتباط پیدا کنید؟
انتخاب با شماست، تصمیم بگیرید آماده‌اید کینه را رها کنید.
شما توانایی آن را دارید که روی این درد کار کرده یا آن را رها کنید.
اگر احساس می‌کنید آماده‌اید روی آن کار کنید، عازم سه مرحله خواهید شد:

۱٫ اعتراف به تحمل درد عاطفی،
۲٫ غم ازدست‌دادن و
۳٫ اندیشیدن به بخشش. به‌طور خلاصه: اعتراف، ماتم، بخشش.

 

زبان بدنتان درباره شما چه میگوید؟

فقط مرگ قابل مذاکره نیست!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *