آداب مکالمه با تلفن

مذاکره مجازی

, ,

مذاکره مجازی

مذاکره چیست را در مقاله های قبلی آموزش دیدیم، حال مذاکره مجازی را بررسی می نماییم.

در این بخش قصد دارم مذاکره ه مجازی را شرح دهیم.

مثال هایی از مذاکره مجازی:

مذاکره تلفنی – مذاکره آنلاین – مذاکره پیامکی – مذاکره با شبکه های اجتماعی

 

مذاکره مجازی شامل سه اصل می باشد:

  • دانش و آگاهی نسبت به موضوع

این مرحله خود شامل زیرشاخه های (فنی – مکالمه – رفتارشناسی) می باشد، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

 

  • نگرش و بینش

دید و هدف ما در طول مذاکره را مشخص می نماید.

 

  • مهارت

تمرین و آموزش های ما که حالا به مهارت تبدیل شده.

 

در جامعه ما سه دسته افراد داریم:

  • بصری
  • سمعی
  • لمسی

 

در زیر به هر کدام از حس ها با راه حل آن خواهیم پرداخت تا در مذاکره مجازی بتوانیم از آن استفاده نماییم:

افراد بصری را چگونه می تواند شناخت:

اینگونه افراد، افرادی برونگرا می باشند که دارای خصوصیاتی نظیر:         تن صدای بلند – استفاده از کلمه های کوتاه – مکالمه های کوتاه و … می باشند که باید با این افراد باید مذاکره ای تلفنی یا مجازی کوتاهی در نظر گرفت، با صدای بلند و مانند خودشان ارتباط گرفته شود، این افراد حوصله جملات بلند و کتابی را ندارند و باید کوتاه و روان با این دسته صحبت نمود ولی بهترین راه با این افراد یک تماس کوتاه و دعوت به یک جلسه حضوری می باشد.

 

افراد سمعی را چگونه می توان شناخت:

این افراد دارای خصوصیاتی نظیر: صدای آرام، علاقه به واژه های کتابی، جملات بلند و در مذاکره با این افراد سکان مکالمه باید در دست ما می باشد. این افراد بهترین کسانی هستند که می شود در مذاکرات مجازی با آنها مذاکره نمود زیرا نقطه تصمیم گیری این افراد گوش هایشان می باشد.

 

افراد لمسی را چگونه می توان شناخت:

این افراد دارای خصوصیانی نظیر: اهل شوخی، افرادی احساسی، استفاده از واژه های محبت آمیز و … می باشند. پس از افراد سمعی بیشترین تاثیر مذاکره مجازی روی این دسته از افراد می باشد.

اولین رفتار ما باید این باشد که بتوانیم، هر سه مورد (سمعی، بصری، لمسی) باشیم. یعنی با کسانی که سمعی هستند سمعی باشیم، کسانی که بصری هستند بصری باشیم و کسانی که لمسی هستند لمسی باشیم بطور خلاصه می توان اینگونه گفت:

مذاکره کننده حرفه ای باید بتواند نقش های مختلف را بپذیرد:

برای افراد:

 

مذاکره تلفنی

یک مذاکره تلفنی شامل سه قسمت عمده می باشد که در ادامه به آن می پردازیم.

  1. آغاز مکالمه
  2. انجام و ادامه
  3. پایان دادن

 

در یک مذاکره تلفنی با توجه به اینکه ما چهره و صورت نداریم در نتیجه زبان بدن هم نداریم پس باید توجه خود را بر روی کلماتی که به کار می بریم و لحن خود داشته باشیم.

بطوری که بیشتر از ۸۰% اثرگذاری ما در مذاکره تلفنی با لحن می باشد و کمتر از ۲۰% استفاده مناسب از کلمات می باشد.

بخش های مختلف مذاکره تلفنی را در ادامه بیشتر توضیح می دهیم

آغاز مذاکره:

قبل از آغاز مذاکره مهمترین نکته آراستگی ما می باشد. شاید بگویید که پای تلفن !!! بله دقیقاً،

درست است که طرف مقابل ما را نمی بیند و چهره و سیمای ما مشخص نیست ولی مطمئن باشید که ما با آراستگی خود هم بر روی خودمان هم بر روی طرف مذاکره کننده تاثیر مستقیم می گذاریم و این تمیزی و آراستگی کاملاً اثر گذار می باشد.

پس از آراستگی با یک نفس عمیق خود را برای مذاکره آماده می کنیم.

همیشه توجه داشته باشید که لبخند بر روی لبانمان باشد. شاید با خود بگویید که پای تلفن که کسی لبخند ما را نمی بیند!!! اتفاقاً می بیند…

شما با لبخند زدن ابتدا یک انرژی به خود می دهید و سپس همانطور که در قبل هم اشاره شد با لحن که بیشتر از ۸۰% ارسال اطلاعات می باشد، شما توانیته اید با یک لبخند کوچک این حس زیبا را به طرف مقابل هم منتقل نمایید. پس همیشه یادمان باشد که لبخند بر روی لب داشته باشیم و با لبخند زدن به مذاکره خود بپردازیم.

حالا زمان آن رسیده که یک جای مناسب برای خود در نظر بگیریم.

انتخاب مکان مناسب هم بسیار تاثیر گذار می باشد.

سعی کنیم برای مذاکره تلفنی هم پشت میز خود بنشینیم.

مکانی که همیشه برای کار و مذاکره خود داشته ایم را برای مذاکره تلفنی هم انتخاب نماییم.

و یک کاغذ و خودکار هم تهیه می کنیم و کنارمان می گذاریم تا آماده شروع مذاکره شویم.

برگه برای نوشتن بسیار مهم می باشد چون بارها ما نیاز به یادداشت خواهیم داشت.

ادامه مذاکره

توجه داشته باشید وقتی می خواهیم مذاکره اصولی و موفقی را پشت سر بگذاریم باید پایه ها و مقدمات هم اصولی و با برنامه باشد.

ما هیچ وقت نباید در مذاکره چیزی را فراموش کنیم که مجبور بشیم از طرف مذاکره کننده درخواست نماییم مجدد تکرار نماید. پس با یک کاغذ و خودکار خود را آماده مذاکره می نماییم.

معرفی در اول تماس بسیار مهم و انرژی زا می باشد.

ما اگر اسم طرف مقابل را می دانیم، با اسم طرف مقابل را صدا نماییم بسیار باعث انرژی دادن می شود و ما می توانیم مذاکره را به شکل اصولی پیش ببریم.

اگر نام طرف مقابل را نمی دانیم، یک بار می پرسیم و در کاغذ خود حتماً یادداشت می نماییم،

چون به هیچ وجه نباید نام کسی را فراموش کرد و دوباره آن را پرسید.

صدا کردن کسی با نامش حال هر کس را بهتر می کند.

پس تا الان مقدمات یک مذاکره تلفنی را آموزش دیدیم.

بعد از سلام کردن بهترین حالت این می باشد که ما بدانیم در موقع مناسبی صحبت می نماییم یا خیر، با یک سوال خیلی راحت که الان زمان مناسبی می باشد از وضعیت طرف مقابل به خوبی آگاه می شویم.

حالا وقت آن رسیده که وارد بخش انجام و ادامه مذاکره بپردازیم.

ما باید بتوانیم مذاکره را اصولی پیش ببریم، ابتدا لازم است دانش طرف مقابل را ارزیابی نماییم.

ما باید در طول مذاکره با انرژی باشیم باید طوری رفتار نماییم که اگر با ده نفر صحبت کردیم همانند نفر اول صحبت نماییم، با انرژی و شاداب.

یادمان هم باشد که خنده بر روی لبانمان نقش بسته باشد و با خنده رویی مذاکره را ادامه دهیم.

خنده رویی به این معنی نیست که ما مسخره یا شوخ باشیم،

در مذاکره ما کاملاً جدی هستیم بهمراه مهربانی.

پس بصورت جدی ولی مهربان و خنده رو به مذاکره ادامه می دهیم.

در مذاکره و مذاکره تلفنی و حتی در زندگی روزمره باید از کلمات ساده استفاده نماییم.

ساده سازی در بکار بردن کلمات داشته باشیم. به هیچ وجه از کلمات تخصصی و سخت استفاده نکنیم تا مذاکره به شکل روان ادامه پیدا کند و به همان شکل اصولی پیش رود.

سرعت صحبت کردن ما در طول مذاکره باید همانند طرف مقابل باشد.

اگر طرف مقابل با سرعت بالا صحبت کرد ما هم مقداری سرعتمان را افزایش می دهیم، اگر سرعت کم باشد ما هم مقداری از سرعتمان را کم می کنیم.

ما در هر صورتی مسئول هستیم پس طوری رفتار می کنیم که طرف مقابل هم بداند که با یک مسئول صحبت می کند و خواسته اش را مطرح کند حتی اگر ربطی به ما نداشته باشد و در حیطه کاری ما هم نباشد، می توانیم بگوییم که پیگیری می کنیم و خبر می دهیم.

اگر در حین صحبت طرف مقابلمان اشتباه کرد به هیچ وجه نباید مسخره کنیم.

در مذاکره باید گوش خوبی باشیم، یعنی خوب گوش بدهیم و به هیچ وجه حرف بعدی، جمله بعدی طرف مقابل را پیش بینی نکنیم و بگذاریم تا انتها حرف خود را بزند.

حواسمان باشد که با یک لحن به مذاکره نپردازیم تا طرف مقابل احساس خستگی نکند.

ما به هیچ وجه نباید به خود اجازه بدهیم که حرف طرف مقابل را قطع کنیم.

از کلمات رسمی ولی ساده استفاده کنیم.

در پایان با ذکر نام طرف مقابل از او تشکر می کنیم بابت اینکه گوش داده به حرف های ما و ما به هیچ وجه اجازه قطع کردن تلفن را قبل از مشتری نداریم. حواسمان باشد که تلفن را نگه می داریم و بعد از قطع شدن از طرف مقابل ما گوشی را می گذاریم.

امیدوارم از این نکات در مذاکرات تلفنی خود بهره ببرید و یک مذاکره اصولی موفق داشته باشید.

به هیچ وجه اجازه ورود احساسات را به مذاکره هایمان ندهیم.

وقتی ما اجازه می دهیم که احساس در تصمیم ما دخیل شود مطمئن باشیم که نمی توانیم یک مذاکره اصولی داشته باشیم و حتماً تاثیر خواهد گذاشت،

حتی اگر کم و خیلی ریز باشد.

پس حواسمان باشد که مسیر احساس با منطق در مذاکره فرق می کند و جداست.

امیدوارم با تمرین مراحل بالا بتوانیم مذاکره مجازی موفقی داشته باشیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
آموزش مذاکره

چگونه تمرکز خود را افزایش دهیم

, ,

چگونه تمرکز خود را افزایش دهیم، نام مقاله ای می باشد که امروز می خواهیم در ارتباط با آن بیشتر بدانیم. با این مطلب آغاز می نمایم که هیچ چیز را به ذهن نباید واگذار کنیم.

در سال ۱۹۸۹ مطالعه ای توسط مرکز مدیریت اولویت ها صورت گرفت که عنوان می نمود: یک سال از عمرمان را صرف یافتن چیزهای گم شده می کنیم. همیشه یک ورق و کاغذ همراهمان باشد حتی همین الان.

اگر بخواهیم تعریف ساده ایی از تمرکز حواس بگیم میتونیم بگیم زمانی که تمامی عوامل حواس پرتی را به حداقل برسانیم موفق به تمرکز شدیم.

خیلی از ماها فکر میکنیم که چون ذهن پر هست نمیشه حواسمان جمع باشد و حتما ذهن باید خالی از هر مسئله ایی باشد.

این فکر کاملا اشتباهه چون هیچ انسانی وجود نداره که مسئله یا فکری توی ذهنش نداشته باشه و همه ما انسانها هر روز که میخواییم روزمونو شروع کنیم ده ها و شاید صدها فکر توی ذهنمون واسه شروع یه روزمون داریم.

پس ذهن خالی که واسه حمع کردن حواس دنبالش هستیم کجاست؟

کی این فکرها تموم میشه؟

با این افکار نمیتونم حواسم را جمع کنم!!!

اینا صحبتهای ذهن ناخودآگاه ما می باشد بطوری که میخواهد دنبال بهونه برای دقت نکردن بگرده.

میتونیم ذهن را به یک سیستم ارتباطی پیچیده تشبیه کنیم که در هر لحظه صدها یا هزاران پیام از محیط داخلی بدنمون و از محیط اطراف به اون مخابره میشه.

و در عین حال هزاران پیام از این مرکز به محیط داخلی بدن و محیط اطراف ارسال میشه.

خیلی از این مبادله های ارتباطی محیطی و داخلی در حوزه ناخودآگاه ما صورت میگیره.

و بعضی از آنها وارد حوزه آگاهی ما میشه و ذهن ما را از تمرکز کردن روی موضوعی منحرف میکنه.

برای دست پیدا کردن به دقت بالا،حواس عالی باید حواس پرتی را به عنوان یک واقعیت انکار نشدنی بپذیریم پس تمرکز حواس یعنی عوامل حواس پرتی را به حداقل رساندن.

نسبی بودن تمرکز

ما هیچوقت از یک میزان مشخص و ثابتی از تمرکز برخوردار نیستیم، چون به محض اینکه شرایط ذهنی ما یا شرایط محیط ما تغییر پیدا کند، میزان تمرکز ما بر یک موضوع هم تغییر پیدا میکند.

متفاوت بودن حواس پرتی و دقت در افراد

تمرکز حواس در افراد مختلف فرق میکند،

بنابراین ما نباید خود را فرد فاقد تمرکز یا حواس پرتی بدانیم و معرفی کنیم

چراکه چنین چیزی به هیچ عنوان حقیقت ندارد،

درست تر این است که بگوییم در این لحظه و با ذهنیت کنونی و در محیط فعلی عوامل حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزم کمتر است.

 

 

تمریناتی برای افزایش دقت:

 

تمرین اول برای (چگونه تمرکز خود را افزایش دهیم):

همین حالا چشمهای خود را میبندیم و شروع میکنیم به شمردن:

۵۰

۴۹

۴۸

۴۷

۴۶

.

.

.

۱

هر موقع که ذهنمان به موضوع دیگری فکر کرد و منحرف شد برمیگردیم و از اول شروع به شمارش میکنیم.

شاید در روزهای اول و یا شاید هفته اول موفق نشویم به عدد ۱ برسیم ولی با تمرین چند بار در روز حتما موفق میشویم و این تمرین کمک بسیار زیادی به تقویت تمرکز ما میکند.

در صورتی که برایمان خیلی سخت بود عکس اعداد را جلوی چشم خود تجسم میکنیم.

coloring-pages-30-thu-100-materialforenglishclasses-bma4lf-clipart

 

تمرین دوم (چگونه تمرکز خود را افزایش دهیم):

با  صدای بلند از عدد ۱ تا ۱۲۰ میشماریم و زمان میگیریم،و زمان خود را یادداشت میکنیم.

این کار را به مدت ۱۵ روز و هر روز دوبار انجام میدهیم و یادداشت میکنیم.

امیدوارم که توانسته باشم با این مقاله کمکی کرده باشم تا همه بتوانیم جوابی برای این سوال که چگونه تمرکز خود را افزایش دهیم پیدا کرده باشیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
علی بهرام پور

گل تو دقایق اول و آخر در مذاکره

,

دقایق اول و آخر

در این مقاله به دقایق اول و آخر می پردازیم

 

گل دقیقه یک

در مذاکره باید اینقدر آشنایی و شناخت از طرف مقابلمان داشته باشیم که بدانیم چگونه آغاز خواهد کرد،
از آن مهمتر این که باید اینقدر تمیرین داشته باشیم که بدانیم در آغاز مذاکره چه کنیم.
در فوتبال گل در دقیقه ابتدایی بازی را دیدید که چقدر لذت بخش هست،
ما با تمرین می توانیم این کار برزگ را انحام بدهیم.

وقتی ما شروع مذاکره را طوفانی آغاز کنیم یعنی در دقیقه یک گل بزنیم باعث می شود بسیار راحت تر و با مدیریت بیشتر و کنترل شده به ادامه مذاکره بپردازیم.

 

گل دقیقه نود

در انتهای مذاکره که دو طرف منتظر نتیجه گیری هستند، باید با برنامه ریزی درست آماده زدن گل در دقیقه نود باشیم تا بتوانیم با برد مذاکره را ترک کنیم و پایانی خوش رقم بزنیم.

 

برای بهترین بازیکن جهان شدن استعداد ذاتی کافی نیست و تمرین باعث می شود که شما در سکوی بهترین بازیکن جهان بایستید، اینکه یک مذاکره کننده خوب باید استعدادی یا مادرزادی مذاکره کننده قوی ای باشد به هیچ وجه درست نیست و فقط و فقط با تمرین و تمرین به این موقعیت رسیدند، پس برای مذاکره کننده بی رقیب شدن هم این نکته بسیار مهم می باشد.

یک روز در یک روزنامه ورزشی مطلبی رو خوندم، علی دایی مصاحبه ای کرده بود و می گفت که من استعداد علی کریمی را نداشتم و فقط و فقط با تمرین زیاد توانستم به این عناوین و نایب قهرمانی معتبرترین مسابقات فوتبال در اروپا برسد و در همان مصاحبه اعلام می کند که اگر علی کریمی با این استعداد ذاتی که دارد یک مقدار بیشتر تمرین می کرد، خیلی راحت می توانست به بهترین جایگاه ها برسد، پس از این مصاحبه می توانیم به قدرت تمرین پی ببریم و درمذاکره خودمان از آن استفاده کنیم.

با مفهوم کلی اصول مذاکره آشنا شدیم و حال به بررسی اصول مذاکره می پردازیم.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

در مذاکره با رعایت کردن اصول آن می توانیم به نتیجه دلخواه خود برسیم.

سال هشتادو پنج بود، دانشجوی نرم افزار کامپیوتر بودم و هیچ علاقه ای به دانشگاه نداشتم. داشتم می رفتم سر کلاس که روی برد اعلانت نوشته شده بود که دانش جویانی که در رشته های ورزشی فوتبال و هندبال و بسکتبال فعالیت دارند جهت تست به سالن ورزش مراجعه نمایند. من هم برای اینکه سر کلاس نرم سریع خودم را به سالن ورزش رسوندم و اسمم را برای مسابقات فوتبال نوشتم تا آخر هفته در تست شرکت کنم.

آخر هفته فرا رسید و همه بچه ها با لباس های ورزش تو زمین چمن آماده بودند تا آقای پروین بیان و از ما تست بگیرن. خلاصه این تست گیری حدود چهار هفته زمان برد تا ایشون بازیکن های مورد علاقشون رو انتخاب کنند.

 

مقاله مذاکره هم بدردتان می خورد

 

بنده هم که از کودکی عاشق فوتبال بودم
و همیشه فوتبال بازی می کردم به عنوان دروازه بان اول انتخاب شدم.
ما در هفته سه جلسه تمرین داشتیم و یک نامه از دانشگاه به ما داده بودند که استاد محترم،
دانشجو عضو تیم دانشگاه می باشد و جهت بالا برد نام دانشگاه آزاد جمهوری اسلامی با عدم حضور نامبرده در کلاس موافقت نمایید
و متاسفانه روز تمرین و ساعت ها را ننوشته بود و ما هم به تمامی اساتید نامه را نشان دادیم
و یک ترم موفق را سپری کردیم.
برگردیم به تمرین فوتبال، آقای پروین همیشه با تیمشان قبل از تمام بازیکن ها سر زمین حاضر بودند
و همیشه به ما می گفتند که تمرین را جدی بگیرید اگه می خواهید موفق باشید.

علی کریمی فوتبالیست بزرگ کشورمان می گفت وقتی با رائول گنزالس در تیم شالکه هم بازی بودم،
رائول با رئال مادرید به تمام افتخارات رسیده بود
و دوران پایانی فوتبالش را به شالکه آمده بود
و مانند یک جوان بیست ساله تمرین می کرد و همیشه با خود می گفتم کاش در دوران جوانی این صحنه را می دیدم
و با جدیت تمرین می کردم.

هر چه از اهمیت تمرین کردن برای یک مذاکره گفته شود کم است.
ما باید آنقدر تمرین کنیم تا کاملاً مسلط بر روی همه موارد باشیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

تضادها

, ,

تضادها

در این مقاله به تضادها می پردازیم

وقتی بین خواسته ما و طرف مقابل فرق و تضادها یی باشد

مذاکره صورت می گیرد

 

حال باید دید این تضادها خوب است یا ایجاد مشکل می نماید.

بارزترین تضادهایی که باعث ایجاد مشکل می نماید را با هم بررسی می کنیم:

 

احساس:

بزرگترین تضاد ممکن در مذاکرات ما درگیر شدن احساسات می باشد، در مواقعی که ما خسته هستیم، استرس داریم، عصبانی هستیم و … احساس در تفکرات ما ورود می کند و باعث می شود ما نتوانیم درست و منطقی تصمیم بگیریم.

حدس و گمان:

یکی دیگر از تضادها که باعث می شود ما نتوانیم منطقی تصمیم گیری و مذاکره نماییم،

حدس و گمان می باشد. هر طرف با توجه به برداشت های شخصی خود دچار سوء برداشت هایی می شود

و این تضادها اصلاً خوب نمی باشد و باعث می شود که ما از اصل مذاکره دور بشویم.

 

کم رنگ شدن اصل موضوع:

وقتی تضاد شدت می گیرد معمولاً اصل موضوع فراموش شده و هر چقدر بحث جلو می رود موضوع اصلی کم رنگ تر می شود و به حاشیه پرداخته می شود و باید از این موضوع جلوگیری نمود.

 

دوستی ها:

ما دوست داریم یکی از ما تعریف کند تا انتقاد، معمولاً به کسانی که با ما موافق هستند راحت تر ارتباط برقرار می نماییم و کسانی که انتقاد می کنند تبادل اطلاعات کمتری خواهیم داشت.

 

برتری ما:

وقتی ما به هر طریقی به برتری فکر نماییم و زمانی که تضاد پیش می آید شرایط اینگونه می شود که برنده شدن ما برابر با بازنده شدن طرف مقابل می باشد و در یک حس رقابتی قرار می گیریم.

 

ساده اندیشی:

زمانی که ما تضاد را ساده در نظر بگیریم، هر چقدر هم تعازض موجود پیچیده باشد اما ما آن را ساده و تک بعدی در نظر می گیریم و نمی شود با این تفاسیر به مذاکره با راه حل مناسب امیدی داشت.

موضوع ما:

هر طرف از نظر ذهنی برای خود موضع گیری هایی دارد

و روی یک موضوع خاص پافشاری می نماید و اگر طرف مقابل مخالف باشد ما هم سختگیرانه تر روی موضوع خود پافشاری می نماییم

و با فکر این که به هیچ وجه نباید عقب نشینی کنیم و عقب نشینی موجب از دست دادن اعتبار ما می شود.

 

بزرگ نشان دادن اختلافات:

وقتی ما اختلافات کوچک را بزرگ نشان دهیم و یا شباهت ها را کوچک بشماریم از هدف دور می شویم،

ما باید واقع بین باشیم و اختلافات را بزرگ نمایش ندهیم و منطقی با تضادها مقابله کنیم.

با توجه به مطالب بالا یادآور می شوم که تضادها همیشه هم بد نیستند

و اگر درست مدیریت بشوند می توانند سازنده هم باشند

و تضاد واقعاً می تواند جذاب باشد به شرطی که از تضاد یاد بگیریم که چه چیزهایی برای ما و دیگران اهمیت دارد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
علی بهرام پور

تمرین قبل از مسابقه فوتبال مانند تمرین قبل از مذاکره مهمترین کار می باشد

, ,

اولین نکته تمرین کردن می باشد. (آمادگی قبل از جلسه مذاکره)

نقطه شروع مذاکره در واقع پیش از آغاز مذاکره می باشد، برنامه ریزی برای مذاکره به نظر بنده مهمترین قسمت مذاکره می باشد.

ما برای بازی کردن فوتبال احتیاج به تاکتیک داریم و راه های مذاکره مانند تاکتیک های فوتبالی ما می باشد که هر چقدر دقیق تر و با نظم تر، همانقدر ما می توانیم موفق تر شویم. شما در نظر بگیرید یک تیم فوتبال را که چند روز آینده برای یک مسابقه خود را آماده می کند، اگر این تیم می خواهد موفق شود چه می کند؟

برای بازی با تیم مقابل ابتدا تاکتیک را برنامه ریزی مربیان و آنالیز کنندگان تیم چیده می شود و بعد با توجه به تاکتیک بدست آمده شروع به تمرین می کنند. روزی یک جلسه، دو جلسه، هر جلسه یک ساعت، دو ساعت یا حتی سه ساعت. با آنالیز کامل تیم حریف می توانیم نقاط ضعف و قوت تیم مقابل را بدست بیاوریم و روی نقاط ضعف و قوت تیم مقابل تمرکز می کنیم. یک اصول ساده و مشخص که همه ما می دانیم، حالا مهم این است که با توجه به اطلاعاتی که داریم چقدر تمرین می کنیم، روزی یک جلسه یا دو جلسه؟؟؟ یک ساعت یا دو ساعت یا سه ساعت؟؟؟ طبیعتاً هر چقدر ما بیشتر تمرین کنیم می توانیم خودمان را بیشتر آماده مسابقه کنیم و در طول مسابقه آمادگی کامل خواهیم داشت.

برمی گردیم به موضوع خودمان، برای یک مذاکره چه باید کرد؟

ابتدا لازم است که ما تاکتیک حریف را پیدا کنیم،

پس ما با توجه به نقاط ضعف و قوت طرف مداکره کننده خود را آماده می کنیم

و هر روز به تمرین می پردازیم،

خودمان را برای مهمترین بخش مذاکره آماده می کنیم

یعنی آمادگی قبل از جلسه، تمرین بسیار زیاد،

حالا روزی یک ساعت یا سه ساعت یا بیشتر،

هر چقدر تمرین ما بیشتر باشد مسلماً آمادگی ما هم برای جلسه مذاکره بیشتر می شود.

در نظر بگیرید برای یک جلسه مشاوره بسیار مهم انتخاب شده اید،

شما باید خود را کامل آماده کنید،

از شناخت کامل طرف مقابل تا تمام اتفاق هایی که در جلسه روی خواهد داد و اینها بجز با تمرین زیاد اتفاق نخواهد افتاد.

مذاکره کننده زاده نمی شود، ساخته می شود.

برای بهترین بازیکن جهان شدن استعداد ذاتی کافی نیست و تمرین باعث می شود که شما در سکوی بهترین بازیکن جهان بایستید، اینکه یک مذاکره کننده خوب باید استعدادی یا مادرزادی مذاکره کننده قوی ای باشد به هیچ وجه درست نیست و فقط و فقط با تمرین و تمرین به این موقعیت رسیدند، پس برای مذاکره کننده بی رقیب شدن هم این نکته بسیار مهم می باشد.

یک روز در یک روزنامه ورزشی مطلبی رو خوندم، علی دایی مصاحبه ای کرده بود و می گفت که من استعداد علی کریمی را نداشتم و فقط و فقط با تمرین زیاد توانستم به این عناوین و نایب قهرمانی معتبرترین مسابقات فوتبال در اروپا برسد و در همان مصاحبه اعلام می کند که اگر علی کریمی با این استعداد ذاتی که دارد یک مقدار بیشتر تمرین می کرد، خیلی راحت می توانست به بهترین جایگاه ها برسد، پس از این مصاحبه می توانیم به قدرت تمرین پی ببریم و درمذاکره خودمان از آن استفاده کنیم.

با مفهوم کلی اصول مذاکره آشنا شدیم و حال به بررسی اصول مذاکره می پردازیم.

در مذاکره با رعایت کردن اصول آن می توانیم به نتیجه دلخواه خود برسیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره

رای گیری در مذاکره

, ,

رای گیری

زمان هایی که ما گزینه های فراوانی داریم یکی از روشها استفاده از رای گیری می باشد. رای گیری در زمانهایی که گزینه های فراوانی داریم از اتلاف وقت جلوگیری می کند  ولی در این حالت تعدادی پیروز و بقیه شکست می خورند و توصیه می شود زمانی از این روش استفاده شود که برای کسانی که شکست خوردن اهمیت چندانی نداشته باشد.

رای گیری هیچ وقت باعث تجزیه و تحلیل دقیق نمی شود، به همین علت موضوع را کامل واضح و روشن کنید و سپس به سراغ رای گیری بروید.

نظر همه

در این حالت بحث ما باید بسیار مهم باشد و از همه بخواهیم که نظرشان را بگویند و بحث کنند و در آخر به توافق برسند. در این حالت حتماً باید در پایان همه افراد از نتیجه نهایی حمایت کنند.

بطور مثال در یک خانه تلویزیون روشن باشد یا خاموش، افراد داخل منزل به یک نظر مشترک می رسند.

افراد را قانع کنید که قرار نیست حتماً مطابق نظر تک تک افراد رفتار خواهد شد.

پس از انتخاب تصمیم با اشخاص وارد مذاکره نشوید تا تظر آنها را تغییر بدهیم.

 

حال باید بدانیم از کدام از این روشها در چه شرایطی استفاده نماییم.

برای پیدا کردن اینکه از چه روشی استفاده نماییم کافی است به سوالات زیر پاسخ دهیم.

  • برای چه کسی مهم است؟ فقط افرادی که علاقه مند به موضوع هستند و درگیر می باشند را مشخص می کنیم و بقیه را درگیر نمی کنیم.
  • چه کسی می داند؟ باید بدانیم دانش لازم برای مشارکت در این موضوع را برخوردار باشند و کسانی که اطلاعاتی به ما نمی دهند را وارد نمی کنیم.
  • چه کسی باید موافقت کند؟ به کسانی که به همکاری آنها نیاز داریم را باید شناسایی کنیم و در جریان قرار دهیم.
  • چند نفر باید درگیر کنیم؟ حداقل افراد باید درگیر باشند و بدانیم برای گرفتن تصمیم درست افراد کافی ای انتخاب نموده ایم

 

تا اینجا اقدام به گفتگو کردیم، نظرات را جویا شدیم و تصمیم لازم را می گیریم.

حال زمان آن است که کاری انجام دهیم.

ممکن است به هنگام گفتگو بعضی از اقدام ها مشخص شده باشد،

اما کارهایی هم هست که باید توسط یک شخص یا گروه انجام گیرد.

حال باید ماموریتها را مشخص کنیم.

چه کسی؟

مسئولیت را به فرد خاص بدهید. به چند نفر یک کار سپرده نشود و کاملاً مشخص باشد وظیفه هر فرد دقیقاً چیست.

 

چه کاری باید انجام شود؟

آن چیزی که در سرمان است را کاملاً مشخص کنیم. دقیق مشخص نماییم که چه می خواهیم.

 

تا چه زمانی؟

به این نکته بسنده کنیم که اگر زمان برای کار مشخص نشود بدانید که به سرانجام نخواهد رسید. حتماً برای کار مدت زمان مشخص کنید.

 

شما چگونه پیگیری می کنید؟

در پایان مشخص نمایید که چه کسی پیگیری می نماید و اگر لازم بود در جریان پیشرفت کار قرار بگیریم.

 

کارتان را مستند کنید.

یک مداد کند از شش ذهن هشیار برتر است.

به هیچ وجه به ذهن خود اطمینان نکنید. همه چیز را یادداشت کنید. جزئیات را یادداشت کنید.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
علی بهرام پور

مشورت کردن

, ,

مشورت کردن

مشورت کردن قبل از تصمیم گیری، یکی از روشهای ما برای تصمیم گیری می باشد.

در این مقاله به یکی از روش های مذاکره می پردازم که بسیار تاثیر گذار بر مذاکرات ما می باشد.

مهم ترین مسئله در مشورت کردن با دیگران این است که ما مشورت می دهیم ولی تصمیم گیری با خود فرد می باشد. ما با مشورت کردن ابزار مهمی به دست می آوریم و آن این است که با یکدیگر گفتگو می کنیم. به این ترتیب ما تمامی نظرها را می دانیم و این نکته یادمان باشد که وقتی ما نظر ها را جویا می شویم بدین معنی نیست که آنچه آنها گفتند خواهد شد بلکه ما فقط نظرها را می شنویم و تصمیم خود را می گیریم.

زمانی مشورت کنیم که:

–         بیشتر افراد تحت تاثیر تصمیم گیری شما قرار می گیرند.

–         براحتی اطلاعات را جمع آوری کنیم.

–         از کسانی مشورت بگیریم که موضوع برایشان اهمیت داشته باشد

–         گزینه های زیاد و با چالش در میان باشد

 

وقتی شرایط بالا برقرار بود، حالا وقت مشورت می باشد. همیشه با دوستان و همکاران خود مشورت نکنیم و به این نکات هم توجه می کنیم:

  • اگر قبل از مشورت کردن با دیگران تصمیممان را گرفته بودیم به هیچ وجه کسی را به مشورت دعوت نکنیم
  • قبل از دعوت به مشورت، موضوع را بگوییم و حق انتخاب بدهیم که تمایل به مشورت دارند یا خیر.
  • بعد از آنکه مشورت گرفتیم حتماً تصمیم نهایی را به فرد بگوییم و احترام بگذاریم و مطلع نماییم از تصمیممات

امیدوارم از این مقاله با مشورت کردن بتوانید مذاکرات موفقی را پشت سر بگذارید.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره

روش های تصمیم گیری

, ,

روش های چگونه تصمیم گیری

روش های تصمیم گیری:

فرمان

مشاوره

رای گیری

نظر همه

 

فرمان

بحثی در این حالت وجود ندارد و بصورت فرمان می باشد و شامل دو حالت می باشد:

در این حالت تصمیم گیری انجام شده است،

بطور مثال در یک فروشگاه بزرگ قیمت ها مشخص است و فروشنده نمی تواند تغییری در آن ایجاد نماید.

حالت دیگر موضوع برای ما کم اهمیت است یا بهتر است که شخص خودمان دخالت نکنیم و به فرد دیگری می سپاریم و هر اتفاقی افتاد ما قبول می کنیم و دخالتی نمی کنیم.

در این حالت توجه داشته باشیم که وقتی دستوری می دهیم، دلیل را هم اعلام کنیم.

وقتی دلیل مشخص باشد، انجام کار بسیار ساده تر می شود.

 

مشاوره

مشورت کردن قبل از تصمیم گیری، یکی از روشهای ما برای تصمیم گیری می باشد.

مهم ترین مسئله در مشورت کردن با دیگران این است که ما مشورت می دهیم ولی تصمیم گیری با خود فرد می باشد.

ما با مشورت کردن ابزار مهمی به دست می آوریم

و آن این است که با یکدیگر گفتگو می کنیم.

به این ترتیب ما تمامی نظرها را می دانیم و این نکته یادمان باشد که وقتی ما نظر ها را جویا می شویم

بدین معنی نیست که آنچه آنها گفتن خواهد شد بلکه ما فقط نظرها را می شنویم و تصمیم خود را می گیریم.

باید دقت کرد بدانیم چه موقع از مشورت دیگران استفاده کنیم.

 

رای گیری

زمان هایی که ما گزینه های فراوانی داریم یکی از روشها استفاده از رای گیری می باشد. رای گیری در زمانهایی که گزینه های فراوانی داریم از اتلاف وقت جلوگیری می کند.

 

نظر همه

در این حالت بحث ما باید بسیار مهم باشد و از همه بخواهیم که نظرشان را بگویند

و بحث کنند و در آخر به توافق برسند.

در این حالت حتماً باید در پایان همه افراد از نتیجه نهایی حمایت کنند.

 

حال باید بدانیم از کدام از این روشها در چه شرایطی استفاده نماییم.

برای پیدا کردن اینکه از چه روشی استفاده نماییم کافی است به سوالات زیر پاسخ دهیم.

  • برای چه کسی مهم است؟ فقط افرادی که علاقه مند به موضوع هستند و درگیر می باشند را مشخص می کنیم و بقیه را درگیر نمی کنیم.
  • چه کسی می داند؟ باید بدانیم دانش لازم برای مشارکت در این موضوع را برخوردار باشند و کسانی که اطلاعاتی به ما نمی دهند را وارد نمی کنیم.
  • چه کسی باید موافقت کند؟ به کسانی که به همکاری آنها نیاز داریم را باید شناسایی کنیم و در جریان قرار دهیم.
  • چند نفر باید درگیر کنیم؟ حداقل افراد باید درگیر باشند و بدانیم برای گرفتن تصمیم درست افراد کافی ای انتخاب نموده ایم
اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره

نظر و فکر دیگران را در مذاکره بدانیم

, ,

نظر دیگران را بپرسیم

نظر دیگران را بدانیم، برای اینکه به این مهارت برسیم چه باید بکنیم؟ از نظرات طرف مقابلمان با خبر بشویم، اجازه بدهیم از احساس و واقعیت هایش برای ما بگوید، با این روش راحت تر صحبت می کند.

باید صمیمی بشویم، وقتی می خواهیم مطلبی را از طرف مقابل بپرسیم با کنجکاوی انجام دهیم.

بهترین روش برای صحبت کردن این است که شرایط امن و ایمنی ایجاد نماییم

برای اینکه دیگران را تشویق کنیم نظرهایشان را با ما در میان بگذارند باید از چهار ابزار مهم استفاده کنیم.

سوال کردن

منعکس کردن

به زبان خود خلاصه کردن

آماده نمودن

برای دانستن نظر دیگران از روشهای زیر استفاده می نمائیم:

راحت ترین راه و مستقیم راه برای در میان گذاشتن نظرسوال کردن می باشد.

  • دوست دارم نظر شما را در این مورد بدانم
  • اگر نظر شما با نظر من فرق دارد، لطفاً با من در میان بگذارید
  • چی شده
  • نگران احساسات من نباش، می خواهم نظر شما را بدونم

 

سوال هایی که به ذهنتان می رسد برای دانستن نظر دیگران را بنویسید

۱

۲

۳

۴

منعکس کردن

روش دیگر دانستن نظر دیگران منعکس کردن می باشد.

برای تایید احساسات از افراد می توانیم احساس ایمنی بیشتری ایجاد کنیم.

یعنی تلاشمان را انجام می دهیم که طرف مقابل با راحتی بیشتری سخن بگوید.

منعکس کردن مانند آیینه می باشد که در برابر صورت طرف مقابل می گیریم و می گوییم به نظر من شما اینطور به نظر می رسید

  • گفتی حالت خوب است، اما از لحن صدای شما مشخص است که ناراحتی
  • به نظر می رسد از من ناراحتی
  • به نظر می رسد از اینکه با آن فرد برخورد کردی عصبی هستی، مطمئن هستی؟

 

 

آیینه هایی که به ذهنتان می رسد برای در میان گذاشتن نظر، را بنویسید

۱

۲

۳

۴

 

 

ماجرا را از زبان خودمان خلاصه کنیم

اینکه ما یک جمع بندی از سخنان طرف مقابل داشته باشیم.

  • آیا منظور تو را درست متوجه شدم !!! تو ….

 

اقدام به آماده سازی

بعضی مواقع طرف مقابل می خواهد مطلب را بگوید اما احساس ایمنی را ندارد. در این حالت ما باید ایمن سازی را انجام بدهیم و یکی از روشهای بالا را انجام بدهیم.

یکی از راه های متقاعد کردن دیگران، گوش دادن به صحبتهای آنهاست.   (دین راسک)

سه نکته بسیار مهم

برای دانستن نظر دیگران ما با تلاش هایمان طرف مقابل را قانع کردیم با ما حرف بزند.

حالا اگر نظر ما فرق دارد با او، یا به نظر ما، نظر او اشتباه است، با نظر او مخالف هسستیم .. حالا چه باید بکنیم.

 

توافق

در بیشتر مواقع بحث های ما بر سر حدود ده درصد از داستانها می باشد و ما در کل موضوع اختلاف نظر نداریم. باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که ما مخالف همدیگر نمی باشیم بلکه مشاجره ما سر ۱۰ درصد حقایق است.

 

ساختن

وقتی ما یک توافق را به بحث تبدیل می کنیم بیشتر به این دلیل است که با برخی از جنبه های حرف طرف مقابل مخالف هستیم نه اینکه با تمام حرف ها.

یک مذاکره کننده اصولی وقتی طرف مقابل چیزی را جا می اندازد یا فراموش می کند بگوید، هیچ وقت نمی گوید که اشتباه گفتید، شما فراموش کردید که … بلکه می گوید: درست است، اما به این نکته هم باید اشاره می کردید.

 

مقایسه کردن

حال در واقع ما با نظر طرف مقابل مخالف هستیم، نظر ها را مقایسه می نماییم و می گوییم که نظرمان با او فرق می کند. داستان هر دو طرف که شنیده شود راحت تر می شود اظهار نظر نمود.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره

خواسته هایمان در مذاکره

,

خواسته هایمان در مذاکره

در این مقاله به خواسته هایمان در مذاکره می پردازیم.

ابتدا ما باید خواسته های خود و طرف مقابلمان را بشناسیم بدانیم که ما در مذاکره به دنبال چه چیزی هستیم و طرفمان به دنبال چه چیزی می باشد. پس از آن باید برای این که چگونه به خواسته خود برسیم برنامه ریزی نماییم، یادمان نرود که همیشه شکست خوردن بخشی از موفق شدن می باشد و از شکست باید درس بگیریم و باعث پیشرفت ما شود.

برای مذاکره باید به این فکر کنیم که چگونه با طرفمان به یک نقطه نظر برسیم. برای این کار باید خود را جای طرف مقابل بگذاریم طوری که با دلایل طرف مذاکره کننده آشنا بشویم وبدانیم خواسته او از این مذاکره و در مقابل باید بدانیم که طرف ما چه کسی می باشد و روی تصمیم چه کسی می خواهیم تاثیر بگذاریم و از نظر آنها ما چه خواسته هایی داریم و در نهایت هم ما باید بدانیم که با یک کامپیوتر دقیق طرف نیستیم بلکه با یک انسان طرف هستیم و وقتی ما از این زاویه نگاه می کنیم موفق تر می توانیم باشیم در مذاکره خود.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

ما باید بدانیم که همه شرکت کنندگان باید کنار هم و روبروی مسئله قرار بگیریم و مهمترین چیزی که باید همیشه رعایت کنیم وضع مقررات برای جلسه می باشد و مهمترین آن انتقاد نکردن می باشد.

 

ما باید همیشه روی چند نقشه برنامه ریزی کنیم، اگر ما فقط و فقط یک برنامه و نقشه داشته باشیم انگار با یک تیر به شکار رفته ایم و اگر تیر اولمان به هدف نخورد دیگر تیری برای امتحان شانسمان نداریم. پس با انتخاب نقشه های بیشتر آمادگی خود را برای حالت های مختلف ایجاد می کنیم. ما همیشه باید چند نقشه و هدف آماده داشته باشیم.

 

حواسمان به این نکته باشد که هیچ وقت سعی نکنیم طرف مقابل را آچمز کنیم.

آچمز وضعیتی در بازی شطرنج است که در آن یکی از مهره‌ها که مهرهٔ آچمز نامیده می‌شود مجبور است برای دفاع از یک مهره یا خانهٔ ارزشمند در جای خود میخکوب شود.

 

مقاله مذاکره هم بدردتان می خورد

 

اگر ما به فکر این نکته باشیم که همه راه ها را ببندیم بر روی طرف مقابلمان باید به یک نکته هم اشراف داشته باشیم که وقتی ما یک گربه را گوشه یک اتاقی آچمز می کنیم و راه فرار را بر می بندیم برای رهایی خود هر کاری می کند و با چنگ زدن ما برای خود راه ایجاد می کند. پس در مذاکره به این نکته دقت نمایید که ما نباید راه را برای طرف مقابلمان ببندیم و او را آچمز کنیم

 

در مذاکره پیش گویی نباید بکنیم.

نه خوب نه بد در واقع نه پیش گویی مثبت و نه پیش گویی منفی. کلاً پیش گویی به هیچ وجه توصیه نمی شود. اگر ما دوستی داریم که در ۵ بار گذشته ای که با ما تماس گرفته و هر مورد برای ما ایجاد مشکل کرده است وقتی می بینیم روی تلفنمان باز هم همان دوستمان تماس گرفته، نباید بگوییم خوب در پنج بار گذشته جز دردسر چیزی برای من نداشته پس جواب او را ندهم. نباید پیش گویی کنیم، درست است که دفعات قبلی باعث بروز مشکل شده ولی شاید ایندفعه اینچنین نباشد.

اقدام:

پیش گویی هایی که در مذاکره با خود و دیگران انجام می دهید را یادداشت نمایید

مذاکره با خودمذاکره با دیگران
۱

۲

۳

۴

۵

۱

۲

۳

۴

۵

 

 

در مذاکره کمتر حرف یزنیم و بیشتر گوش کنیم. اینکه ما در مذاکره شروع کننده باشیم همیشه نه ولی در اکثر مواقع باعث دادن امتیاز می باشد. در مجموع ما وقتی حرف بزنیم امتیاز می دهیم و موقعی که سکوت می کنیم نمی توانیم امتیاز بدهیم. ما با سکوتمان علاوه بر اینکه امتیاز نمی دهیم بلکه باعث می شویم که اطلاعاتمان پنهان بماند و به عنوان یک برگ برنده نگاه داریم و سر فرصت و جایی که لازم است از آن استفاده نماییم.

اقدام:

چند نمونه از مذاکراتی که شروع کننده بحث هستید را یادداشت نمایید با ذکر نتیجه

مذاکرهنتیجه
۱

۲

۳

۴

۵

۱

۲

۳

۴

۵

 

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید