مبتکرانه عمل کنیم

مبتکرانه عمل کنیم

, ,

مبتکرانه عمل کنیم

در این مقاله از سری مقاله های این شنبه به مقاله ای با عنوان مبتکرانه عمل کنیم می پردازیم.

ما باید بتوانیم در تمام زندگی خود مبتکرانه عمل کنیم.

و این موضوع را در مذاکرات خود هم رعایت کنیم.

فرق یک انسان عادی با یک انسان موفق و خلاق این است که مبتکرانه فکر و می کند و می تواند مبتکرانه عمل کند.

همینطور فرق یک مذاکره کننده موفق با یک مذاکره کننده عادی این است که می تواند مبتکرانه عمل کند.

حال می خواهیم در این مقاله با ذکر مثال بتوانیم که بسوی انسان موفق و خلاق و مذاکره کننده موفق برویم.

 

یکی از محبوب ترین معماها، معمای نه نقطه است که در آن نه نقطه در سه ردیف سه تایی روی یک صفحه قرار می گیرند،

 

مبتکرانه عمل کنیم

 

و ما باید بدون بلند کردن قلم با کشیدن چهار خط، هر نه نقطه را به یکدیگر وصل کنیم.

قلم از روی هر نقطه فقط یک بار رد می شود.

سعی تان را بکنید

اگر توانستید که به شما تبریک می گویم ولی اگر موفق نشدید با ما همراه باشید.

جسورانه بیندیشید

علاوه بر بزرگ اندیشیدن باید جسورانه هم بیندیشیم.

وقتی رویای ما دور از دسترس به نظر می رسد، باید بسیار مبتکرانه عمل کنیم.

برای رسیدن به راه حل با مسئله به شکلی متفاوت برخورد کنیم.

 

مقاله مذاکره را مطالعه کنید

 

این مشکل که چطور رویایمان را به واقعیت تبدیل کنیم واقعاً یک فرصت مناسب است.

بسیاری از معماها و چیستان ها برای نشان دادن همین مسئله طراحی شده اند.

برای برطرف کردن سخت ترین مشکلات زندگی، باید خارج از چارچوب فکر کنیم.

فراتر از چارچوب بیندیشیم.، با آن بازی کنیم

حالا که فراتر از چارچوب فکر کردیم می توان به پاسخ رسید

برای مشاهده پاسخ مسئله کلیک کنید.

به راحتی می توان فهمید که چرا پاسخ این معما را فکر کردن بیرون چارچوب نامیده اند.

حالا اگر کسی به شما بگوید بیرون از چارچوب فکر کن یا فراتر از نه نفطه فکر کن می دانیم این جمله از کجا می آید.

حال برای تمرین بیشتر با همین نه نقطه و فقط با سه خط و بدون برداشتن قلم از روی کاغذ و همچنین عبور فقط یک بار از هر نقطه نقاط را به هم وصل نمائید.

برای مشاهده پاسخ کلیک نمائید

در این مقاله از سری مقاله های این شنبه به مقاله ای با عنوان مبتکرانه عمل کنیم پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
هفتمین سمینار ارباب پول

هفتمین سمینار ارباب پول

,

هفتمین سمینار ارباب پول

هفتمین سمینار ارباب پول برگذار شد.

در ادامه به گزارش این سمینار می پردازیم

این کارگاه در تاریخ بیست سوم تیر ماه هزار سیصد و نود و شش توسط علی بهرام پور برگزار گردید

برای شناخت بیشتر ابتدا شرکت کنندگان به معرفی خود پرداختند

پس از آن به توضیحات ابتدایی در ارتباط با مذاکره پرداخته شد.

 

هفتمین سمینار ارباب پول

 

با طراحی کارگروهی، شرکت کنندگان در کار گروهی شرکت نمودند.

ابتدا تمام شرکت کننده ها به بحث و نظر دهی در مورد معمایی که طراحی شده بود پرداختند

 

هفتمین سمینار ارباب پول

 

کارگاه با بیان مقدمات اصول مذاکره ادامه داشت و با کارهای گروهی برای به یاد ماندن بیشتر تلاش گردید.

همچنین در این کارگاه، از کتاب (( مذاکره سبر )) رونمایی گردید.

این کتاب توسط علی بهرام پور در پائیز نود و پنج، توسط انتشارات سخنوران در یک هزار نسخه به چاپ رسیده است.

اگر هنوز اقدام به خرید کتاب مذاکره سبز ننموده اید همین حالا کیک کنید.

اگر به دنبال نسخه الکترونیکی کتاب مذاکره سبز هستید اینحا را کلیک کنید.

کارگاه با کارگروهی دیگری ادامه پیدا کرد و شرکت کننده ها مذاکرات خود را امتحان نمودند.

 

هفتمین سمینار ارباب پول

 

 

سمینار با اجرای استاد بائی ادامه داده شد و مطالبی را مفید و کاربردی را عنوان نمودند

 

هفتمین سمینار ارباب پول

 

برای ارتباط بیشتر با شرکت کننده ها ایمیل های شرکت کننده ها گرفته شد تا آموزش های رایگان و مطالب مفید برایشان ارسال گردد.

اگر ایمیل خود را در سایت وارد نکردید، همین حالا از لینک زیر اقدام بفرمایید.

شرکت در دوره های آموزشی رایگان

 

 

پس از آن با مختصری پذیرایی هفتمین سمینار ارباب پول ادامه پیدا کرد.

 

هفتمین سمینار ارباب پول

 

پس از استراحت با کار گروهی به ادامه مباحث پرداخته شد.

در ادامه از کتاب فقط مرگ قابل مذاکره نیست رونمایی شد.

برای سفارش نسخه الکترونیکی کتاب کلیک کنید

اگر هنوز کتاب فقط مرگ قابل مذاکره نیست را تهیه نکردید همین حالا کلیک نمائید

و در پایان از دوره گران ولی رایگان رونمایی شد.

شرکت کنندگان بعد از صرف ناهار سوال های خود را مطرح نمودند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
بازی برد برد

بازی برد برد

, ,

بازی برد برد

در این مقاله به بازی برد برد می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان What is a Win-Win Negotiation می پردازیم

 

بازی برد برد چیست؟

معامله پیرامون موضوعات مختلف چگونه به رضایتمندی دوطرفه و شرایط برد برد در مذاکره می انجامد؟

در یکی از قسمت های سریال خانگی “دفتر کار”، مدیر شلخته آن Micheal Scott با کمک یک کتاب راهنما از مقررات برای رسیدن به راه حل متوفق القولی مشورت می کرد و در همین حین تلاش می کرد بین دو تا از زیردست هایش Angela  و Oscar،  که با یکدیگر بحثشان شده بود صلح برقرار کند.

پس از اینکه Scott 5 روش برای حل یک مشاجره را توضیح می داد و از شماره ۱ که “یرد – باخت” بود شروع می کرد، آنجلا صحبت او را قطع کرد و گفت:

“می شود زودتر به سراغ شماره ۵ که برد- برد یا هر چیز دیگری است برویم؟”

Scott با استفاده از کتاب مقررات گفت: “برد- برد شماره ۴ و شماره ۵ برد- برد- برد است.

مهمترین قسمت این است که با برد-برد-برد همه ما برنده می شویم حتی من. من در برقراری صلح در محل کارم به موفقیت می رسم.”

هدف این اتفاقات مضحک است اما همانطور که همه ما هم می بینیم، بازتاب یک اغتشاش عظیم در محل کار است: در هر حال، مذاکره برد-برد چیست؟

 

بازی برد برد

 

از برد باخت تا بازی برد برد

در دهه ۱۹۸۰ Lawrence Susskind، پروفسور تکنولوژِیِ موسسه ماساچوست در کتاب خود با نام “برای تو خوب، برای من عالی: پیدا کردن محدوده معامله و برد در مذاکرات برد-برد” (چاپ، ۲۰۱۴) از روشی می نویسد که در آن مردم درباره مذاکره ای فکر می کردند که بطور مهیجی تغییر کرده است.

به دلیل قسمت عظیمی از همکاری  Roger Fisher، William Ury و Bruce Patton در پرفروش ترین کتابشان “بگویید بله: توافق در مذاکرات بدون تسلیم شدن” (چاپ، ۱۹۸۱)،

میلیون ها فرد باور کردند مذاکره برد برد بهبودی در مذاکره متوسط با شرایط برد باخت است.

همانطور که Sussking در کتاب “خوب برای تو، عالی برای من” اشاره می کند

هنوز هم با اینکه مفهوم مذاکره برد برد منتشر شده تا جمله معنی داری باشد، ابهامی هم ایجاد می شود که می خواهد بداند این موضوع دقیقا بیانگر چیست.

در مذاکرات برد برد، حریفانی هستند که بخواهند منابع را بصورت مساوی تقسیم کنند؟

اگر یک مذاکره کننده چیز بیشتری برای پیشنهاد دارد، آیا نباید سهم بیشتری برای خود بردارد؟

یک حریف قدرتمند چگونه می تواند تقسیم ۵۰-۵۰ از تشکیل دهنده ها را قضاوت کند؟

آیا رقابت تا کنون بد بوده است؟

از همه مهمتر اینکه اگر تلاش کنیم تا حد ممکن خودمان باشیم،

آیا باز هم شرایط برد برد رخ می دهد؟

جواب این سوال بطور قطع مثبت است.

 

مقاله آموزش مذاکره را ببینید

 

در بازی برد برد لازم نیست منابع خود را برای یک رفتار عادلانه به سرعت روی دایره بریزیم.

این خودبخود بدان معنی نیست که چون حریف یک موافقتی کرده، پس موافقت هم بوجود خواهد آمد.

همچنین بدین مفهوم نیست که باید در هر شرایطی از بحث و جدل دوری کنیم.

به جای این، باید گفت که بازی برد برد شامل تلاش برای رسیدن به بهترین معامله ممکن است

درحالیکه برای رضایت حریف هم باید تلاش کنیم.

طبق گفته Sussking،  این بدین معناست که پیشنهادهای خوب برای آنها و عالی برای خودمان را باید مطرح کنیم.

همچنین یعنی تفکر خلاقانه راجع به اینکه چگونه می توانیم با کمک گرفتن از حریف و آنچه او می خواهد، به آنچه می خواهیم برسیم.

 

مثالی برای بازی برد برد

مثال زیر را بعنوان یک نمونه برای مذاکره سطح بالایی با شرایط برد برد در نظر می گیریم.

در یکی از پست های بلاگ برای Forbes، نوشته شده بود که مدیریت Hootsuite رایان هولمز در مذاکره دشوار خود با یک فروشنده بالقوه برای فروش محصولات آموزشی Hootsuite قرار داشت

و در انتها طرفین مذاکره در ارتباط با این پرسش که چه کسی باید مالیات کارت اعتباری ها که همراه با فروش آینده شان است پرداخت کند، به مشکل خورند.

این مالیات مقدار اندکی از فروش بود اما هر دو طرف حس می کردند که به اندازه کافی پول داده اند و دیگر توان آن را ندارند.

زمانی که معامله داشت به سمت یک نتیجه بد پیش می رفت، بلاخره Hootsuite موافقت کرد که این مالیت را بپردازد.

(اما به این شرط که هربار به سود معامله می رسند فروشنده دو تا از نماینده های Hootsuite را شام مهمان کند.

اگرچه بهانه شام گرفتن معامله را نامتوازن می کرد (چون هزینه شام دادن خیلی کمتر از مالیات بود)،

اما باز هم هولمز با خود فکر کرد که به نتیجه برد برد خوبی دست یافته است.

چرا؟

چون طبق گفته هولمز، این شام دادن باعث شد بتواند یک راه قدرتمندی برای ایجاد رابطه تجاری با این فروشنده شود.

او می گوید: “حالا ما از هر زمان دیگری بیشتر می توانیم به تجارت با این فروشنده بپردازیم،

و رابطه ای تشکیل دهیم که در آن هر دو سود می برند.

درحالیکه یک شام گرفتن کوچک فرصت های موفقیت آمیز متعددی را به بار آورد،

یک فداکاری ساده (که به نفع فروشنده بود) ثابت کرد که نهایتا hootsuite به پیروزی می رسد.

 

پیشنهادات مذاکره با شرایط بازی برد برد

همانطور که مثال بالا نشان می دهد، مذاکره ای که ممکن است بنظر برسد به نتیجه برد – باخت می انجامد،

می تواند به جاده برد – برد ختم شود.

پیدا کردن راهی به سوی مذاکره برد – برد اغلب شامل دستیابی به یک توافق دوطرفه بر سر پیشنهادات و ارجحیت های طرفین است تا هر دو بتوانند ارزش های متفاوت و جدیدی بسازند.

در اینجا چند نوع از تفاوت ها که مذاکره کنندگان با کارکردن روی آنها می توانند نتیجه برد – بردی را برای مذاکرات خود بسازند آمده است:

  • علایق و اولویت های متفاوت

Hootsuite به برقراری یک شراکت مدت دار با فروشنده علاقه داشت اما فروشنده بیشتر روی یک معامله پر پول تمرکز کرده بود.

این تفاوت باعث شد که Hootsuite  پیشنهادی با ارزش مالی بدهد و این کار به یک معامله برد – برد برای هر دوی آنها در آن زمان انجامید.

 

  • باورهای متفاوت راجع به گذشته

وقتی حریفان باورهای متفاوتی در ارتباط با آینده دارند و اینکه اتفاقات آینده چگونه روی توافق آنها اثر خواهد گذاشت،

می توانند قراردادهای ممکن و تصادفی خوبی ببندند

(Susskind  می نویسد: پیشنهادهای “اگر این طور شود چه؟” طرفین را به چالش می کشد تا هر یک ببینند اگر فلان اتفاق در آینده رخ دهد یا ندهد چه کار باید بکنند. اگر هر طرف واقعا باور داشته باشد که پیش بینی هایش رخ خواهد داد، هر دو باید برای شرط بندی روی آن پیش بینی ها برای قراردادشان شادمان باشند) و وارد معامله هایی شوند که به نتیجه برد – برد می انجامد.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

  • رفتارهای متفاوت در گذر زمان

مذاکره کنندگان معمولا در گذر زمان دیدگاه های مختلفی پیدا می کنند که به معامله های عاقلانه ای می انجامد.

فرض می کنیم دو سهامدار به خرید یک تجارت با هم دیگر علاقه مند شده اند.

بنظر می رسد یکی از آنها عجول است و دیگری صبر بیشتری دارد.

آنها ممکن است با توافقی که در آن شخص عجول برای اعلام توافق بر سر اینکه شخص صبورتر شاید سهام بیشتری در نهایت کار دریافت کند،

درصد بیشتری در معامله پیشنهاد دهد به یک نتیجه برد-برد برسند.

واضح است پیشنهادهای مذاکره که به برد-برد بیانجامد،

خیلی تغییرپذیرتر از این است که فقط پیشنهادهایی در حد ۵۰-۵۰ ارائه دهیم.

با مبالغه در اختلافات و ادعاهای مذاکره، مذاکره کنندگان می توانند واردِ محدوده شرایط برد-برد شوند.

در این مقاله به بازی برد برد پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
پنج راه برای اینکه زبان بدنمان بلند و واضح حرف بزند

پنج راه برای اینکه زبان بدنمان بلند و واضح حرف بزند

, , ,

پنج راه برای اینکه زبان بدنمان بلند و واضح حرف بزند

در این مقاله به پنج راه برای اینکه زبان بدنمان بلند و واضح حرف بزند می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان five Ways Our Body Language Speaks Loud and Clear می پردازیم.

بدن ما همیشه در حال صحبت کردن با ماست، چه بخواهیم، چه نخواهیم.

شاید افرادی که ما را خوب می شناسند، قادر به شناخت زبان بدنمان باشند،

اما ما همیشه در حال نشان دادن سر نخ های بدنی هستیم، حتی (و بخصوص) با افرادی که با آنها کار می کنیم.

اگر بابت تاخیر در تاریخ تحویل کار عصبی باشیم، یا بابت اذیت های همکاری ناراحت باشیم، و یا خبر خوبی از خانه شنیده باشیم، سیگنال هایی از خود بروز می دهیم که همه متوجه حالات درونی مان می شوند.

در طول و پس از ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶، مذاکراتی بین هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ بوجود آمد و آنها از طریق زبان بدن پیام های متفاوت و زیادی را به هم ارسال کردند.

کلینتون در مقابل تعابیر منفی ترامپ در مورد خودش، تکان های رقص مانند کوچکی به خود داد و در عین حال در بیشتر زمان های مناظره خونسردی اش را حفظ نمود.

چه بصورت ذاتی و یا با آموزش، او می دانست که تصویر متعادلی را از مناظرات پیش رو بسازد.

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

 

ترامپ به اندازه ی کلینتون چنین توانایی ای را نداشت.

صورتش برافروخته شده و وضعیت بدنش پشت تریبون مدام تغییر می کرد.

مضطرابانه آب می نوشید و تپق می زد. هر وقت که با حرف های کلینتون موافق نبود، نارضایتی در صورتش دیده میشد.

در مناظره ی دوم در ۹ اکتبر ۲۰۱۶، هنگام صحبت های طرف مقابلش، یاد گرفته بود که سرنخ های بدنی اش را حفظ کند.

 

پنج راه برای اینکه زبان بدنمان بلند و واضح حرف بزند

 

امیدواریم که وقتی در چنین موقعیت مشهودی قرار گرفتیم، صورت و بدنمان با ما همکاری کند و به ما اجازه دهد که هر چه را می خواهیم، به شکل درست منتقل کنیم.

برخی افراد در این مورد، ذاتاً بهتر از دیگران هستند،

و اگر این توانایی دست خودمان نباشد، باید طبق گفته های بوناسیو و همکارانش برای رسیدن به این مهارت تلاش کنیم.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

برای شفاف سازی، ارتباط غیرکلامی چیزی نیست که به زبان نمی آوریم.

افراد می توانند با ژست هایشان هم ارتباط کلامی ایجاد کنند (با زبان علائم آمریکایی)

و در حین صحبت هم می توانند با بالا و پایین بردن صدا به بخش هایی تاکید نمایند.

بوناسیو می گوید ارتباط کلامی و غیر کلامی اغلب یک جور رابطه است، مثل وقتی که برای نشان دادن موافقت، سرمان را تکان می دهیم.

و یا نشان دادن ترس با ابروها، حرف زدن با کسی که وسط حرفمان پریده،

لبخند زدن وقتی کسی جوک تعریف می کند، و یا اشک ریختن وقتی زیاد خوب نیستیم.

با این شفاف سازی ها، بیایید به پنج عملکرد اصلی در ارتباط غیر کلامی نگاهی بیاندازیم و ببینیم در محل کار این علایم چطور تعبیر می شوند:

 

۱)نمایش نظرات شخصی با رفتار غیر کلامی

زبان بدنمان اطلاعاتی را درباره ی شخصیتمان، نیت ها، و رفتارمان مطابق گفته ی بوناسیو نشان می دهد.

اما می توانیم آنها را در عملکردمان نشان داده و یا ندهیم.

افرادی که نمی توانند این علائم را بخوانند، ممکن است از همکارانمان و یا افرادی غیر علاقمند به کارشان باشند.

این نشانه یا تکه های نازک از رفتار فرد، می توانند مشخصه های خوبی برای مهارت های اجتماعی فرد باشند.

به هرحال افراد همیشه در حال ساختن منابعی برای این مشخصات هستند و این کار را با سرعت جالبی انجام می دهند.

اگر خواهان مصاحبه با کسی باشیم که دوستمان دارد،

باید از لبخند، دست دادن و تماس چشمی خوب و قوی و ژست های مناسب دست استفاده کنیم

تا صورتمان توانایی انتقال روحیه مان را داشته باشد، نه سرمان.

حتی در هنگام پیروی از الحاقیه های استاندارد مصاحبه، این سرنخ های غیر کلامی بخش مهمی از فرایند را پیش می برند.

بخصوص برای زنان، نشان دادن موافقت با ژست مثل تکان دادن محکم سر، مهم تر از چانه زدن است.

 

۲)نشان دادن اینکه چه کسی رئیس است

در یک مجموعه ی معین، سر نخ های غیر کلامی اطلاعاتی درباره ی سلسله مراتب های اجتماعی می دهند،

بخصوص در محل کارهایی که بعد عمودی روابط در آن وجود داشته باشد.

ما قدرت را از طریق میزان حرفی که می زنیم، دخالت ها و تماس چشمی و همچنین تون صدا نشان می دهیم

و این ها حالات جدی صورت را نشان می دهند.

متاسفانه برای زنان، برخی از این سرنخ های غیر کلامی وجود ندارند.

در مقایسه با مردان، زنانی که قدرتشان را با بیشتر حرف زدن نشان می دهند، مثل زنان عصبانی بر روی دیگران اثر منفی می گذارند.

برای تعبیر این علائم در جهت درک بیشتر رفتار غیر کلامی، ببینیم واقعا چیزی را که با بدن نشان می دهیم، در رفتار و نیتمان هم وجود دارد یا نه.

آیا به هنگام صحبت کردن با رئیسمان هم از علائم قدرت استفاده می کنیم؟

شاید این بهترین راهکار نباشد.

اما توجه به عباراتی با پرخاشگری کمتر را نشان می دهد.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

چون نقش جنسیت هم در این قضیه دخیل است،

اگر مرد باشیم، می توانیم نسبت به رئیس زن هم رفتار قدرتمندمان را نشان دهیم.

اگر زن باشیم، مسیر نشان دادن اهمیت آرام تر است.

نحوه و زمان استفاده از زبان بدن را در ارتباط با رئیس و غیر رئیسمان باید بدانیم و طبق این موضوع و با توجه به جنسیت آن را تنظیم کنیم.

معیارهای فرهنگی هم نقش دارند: در فرهنگ آمریکا می توان در محل کار پاها را روی میز گذاشت، اما در فرهنگ آسیای شرقی نه.

 

۳)تشویق افراد به پیروی از ما

می توانیم با تشویق افراد به پیروی از خودمان با سرنخ های غیر کلامی، یک محیط مثبت درست کنیم.

رهبران کاریزماتیک از تحویل قوی پیام ها استفاده می کنند، و در عین حال همدردی، اعتماد به نفس و کارایی خودشان را نشان می دهند.

رهبران خوب، دوست داشتنی و علاقمند به دیگران به نظر می رسند و حتی با رفتار غیر کلامی نسبت به دیگران همدردی می کنند.

زبان بدن و صورتشان مطابق حرف هاییست که می زنند.

اگر بخواهیم که دیگران به ما ملحق شوند، چه در کار مستقیم و چه غیر مستقیم، علائم خیرخواهانه را به دیگران نشان دهیم

و مطمئن باشیم که از ارتباط غیر کلامی مناسب استفاده کرده ایم تا درصدد حمایت دیگران باشد.

همچنین می توانیم از این دانش برای رهبری خیرخواهانه و درک این موضوع استفاده کنیم

که چرا رئیسمان در انگیزه دادن به دیگران برای بهتر کار کردن دچار مشکل است.

هیچ کس در این باره ظرفیت کامل ندارد،

پس این یعنی خودمان را در جهت انگیزه ی بیش از حد قرار می دهیم که رئیسمان نمی تواند این کار را بکند.

 

۴)ایجاد هماهنگی

هماهنگی با همکاران، ارتباط افقی نامیده می شود

که عملکرد مهم دیگریست که باید با ارتباط غیر کلامی ایجاد کنیم.

ما با استفاده از زبان بدن می توانیم آیینه ی رفتار غیر کلامی دیگران شده و اعتمادشان را به دست آوریم.

برای مثال مثل طرف مقابل بایستیم.

یک ویژگی مهم هارمونی و هماهنگی، همدردی است.

ما می توانیم با لمس آرام و بدون تهدید، حس امنیت و مراقبت را بوجود آوریم.

اگر همکارانمام داستان غم انگیزی درباره ی کودک یا پدر مادر مریض برایمان بگویند،

پیامی که بدنمان می فرستد، حاکی از همدردی با شرایط ناراحت کننده است.

 

۵)ابراز احساسات

روش ابراز احساسات با زبان بدن مستقیماً روی تجربه ی دیگران اثر می گذارد.

برای مثال اگر هنگام صحبت با رئیسمان دچار بیقراری باشیم، افراد هم افق با ما هم این را هم متوجه می شوند.

اگرچه عموما ابراز احساسات می تواند اثر وسیعی بر نتایج دیگران داشته باشد.

هنگامی که احساساتمان را نشان می دهیم، ارتباطمان اثر سودمند تری خواهد داشت،

اگر حالت صورت و بدنمان همسو با احساساتمان باشد.

اگر سعی کنیم که احساساتمان را پنهان کرده و یا عوض نماییم، مردم این را می فهمند.

و هر چه در این بار ه بیشتر سعی کنیم، شانس نمایش احساسات درستمان کمتر می شود.

گاهی باید در این باره زیاد کار کرد. چون مردم در صنایع خدماتی از اثر حذف کننده ی کار احساسی رنج می برند.

به هرحال بهتر است از احساستمان برای ساخت فضای مثبت آگاه باشیم.

در این مقاله به پنج راه برای اینکه زبان بدنمان بلند و واضح حرف بزند پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
صداقت در زبان بدن

صداقت در زبان بدن

, ,

صداقت در زبان بدن

در این مقاله به صداقت در زبان بدن می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Body Language Basics می پردازیم

میلیون ها سال است که نیاکانمان در این سیاره زندگی می کنند و با دنیای بسیار خطرناکی دست و پنجه نرم کرده اند.

آنها مطابق نیازها، احساسات، ترس و تمایلشان نسبت به هم ، ارتباطات مختلفی را ایجاد نموده اند

و در آخر نسل ما به ارتباط  غیر کلامی رسیده که عبارتست از:

ارتباط با تغییرات روانشناسانه (حالت صورت)، ژست (وضعیت دست)، ایجاد سرو صدا (وز وز کردن و نه حرف زدن) و نگاه های سوال آمیز و وحشت زده.

اینها بخشی از میراث زیستی ما برای مدت زمانی طولانیست که هنوز هم بصورت غیر کلامی ادامه دارد

و به همین دلیل ما در روابط مکتوبمان به گزینه ی احساسی هم نیاز داریم.

خوشبختانه ما در سیستمی برای ارتباط آنی با دیگران زندگی می کنیم  که احساس و حواسمان را نشان می دهد.

در غیر اینصورت، ممکن بود یک اتاق بطور خطرناکی داغ باشد و نه گرم و یا شنا کردن در یک دریاچه بخاطر دمای بیش از حد زیاد آب مقدور نباشد.

اگر در هر شرایط خطرناک، مجبور به فکر کردن، حتی برای چند ثانیه بودیم، (مثلا وقتی یک مار سمی لای پاهایمان پیچیده بود)، حتما مرده بودیم.

 

صداقت در زبان بدن

 

واکنش نسبت به تهدید و خطر لازم است، نه فکر کردن

این سیستم که از دیر باز وجود داشته، به ما در برابر خطر هشدار می دهد و ارتباطمان با اطراف را نیز فراهم می آورد.

وقتی در مواجهه با یک سگ مهاجم و یا گربه سان بزرگ که جلوی ماشین سافاریمان پریده،

مغزمان دستور به ایستادن می دهد،

این هم نوعی ارتباط برقرار کردن با اطراف است که توسط بدنمان انجام می شود،

حال چه ما با این رفتار راحت باشیم، چه نه و چه واکنش امنی باشد چه نه.

مزیت این موضوع دو وجهی است. ما به دنیای اطرافمان واکنش نشان داده ایم و دیگران هم از واکنش زودهنگام ما نسبت به خودشان سود برده اند.

برای مثال،

ما چیز متعفنی را می چشیم و همه ی دور و بری هامان حالتمان را میبینند. پس دیگر آن را نمی چشند.

زبان بدن به شکل سریع و درست و معتبر میانبریست برای ارتباط با مهم ترین چیزها، و بسیار سودمند است.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

البته این ربطی به حیات و یا تهدید ندارد،

بلکه دلیل مقدماتی برای واکنش ما به چیزهای خاصیست که قابل دید هستند ( صدای بلند باعث می شود که سر جایمان خشکمان بزند).

به این دلیل وقتی با کسی که دوستش داریم، حرف می زنیم

و ناگهان متوجه می شویم که یک پایش را توی ماشین یا آسانسور گذاشته، می فهمیم که برای رفتن عجله دارد.

چون دیرش شده بود، زبان بدن از طریق پا ضرورت رفتنش را نشان داد، حتی اگر ما به حرف زدن ادامه می دادیم.

برای همین می گوییم در یک ارتباط، زبان بدن معتمد تر از حرف زدن است.

روانشناسی پنهان شده پشت این موضوع چیست؟

خیلی ساده است: نیازها، عواطف، افکار، احساسات و نیت های ما با آنچه “سیستم لیمبیک” مغز نامیده می شود، پردازش می گردند.

نیازی به فکر کردن نیست.

این واکنش به دنیای واقعی است و بدن ما احساسمان را نشان می دهد.

کسی خبر بدی به ما می دهد و لبانمان را به هم می فشاریم.

اتوبوس می رود و سوارمان نمی کند. فکمان را فشار داده و دستمان را روی گردنمان می گذاریم.

از ما می خواهند که آخر هفته ی بعد را کار کنیم  و چشم هایمان مثل چشمان چینی ها تنگ می شود.

اینها پاسخ هایی حاکی از ناراحتی هستند که سیستم لیمبیک مغزمان طی میلیون ها سال با تکمیل شدن، ارائه می کند

و فرقی ندارد که در شیلی زندگی کنیم، یا چین.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده نموده اید

 

بر عکس کسی را می بینیم که واقعا دوستش داریم،

ابروهایمان کمانی شده، عضلات صورتمان به آرامش رسیده

و دست هایمان قابل انعطاف می شوند (حتی بلند می شوند) و همین واکنش یک نوع خوش آمد گویی به اوست.

در کنار کسی که عاشقش هستیم، آینه ی رفتاریش می شویم (ایزو پراکسیس).

سرمان کج می شود، لبمان پر از خون می گردد، مردمک چشم گشاد می شود.

و دوباره لیمبیک مغز با بدن ارتباط برقرار کرده و نمایش غیر کلامی دقیق و معتبر ایجاد می گردد.

در هر حال، بدنمان مجبور نیست که این رفتار را نشان دهد و به یک دلیل ما اینها را نشان می دهیم:

ما حیواناتی اجتماعی هستیم که باید به شکل کلامی و غیر کلامی ارتباط برقرار کنیم.

چطور بدانیم که زبان بدن برایمان ضروری است؟

کودکانی که کور به دنیا می آیند، با اینکه هرگز این رفتار را نمی بینند، اما از خود نشان می دهند.

یک کودک کور هم هنگام شنیدن چیزی که دوست ندارد، مثل بقیه چشمانش را می بندد،

درست مثل همسایه ی ما که هر وقت از او می خواهم در بلند کردن چیزهای سنگین کمکم کند،

همین کار را می کند. این رفتار نوعی سخت افزار هستند.

چه در کار، خانه و یا هر ارتباطی، همیشه می توانیم مطمئن باشیم که زبان بدن انعکاس درستی هستند که در مواقع راحتی و ناراحتی نشان داده می شوند.

این سیستم ارتباطی دوتایی از احساسات ما به ما در ساده تر کردن شرایط کمک می کنند.

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

 

این امر در تعیین احساس دیگران درباره ی ما بسیار موثر است و نحوه ی ارتباطات را ارزیابی می کند.

وقتی افراد حس می کنند که در یک رابطه چیزی خوب پیش نمی رود، زبان بدنشان تغییر می کند.

زوج هایی که خیلی همدیگر را لمس نکرده و در کنار هم قدم نمی زنند، به راحتی رابطه شان را قطع می کنند،

اما گاهی رفتار نامحسوس تر، دقیق ترند.

یک مثال از این حالت،

وقتی است که زوج ها بجای لمس همدیگر با کل دست، از نوک انگشتان استفاده می کنند (رفتار فاصله انداز)

و این مشخصه ی ناراحتی از لحاظ روانی است.

این رفتار به تنهایی می تواند مشکلاتی جدی در روابط بوجود آورد.

جنبه های زیادی از ارتباط غیر کلامی و زبان بدن وجود دارند که روی راحتی یا ناراحتی متمرکزند

و به ما کمک می کنند که صداقت رفتار دیگران را ببینیم.

داشتن بینش بیشتر به ما کمک می کند تا دیگران را ارزیابی کرده و با درک عمیق تر به ارتباطی موثرتر برسیم.

در این مقاله به صداقت در زبان بدن پرداختیم

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زبان بدن با تصویر

زبان بدن با تصویر

, , , ,

زبان بدن با تصویر

در این مقاله قصد داریم به آموزش زبان بدن با تصویر بپردازیم که تحلیل و بررسی مقاله ای با عنوان How to Communicate With Body Language می باشد.

 

چگونه با زبان بدن ارتباط برقرار کنیم

زبان بدن یک ابزار بسیار مهم می باشد که بعضی وقت ها ارتباط غیرکلامی هم می گوییم.
برای موفقیت در یک رابطه می توان از زبان بدن استفاده نمود.
بیشتر از ۹۳ درصد ارتباطاتمان غیرکلامی می باشد.
فقط کافیست که ما از پیام های زبان بدن استفاده نمائیم تا امکان موفقیتمان را افزایش دهیم.

 

چگونه با زبان بدن ارتباط برقرار کنیم

 

استفاده از زبان بدن باز:

در این حالت یعنی ما خونسردانه می نشینیم، با انرژی ای که در این حالت داریم، به نظر می رسد که همه چیز تحت کنترلمان می باشد.
موقع نشستن باید پشتمان صاف باشد که ظاهرمان با آرامش نشان داده شود که نشانه ی احساس راحتی و اعتماد به نفس می باشد.
زمانی که در حال صحبت کردن می باشیم بهتر است که میان صحبت هایمان گاهی مکث کنیم، این کار اعتماد به نفسمان را نشان می دهد.
باز کردن پاها برای آقایان هم نشان دهنده اعتماد به نفس بیشتر می باشد.

وقتی کسی با ما حرف می زند، برای نشان دادن علاقه مان، کمی تکیه دهیم (زیاد تکیه دادن احساس دشمنی را نشان می دهد).
دست هایمان را ضربدری جمع نکنیم. یا آنها را به شکل آویزان گذاشته و یا هر دو را با هم جلوی بدن نگه داریم.
این کار اجازه می دهد که رویمان برای دیگران باز باشد.
محکم دست بدهیم اما یادمان باشد که دست طرف مقابل را خرد نکنیم.
به چشمان طرف مقابل نگاه کنیم، اما زیاد زل نزنیم.
از چشمک استفاده کنیم و مراقب باشیم که آنها فکر نکنند قصد مداخله گری داریم.
با تون صدایمان بازی کنیم. تون صدا، راهی برای ایجاد ارتباط با دیگران با اعتماد به نفس کافیست.
یعنی زمانی تون صدایمان بالا باشد، گاهی به آرامی صحبت کنیم و …
کلید موفقیت، نشان دادن اعتماد به نفس است.

 

استفاده از زبان بدن باز

 

شناسایی زبان احساسی بدن:

با دقت کردن به زبان بدن، می توانیم احساسات را شناسایی کنیم.
همچنین باید به مکث ها و نشانه های احساسی توجه کافی داشته باشیم.
وقتی ما عصبانی هستیم، صورتمان برافروخته می شود و دندان هایمان را به هم می فشاریم.
مشتمان را گره کرده، بدنمان را جمع کرده و گاهی به جلو تکیه می دهیم.
افرادی که مضطرب و عصبی هستند، رنگ صورتشان می پرد، دهانشان خشک می شود (آب می نوشند و دور لبشان را می لیسند)،
تون صدایشان تغییر می کند، و عضلاتشان منقبض می گردد (دست ها و آرنج شان را به کنار بدنشان می کشند).
علائم دیگر عصبی بودن عبارتست از لرزش لب، بی قراری، و نفس نفس زدن.

 

شناسایی زبان احساسی بدن

 

جلوگیری از چیزهایی که ما رو از طرف مقابل دور می نمائید:

هنگام سخنرانی یا معرفی چیزی، می خواهیم تا آن جا که می شود در مقابل شنوندگان راحت و آزاد باشیم.
پس باید موانع فیزیکی ای را که توانایی ارتباطیمان را محدود می کنند، از سر راه کنار بگذاریم.
تریبون، کامپیوتر، صندلی و حتی پرونده ها بین ما و شنوندگان فاصله ایجاد می کنند. و مانع حس ارتباطی می گردند.
جمع کردن ضربدری دست و یا پشت مانیتور نشستن در حین حرف زدن برای شنوندگان، رفتار مسدود کننده محسوب می شوند.

 

جلوگیری از چیزهایی که ما رو از طرف مقابل دور می نمائید

 

وقتی کسی دروغ می گوید، حرفمان را قطع کنیم:

زبان بدن، دروغگوها را نشان می دهد.
شاید بتوانند دروغشان را توی حرف هایشان پنهان کنند، اما بدنشان داستان دیگری را حکایت می کند.
دروغگوها کمتر توی چشم کسی نگاه می کنند، و مردمک چشمشان معمولاً جمع می شود.
برگرداندن بدن گوینده از ما، نشانه ی دروغ گفتن است.
چند تغییر با هم،مثل قرمز شدن گردن یا صورت، تند تند نفس کشیدن، و تمام علائم دروغگویی مثل صاف کردن گلو، جزو تغییرات کلامی می باشند.

برخی علائم دیگر از دروغگویی:
مثل عرق کردن و عدم تماس چشمی، از علائم ترس و عصبی شدن هم می باشند.

 

در نظر گرفتن فاصله ها

 

در نظر گرفتن فاصله ها:

فرهنگ های مختلف، ایده های مختلفی درباره ی فاصله های فیزیکی ای دارند که باید به شخص مقابل داده شود.
اما عموماً، فاصله ی اجتماعی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

 

فاصله ی صمیمانه:

یعنی تماس با شخص مقابل در ۴۵ سانتی.
اگر وارد فاصله ی صمیمانه با شخصی شدیم، ممکن است برای طرف مقابل بسیار ناراحت کننده باشد،
مگر اینکه با او واقعا صمیمی باشیم و یا این فاصله برایش خوشایند باشد.

 

فاصله ی شخصی:

۴۵ سانت تا ۱٫۲ متر.
یعنی آنقدر با او نزدیک هستیم که با هم دست بدهیم و ژست و حالاتش را ببینیم.

 

فاصله ی اجتماعی:

این فاصله در شرایطی نرمال است که در حال انجام معاملات تجاری و یا غیر شخصی باشیم، و با ۱٫۲ تا ۳٫۶ متر تعریف می گردد.
تون صدا در این حالت نباید زیاد بلند باشد و تماس چشمی، بسیار مهم است.

 

فاصله ی عمومی:

۳٫۷ تا ۴٫۵ متر.
مثالی از این مورد، فاصله از معلم و یا کسانیست که برای یک گروه صحبت می کنند.
ارتباط غیر کلامی بسیار مهم است،
اما گاهی اوضاع را بدتر می کند. ژست دست و حرکات سر مهم تر از حالت صورت هستند.

 

فاصله ی عمومی

 

شناسایی الگوهای زبان بدنمان:

با یک تلاش آگاهانه به این فکر کنیم که بدنمان در واکنش های مختلف با افراد مختلف، چه رفتاری از خود نشان می دهد.
یک آینه می تواند برای امتحان حالت صورتمان مفید باشد،
اما اساسا باید توجه کنیم که بدنمان در هنگام عصبی بودن، خشم و یا خوشحالی چه واکنشی نشان می دهد.
تعیین کنیم که آیا زبان بدنمان با پیامی که می فرستیم، همخوانی دارد یا نه.
اگر می خواهیم از طریق پیام، ارتباط برقرار کنیم، زبان بدن، نقش بسیار مهمی دارد.
آیا در این حالت، اعتماد به نفس را نشان می دهیم و یا به نظر می رسد که حتی در شرایطی که با کلام، بر اعتماد به نفس اشاره داریم، از خودمان مطمئن نیستیم؟
اگر نشانه های غیر کلامی با حرف هایمان هماهنگی داشته باشند، نه تنها ارتباط شفاف تری ایجاد می کنیم، بلکه کاریزماتیک تر به نظر می رسیم.

 

استفاده از ژست برای ایجاد ارتباط:

 

استفاده از ژست برای ایجاد ارتباط

 

استفاده از ژست دست در هنگام صحبت کردن:

کارشناسان معتقدند که سخنرانان خوب در طول حرف زدن و یا معرفی، از ژست دست استفاده می کنند
و می گویند ژست دست باعث می شود که شنونده اعتماد به نفس بیشتری را از گوینده دریافت کند.
ژست های پیچیده تر مثل بالا گرفتن هر دو دست بالای کمر، نشان دهنده ی تفکر پیچیده است.
سیاستمدارانی مثل بیل کلینتون، باراک اوباما، کولین پاول، و تونی بلر بعنوان شخصیت های کاریزماتیک وسخنرانان کارامد درنظر گرفته می شوند که بخشی از دلایلش این است که اغلب از ژست دست استفاده می کنند.

 

زبان بدن با تصویر

 

قدم زدن در طول اتاق:

فقط دستانمان را حرکت ندهیم. سخنرانان بزرگ حرکت می کنند.
به اسلایدها اشاره کرده و همیشه از افراد دیگر، یک فاصله ی معین نمی گیرند. آنها متحرک هستند.
گذاشتن دست توی جیب در طول صحبت کردن، نشانه ی عدم اطمینان ماست.
برعکس، اگر دست هایمان را از جیب بیرون آوریم و کف دست ها را رو به بالا بگیریم، نشان می دهد که دوست داشتنی و قابل اعتماد هستیم.

 

قدم زدن در طول اتاق

 

علامت ندهیم:

این ها علامت هایی هستند که مساوی با حرف زدن هستند.
علائم می توانند به شکل منفی بوده و یا باعث پذیرفتنمان شوند.
بیاد داشته باشیم که برخی علائم در فرهنگ های مختلف، معانی مختلفی دارند.
مشت کردن دست و یا رفتار تنشی دیگر در بدن، علائم پرخاشگری هستند،
اگر شخص، آماده ی نبرد باشد. روبروی کسی ایستادن و رخ به رخ نگاه کردن و نزدیکشان نشستن هم می توانند از نشانه های پرخاشگری باشند. حرکت ناگهانی هم، همینطور.
برعکس، ژست هایی مورد پذیرش هستند که دست ها را در دو طرف بدن قرار داده و کف دستمان به سمت بدن باشد، انگار کسی قرار است بغلمان کند.
ژست های آرام و با کلاس. هنگام حرف زدن کسی، سرمان را گاهی تکان دهیم و نشان دهیم که با او موافقیم و اینکه شنونده ی خوبی هستیم.

 

علامت ندهیم

 

داشتن وضعیت خوب:

در مواردی مثل مصاحبه ی شغلی، داشتن وضعیت بدنی بد، می تواند احتمال استخداممان را ضعیف کند.
وضعیت بدنی بد یعنی عدم اعتماد به نفس، سر رفتن حوصله و یا نداشتن علاقه.
اگر صاف ننشینیم، حتی ممکن است آنها فکر کنند که ما تنبل و بی انگیزه هستیم
برای داشتن وضعیت بدنی خوب، سرمان باید بالا باشد و پشتمان صاف.
اگر نشسته ایم، می توانیم کمی به جلو تکیه دهیم. این تکیه دادن، نشانه ی علاقمندیست.

 

داشتن وضعیت خوب

 

آینه ی شخص مقابل بودن:

آینه شدن یعنی فردی مانند طرف مقابل باشد.
با کپی کردن رفتار شخص مقابل، می توانیم در آنها حس ارتباط گرفتن بوجود آوریم.
می توانیم آینه ی تون صدا، زبان بدن و یا پوزیشن طرف مقابل باشیم.
البته نباید این کارها را پشت سرهم، بلافاصله انجام دهیم و بهتر است نامحسوس باشد.
آینه شدن یکی از موثرترین روش ها برای استفاده از زبان بدن است تا بشود با کسی ارتباط برقرار کرد.

 

آینه ی شخص مقابل بودن

 

تاکید بر روی نقاط ژست مان:

بیش از یک ژست داشته باشیم.
این به ما کمک می کند تا پیاممان را بهتر منتقل کنیم.
اگر بخواهیم مطمئن شویم که حرفمان سوتعبیر نمی شود، هنگام صحبت کردن درباره ی ایده مان بلند حرف بزنیم و ژست هایمان را تکرار کنیم.
اگر شنونده یکی از ژست هایمان را مورد توجه قرار نداد، این یعنی با آن یکی ژستمان ارتباط برقرار کرده.
ما مجبور نیستیم برای هر حرفی از ژست و زبان بدن استفاده کنیم.
اما داشتن یک سری از ژست ها برای تقویت گفتار، امری مهم است و از عدم درک درست مفاهیم جلوگیری می کند.
ژست های مثبتمان را مستقیماً در مقابل شنونده نشان دهیم.
این به ما اجازه می دهد که خیلی واضح حرفمان را زده و نتایج مطلوبی از آن بگیریم.
این راه نشان می دهد که نمی خواهیم مانعی جلوی رساندن نیاتمان به طرف مقابل باشد.

 

تاکید بر روی نقاط ژست مان

 

اجتناب از ژست هایی که عصبی بودن و عدم امنیت را نشان می دهند:

به علائم دیگر زبان بدن توجه کنیم.
به نگرانی چشم ها، تکان دست ها و لرزش بدن در زیر لباس دقت کنیم.
لمس کردن صورت کسی، نشانه ی اضطراب است.
وضعیت مان را اصلاح کنیم. اگر برای چند بار به صورت طرف مقابل دست بزنیم، اعتماد به نفس لازم را به دست نخواهیم آورد.
بهبود وضعیت و تلاش برای حذف تیک های عصبی ممکن است مشکل باشد و زمان ببرد، اما به سرعت مهارت غیر کلامی مان را بهبود می بخشد.
این ژست های کوچک، کارایی پیاممان را تضمین می کنند.
اگر تصادفاً یکی از این رفتار را انجام دادیم، بهتر است نگران نباشیم.

 

تفسیر حالات صورت

 

تفسیر حالات صورت

 

نسبت اهمیت دیداری را در نظر بگیریم:

وقتی در حال صحبت کردن با کسی هستیم، باید سعی کنیم که شخص مهم از لحاظ دیداری، ما باشیم، یعنی ما اعتماد به نفس را تعیین کنیم.
این نسبت با نگاه کردن به چشمان شخص مقابل تعیین می گردد.

نسبت اهمیت دیداری به تعیین این موضوع کمک می کند که جایگاهمان در اهمیت سلسله مراتبی اجتماعی را در مقایسه با شخص مقابل در یک مکالمه بدانیم.
افرادی که بیشتر اوقات نگاهشان را می دزدند، نسبت اهمیت دیداری پایینی دارند و افرادی که خیلی کم نگاهشان را می دزدند، به احتمال زیاد رئیس هستند.
افرادی که به پایین نگاه می کنند، نشان می دهند توانایی کمک کردن ندارند، چون دارند سعی می کنند از انتقاد و کشمکش فرار کنند.

 

نسبت اهمیت دیداری را در نظر بگیریم

 

استفاده از تماس چشمی برای رساندن پیام:

چشم ها پنجره ی روح هستند.
با توجه کردن به افرادی که زیاد از چشمشان در مکالمه استفاده می کنند، می توانیم چیزهای زیادی یاد بگیریم.
اجتناب از تماس چشمی و زیاد نگاه کردن به پایین، حالت دفاعی را هم نشان می دهند.
اگر شخصی به حرفمان گوش دهد، مدام به چشممان نگاه می کند.

دزدیدن چشم از شخص مقابل نشان دهنده ی این هم هست که شخص بلد نیست صبر کرده و گوش دهد.
نگاه کردن به شخص مقابل نشانه ی جذب شدن است.
افرادی که به کسی علاقمند هستند، تماس چشمی قوی برقرار می کنند و هنگام مکالمه با او کمی به جلو تکیه می دهند.
بسته به موضوع، تماس چشمی با طرف مقابل، احترام را نشان می دهد.

برای مثال، وقتی در اتاقی پر از مردم درحال ارائه ی موضوعی هستیم، فضای اتاق را به سه قسمت تقسیم کنیم.
اول برای یک طرف،
و سپس طرف دیگر
و در آخر برای قسمت وسطی حرف بزنیم.
در هر قسمت یک نفر را مد نظر داشته باشیم. افرادی که دور و بر آن یک نفر نشسته اند، فکر می کنند با آنها هم تماس چشمی داریم
و این ارزش سخنگو را در نظر آنها بیشتر می کند.

 

استفاده از تماس چشمی برای رساندن پیام

 

درک روی نمایش اثر می گذارد:

توجه زیاد به حالت صورت احساسات را نشان می دهد، بخصوص اگر بر سر موضوعی کشمکش کلامی ایجاد شده باشد.
این کمک می کند که احساسات درست اشخاص شناخته شود.
تنظیم کننده، حالت صورت است که پیش زمینه ای در طول مکالمه بوجود می آورد.

مثل سر تکان دادن، ابراز علاقه و یا خسته شدن. تنظیم کننده ها به شخص مقابل اجازه می دهند که سطح علاقه و یا توافق را ارزیابی کند.
و ضرورتاً پیش زمینه ای به او می دهد.
می توانیم با استفاده از حرکت های تایید کننده، همدردی با طرف مقابل را نشان دهیم، مثل سر تکان دادن و لبخند زدن.
این ژست ها را هنگام صحبت کردن با شخص دیگر بکار ببریم تا او را به شکل مثبتی تقویت کرده و نشان دهیم حرف هایش را دوست داریم.

 

درک روی نمایش اثر می گذارد

 

اجتناب از حالت دفاعی:

زبان خاص بدن، شامل حالت صورت، دفاعی بودن ارتباط و عدم اعتماد به نفس زیاد تحت کنترل ما نیستند.
حالات جمع کردن صورت و ژست های بستن دست از علائم دفاعی بودن هستند.
چرخاندن بدن و پشت کردن به طرف مقابل و یا ضربدری کردن دست ها در جلوی بدن هم علائم دیگر دفاعی بودن می باشند.

 

اجتناب از حالت دفاعی

 

با نگاه کردن متوجه عدم اشتیاق می شویم:

اگر در حال ارائه ی چیزی هستیم، دوست داریم که افراد به آن مشتاق باشند.
با نگاه کردن به افراد، اشتیاق و یا عدم اشتیاق را در آنها می فهمیم.
دست های افتاده به طرف پایین و نگاه خیره شده به جایی دیگر، نشانه ی عدم اشتیاق هستند.
وا رفتن روی صندلی نشانه ی بی اشتیاقی است.
مشابها، سروصدا کردن، دل دل کردن و نوشتن هم عدم اشتیاق را نشان می دهند.
در این مقاله به زبان بدن با تصویر پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
سکوت یکی از ترفندهای مذاکره

سکوت یکی از ترفندهای مذاکره

, ,

سکوت یکی از ترفندهای مذاکره

در این مقاله به سکوت یکی از ترفندهای مذاکره می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان During a Negotiation, What You Say Isn’t as Important as Knowing When to Keep Quiet می پردازیم

در طول یک مذاکره، آنچه می گوییم، مهم تر از این نیست که سکوت کنیم.

آینده ی سرمایه ی شهر

شهر دترویت وقتی در ۲۰۱۳ با ورشکستگی مواجه شد، ۱۸ میلیارد دلار بدهی داشت.

تیم میانجی ها برای کمک به شهر و برنامه ریزی برای کاهش بدهی دست به کار شدند و انتظار می رفت این برنامه ظرف چندین سال به نتیجه برسد.

ارزشمندترین دارایی شهر و یکی از وام دهندگان علاقمند، ۸۰۰ میلیون دلار ارزش نقدی برای انجمن هنری دترویت داشتند.

شهر نمی توانست این گنجینه را از تاریخ خودش پاک نماید.

کارگران اتحادیه و بازنشستگان تصمیم گرفتند به مزایای حقوقیشان دست نزنند.

پس از ماه ها مذاکره، دارن واکر، رئیس انجمن فورد، بحث را بازسازی نمود.

یوگن درایکر، یکی از وکلای باریس، سات، دن و درایکر کی یکی از میانجی ها بود،

گفت:”ما داریم درباره ی مزایای جمع آوری شده حرف می زنیم.”

واکر گفت” این فکر خیلی کوچک است. شما دارید درباره ی نجات شهر دترویت حرف می زنید.”

 

سکوت یکی از ترفندهای مذاکره

 

میانجی ها ذهنیت شان را در مذاکره بکار بردند.

قاونگذاران ایالتی، وام دهندگان و سرمایه گذاران با هم ۸۱۶ میلیون دلار برای خرید آثار هنری داده و اجازه ندادند که طلبکاران آنها را بردارند.

بازنشستگانی که قبلا قطع شدن مزایایشان را نپذیرفته بودند، کاهش ۴٫۵ درصدیش را قبول کردند.

درایکر می گوید:”همه شمشیرشان را از غلاف بیرون کشیدند و به دنبال یک راه حل خوب گشتند”. پس از ۱۶ ماه، طرفین به توافق رسید.

قاضی که موافق برنامه ی پرداخت بدهی شهر بود، نوشت: “مرزها معجزه آسا هستند”

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

اتحاد بوجود آوریم

پشت صحنه با طرف مقابلمان حرف بزنیم تا علایق مشترک مان را پیدا کنیم. از او بخواهیم نکات لازم برای توافق را بگوید.

کوین موهان، محقق مذاکره و مدرس دانشکده ی تجارت هاروارد می گوید” اگر بر سر موضوعی، طرف مقابلتان شما را بشناسد، حرف زدنتان هدر نمی رود. اگر شخص دیگری بتواند درباره ی شما حرف بزند، این امر بسیار قدرتمند تر خواهد بود.”

اگر بتوانیم قبل از مذاکره اتحاد ایجاد کنیم، بهترین کار را کرده ایم.

راس ساپیر، موسس حرکت های جاده ای نیویورک سیتی، چند بار با رقبای کوچک ترش ملاقات کرد تا بتواند با توصیه های صنعتی به آنها پیشنهادات بهتری بدهد.

او می گوید” ما رقیب هستیم، اما دوست هم هستیم.”

 

جستجوی راه حل را به اشتراک بگذاریم

ملیسا توماس هانت، مربی تخفیف در معامله و استاد ارشد دانشگاه تجارت ویرجینیا می گوید” در یک مذاکره طرفین به خواسته های طرف مقابل فکر می کنند تا بدانند به چه می رسند و چه چیزی را واگذار می کنند.

وقتی یکی از رقبای کوچک تر ساپیر کاری پیدا کرد که قابل استفاده نبود، مثل یک معامله ی بین المللی با مسافت دور که فاقد ظرفیت برای اوست،

ساپیر کاری با ۱۰ تا ۱۵ درصد شرایط بهتر را به رقیبش پیشنهاد داد.

و اگر رقیب مردد باشد، ساپیر تصویر بزرگی از آن به او می دهد.

ساپیر می گوید”آنها ارتباطشان را با مشتریانشان حفظ می کنند، و من کارم را می کنم.

این یک رابطه ی برنده-برنده است.”

 

به نحوه ی کمک کردنمان اشاره کنیم

آلیسون فراگال، پروفسور رفتار سازمانی در دانشگاه تجارت کنانفلاگر در کارولینای شمالی می گوید” به طرف مقابل نشان دهید: ما در حال جنگیدن نیستیم. ما سعی داریم که به یک چیز برسیم.”

ساپیر به رقبایش یادآوری کرد که با معامله ی تقسیم درامد، قیمت پایین می آید و این به آنها کمک می کند که کارشان را بکنند و مشتریانشان را شاد نگه دارند.

او می گوید” در دنیای امروز، مشتریان از شما انتظار دارند که راه حلی پیدا کنید.”

اول ما حرف نزنیم.

پاول مونیکاتی، میانجی حرفه ای می گوید” بی دلیل نیست که دو گوش و یک دهان داریم. برای اینکه علایق طرف مقابلتان را بدانید، همیشه با گوش دادن شروع کنید.”

در این مقاله به سکوت یکی از ترفندهای مذاکره پرداختیم

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زمانی که نباید مذاکره کرد

زمانی که نباید مذاکره کرد

,

زمانی که نباید مذاکره کرد

در این مقاله به زمانی که نباید مذاکره کرد می پردازیم.

در این وبسایت برای کمک به بهبود مهارت های مذاکره و فراهم کردن ابزار مورد نیاز برای رسیدن به بهترین نتایج برای خودتان و کسانی که برای شما اهمیت دارند، طراحی شده است.

هر چند این مقاله با عنوان زمانی که نباید مذاکره کرد مطرح شده است، اما در این مقاله نیز، هدف، گسترش توانایی مذاکره شماست.

یکی از جنبه های حیاتی تخصص در هر حوزه ای، شناخت محدودیت های خودتان است.

زمانی که هزینه مذاکره، بالاتر از مقدار سودی باشد که در نظر گرفته ایم و یا

زمانی که مذاکره، علائم اشتباه را به طرف مقابل می فرستد و یا

زمانی که مذاکره از نظر فرهنگی مناسب نیست

شاید نتوان در این حالات بهترین کزینه را انتخاب نمود.

 

زمانی که نباید مذاکره کرد

 

زمان طلاست

این جمله را همه ما بارها شنیده ایم اما واقعاً چقدر به عمق این موضوع دقت کرده ایم؟

تصور کنیم که کتابی در دست ما می باشد و باید تا ساعت ۵ عصر تحویل بدهیم

اگر تحویل ندهیم باید قردا با ۱۰ هزار تومان جریمه بابت تاخیر تحویل بدهیم.

حال باید ۱۰ هزار تومان را با زمانی که می خواهیم هدر کنیم تا کتابخانه برویم را باید بسنجیم

چه ما به کارمان بپردازیم، چه مطالعه کنیم، چه استراحت کنیم

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

در تمام این موارد ما باید زمان خود را بررسی کنیم که استراحت ما چفدر می ارزد یا کاری که الان انجام میدهیم چقدر می ارزد

حال می توان از این دید به داستان نگاه کرد

به ما می گویند که اگر تا کتابخانه برویم به ما ده هزار تومان می دهند، آیا حاضر هستیم که تا کتابخانه برویم؟؟؟

پس باید از هر دیدگاهی برای زمانمان برنامه ریزی کنیم.

 

زمانی که ممکن است روابط دچار مشکل شود

احتمالاً برای همه ما پیش آمده که سر شراکت با دوستمان به مشکل برخوردیم.

معمولاً در قضیه مالی ما به مشکل می خوریم.

خیلی بهتر است که در این شرایط ما پیشگیری کنیم و نگذاریم که رفاقتمان خراب شود.

می توان قبل از بوجود آمدن مشکل جلوی مذاکره را گرفت و نگذاریم مذاکره ای شکل گیرد چه برسد به این که در ادامه به مشکل بربخوریم.

 

در این مقاله به زمانی که نباید مذاکره کرد پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
برای موفقیت چه باید کرد

برای موفقیت چه باید کرد

, , ,

برای موفقیت چه باید کرد

در این مقاله به برای موفقیت چه باید کرد می پردازیم.

 

ابتدا برای خودمان باید یک تصویر ذهنی بسازیم

اگر می خواهیم بهترین زندگی شخصی و موفق ترین شغل ممکن را داشته باشیم، به یک نقشه نیاز داریم.

اکثر مردم حتی یک برنامه ریزی مختصر هم برای زندگی شان ندارند،

پس هر حرکت کوچکی که الان انجام دهیم، ما را در صدر گروه قرار می دهد.

برای موفقیت چه باید کرد

در طراحی یک نقشه ابتدا باید رویایمان را مشخص کنیم.

این تصویری ذهنی از آینده ماست.

کلمه رویا vision از لغت لاتین videre به معنی دیدن مشتق شده.

ما می بایست تصویر آینده ای را که برای خود می خواهیم در زمان حال ساده، تشریح کنیم.

این تصویر باید تا حد امکان بصری باشد و در آن به جزئیات پرداخته باشیم.

توضیحات باید واضح، قابل درک و تشریحی باشند.

مهم تر از همه اینکه، این تصویر باید ما را برانگیزد

این تصویر قرار است به زندگی ما شکل و جهت دهد.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

مثال:

مایکروسافت

روزی خواهد رسید که روی هر میز کار و در هر خانه یک کامپیوتر قرار داشته باشد.

 

زمانی که مایکروسافت تصویر سازی ذهنی خود را اعلام کرد شاید برای خیلی ها عجیب بود،شاید خیلی ها خندیدن

ولی مایکروسافت برای رسیدن به شعارش تلاش کرد و بر روی تصویر ذهنش که روزی خواهد رسید که روی هر میز کار و در هر خانه یک کامپیوتر قرار داشته باشد رسید.

برای رسیدن به موفقیت با رعایت کردن گام اول که همان تصیویر سازی ذهنی باشد، می توان قدم های بعدی را برداشت

و با سرعت بیشتری به سمت موفقیت حرکت نمود.

 

در این مقاله به برای موفقیت چه باید کرد پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره باخت باخت

مذاکره باخت باخت

, , ,

مذاکره باخت باخت

در این مقاله به مذاکره باخت باخت می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان The Secrets To Lose-Lose Negotiation می پردازیم

رموز مذاکره باخت باخت

بهترین مذاکره کنندگان به دنبال رفتار برنده – برنده نیستند. بلکه سعی می کنند مصالحه ی بازنده – بازنده ای را پیدا کنند که طرفین آن را بپذیرند.

وقتی مذاکره ای به معامله می رسد، فکر می کنیم که باید تلاش کنیم تا به راه حل برنده-برنده برسیم.

اما وقتی عملکرد بهترین مذاکره کنندگان را می بینیم، متوجه می شویم که آنها از یک تاکتیک بسیار متفاوت استفاده می کنند.

هدف آنها، ایجاد یک شوک بنام معامله ی بازنده-بازنده است.

 

مذاکره باخت باخت

 

اجازه بدهید توضیح دهم.

بیشتر افراد در مذاکره، با وضعیت بالا مذاکره را شروع می کنند و امید دارند که فقط مقدار کمی از آن پایین تر بیایند.

پیشنهادی را با ۱۰ شروع کنیم و طرف مقابل ۲ را پیشنهاد دهد، ما آن را در حدود ۶ تنظیم خواهیم کرد. درست است؟

اما بهترین مذاکره کنندگان به روش جزئی تری به بستن معامله نزدیک می شوند تا بتوانند به معاملات پیچیده که غیر ممکن به نظر می رسند، دست یابند.

اولین رازی که یک مذاکره کننده بکار می برد، این است که هرگز مذاکره را با یک هدف خاص در ذهن شروع نمی کنند.

آنها خودشان را در یک موقعیت قفل نمی کنند تا محدود به یک معامله باشند.

راز دوم در مذاکره این است که باید پرده از مباحث موجود درباره ی انتظار طرف مقابل از معامله برداریم.

اینکه آنها به چه چیزی نیاز دارند و چرا؟

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

با شناخت بهتر، از مباحث و نیازها، احتمال یافتن یک راه حل مناسب بیشتر می شود.

بهتر است سعی کنیم بفهمیم طرف مقابل واقعا چه چیزی می خواهد و حواسش درباره ی چه چیزهایی از ما نیست.

برای مثال، اخیراً در یک معامله شرکت کردم که در آن از من درخواست تملک سازمانی شد که مالک سرمایه اش بودم.

صادقانه بگویم که هیچ علاقه ای به از دست دادن سازمان نداشتم.

اما بجای رد کردنش، سوالاتی پرسیدم که به من کمک کرد که بدانم چرا طرف مقابل این سازمان را می خواهد.

فهمیدم که آنها فقط نام سازمان را می خواهند.

راز سوم برای مذاکره ی موفق، یافتن بهترین حالت بازنده-بازنده است.

این تکنیک زمانی بکار می رود که یافتن راهکار مذاکره با برد هر دو طرف، دشوار باشد.

اگرچه اگر روش یافتن راه حل برای مذاکره، یک چشمی باشد،

هر طرف از معامله کمی از نتایج را از دست می دهند

و می توانیم با یک مصالحه ی سالم به معامله ی منصفانه ای دست پیدا کنیم.

به هرحال اگر نتوانیم معامله ای را تمام و کمال ترتیب دهیم، رسیدن به ۹۰ درصد اهداف بهتر از صفر درصد نیست؟

بیایید به مثال من برگردیم.

پس از اینکه فهمیدم طرف مقابل فقط اسم سازمان را می خواهد،

توانستم نحوه ی عقد معامله را بازسازی کنم.

اگر با از دست دادن اسم سازمان موافق بودم، و آنها هم موافق بودند که بقیه ی دارایی های سازمان در اختیار من باشد، می توانستیم به معامله ی بازنده-بازنده برسیم.

و ما هم دقیقاً همین کار را کردیم.

پس هربار که خواستیم معامله ای بکنیم، یافتن راه حل برنده-برنده را فراموش کنیم.

با یافتن بهترین حالت بازنده-بازنده، شانس خودمان را برای عقد معامله ی موفق افزایش دهیم.

در این مقاله به مذاکره باخت باخت پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید