رابطه در مذاکره

رابطه در مذاکره

, ,

رابطه در مذاکره

در این مقاله به رابطه در مذاکره خواهیم پرداخت.

بعضی از افراد بر این باور هستند که ما یا می توانیم معامله بزرگی به نفع خودمان انجام دهیم و یا نقش آدم خوبی را بازی می کنیم و طرف مقابل را خوشحال می نمائیم.

احتمالاً این روش پاسخگو نیست .

تقویت، تضعیف یا خراب شدن رابطه در مذاکرهبه این موضوع بستگی دارد که هر یک از طرفین چقدر از نتیجه آن راضی شده اند.

رضایت مذاکره کنندگان کمتر به این بستگی دارد که

یک نفر واقعاً خوب مذاکره کرده است، بلکه بیشتر به اینکه از نظر طرف مقابل،

آنها چقدر خوب مذاکره کرده اند بستگی دارد.

مذاکره کنندگان موفق، با در نظر گرفتن این موضوع، نه تنها در مذاکره، منافع خودشان را مدیریت می کنند،

بلکه رضایت طرف مقابل را هم مدیریت می نمایند.

به طور ساده فکر کنید شما نه تنها در مورد توافق، بلکه در مورد رابطه هم مذاکره می کنید.

افرادی که با آنها مذاکره می کنیم به اندازه ای از مذاکره رضایت خواهند داشت که که فکر کنند معامله  خوبی انجام داده اند،

به اندازه ای که احساس کنند مورد احترام قرار گرفته اند

و به اندازه ای که احساس کردند، نتیجه مذاکره عادلانه است.

منظور این است که توانایی ما به عنوان یک مذاکره کننده بستگی به قدرت مدیریت ما در دریافت و ادراک طرف مقابل دارد.

بعضی از مذاکره کنندگان آنقدر بد عمل می کنند که به رابطه خودشان با طرف مقابل هم صدمه می زنند.

ما در مذاکره دو هدف داریم:

نتیجه خوبی به دست آوریم

روابطمان را تقویت کنیم

نادیده گرفتن هر یک از این دو هدف می تواند فاجعه آفرین باشد.

فرض کنیم که پیشنهاد اول را ما می دهیم و طرف مقابل با لبخندی فوراً پیشنهاد ما را قبول می نماید.

احساس بدی خواهیم داشت طبیعتاً

حال موقعیت را بالعکس کنیم.

طرف مقابل پیشنهاد ارائه کرده،

برای ما بسیار جذاب می باشد.

مانند طرف مقابل با خنده ای سریعاً قبول کنیم یا …

برای افزایش رضایت طرف مقابل، کمی صبر می کنیم، به پیشنهاد فکر می کنیم

بدون حرارت و ذوق و شوق پیشنهاد را می پذیریم تا طرف مقابل احساس کند معامله خوبی انجام داده.

در اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی انستیتو مطالعات پیشرفته پرینسون در نیوجرسی، آلبرت اینشتین را استخدام کرد،

مدیر موسسه نامه ای به اینشتین نوشت و از او پرسید که انتظار پرداخت چه حقوقی را دارد.

اینشتین پاسخ داد (( سالیانه سه هزار دالار، مگر اینکه شما فکرد کنید می توانم کمتر بگیرم.))

به پاسخ موسسه توجه کنید:

ما به شما پانزده هزار دلار خواهیم پرداخت.

و توافق صورت گرفت و معامله انجام شد.

چرا موسسه پیشنهاد پایین اینشتین را قبول نکرد و پیشنهاد ۵ برابری به او داد؟؟؟

زمان حقیقت را مشخص می کند

شاید اینشتین ارزش خود را در اتریش نمی دانست و زمانی که به ایالات متحده آمریکا ملحق می شد آنگاه آگاه می شد.

موسسه با پیشنهادش ثابت نمود با صداقت و عدم سو استفاده از پیشنهاد اولیه جذابش، روابط قوی و صادقانه ای را برقرار کردند.

در این مقاله به رابطه در مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
چانه زنی در مذاکره

چانه زنی در مذاکره

, , ,

چانه زنی در مذاکره

در این مقاله به چانه زنی در مذاکره بصورت موثر می پردازیم.

اکثر مردم زمانی درباره مذاکره فکر می کنند، به چانه زنی فکر می کنند.

یعنی رفت و برگشتهایی که بعد از اینکه هر طرف پیشنهاد اولیه اش را داد، انجام می شود.

چانه زنی یکی از کارهای لازم در هر مذاکره می باشد.

طرفین مذاکره به محدوده قابل توافق راضی نیستند،

باید طرفین با هم همکاری کنند و معامله نهایی مورد قبول طرفین را تصویب کنند.

از آنجایی که هیچ یک از طرفین نمی خواهند امتیاز بیشتری به طرف مقابل بدهند،

هر طرف با اکراه امتیاز می دهد، آن هم در پاسخ به امتیازاتی که طرف مقابل می دهد.

بعضی از مذاکره کنندگان، چانه زنهای بسیار عالی هستند.

بعضی دیگر هم در دام تاکتیک های نفوذ طرف مقابل می افتند

و در نهایت، امتیاز زیادی می دهند.

بعضی دیگر قدم های اساسی برای اطمینان از اینکه طرف مقابل نتواند از آنها امتیاز بگیرد، بر نمی دارند.

 

تدابیری برای چانه زنی در مذاکره:

تدبیر اول:

در ادامه چانه زنی در مذاکره تمرکز بر روی آستانه قابل قبول طرف مقابل را بررسی می نمائیم.

مذاکره کنندگانی که بر روری ارزیابی بهترین جایگزین برای نتیجه مورد توافق در مذاکره خودشان تمرکز می کنند.

یعنی از خودشان می پرسند: بدون طرف مقابل من چه کاری می توانم انجام دهم؟

تمایلی به داشتن آرزوی بزرگ ندارند

و تنها دل خوشی آنها به دست آوردن چیزی بیشتر از آستانه قابل قبول خود می باشد.

مذاکره کنندگانی که بر روی ارزیابی بهترین جایگزین برای نتیجه مورد توافق در مذاکره طرف مقابل تمرکز می کنند.

از خودشان می پرسند:

آنها بدون من چکار خواهند کرد؟

توجهشان معطوف به این موضوع دارند که چه نفعی به طرف مقابل می توانند برسانند.

این گروه تمایل به داشتن اشتیاق و آرزوی بزرگ و به دست آوردن مقدار هرچه بیشتر از معامله در مذاکره را دارند.

 

تدبیر دوم:

در ادامه چانه زنی در مذاکره از امتیازدهی یک طرفه اجتناب نمائیم.

زمانی که هر طرف پیشنهاد اولیه خود را داد،

زمان آن است که طرفین به سمت یک توافق مورد قبول هر دو طرف قدم بردارند.

مذاکره کنندگان هوشمند تمایل دارند انعطاف پذیر باشند و امتیاز بدهند و در عوض امتیاز بگیرند.

ولی ضروری است تا از امتیاز دهی یک طرفه اجتناب شود.

خوشبختانه اصل تلافی در بیشتر مذاکرات، شایع و پذیرفته شده است.

طرفین مذاکره معمولاً انتظار دارند و اگاهند که باید به نوبیت، امتیاز بدهند.

چنانچه طرف مقابل این اصل را نقض کرد، ضروری است از امتیازدهی بیشتر خودداری کنید.

 

تدبیر سوم:

در ادامه چانه زنی در مذاکره باید گاهی سکوت کنیم.

در مقاله سکوت در مذاکره به این مبحث پرداختیم. اما حالا از دیدگاهی دیگر به سکوت نگاه می نمائیم.

بسیاری از افراد دوست ندارند سکوت کنند.

در نتیجه، وقتی که نباید، صحبت می کنند.

یک زمان خطرناک برای صحبت کردن در مذاکره بعد از موقعی است که پیشنهاد خودمان را رائه داده ایم.

و طرف مقابل در حال بررسی آن می باشد.

چنانچه احساس کنیم زمان زیادی طول کشیده است. تا طرف مقابل پاسخ دهد،

بعضی از مذاکره کنندگان ممکن است عصبی شوند

و شروع به چانه زنی بر علیه خودشان نمایند.

قبل از اینکه طرف مقابل دلواپسی و شکایتی را ابراز کرده باشد،

ما ممکن است دچار وسوسه شده و شروع به تعدیل پیشنهاد خودمان و دادن امتیازات بیشتری کنیم.

مذاکره کنندگان با تجربه در چانه زنی در مذاکره می گویند:

از سکوت در جهت منافع خودشان استفاده می کنند.

یهنی به جای اینکه به یک پیشنهاد اسخ منفی بدهند، منتظر می مانند.

طرفی مقابل که پیشنهاد را ارائه کرده است. اغلب اوقات شروع به توصیف و تعدیل آن

و یا با اشاره ای بزرگتر اظهار تمایل به امتیازدهی می نماید.

مذاکره کننده قوی نه تنها قدرت سکوت، بلکه نیاز به راحت بودن با آن را نیز درک می کند.

زمانی که نوبت دیگران است و ما صحبت کنیم، باید تاوان آن را بپردازیم.

 

تدبیر چهارم:

در ادامه چانه زنی در مذاکره باید امتیازدهی خودمان را طبقه بندی کنیم.

براساس اصل تلافی، مذاکره کنندگان باید امتیازدهی طرف مقابل را جبران کنند.

چون افراد وقتی کسی چیز با ارزشی را به آنها اعظا می کند، احساس التزام به جبران می کنند.

به همین دلیل این اصل، یک محرک قوی رفتاری است.

با این حال، گاهی تحریک می شوند تا با کم ارزش جلوه دادن با ندیده گرفتن امتیازات دیگران، سعی در رهایی از این احساس التزام کنند.

باید امتیاز دهی خود را طبقه بندی نمائیم.

به جای اینکه چیزی را از دست بدهیم، یا خواسته هایمان را تعدیل بدهیم،

مشخص می نمائیم که این کار برایمان چقدر هزینه بر است.

از آنجایی که طبقه بندی امتیازدهی به سختی قابل نادیده گرفتن است

در نتیجه برای امتیاز گیرنده سخت خواهد بود که جبران نکردن خود را توجیه نماید.

 

تدبیر پنجم:

در ادامه چانه زنی در مذاکره به مشخص نمودن منظورمان از تلافی می پردازیم.

زمانی که ما نه تنها اعطاء امتیاز از جانب خودمان را طبقه بندی کرده ایم،

بلکه مشخص نمودیم که در عوض چه انتظاری دارید، احتمال تلافی بیشتر می شود.

حتی اگر طرف مقابل، امتیازدهی ما را نادیده نگیرد،

ممکن است با چیزی کم ارزش تر تلافی نماید،

مگر اینکه روشن نماییم که چنین حرکتی، لطف ما را جبران نمی کند.

 

مثال:

می دانم که هنوز میلیون ها تومان با هم فاصله داریم.

اگرچه برایم گران تمام می شود. اما تمایل دارم خواسته ام را کاهش دهم.

من امتیازاتی می دهم با درک اینکه شما با امتیازاتی در همین حد تلافی کنید.

این تنها راهی خواهد بود که به ما اجازه می دهد به توافق مورد قبول برسیم.

 

تدبیر ششم:

در ادامه روند چانه زنی در مذاکره به اعطاء امتیاز مشروط می پردازیم.

بطور واضح امتیاز دهی ما را با اقدامات خاصی از طرف مقابل مرتبط می نماید.

به بیان دیگر، امتیازدهی ما مشخص می نماید وقتی آنها را انجام می دهیم که طرف مقابل قسمت خودش را انجام داده باشد.

 

مثال:

اگر قول بدهید که محصول را زودتر تحویل دهید، من می توانم قیمت بالاتری بپردازم.

اگر چه این شیوه امتیازدهی که یک مذاکره کننده انجام می دهد ایمن ترین شیوه است

اما بدین معنا نیست که همیشه مناسب است.

هر چه بیشتر شرط روی امتیازات و تمایل مان برای همکاری بگذاریم،

اعتمادسازی و ایجاد روابط مستحکم دشوارتر خواهد شد.

بنابراین امتیازدهی مشروط به همان اندازه که لازم است باید به کار رود و نباید در آن زیاده روی کرد.

 

تدبیر هفتم:

در ادامه چانه زنی در مذاکره ، مطلع بودن به تاثیر رشد نزولی امتیازدهی می پردازیم.

در چانه زنی در مذاکره ها، میزان امتیازدهی، از یک الگو پیروی می نماید.

امتیازدهی اولیه از نظر اندازه از امتیازدهی های بعدی بزرگترند.

به بیان دیگر: به مرور زمان، مذاکره کنندگان تمایل به امتیازدهی کمتر دارند.

در یک نمایشگاه ماشین: فروشنده ممکن است از چهل و پنج میلیون تومان شروع کند،

سپس به چهل و چهار میلیون و بعد از آن به چهل و سه میلیون و پانصدهزار و در آخر به چهل و سه میلیون تومان.

ممکن است که این روند منطقی باشد، بطوریکه هر چه مذاکره کننده به آستانه مورد قبولش نزدیک تر می شود، جای کمتری برای امتیاز دهی بیشتر وجود دارد.

در نتیجه بیشتر مذاکره کنندگان چنین الگویی را دارند

و آن را به عنوان علامتی برای نزدیک شدن به آستانه مورد قبول طرف مقابل تلقی می نمایند.

اما همچنین ممکن است طرف مقابل بتواند از این انتظار به طور استراتژیک استفاده کند.

یعنی طرفی که خیلی از آستانه مورد قبول خود دور است، ممکن است با امتیاز دهی که به سرعت کاهش می یابد، بخواهد به ما تلقین نماید که از حد امتیازدهی خود خارج شده است.

در این مقاله به چانه زنی در مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
چقدر می توانیم طرف مقابل را تحت فشار بگذاریم

چقدر می توانیم طرف مقابل را تحت فشار بگذاریم

, , ,

چقدر می توانیم طرف مقابل را تحت فشار بگذاریم

در این مقاله به تحت فشار گذاشتن طرف مقابل در مذاکره خواهیم پرداخت.

دانستن نقطه انصراف طرف مقابل مبین این است که طرف مقابل تا چه حد می توانند تحت فشار قرار گیرند.

و چه مقدار ارزش را ما می توانیم به دست آوریم.

مسلم است که طرف مقابل، هیچ علاقه و انگیزه ای برای افشا کردن حد مورد قبول خود را ندارد.

پس ما چگونه اطلاعات را که به ما کمک می کند را بدست آوریم؟

در ادامه این گام ها را با هم بررسی می نمائیم.

 

گام اول:

راه های بسسیار بهتری وجود دارد که ما نخواهیم مستقیم از طرف مقابلمان سوال کنیم.

و یا به حدس و گمان خودمان اکتفا نمائیم.

و آن این است که از همه منابع اطلاعاتی قبل از مذاکره استفاده کنیم.

بطور کلی، در هر مذاکره ای، زمانی که می دانیم چه چیزهایی را نمی دانیم،

لازم است که در تمامی منابع اطلاعاتی جستجو نمائیم.

باید از محدوده قابل مذاکره طرف مقابل آگاه شویم

علایق طرف مقابل را بدانیم.

با دانستن این اطلاعات پیش از مذاکره،

باعث می شویم که در طول مذاکره دروغی به ما گفته نشود و دست کم گرفته نشویم.

زمانی که طرف مقابل بداند ما با دانش کافی و اطلاعات تکمیل به مذاکره آمده ایم، تمایلی برای فریب دادن ما را در خود کاهش می دهد.

با بدست آوردن اطلاعات قبل از مذاکره، طرف مقابل ما را کاملاً جدی محسوب می نماید.

 

گام دوم:

من تا این اندازه عاقل شده ام که فکر نمی کنم چیزهایی را که نمی دانم، می دانم.       سقراط

تمام ما باید اینچنین فکر کنیم و فرضیات خود را قبل از مذاکره معین کنیم.

ما نمی توانیم به طور دقیق آستانه قابل قبول طرف مقابل را بطور دقیق بدانیم.

می توانیم آنها را تخمین بزنیم و هر چقدر اطلاعات بیشتری به دست آوریم در تخمین زدن نزدیک تر به واقعیت می شویم.

مذاکره کنندگان موفق قبل از مذاکره فهرستی جامع از فرضیات خودشان و چیزهایی که نمی دانند تهیه می نمایند.

البته در هر مذاکره ای، هر طرف، تعداد بی نهایت فرضیه می سازد که ما قادر به پیگیری همه آنها نیستیم.

و نباید هم این کار را انجام دهیم.

اما از میان همه مفروضات، آنهایی را که به برنامه ریزی ما مربوطند را مشخص می نمائیم.

گام سوم:

یک رویکرد اشتباه زمانی است که ما تصور نمائیم فرضیات ما درست می باشد و با این تصور شروع به چانه زنی نمائیم.

ما با سوال پرسیدن فرضیات را روشن تر می نمائیم.

گام چهارم:

پرسیدن سوالات غیر مستقیم

بطور طبیعی طرف مقابل از پاسخ دادن به سوالاتی که باعث مشخص شدن آستانه قابل قبولش شود، خودداری خواهد کرد.

در این شرایط ما نیاز داریم تا سوالاتی را مطرح نمائیم که کمتر مستقیم و تهدید کننده باشد.

گام پنجم:

قرارداد مشروط چیست؟

قراردادهای مشروط، توافق نامه هایی هستند که بعضی از موارد قرارداد را منوط به برآورده شدن بعضی از شرایط در آینده می کنند.

حال ما باید با استفاده از این قرادادهای مشروط، در برابر دروغ و شک و تردید حفظ نمائیم.

قراردادهای مشروط نه تنها ما را مقابل دروغ محافظت می نماید، بلکه به ما در تشخیص آن نیز کمک می نماید.

در این مقاله به این که طرف مقابلمان را در مذاکره چقدر می توانیم تحت فشار بگذاریم پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
اولین پیشنهاد من در مذاکره چه باید باشد؟

اولین پیشنهاد من در مذاکره چه باید باشد؟

, , ,

اولین پیشنهاد من در مذاکره چه باید باشد؟

پیشنهاد من در مذاکره چگونه خواهد بود؟

در مقاله های قبلی آموختیم که ما پیشنهاد اول را بدهیم یا خیر (برای مشاهده مقاله پیشنهاد اول در مذاکره کلیک کنید )

در ادامه آموختیم که اگر طرف مقابل پیشنهاد اول را داد چگونه پاسخ بدهیم. (برای مشاهده مقاله پیشنهاد اولیه طرف مقابل را چگونه پاسخ دهیم کلیک کنید )

حال اگر پیشنهاد من در مذاکره اولین پیشنهاد باشد چه باید کرد؟

در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.

اولین پیشنهاد من در مذاکره چه باید باشد؟

با توجه به اطلاعات و دانستنی های موجود بهتر دانستیم که پیشنهاد من در مذاکره ، اولین پیشنهاد باشد.

حال چقدر باید تهاجمی باشد؟

قدم اول

چگونه باید پیشنهادی بدهیم تا در ناحیه ای که در آن ممکن است توافق صورت بگیرد باشد؟

با دادن پیشنهادی پرت،

یعنی پیشنهادی که می دانیم طرف مقابل قبول نخواهد کرد می توانیم آغاز نمائیم.

اگر از ابتدا پیشنهادی دهیم که در ناحیه توافق باشد،

در همان ابتدا، توانایی درخواست مقداری که بین پیشنهاد ما و آستانه مورد قبول طرف مقابل باشد را از دست داده ایم.

 

قدم دوم:

باید یک توجیه مناسب برای پیشنهادمان آماده کنیم.

هرچه پیشنهاد اولیه ما تهاجمی باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که طرف مقابل رنجیده شود.

فکر کند که ما جدی نیستیم و یا فکر کند که هیچ راهی برای رسیدن به توافق با ما وجود ندارد.

درجه تهاجمی بودن پیشنهاد ما باید مناسب با موقعیت باشد.

از آنجایی که احتمال دارد طرف مقابل پیشنهاد اولیه تهاجمی بدهد، متعادل کردن خواسته هایمان کار عاقلانه ای نیست.

برای تعیین پیشنهاد من در مذاکره باید این سوال را از خودمان بپرسیم.

تهاجمی ترین پیشنهادی که می توانم بدهم و آن را توجیه کنم، چیست؟

هر چقدر بیشتر روی پیشنهادات و چشم اندازهایمان ایستادگی و مقاومت کنیم،

طرف مقابل ممکن است بخواهد مورد شک و تردید و چالش قرار دهد.

این موضوع نباید یک مشکل تلقی شود.

ما با این روش وقت بیشتری خواهیم داشت تا روی پیشنهاد اولیه و چشم انداز خودمان فکر کنیم.

طرف مقابل ممکن است که به چانه زنی بپردازد حتی بصورت تهاجمی.

اشکالی ندارد، زیرا آنقدر قیمت را بالا اعلام کردیم که با تقلا کردن تازه به منطقه قابل توافق خودش می رسد.

 

قدم سوم:

قیمت هدف خودمان را بالا اما واقعی باید در نظر بگیریم.

افرادی که قیمت هدف نهایی تهاجمی تر و بالاتری دارند، نسبت به افرادی که اهداف متعادلتری دارند، به نتیجه مطلوبتری می رسند.

افرادی که هدف نهایی بالاتری را مشخص می کنند، اشتیاق دارند تا برای رسیدن به هدف نهایی مطلوب خود، پیشنهاد اولیه بالاتری ارائه نمایند.

هدف نهایی یا قیمت هدف در پیشنهاد اولیه و در قیمت حاصل از مذاکره تاثیرگذار می باشد.

افرادی که هدف بالاتر و تهاجمی تری دارند، تلاش بیشتری می کنند تا به هدف خود برسند.

این اشتیاق بالا سبب خود برانگیختگی و رسالتی می شود

و نوعی رفتار را تهییج و تحریک می نماید که کمک می نماید تا به اهداف تعیین شده تهاجمی برسند.

افراد کمی از مذاکره کننده ها قبل از مذاکره، اهداف خود را صریحاً مشخص می کنند.

 

قدم چهارم:

در ادامه پیشنهاد من در مذاکره ، به آخرین قدم می پردازیم

مفاد و زمینه مذاکره مهمترین موضوع در هنگام ارائه پیشنهاد است.

چه نوع رابطه ای با طرف مقابل داریم؟

باید بدانیم که تاکتیک های ما روی روابط متقابل تاثیر می گذارند، ممکن است نتیجه خوبی از معامله به دست نیاوریم.

یا حتی بدتر از آن

هم معامله را از دست بدهیم، هم به رابطه آسیب برسانیم و هم اعتبار خودمان را خراب نمائیم.

ممکن است برای رسیدن به این هدف، از بعضی منافع کوتاه مدت خودمان صرف نظر کنیم.

این کار تقریباً همیشه ارزش انجام دادن را دارد.

در این مقاله به پیشنهاد من در مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
پیشنهاد اولیه طرف مقابل را چگونه پاسخ دهیم؟

پیشنهاد اولیه طرف مقابل را چگونه پاسخ دهیم؟

پیشنهاد اولیه طرف مقابل را چگونه پاسخ دهیم؟

پایسخ به پیشنهاد اولیه ، پیشنهادی ظریف و ماهرانه می باشد.

در مقاله پیشنهاد اول در مذاکره به پیشنهاد اولیه پرداختیم. در این مقاله به چگونگی پاسخ طرف مقابل می پردازیم.

زمانی که طرف مقابل پیشنهاد اولیه را مطرح کرد، ما ناخودآگاه در برابر پیشنهاد اولیه آسیب پذیر می باشیم.

چرا آسیب پذیر می باشیم؟

تاثیر پیشنهاد اولیه می تواند ظریف و ماهرانه باشد و احتمال رخ دادن این اتفاق خیلی زیاد می باشد.

حتی اگر از آثار آن مطلع باشیم.

برای حفظ در برابر تاثیر پیشنهاد اولیه روشهایی را در ادامه اشاره خواهیم نمود.

 

استراتژی اول: پیشنهاد اولیه را نادیده بگیریم.

وقتی طرف مقابل پیشنهاد اولیه را بصورت تهاجمی و یا به عبارتی گستاخانه مطرح ساخت (چه بالا و چه پایین) بهترین روش، نادیده گرفتن آن می باشد.

این بدین معنا نیست که وانمود کنیم نشنیدیم.

بلکه پاسخی می دهیم با مفهومی مانند جمله زیر:

در پاسخ به پیشنهاد شما، فکر می کنم.

ما باد به این معامله به گونه های مختلف نگاه کنیم.

اجازه بدهید پلی بزنیم برای از بین بردن فاصله های موجود.

با این روش ما می توانیم بحث را کاملاً تغییر دهیم

در این شیوه ما می توانیم بحث را تحت کنترل خودمان در بیاوریم.

 

استراتژی دوم: جدا کردن اطلاعات از تاثیرگذاری.

هر پیشنهادی، ترکیبی از اطلاعات و نفوذ یا تاثیرگذاری می باشد،

پیشنهاد طرف مقابل به ما می گوید که او چه باوری دارد و چه اطلاعاتی را می خواهد

در کنار آن، دارای قدرتی است که جلوی موفقیت استراتژی ما را می گیرد.

ما موظف می باشیم که اطلاعات موجود در محتوای پیشنهاد و نحوه رائه آن را از تلاش طرف مقابل برای تحت تاثیر قرار دادن دریافتها و درک خود جدا نمائیم.

بهترین راه برای خنثی کردن تاثیرگذاری این است که به استراتژی اصلی خودمان تکیه کنیم.

 

استراتژی سوم: مکرراً درباره پیشنهاد اولیه طرف مقابل صحبت نکنیم.

شاید بر این باور باشیم که چناچنچه کسی پیشنهاد اولیه محکمی بدهد، ما باید او را تحت فشار قرار دهیم تا پیشنهاد اولیه اش را توجیه کند و با این روش ثابت نمائیم که خواسته حد بالایش پوچ و بیهوده می باشد.

اما این روش بسیار خطرناک می باشد.

اما چرا؟

هر پیشنهادی در مذاکره مورد بحث بیشتری واقع شود، قویتر می شود..

راه حل:

اگر از پیشنهاد طرف مقابل شگفت زده شدیم، باید به دنبال اطلاعات جدید و مهم باشیم. باید تحقیق کنیم و آنها را بدست آوریم.

اگر موفق نبودیم با ارائه روش خودمان پیش می رویم. و توجه دیگران را از پیشنهاد اولیه دور می نمائیم.

 

استراتژی چهارم: یک پیشنهاد متقابل تهاجمی بدهید و سپس پیشنهاد را آرام می نمائیم.

اگر نادیده گرفتن و یا کنار گذاشتن پیشنهاد طرف مقابل ممکن نبود، برای بی اثر گذاردن آن، پیشنهادی تهاجمی متقابل بدهیم.

ممکن است هر دو طرف بر پیشنهاد خود بخواهند پافشاری نمایند و این موضوع خطرناک است و امکان دارد به نتیجه ختم نشود.

راه حل:

ما باید با پیشنهادی تهاجمی پاسخ طرف مقابل را بدهیم و پیشنهاد را خنثی نمائیم و در ادامه به این نکته می پردازیم که نیاز می باشد با هم بیشتر همکاری نمائیم و شکاف های موجود را با پلی رفع نمائیم.

به دنبال زمینه مشترک متمایل می شویم.

مثال:

خوب براساس پیشنهاد شما که غیره منتظره بود، به نظر می رسد کار زیادی در پیش داریم. از نظر ما یک قیمت مناسب ( پیشنهاد تهاجمی ما) خواهد بود. بنده به شما توضیح می دهم که چگونه این معامله را ارزش گذاری می کنیم. اما برای بنده واضح است که اگر قرار باشد به توافقی برسیم، باید با هم همکاری کنیم تا به خواسته های خودمان برسیم.

 

استراتژی پنجم: به طرف مقابل فرصت می دهیم تا پیشنهادشان را آرام تر کنند بدون از دست دادن اعتبار

اما اگر پیشنهاد اولیه طرف مقابلمان خیلی دور از ذهن باشد.

باید طرف مقابل را مطلع کنیم که پیشنهاد آنها نمی تواند حتی پایه ای برای شروع مذاکره باشد.

باید اطلاعات بدهیم و برداشت خودمان و دعوت به شروع دوباره مذاکرات از یک نقطه شروع متافوت باشد.

طبیعتاً برای طرف مقابلمان راخت نیست تا به تغییر درخواستش تن بدهد و آن را کاهش دهد.

چون با قبول این کار می پذیرند که در پیشنهادشان بزرگ نمایی کردند.

باید زمان بدهیم تا درباره آن فکر کنند.

یک روز، یک هفته زمان مناسبی برای جلسه مجدد می باشد.

در این مقاله به پاسخ دادن به  پیشنهاد اولیه در مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
آماده شدن برای مذاکره

آماده شدن برای مذاکره

, ,

آماده شدن برای مذاکره

آماده شدن برای مذاکره موضوع مقاله امروز می باشد.

با تحقیقی که بر روی ده ها هزار مذاکره کننده و معامله گر انجام گردید، نتیجه گیری شد که:

رایج ترین و پرهزینه ترین اشتباهات در مذاکره قبل از شروع مذاکره رخ می دهد.

معمولاً آماده شدن ناقص مشکل داستان نیست، بلکه عدم آمادگی می باشد.

اکثر مذاکره کنندگان با فرض اشتباه که مذاکره کاملاً هنر است، نه علم، برای مذاکره آمادگی کافی پیدا نمی کنند.

و با باور این موضوع که عمل واقعی در پشت میز مذاکره آغاز می شود، به باور قبلی اضافه شود،

حتی افراد باهوش، با فکر و با انگیزه، با آمادگی ناکافی وارد مذاکره می شوند.

مذاکره کننده زاده نمی شود، ساخته می شود

بنابراین برای کمک کردن به خودمان در مذاکره، حیاتی است که روشهایی کامل و تجربه شده را آماده کنیم.

قدم اول:

ارزیابی بهترین جایگزین برای نتیجه مورد توافق در مذاکره:

در آماده شدن برای مذاکره باید این سوال را از خودمان بپرسیم: اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، چه خواهیم کرد؟

در واقع نیاز داریم که بهترین جایگزین برای نتیجه مورد توافق در مذاکره را پیدا کنیم.

در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات چه اقدامی انجام دهیم

ما باید بدانیم چه زمانی، پیشنهاد نهایی را قبول کنیم و چه زمانی به گزینه های دیگر بپردازیم.

ابتدا باید برای آماده شدن برای مذاکره مراحلی را در ارزیابی بهترین جایگزین برای نتیجه مورد توافق در مذاکره بدانیم.

  • شناسایی تمام جایگزین های قابل انجام که در صورت به توافق نرسیدن بتوانیم از آنها استفاده نمائیم.
  • بررسی و تخمین ارزش هر جایگزین
  • انتخاب بهترین جایگزین

تمام این حالت ها باید قبل از جلسه مذاکره بررسی شود و نتیجه گیری شود تا بتوانیم یک مذاکره موفق داشته باشیم.

قدم دوم:

محاسبه آستانه قابل قبول

مهمترین رفتار ما تحلیل راه حل های جایگزین می باشد.

با این کار به راحتی می توانیم آستانه مورد قبول خود را محاسبه کنیم.

زمانی که دیگر از معامله منصرف خواهیم شد. نقطه انصراف.

این را در نظر داشته باشیم که بهترین جایگزین در مذاکره در مذاکره آن چیزی نیست که فکر می کنیم منصفانه است و یا برای آنچه که می خواهیم بفروشیم پرداخته ایم و یا امیدوار هستیم که به آن عدد برسیم.

بلکه بهترین راه حل جایگزین، در صورتیکه در مذاکره به توافق نرسیم، با آن مواجه خواهیم شد.

قدم سوم:

ارزیابی راه حل هی جایگزین طرف دیگر معامله:

تا اینجای کر بهترین راه حل جایگزین خود را ارزیابی کردیم و آستانه مورد قبول خود را محاسبه کردیم.

بنابراین لازم می باشد که بدانیم تا چه قیمتی می توانیم مذاکره کنیم. به عبارت دیگر، ما باید پایین ترین آستانه مورد قبول طرف مقابل را دریابیم.

این قدم حیاتی می باشد، می تواند تفاوت بین گرفتن یک نتیجه خوب با یک نتیجه عالی را نمایان سازد.

حتی امکان دارد تفاوتی میان یک موفقیت خارق العاده  و یک شکست مطلق را نمایان سازد.

قدم چهارم:

روش منطقی برای آن که بتوانیم پایین ترین آستانه مورد قبول را دریابیم آن است که طرف مقابل ما با به نتیجه رسیدن به هدف قصدش چه خواهد بود؟

اگر ما زمینی را می خواهیم بفروش برسانیم.

بررسی کنیم و بدانیم که طرف مقابل ما این ملک را برای چه کاربردی می خواهد؟

ساختمان و برج مسکونی !!!

پاساژ تجاری !!!

مجموعه تفریحی !!!

یا چند واحد ملک کوچک !!!

دانستن این قدم می تواند به قیمت و روش و راه حل ما کمک فراوانی نماید.

قدم پنجم:

ارزیابی:

زمانی که ما آستانه مورد قبول طرف مقابل را دانستیم،

در واقع می توانیم ناحیه ای که در آن ممکن است توافق صورت بگیرد را مشخص و ارزیابی نمائیم.

این ناحیه، ناحیه ای شامل همه نتایج محتمل است که هر دو طرف معامله در مورد آن توافق دارند.

این ارزیابی فضایی بین آستانه مورد قبول ما و طرف مقابل ما می باشد.

در این مقاله به آماده شدن برای مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
پیشنهاد اول در مذاکره

پیشنهاد اول در مذاکره

, , ,

پیشنهاد اول در مذاکره

پیشنهاد اول در مذاکره که همیشه سوال بسیاری از مذاکره کنندگان بوده.

ما پیشنهاد اول را بدهیم؟

بگذاریم طرف مقابل پیشنهاد اول را بدهد؟

اکثراً بر این باورند که هرگز نباید اولین پیشنهاد را ما بدهیم.

بلکه اجازه بدهیم طرف مقابل پیشنهاد اول را بدهد.

این روش اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ما می گذارد.

و حتی منبع اطلاعات را به ما می رساند.

اما افرادی هستند که اعتقاد دارند ما باید پیشنهاد اول را بدهیم.

باور این دسته از افراد این است که ما کنترل مذاکره را در دست بگیریم.

تا بتوانیم بر اساس خواسته های خودمان مذاکره کنیم.

به نظر بنده جواب درست اینست که بستگی به شرایط دارد.

مزایا

مزیت اصلی ارئه پیشنهاد در مذاکره این است که پایه ای را برای ما بوجود می آورد.

پایه، عددی می باشد که توجه و انتظارات طرف مقابل معامله به آن جلب خواهد شد.

مخصوصاً در زمانی که طرف مقابل مذاکره کننده ما، نسبت به اینکه نتیجه این مذاکره، صحیح، منصفانه و مناسب می باشد، شک دارد.

احتمالاً به سمت هر عددی که به او کمک کند تا تمرکز کند و عدم قاطع بودن خود را برطرف نماید، متمایل می شود.

اولین پیشنهاد این است که مسئله را بر طرف کند.

به این صورت که مذاکره را کنترل می کند و بر نتایج مذاکره اثر می گذارد.

قدرت قیمت پایه در مذاکره بسیار زیاد می باشد.

تحقیقات نشان می دهد که پایه در مذاکره حتی بر مذاکره کنندگان با تجربه و متخصص اثر می گذارد.

با توجه به تاثیر قدرتمند قیمت پایه در مذاکره، روشن است که دادن اولین پیشنهاد جسورانه مزایایی را در مذاکره با خود به همراه می آورد.

پس، چرا گاهی بهتر است به طرف دیگر مذاکره اجازه دهیم اولین پیشنهاد را بدهد؟

مطرح کردن اولین پیشنهاد بدون اینکه آت را پخته کنیم و یا به عبارتی، بدون اینکه به جوانب آن فکر کرده و با بی دقتی و خیلی سریع آن را اریه کنیم، بسیار هزینه بر خواهد بود.

همانطور که از این بحث مشخص است، ارئه یا عدم ارائه پیشنهاد اول بستگی به آن دارد که ما چقدر اطلاعات داریم.

اگر ما بر این باوریم که اطلاعات کافی در مورد حد ارزش مورد انتظار طرف مقابل را داریم، مطرح نمودن پیشنهاد اول منطقی که به حد کافی جسورانه باشد و مذاکره را به نفع ما پیش ببرد، مزایایی را در بر دارد.

اگر مطمئن نیستیم

ولی اگر در مورد اطلاعات طرف مقابل مطمئن نیستیم،

عاقلانه آن است که تا اطلاعاتتان در مورد طرف مقابل کامل نشده است، پیشنهاد خود را مطرح نکنیم.

در این حالت، حتی ممکن است، بهتر باشد اجازه دهیم طرف مقابل پیشنهاد اول را مطرح نماید.

البته این کار ممکن است باعث شود فرصت را برای کشیدن مذاکره به سمت قیمت پایین تر سوق ندهیم.

باید توجه داشته باشیم که نداشتن اطلاعات ممکن است باعث شود که قیمت پایه ای را پیشنهاد دهیم که بسیار بالا باشد.

حتی باعث شود که طرف مقابل آزرده شود و از معامله کنار بکشد.

به عبارت دیگر:

درخواست مبلغ بسیار کم، باعث می شود که آن مقدار ارزشی که می توانیم به دست آوریم، از بین برود.

و درخواست مبلغ بسیار زیاد باعث می شود که فرصت برنده شدن در مذاکره و انعقاد معامله را از دست بدهیم.

در انی مقاله به پیشنهاد اول در مذاکره پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
بزرگترین جنگ‌ها هم در اتاق مذاکره خاتمه یافتند

بزرگترین جنگ‌ها هم در اتاق مذاکره خاتمه یافتند

, ,

بزرگترین جنگ‌ها هم در اتاق مذاکره خاتمه یافتند

شاید لمس اتاق مذاکره برای ما راحت نباشد.

یک اتاق معمولی را تجسم کنید.

اتاقی که به آن به بحث و گفتگو می پردازیم.

در مقاله های گذشته به اهمیت مذاکره پرداختیم.

در این مقاله تلاش بر این خواهیم داشت تا درک درستی از مذاکره داشته باشیم.

مذاکره چیست؟

ما در طول روز به مذاکره می پردازیم.

زمانی که می خواهید برای خود چای بریزید، برای اندازه آن چند بار با خودتان به مذاکره می پردازید.

زمانی که به مهمانی ای دعوت شده ایم، در کورد لباس پوسیدن با خودمان به بحث و گفتگو می پردازیم.

تمام این بحث و گفتگو ها مذاکره نام دارد.

با دوستمان به صحبت می پردازیم که امشب کدام رستوران بر.یم

با دوستمان به گفتگو می پردازیم که کدام تیم فوتبال قوی تر و بهتر است.

تمام این بحث و گفتگو ها هم مذاکره محسوب می شود.

دانشمندان عنوان نمودند که هر فرد در روز بیش از پنجاه هزار مذاکره با خود و دیگران انجام می دهد.

این مذاکرات برای تمام افراد پیش می آید

کسانی که تنها هستند، کسانی که با دوستان خود برنامه ریزی می کنند

کسانی که با اعضای خانواده زندگی می کنند

پس اسم مذاکره این نیست که ما به فکر جلسات و نشست های بزرگ باشیم.

مذاکرات رسمی

تا اینجا دانستیم که تمام بحث و گفتگو های ما مذاکره محسوب می شود.

حال به مذاکرات رسمی خواهیم پرداخت.

مذاکرات رسمی از همان محل کار ما آغاز می شود

صحبت و گفتگو با همکار، رئیس و یا کارمندمان

تمام این حالت ها نیز مذاکرات رسمی محسوب می شود.

مذاکرات رسمی حالات های بزرگ تری نیز دارد.

صحبت و گفتگو بین دو شرکت و یا دو سازمان

بحث و گفتگو میان دو کشور

و حتی بزرگتر از آن:

بزرگترین جنگ‌ها هم در اتاق مذاکره خاتمه یافتند

چند نمونه:

جنگ ویتنام و آمریکا:

در اوایل دهه۱۹۷۰، آمریکایی ها که فشار بسیار زیادی از خانواده های سربازان و ذهنیت تمام مردم جهان را تحمل می کردند با تغییر رئیس جمهور که نیکسون بر قدرت نشست و عنوان نمود که این جنگ اشتباه نفرات قبلی بود و همچنین امیدواری ای به پیروزی در جنگ نداشت به مذاکرات صلح پرداخت. که این مذاکرات تا ژانویه ۱۹۷۳ به طول انجامید و جنپ در اتاق مذاکره به پایان رسید.

جنگ ایران و عراق:

بعد ار استفاده عراق از بمب شیمیایی و ثابت شدن آن، در اواخر تیرماه شصت و هفت، رئیس جمهور ایران با پذیرفتن قطعنامه و امضاو ارسال آن به سازمان ملل همراه شد. وزیر امور خارجه ایران با پیشنهاد عراق یعنی آتش بس موافقت کرد و مقرر شد دبیر کل سازمان ملل زمان آتش بس را اعلام نماید. (تاریخ آتش بس: ۲۹ مرداد ۱۳۶۷)

 

پس می توان به اهمیت مذاکره پرداخت که از گفتگوی درونی تا بزرگترین اتفاق های زندگی را می توان با مذاکره به نتیجه رساند.

به این جمله توجه فرمائید:

فقط مرگ قابل مذاکره نیست

این جمله نشان می دهد که در تمام زندگی ما قادر به مذاکره هستیم. (برای مشاهده مقاله فقط مرگ قابل مذاکره نیست کلیک کنید )

با توجه به مفاهیم و صحبت های این مقاله احتمالاً دید بهتری از اتاق مذاکره و مذاکره کننده و جلسه مذاکره برداشت نمودیم.

در این مقاله به بزرگترین جنگ‌ها هم در اتاق مذاکره خاتمه یافتند پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مردم برای چه چیزی مذاکره می کنند ؟

مردم برای چه چیزی مذاکره می کنند ؟

, ,

مردم برای چه چیزی مذاکره می کنند ؟

مردم برای چه چیزی مذاکره می کنند ، موضوع مقاله این قسمت می باشد.

در مقاله های گذشته به اهمیت مذاکره پرداختیم (برای مشاهده مقاله اهمیت مذاکره کلیک کنید )

در این مقاله به نه هدف مهم و پر استفاده مردم برای یک مذاکره می پردازیم.

مردم تلاش می کنند به هدف هایی برسند تا نیازهایشان برطرف شود.

اما بیشترین هدف های مردم چه می باشد؟

در ادامه به عمده ترین اهداف می پردازیم:

 

پول

بسیاری از مردم معتقدند که پول مهم ترین هدف که مذاکره می کنند.

پول انگیزه واقعی نیست، مردم دوست ندارند از مسابقه پول عقب بمانند

شواهد حاکی است که پول تنها یکی از اهداف بی شماری است که مردم برایش مذاکره می کنند.

اما اگر جوامع سرمایه گذار باشند، پول برای مدتی مهم باقی خواهد ماند.

جایگاه پول زمانی که جامعه ثروتمند شود،تنزل پیدا خواهد کرد.

 

قدرت و صلاحیت

این دو همیشه همراه هم هستند

ما از دوران کودکی برای استقلال خود تلاش می کنیم و همیشه به دنبال آن نیز هستیم

افراد دو دسته می باشند در این مورد

یک دسته هدف تسلط بر وظایف است

دسته دیگر تسلط بر مردم

آگاهی

همه انسانها تمایلی دارند دنیای اطرافشان را بشناسند و درک کنند.

دانشمندان ثابت کردند که آگاهی راهی بسوی قدرت و درآمد می باشد.

مردم بخش زیادی از منابع خود را صرف تعقیب این هدف می کنند.

چرا فرمانده ها همیشه عصبانی هستند!!!

موفقیت

برخی از افراد سخت کار می کنند

برای اینکه دوست دارند کاری انجام بدهند که ماندگار باشد.

تلاش می کنند تا به موفقیت برسند.

هیجان و کنجکاوی

همه مردم تمایل به هیجان و تحریک دارند

اما برابر نیستند

روش و طریقه هر فرد هم متفاوت می باشد.

اجتماع

مردم به مردم نیاز دارند

در همه جا همینطور می باشد

در بعضی جوامع بسیار به چشم می آید

در بعضی دیگر به اندازه متوسط

تمایز و مقام

همه ما دوست داریم متمایز باشیم. در همه چیز

از وسایل داخل منزل

نوع پوشش

گوشی موبایل و لپ تاپ و …

پستی که داریم یا به آن خواهیم رسید

مدیر یا معاون یک شرکت …

اطمینان و پرهیز از خطر

آینده نامعلوم است، و این یک واقعیت است.

این واقعیت مردم را مجبور می کند به فکر کم کردن خطرات باشند.

هماهنگی

بیشتر ما با فکر هایی که در سرمان می باشد هماهنگ می شویم

و دوست نداریم این هماهنگی را کسی خراب کند.

در این مقاله به مردم برای چه چیزی مذاکره می کنند پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
دوره اصول و فنون مذاکره

دوره اصول و فنون مذاکره

,

دوره اصول و فنون مذاکره

کلاس ها و دوره اصول و فنون مذاکره در حال برگزاری می باشد.

ما در روز بیش از پنجاه هزار مذاکره با خود، اطرافیانمان انجام می دهیم.

تضادی که در صحبت بین دو یا چند نفر پیش می آید را مذاکره می گویند.

به این جمله دقت کنید:

در تجارت شما آنچه را که لیاقت دارید به دست نمی آورید،
آنچه را که مذاکره می کنید به دست می آورید

دوره رایگان

 

برای موفق شدن باید بتوانیم مذاکره اصولی و موفقی داشته باشیم

هم با خودمان، هم با اعضای خانواده، هم با دوستانمان و حتی در محل کارمان.

یادمان باشد که از تولد تا پایان زندگیمان فقط مرگ قابل مذاکره نیست،

پس با برنامه ریزی و آموزش اصولی مذاکره می توانیم یک زندگی موفق تر و نزدیک به خواسته هایمان داشته باشیم.

یادمان باشد که یک مذاکره کننده زاده نمی شود بلکه ساخته می شود.

 

دوره اصول و فنون مذاکره

 

پس برای تبدیل شدن به یک مذاکره کننده خوب با ما همراه باشید.

برای این منظور تشکیل به کلاس و دوره اصول و فنون مذاکره نمودیم.

 

مدرس دوره چه کسی می باشد؟

 

 

بهرام پور

 

دوره اصول و فنون مذاکره توسط علی بهرام پور تدریس می گردد.

نویسنده کتاب فقط مرگ قابل مذاکره نیست ( برای مشاهده کتاب کلیک کنید )

نویسنده کتاب مذاکره سبز ( برای مشاهده و توضیحات کتاب کلیک کنید )

سابقه مشاور و مدیریت در استانداری تهران

سابقه مشاوره و معاونت در وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران

مشاور بیش از ده شرکت بازرگانی در کشور ترکیه

مشاور ارشد شرکت WMAO بلاروس

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

محل دوره کجاست؟

کلاس و دوره اصول و فنون مذاکره به چند روش برگزار می گردد.

  • در دفتر مجموعه

آدرس دفتر مرکزی: تهران – جنت آباد جنوبی- پایین تر از میدان چهارباغ- ساختمان سبز- پلاک ۱۴۸ طبقه ۲ واحد ۲۶

  • در شرکت و یا موسسه و یا ارگان شما

برای هماهنگی های بیشتر با مدیر کلاس ها و دوره ها، خانم سعادتی هماهنگی لازم را انجام دهید.

 

  • کسانی که تهران نیستند و حالت های بالا برایشان مقدور نمی باشد.

برای این عزیزان هم محصول تصویری، بهمراه فایل صوتی کلاس، بهمراه جزوه در پکیجی قابل خریداری می باشد.

 

سرفصل های این دوره

در دوره اصول و فنون مذاکره سرفصل ها بصورت کلی عبارتند از:

  • تعریف مذاکره
  • مذاکره چیست
  • مذاکره چه چیزی نیست
  • انواع مذاکره
  • تضاد در مذاکره
  • تعیین هدف
  • استراتژیها
  • آمادگی قبل از جلسه مذاکره
  • چارچوب ها در مذاکره
  • روشهای تصمیم گیری

 

اگر تمایل دارید در دوره اصول و فنون مذاکره شرکت نمائید

برای هماهنگی های بیشتر با دفتر مجموعه و یا از طریق ایمیل با ما در ارتباط باشید.

تلفن و نمابر: ۴۴۰۱۸۲۵۳ -۰۲۱

 info@alibahrampour.com

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید