زبان بدن - دهان

زبان بدن – دهان

, , ,

زبان بدن – دهان

در این مقاله به زبان بدن – دهان می پردازیم.

دهان با بسیاری از علائم زبان بدن ارتباط دارد که با هم در صحبت کردن بکار می روند.

همچنین می تواند با غذا دادن به بچه ارتباط داشته باشد و یا نشانه ی امنیت، عشق و رابطه ی جنسی است.

ممکن است کسی با دست یا انگشتانش دهان کسی را لمس کند

و دهان بخش توضیح دهنده و انعطاف پذیر بدن هم هست که نقش مرکزی را در حالات صورت ایفا می کند.

 

زبان بدن - دهان

 

همچنین از بخش های متحرک است، نه اندام های حسگر.

بنابراین پتانسیل زیادی برای نشان دادن علائم بیشمار دارد.

برخلاف بینی و گوش ها، که فقط از طریق دست و انگشتان می توانند زبان بدن را نشان دهند،

دهان بصورت کاملا مستقل عمل کرده

و به همین دلیل به طور مفصل به آن می پردازیم.

لبخند بخش بزرگی از زبان بدن در صورت را شامل می گردد.

بعنوان یک قانون عمومی، لبخند واقعی متقارن است

و حاصل عملکرد دهان و چشمان می باشد،

درحالیکه لبخندهای الکی، به هر دلیل، فقط ژست دهانی هستند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

علامتبخش بدنمعانی ممکنتوضیح جزئی
لبخند زورکیدهانلبخند جعلیلبخند زورکی، طولانی تر و ثابت تر از لبخند طبیعی باقی می ماند و چشمان را باز نمی کند. این لبخند نشانه ی عدم تمایل، نخواستن چیزی و سرکوبی است.
لبخند با دهان بستهدهانراز یا احساس مخفیکشیدن صورت در یک خط صاف یعنی پنهان کردن دندان ها. این یعنی شخص رازی دارد که بعلت عدم اعتماد یا دوست نداشتن، نمی خواهد به کسی بگوید. علامت نپذیرفتن هم می باشد.
لبخند کجدهاناحساس آمیخته و یا طعنه زدناحساس مخالفت نسبت به صورت شخص مقابل
لبخند با فک آویزاندهانلبخند جعلیدر این حالت فک به طرف پایین می افتد و نشانه ی جعل کردن لبخند است.
لبخند با سر کج شده و نگاه به طرف بالادهانخجالت، بازی درآوردن و دست انداختن کسیسر کج و متمایل شده به یک طرف و رو به پایین هم نشانه ی پنهان کردن واقعیت است که قصد دارد با نگاه کردن به جهت متضاد، رد گم کند.
لب افتاده به طرف پایین و لرزاندهانناراحتیمثل مالیدن چشم، این هم در بزرگسالان می تواند نشانه ی گریه کردن باشد، بخصوص اگر لب بلرزد. بیاد داشته باشیم که مردم در مواقع ناراحتی گریه می کنند و در این شرایط به دنبال همدردی و مهربانی هستند.
خندهدهانآرامشخنده نشان دهنده ی حوزه ی علاقه مندیست. در زبان بدن، خنده علامت آرامش و احساسات راحت است. خنده ی نرمال می تواند تمام بخش های بالایی کل بدن را تکان دهد. فیزیولوژی خنده بسیار مهم است. اندورفین آزاد می شود. درد و استرس کم می شود. هنگام خنده، حالت دفاعی در افراد از بین می رود.
خنده ی زورکیدهانعصبی بودن، همکاریخنده ی غیر طبیعی نشانه ی عصبی بودن و استرس است که ممکن است برای تغییر دادن شرایط و فضا بکار رود. خنده ی مصنوعی نشانه ی همکاری و خواستن همدردی است.
لب گزیدندهانتنشیکی از علائم زیاد نشان دهنده ی تنش و استرس،که می تواند به علت تمرکز بیش از حد باشد، لب گزیدن است که اضطراب را هم نشان می دهد.
دندان قرچهدهانتنش، سرکوب شدننشانه ی سرکوبی واکنش درونی بعلت ترس و یا عوامل سرکوب کننده ی دیگر.
آدامس جویدندهانتنش، سرکوب شدنمثل بالا، نشانه ی سرکوب کردن واکنش طبیعی است. هرچند که می تواند تازه کننده ی نفس و جایگزین خوبی برای سیگار باشد.
سیگار کشیدندهانتسکینسیگار کشیدن یک نوع عادت و اعتیاد است، اما جدا از این، مردم با این کار چیزی را توی دهانشان فرو می برند که می تواند مثل مکیدن شست در بچگی باشد و ریشه در عادات درست یا غلط تغذیه ای و شیرخواره گی بچه دارد.
شست مکیدندهانتسکینهمانطور که در بالا گفته شد، تسکینی است برای رفع کمبودهای دوران شیر خواره گی که می تواند در بزرگسالی هم تبدیل به یک عادت شود.
جویدن مداد و خودکاردهانتسکینمثل سیگار کشیدن و شست مکیدن است. قلم مثل نوک پستان است.
جمع کردن لب هادهانفکر کردن یا ناراحتیانگار می خواهیم حرف ها را توی دهانمان نگاه داریم تا زمانی که آماده ی حرف زدن شویم. نشان دهنده ی اضطراب و بی قراری در حرف زدن هم هست. و در صورت سرکوب کردن گریه، می تواند به شکلی کاملا متفاوت، نشان دهنده ی ناراحتی باشد.
کشیدن زباندهان/زبانرد کردن چیزی، نپذیرفتنکشیدن زبان کمی بیرون تر از مرکز دهان به معنی چشیدن چیز بدی است. این ژست خیلی نامحسوس است. خیلی بیرون کشیدنش با چین و چروک خوردن بینی و باز شدن چشم ها همراه است.
دست را روی دهان گذاشتندهان/دست ها

سرکوب کردن، شوک، عقب کشیدن

این ژست اغلب ناخودآگاه است و به دلیل شوک شدن، خجالت کشیدن و دلایل تاکتیکی دیگر دیده می شود. این علامت را در یکی از سه حالت میمون عاقل هم می بینیم. در بچه ها وقتی این علامت دیده می شود که چیزی را دیده اند که نمی شود گفت و شوکه شده اند. در حالت شدیدتر هر دو دست جلوی دهان قرار می گیرد.

در این مقاله به زبان بدن – دهان پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
لکنت زبان در مذاکره

لکنت زبان در مذاکره

, , ,

لکنت زبان در مذاکره

در این مقاله به لکنت زبان در مذاکره می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Stuttering is often misunderstood and can make those listening to a person who stutters feel quite uncomfortable می پردازیم.

لکنت زبان اغلب باعث سو تعبیر شده و شخصی که لکنت دارد هنگام حرف زدن احساس ناراحتی می کند.

این نکات به ما کمک می کنند تا با شخصی که لکنت زبان دارد، به شکل مثبت تری ارتباط برقرار کنیم.

صبور بودن:

اغلب دوست داریم که جمله تمام شود و حرف ها زده شوند.

اما وقتی می دانیم که طرف مقابل لکنت زبان دارد، بهتر است خویشتن دار باشیم.

 

لکنت زبان در مذاکره

 

حتی اگر بهترین نیت را هم داشته باشیم، کامل کردن جمله ی چنین شخصی به او احساس ناراحتی می دهد.

البته اگر هم حرف هایش را غلط حدس بزنیم، شانس پیش رفتن مذاکره را خیلی کم کرده ایم.

سعی کنیم که برایش از جملاتی به شکل “آهسته حرف بزنید”، “یک نفس بگیرید” و یا “راحت باشید” استفاده نکنید.

خیلی از افرادی که لکنت زبان دارند، نسبت به این شکل جملات حالت تدافعی نشان می دهند.

با او تماس چشمی داشته و سعی کنیم حالت هیجانی و هشیار به خودمان نگیریم.

فقط با صبوری منتظر شویم تا حرف هایش را تمام کند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

حواسمان باشد که افراد دارای لکنت زبان در کنترل حرف هایشان پشت تلفن مشکل دارند.

بخصوص برای گفتن سلام، اغلب مشکل خاصی دارند.

لطفا در این شرایط صبورتر باشیم.

گاهی اوقات چنین افرادی در صورت خوب بودن شرایط هم بخاطر لکنتشان می ترسند که سوال دیگری بپرسند.

باید طوری رفتار کنیم که لکنت زبانشان را نوعی تابو نبینند.

البته برخی از این افرادخودشان به ضعفشان حساس بوده و ترجیح می دهند حرفی نزنند.

با پیروی از قوانین احترام مشترک، همه چیز باید عالی پیش رود.

گاهی وقت ها لکنت باعث می شود که فهمیدن حرف شخص سخت باشد.

اگر حرف های شخص دارای لکنت را متوجه نشدیم، بهتر است نگران نباشیم و

بگوییم “متاسفم. متوجه حرف هایتان نشدم”.

مهم نیست با چه اندازه لکنت قرار است آن را دوباره بگوید.

به هر حال از نفهمیدن حرف هایش و سوتعبیر کردن بهتر است.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

به شخص دارای لکنت اجازه دهیم که با زبان بدن و رفتارمان ما را بشناسد و بداند که به حرف هایش گوش می دهیم.

خودمان باشیم. یک شنونده ی خوب.

افرادی که لکنت زبان دارند، غالبا نرمال هستند و فقط حرفشان بیش از بقیه طول می کشد.

لکنت مجموعه ی پیچیده ای از رفتار است که باعث طولانی تر شدن حرف می شود.

وگرنه افراد دارای لکنت الگوی رفتاری متفاوت از بقیه ندارند.

لطفا مهربان و خویشتن دار و یک شنونده ی خوب باشیم.

بهترین شاخص رفتاری افراد، مهربانیشان است.

در این مقاله به لکنت زبان در مذاکره پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
اهمیت زبان بدن در مذاکرات

اهمیت زبان بدن در مذاکرات

, , ,

اهمیت زبان بدن در مذاکرات

در این مقاله به اهمیت زبان بدن در مذاکرات می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Body Language is Critical to Successful Negotiations می پردازیم

زبان بدن برای مذاکرات موفق اهمیت بحرانی دارد.

جین بسیار هوشمندانه و حرفه ای لباس می پوشید. یک کت و شلوار کاری آبی تیره و گرانو یک کیف سامسونت چرم قهوه ای.

وارد اتاق می شد، نگاهی به دوروبرمی انداخت، می نشست و کیفش را روی میز می گذاشت.

یک دسته کاغذ از توی کیفش در می آورد که یادداشت های مرتبی رویشان نوشته شده بود.

یک خودکار شیک و یک ماشین حساب هم در می آورد.

حرکاتش دقیق و هدفمند بود.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

در واقع مذاکره زمانی شروع می شد که جین خودش را به محیط اطراف معرفی می کرد.

در این لحظه همه به علائم غیر کلامی جین زل زده و آنها هم برایش علامت می فرستادند.

بعضی علائم آگاهانه و بعضی ناخودآگاه بود.

هر حرکت یک معنی داشت و روی دینامیک مذاکره اثری می گذاشت:

بیایید ارتباطات غیر کلامی را آنالیز کنیم.

در بسیاری از موارد، توانایی ما برای ارسال و دریافت سرنخ های غیر کلامی بین موفقیت و شکست نوسان ایجاد می کند.

اگرچه اول باید بدانیم که آنالیز پیام های غیر کلامی و انتخاب سرنخ های زبان بدن یک علم درست نیست.

و سو تعبیر علائم می تواند اثرات مخربی داشته باشد.

این علم با اختلافات فرهنگی در هم پیچیده شده و ارتباطات غیر کلامی مختلف را تعبیر می نماید.

 

در ایالت متحده، تکان دادن سر معمولاً یعنی توافق

در ژاپن یعنی پیام را گرفتم

در بلغارستان یعنی عدم توافق

 

پس باید در آنالیز علائم دقت کنیم تا سرنخ های غیر کلامی فردی را درست تعبیر نماییم.

بعلاوه باید به تصویر کلی بیشتر نگاه کنیم و تغییرات رفتاری و الگوهایشان را آنالیز نماییم.

پس جین چطور بدون اینکه کلمه ای حرف بزند، با ما ارتباط برقرار می کند؟

شاید در کل او فردی با اعتماد به نفس، منطقی و سازمان دهی شده باشد که به جزئیات زیاد توجه می کند و از مخلوط کردنشان با هم ترسی ندارد.

چگونه جین و دیگران را می شناسیم؟

بیاید سرنخ های غیر کلامی را به ترتیب زیر آنالیز کنیم:

 

اهمیت زبان بدن در مذاکرات

 

حالت صورت و تماس چشمی

محققان تخمین زده اند که صورت انسان می تواند بیش از ۲۵۰۰۰۰ حالت مختلف نشان دهد.

همچنین مسئول بیشتر معانی در پیام های غیرکلامی است.

برای مثال، ما اغلب انتظار داریم که کسی که با او حرف می زنیم، به ما نگاه کند.

عدم تماس چشمی بعنوان عدم علاقه و یا بی احترامی تعبیر می گردد.

تغییر دادن تماس چشمی هم اغلب ناراحتی و یا عدم صداقت تعبیر می گردد.

شدیداً زل زدن هم یعنی تلاش برای ایجاد همدلی.

تماس چشمی گرم، احترام و شفاف بودن را نشان می دهد.

کنترل حالت صورت و تماس چشم در خلال یک ارتباط از مهارت های مهم مذاکره است.

دفعه ی بعد که دنبال اطلاعات مهم از طرف مقابل هستیم،

یک سوال بپرسیم و به جوابش گوش دهیم، اگر از جواب راضی شدیم، با تماس چشمی حس همدلی ایجاد کنیم و با نگاه کردن به صورت، سوال دیگر را بپرسیم.

و دیگر سکوت کنیم.

حالا این شانس را داریم که طرف مقابلمان سکوت را پر کند و ما چیزهای بیشتری یاد بگیریم.

 

حرکات و ژست بدن

در حالیکه تفسیر حرکات و ژست بدن مطابق معیارها و عادات مختلف فرهنگی کار سختی است،

شناسایی دیگران به تفسیر حرکات خاصشان بدون در نظر گرفتن نیتشان کمک می کند.

عادات و حرکات عصبی به شکل علائم ناتوانی دیده می شود.

و تا کنون چند نفر از ما دیگران را از روی محکم دست دادنشان قضاوت کرده ایم؟

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

لباس و ظاهر شخصی

در آخر، اثر لباس و ظاهر را فراموش نکنیم.

تحقیق نشان داده که ظاهر به دیگران کمک می کند تا درباره ی موقعیت و اعتبارمان برداشت کنند.

برای مثال، مطالعات نشان داده اند که افراد خوش تیپ جذاب تر هستند و لباس موقعیت ما را بخصوص از نگاه غریبه ها معرفی می نماید و پوشیدن لباس شیک باعث می شود بیشتر روی دیگران تاثیر بگذاریم.

پس برای مذاکره ی بعدی، به دوروبرمان نگاهی کنیم و علائم غیرکلامی شان را بخوانیم.

اگر با جین پشت یک میز نشستیم، لبخند زده (به نشانه ی خوش بینی)، به چشمانش نگاه کنیم (یعنی آماده ی شروع مذاکره ایم) و دستانمان را رو به بالا نگاه داریم( یعنی اعتماد به نفس داریم).

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
تعیین یک هدف عالی

تعیین یک هدف عالی

, , ,

تعیین یک هدف عالی

در این مقاله از سری مقاله های این شنبه به تعیین یک هدف عالی می پردازیم.

تعیین هدف برای خودتان، دیگران، یا سازمانتان کاری عملی است که نیاز به آمادگی و تمرکز منظم دارد.

تعیین هدف، خیالبافی نیست.

رویاپردازی نیست.

هدف، هر چیز یا هر غایتی است که شما برای دست یافتن به آن به شدت می کوشید.

به عنوان مثال، پولدار و معروف شدن شاید نتیجه ی دستیابی به اهدافی خاص باشند، اما شهرت و ثروت خود هدف نیستند.

تصمیم بر نوشتن یک کتاب فوق العاده، هدف است ( اگر چه جاه طلبانه).

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

 

تحقیقات نشان می دهد کسانی که اهدافی خاص و مبارزه طلبانه دارند، بهتر از آن هایی که هدفی ندارند، به نتیجه می رسند.

بین هدف و قصد تفاوت قائل شوید.

اگر قصد دارید قهرمان المپیک شوید، تمامی اهدافتان را با توجه به آن هدف نهایی طرح کنید.

در مسیر هرگونه قهرمانی، گام های بسیاری وجود دارند.

 

تعیین یک هدف عالی

 

به مقصودتان در زندگی فکر کنید، اهداف مذاکره ی شما باید مورد به مورد با آن مقصود همخوانی داشته باشند.

تعیین هدف را با روند تصمیم گیری برای ارئه ی پیشنهاد نکنید.

پیش از آغاز مذاکره باید اهداف شخصی تان را مشخص کرده باشید.

هرگونه اطلاعات ممکن را جمع آوری کنید، اما هدف خودتان را هم تعیین کنید.

در طول مذاکره حواستان به اهدافتان باشد.

همان طور که در طول صحبت ها اطلاعات جدیدی به دست می آورید.

برای تعدیل و تنظیم و تغییرش هم آماده باشید.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

کمتر مذاکره ای است که در آن به همه ی اهدافتان دست پیدا کنید.

باید بدانید کدام یک از آن ها مهم ترند. این تصمیم گیری ممکن است باعث درگیری شود.

اغلب اوقات گروه ها، اولویت بندی اهداف را به بهانه ی حفظ آرامش نادیده می گیرند.

متاسفانه آن ها فقط این بحث ها را به تعویق می اندازند – و احتمالاً به موقعیتی بدتر، مثلاً وقتی لازم است افراد به هم نزدیک تر باشند، وقتی فرصتی برای پرداختن به مسائل فرعی نیست، وقتی حساسیت استنتاج بیشتر است چون فوریت بیشتری دارد و وقتی بی توجهی به مذاکره بیشترین خطر را در بر دارد.

عجب فاجعه ای! کمرتان را محکم ببندید و بعد از اینکه در مورد فهرست اهداف به نتیجه رسیدید، گروه را برای کار روی این مسئله ی مهم بسیج کنید.

 

پیشنهاد اولیه

پیشنهاد اولیه چیزی جز اولین جمله ی خاص شما در مورد انتظارتان از مذاکره نیست.

بعد از اینکه اهدافتان را از مذاکره مشخص کردید، می توانید روی پیشنهاد اولیه فکر کنید.

دنبال قوانین لازم الاجرا یا فرمول های جادویی نباشید.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

برای تعیین اولین پیشنهاد باید کاملاً به اهداف و چارچوب های تعیین شده و همین طور اطلاعاتی تکیه کنید که در طول آماده سازی برای مذاکره به دست آورده اید.

بدیهی است پیشنهاد اولیه باید بیشتر از هدف نهایی شما باشد،

اما نه آن قدر بالا که طرف مقابل جا بزند یا باعث شود حتماً شما احمق یا بی تجربه به نظر بیایید.

در این مقاله از سری مقاله های این شنبه به تعیین یک هدف عالی پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
اثر زبان بدن بر مذاکرات

اثر زبان بدن بر مذاکرات

, , ,

اثر زبان بدن بر مذاکرات

در این مقاله به اثر زبان بدن بر مذاکرات می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان The Impact of Body Language in Negotiations می پردازیم

اگر تاکنون برای افزایش قیمت، تمام شدن وقت و یا فروش محصول جدید مذاکره کرده باشیم، تمام حرکات و کلماتمان در مذاکره ارزش بحرانی دارند.

بیشتر افراد می دانند که در طول مذاکره از چه کلماتی به شکل دقیق استفاده کنند، اما زبان بدن اغلب فراموش می شود.

راه تکان دادن سر، حرکت دست، و قیچی کردن پاها همگی به شیوه های خاص خودشان روی مذاکره اثر می گذارند.

پس استفاده از زبان درست بدن برای موفقیت حیاتی است.

 

اثر زبان بدن بر مذاکرات

 

کپی کردن برای موفقیت

محققان دریافته اند که اگر دو نفر به مدت طولانی توی یک اتاق باشند، زبان بدن و ژست های همدیگر را تقلید می کنند.

مثلاً اگر برای مذاکره به اتاق ناظر برویم، پس از بیست دقیقه ماهم به پشت لم داده و پاهایمان را ضربدری می کنیم.

بیشتر افراد وقتی متوجه می شوند که در حال تقلید از شخص مقابل هستند،

احساس حماقت می کنند و به همین دلیل اینکار را متوقف می کنند.

اگرچه محققان قبول دارند که تقلید کردن یک عمل مثبت است.

تقلید از ژست و زبان بدن کس دیگر می تواند ناآگاهانه باشد.

بعلاوه بیشتر افراد می دانند که ارباب رجوعی که از آنها تقلید می کند، صادق تر از بقیه است.

 

سازنده باشیم

اگر مرتباً در حال مذاکره باشیم، این شانس را داریم که کسانی را ببینیم که چالش هایی با آنها داریم.

این افراد ممکن است سوالی را بارها و بارها از ما بپرسند.

ممکن است از کلمات مشترکی با ما استفاده کرده و ناخوداگاه انگشتشان را روی میز بکوبند.

اگر پنهان کردن نیتمان کار سختی باشد، رفتارشان اهمیتی ندارد.

محققان طی تحقیقاتی تعیین کرده اند که آیا مردم می توانند واکنش های احساسی شان را پنهان کنند یا نه.

تحقیقات نشان داده اگرچه پنهان کردن ناراحتی کار سختی است، بینندگان آموزش ندیده اغلب متوجه اش نمی شوند.

بعبارت دیگر، ممکن است مراجعین ما از ضربه ی انگشتانمان روی میز، متوجه ناراحتی مان نشوند

و یا رئیسمان نفهمد که در طول جلسه عصبی هستیم.

متخصصان توصیه می کنند که تا حد ممکن سازنده باشیم و از زبان بدن خنثی استفاده کنیم.

 

دست بدهیم

دهه های زیادیست که کارشناسان به کارفرمایان توصیه می کنند خیلی گرم دست بدهند.

درحالیکه هنوز محکم دست دادن ترجیح داده می شود، دست دادن از هر نوعی احساس راحتی و احترام می آورد.

اگر دست کسی را مثل یک همکلاسی محکم نگیریم، و یا سرد دست دهیم، نا امید نشویم.

هنوز می توانیم ژستی بگیریم که جدی بودنمان در مذاکره را به او نشان دهد.

 

تماس چشمی

تماس چشمی برای خیلی افراد کار سختی است.

در واقع برخی افراد غیر آمریکایی این کار را تعرض می دانند.

این کار صداقت و علاقه ی ما به طرف مقابل را نشان می دهند.

سعی نکنیم که به یک نقطه ی دور زل بزنیم.

این کار پرخاشگری تفسیر می شود.

البته هنگام تصمیم گیری و فکر کردن به چیزی می توانیم به دور نگاه کنیم.

اگر با تماس چشمی مشکل داریم، حتما فرهنگمان اینطور بوده.

بهتر است انتخابش را به طرف مقابل واگذار کنیم.

در این مقاله به اثر زبان بدن بر مذاکرات پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مهارت های گوش دادن

زبان بدن و مهارت های گوش دادن

, , ,

زبان بدن و مهارت های گوش دادن

در این مقاله به زبان بدن و مهارت های گوش دادن می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Negotiation, Body Language & Listening Skills می پردازیم

یک مذاکره کننده ی نترس، نترسیدن در مذاکره را با آماده بودن، انجام تکالیف و خواندن سکوت یاد گرفته،

اما پیام های قابل مشاهده ای را به زبان بدن تمام افراد می فرستد.

یادگیری رموز زبان بدن دنیای جدیدی از اطلاعات را به روی مذاکره کننده باز می کند.

تا زمانی که چیزی را نپرسید، نخواهید فهمید.

 

مذاکره: فرایند شنیده شده

مذاکره بخشی از زندگی همه ی ماست.

در تجارت وقتی می خواهیم بهترین قیمت را برای تجهیزات اداره ی جدید بگیریم، در بازبینی کپی برداری قرارداد سرویس ها، و یا تغییر برنامه های تلفن همراهمان، گسترش سر فصل های پروژه و انجام بهترین معامله یا هنگام خرید ماشین جدید برای خانواده، در همه ی اینها مذاکره می کنیم.

چطور می توانیم از هر مذاکره استفاده ی بهتری کنیم و به روابطمان هم صدمه نزنیم؟

مذاکره کننده های موفق، مذاکره کننده های آماده هستند.

آنها می دانند که سکوت را چطور بخوانند و پیام های قابل مشاهده ای به زبان بدن دیگران بفرستند.

یادگیری رموز زبان بدن دنیای جدیدی از اطلاعات را به روی مذاکره کننده باز می کند.

برای مذاکره باید تکنیک هایی را بلد باشیم که یا فراموششان کرده و یا بندرت از آنها استفاده می کنیم.

باید به توانایی خودمان برای رسیدن به خواسته ها و نیازهای تجاریمان ایمان داشته باشیم.

 

مهارت های گوش دادن

 

پنج عامل کلیدی برای مذاکره ی موفق:

  • تکلیف: تحقیق و طرح
  • جستجو: جمع آوری
  • ارزیابی: دانسته ها و ندانسته ها
  • توصیه: بازشنوی و طرح کردن
  • سند سازی: پیش نویس و توافق

راه های ممکن:

-باید فرایندی داشته باشیم که در تمام شرایط کار کند.

-بعنوان مذاکره کننده ی با تجربه، تکنیک هایمان را تازه سازی کنیم.

-موضوعات مذاکره را فصل بندی کنیم.

-سعی کنیم بیشتر مواقع “بله” بشنویم.

-“نه” را به “شاید” و یا “بیشتر توضیح دهید” تبدیل کنیم.

-راه های جلوگیری از دروغ را یاد بگیریم.

به این شعار مری باور داشته باشیم که” اگر نپرسی، چیزی  نخواهی دانست.”

 

گوش دادن: برجسته بودن

از لحظه ای که بیدار می شویم، تا زمانی که شب سرمان را روی بالش می گذاریم، مکالمات درونی خودمان و یا مکالمه با دیگران در خانه و محل کار را می شنویم.

ارتباط اجتناب ناپذیر است.

حتماً می دانیم که همیشه شیرین ترین صداهایی که گوشمان می شنود، صدای روح عشق و یا صداهای دلچسب زمزمه های نوزاد به دنیا آمده نیست.

بلکه صدای صدای ماست.

اگر دهانمان را بسته و به صدای درونمان گوش دهیم، موفق تر و شاد تر هستیم.

بیشتر ما شنوندگان ضعیفی هستیم.

می دانیم که حتی وقتی تمام توجه مان به کسی است، کاملا او را نمی شنویم.

بیشتر وقت ها به چیزی که شنیده ایم، واکنش نشان می دهیم، نه آن چیزی که شخص مقابل گفته و اغلب پیامی که شنیده ایم با پیامی که او برایمان فرستاده، فرق دارد.

چگونه مهارت های شنیداریمان را بهبود ببخشیم و به دیگران نشان دهیم که درقبال آنچه می گویند، واکنش درستی نشان خواهیم داد؟

بازی شنوایی درونی عبارتست از:

  • طرح بازی ذهنی
  • تمایل به ارتباط دقیق
  • پذیرش اینکه می توانیم بعنوان شنونده بهبود پیدا کنیم
  • تمایل به ماهر شدن در تکنیک های جدید.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

راه های ممکن:

  • یاد بگیریم که آرام و برجسته باشیم
  • کلمات و عبارات جادویی را که اعتماد بوجود می آورند، یاد بگیریم
  • در برابر قدرت بیشتر تسلیم شویم
  • با سوالات انتها باز و بسته تمرین کنیم
  • مخالفان را به آسانی مدیریت کنیم

 

زبان بدن: نمی دانم چه می گویی

اختلاف در نحوه ی مذاکره ی مردان و زنان می تواند گام بعدی برای مذاکره باشد.

مردم در محل کار و یا خانه به دلیل اختلاف جنسیت، فرهنگ، رسوم و اجتماع به شکل مختلفی به هم نزدیک شده و نقش ایفا می کنند.

ممکن است آنچه از نظر ما یک احوالپرسی گرم به نظر می آید، برای شخصی در کشور دیگر اینطور نباشد.

آیا تاکنون زمانی را صرف خواندن زبان بدن کرده اید تا سرنخ هایی را از طرف مقابل بگیرید؟

مهم نیست که چقدر سعی می کنیم که زبان بدن را کنترل نماییم، این زبان احساسات و افکار درونیمان را نشان می دهد.

وقتی به دقت زبان بدن را می خوانیم، در مبادلات تجاری و شخصی موفق تریم.

یاد می گیریم که کدها را باز کنیم و دقیقا پیام های درهم بکار رفته توسط طرف مقابل را تفسیر نماییم.

برای متخصصین تجاری، این سوال وجود دارد که چگونه توانایی خواندن افکار دیگران و واکنش درست نشان دادن به حرف ها و عملکردها را با توجه به جنسیت به حداکثر برسانند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

راه های ممکن:

  • نکات قوی برای دقیق خواندن زبان بدن دیگران
  • راه های تغییر علائم سکوت برای بهبود ارتباط
  • چشم دروغ می گوید، اما پا نه
  • چرا زنان جالب، قوی و بی استرس هستند
  • تنوع حرفی: چطور با دیگران طبق آنچه دوست دارند بشنوند، حرف بزنیم

مردان و زنان متفاوت رفتار می کنند: مذاکره یعنی این

گفتیم که اختلاف ارتباط مردان و زنان می تواند دلیل تشکیل و یا عدم تشکیل جلسه ی بعدیمان باشد.

بیشتر وقت ها آنچه می گوییم، نتیجه ی رفتارمان را نشان نمی دهد.

مردها تمایل به نشان دادن قدرت جسمی دارند.

بیشتر حرف هایشان درباره ی بهترین شلیک و یا برنده شدن است.

آنها موفقیتشان در این زمینه را پیروزی می دانند.

و پس از موفقیت با تیم رقیب به نشانه ی جشن، شادی می کنند.

زنان بیشتر حرف می زنند و هنگام عدم توافق و نارضایتی با بحث و حرف زدن آن را نشان می دهند.

علیرغم مذاکره گریزی در زنان، آنها بهتر زبان بدن را می خوانند.

این توانایی درونی در خواندن افکار داخلی دیگران باعث موفقیت آنها در مذاکره در خانه و محل کار می شود.

از دیرباز زنان به رفتار شخص مقابل نگاه کرده و ناراحتی و کلافه گی آنها را کشف می نمودند.

زنان حساس هستند و به همین دلیل در خانه کار مراقبت و پرستاری را انجام می دهند.

این کار در محل کار هم ممکن است، اما به خوبی هم بلندند که از نردبان ترقی بالا روند.

در محل کار تمام متخصصین حرفه ای از بهبود در توانایی درست خواندن افکار طرف مقابل سود می برند.

 

راه های ممکن:

  • نکات قدرتمند در کمک به خواندن زبان بدن و گرفتن امتیاز در این راستا
  • راه تغییر علائم سکوت
  • همکاران و روسایمان با دست، چشم و پا چه به ما می گویند
  • چگونه با دقت کد پیام های درهم و برهم را باز کنیم
  • تاکتیک های کلامی مثل تند و کند حرف زدن را یاد بگیریم
  • نکات سریع برای نمایش و احساس اعتماد به نفس بیشتر
  • کنترل بیشتر زندگی حرفه ای و شخصی مان

 

در حال خرید، فروش و یا مذاکره هستیم؟

هر روز از طلوع تا غروب مشغول خرید و فروش هستیم.

شاید تاکنون به این موضوع فکر نکرده بودیم.

وقتی در ده سالگی با دو دوستمان درباره ی خواب جمعه شب حرف می زدیم، داشتیم فروش انجام می دادیم.

اگر همسرمان را متقاعد به خرید از خواروبار فروشی در راه خانه نماییم، او را خریده ایم.

اگر با مغازه دار برای گرفتن تخفیف حرف بزنیم، در یک شرایط مذاکره نوعی فروش انجام داده ایم.

هنر فروش از زمان آدم و حوا با گاز زدن سیب در باغ عدن شکل گرفت. او درباره ی روش زندگی آسان مذاکره انجام داد.

اگر گرسنه باشیم، به خواروبار فروشی رفته و غذا می خریم و مشکل گرسنه گی را حل می کنیم.

اگر ماشینمان کار نکند و قابل تعمیر هم نباشد، برای خرید ماشین مذاکره می کنیم.

مبادلات پولی، نیازها و خواسته ها کشف شده و به شکل رضایت بخشی رفع می شوند.

این فروش نیست، چون شخص دیگری برای مذاکره با ما حرف نزده و کسی نیاز به اینکار جز خودمان ندارد.

اگرچه همه نمی توانند فروش را تجربه کنند، اما از دیدن پیشرفت خودمان بعنوان یک فروشنده تعجب خواهیم کرد.

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

 

حرفه ی فروش به موارد زیر نیاز دارد:

  • تمایل به کمک به دیگران
  • توانایی شنونده ی خوب بودن
  • روش و شخصیت خوشایند
  • نظرات باز داشتن به یادگیری مهارت های فروش

 

راه های ممکن:

  • یادبگیریم کجا تکالیفمان را انجام دهیم
  • تکنیک های مهارتی جدید ساختن
  • نحوه ی مواجه شدن با ترس و کنار گذاشتنش
  • چرا سوالات باز خیلی قدرتمندند
  • پردازش نکات پوشش نیافته و خواسته ها و نیازها
  • آسان گرفتن مخالفت ها
  • رسیدن به توافق و فروش

در این مقاله به زبان بدن و مهارت های گوش دادن پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
معایب و مزایای فروش غیرمستقیم

معایب و مزایای فروش غیرمستقیم

, , ,

معایب و مزایای فروش غیرمستقیم

در این مقاله به معایب و مزایای فروش غیرمستقیم می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله The Pros and Cons of the Indirect Sale می پردازیم.

شرکت های زیادی (بویژه کارخانه های کوچک و جدید) فکر می کنند که سود خوبی در فروش غیرمستقیم است.

سالهاست که این تفکر، موضوع بحث ها می باشد

و یک جست و جوی ساده در اینترنت ایده های بی شماری راجع به بهترین تصمیم برای کاسبی و تجارت را نشان می دهد.

مثل بیشتر چیزها،

مزایا و معایب زیادی در این راه وجود دارد که باید قبل از تصمیم گیری مورد بررسی قرار گیرند.

 

معایب و مزایای فروش غیرمستقیم

 

مزیت ها

  • راه های فروش غیرمستقم تماشاگران بیشتری دارد. از آنجایی که این وبسایت ها و تجارت ها از قبل منتشر شده اند، پس یک مشتری پایه برای خود دارند. مردم در حین خرید روزانه با برند ما رو به رو می شوند گویی هرگز در مورد آن نشنیده بودند.
  • یک کانال فروش می تواند دارای عملکرد بهتری باشد. شرکت های بزرگتر می توانند به برنامه ها و تکنولوژی بهتر که برای مشتری های پیچیده تر ساخته شده اند، دسترسی داشته باشند. وقتی لیستی از تولیدات را به وسیله موسسات دیگر تهیه کردیم، دیگر نیازی به ساخت وبسایت شخصی برای خودمان نداریم.
  • آنها به محض تاسیس، خرج و تعمیر کمتری انجام می دهند. از آنجایی که ما صاحب کانال ارتباطی نیستیم، نیازی نیست نگران به روز رسانی ها و بقای آن باشیم. در شروع ممکن است کمی گسترده باشد اما کمی بعد، استفاده از آن راحتتر می شود.
  • توسعه در دستان ماست. کار کردن با یک کانال فروش غیرمستقیم بجای اینکه مجبور باشیم تیم خود را بسازیم، می تواند به ما دسترسی جهانی را در گستره تمام دنیا بدهد. می توانیم به منابع موجود آنها تکیه کنیم تا برند خود را به جای جای جهان معرفی کرده و بشناسانیم.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

فروش غیرمستقیم جواب واضحی برای بعضی تجارت ها (نه همه) می باشد.

وقتی می خواهیم آینده تجارت خود را انتخاب کنیم،

باید قیمت پایین شخص ثالث را نیز در نظر بگیریم.

 

مضرات

  • مضرات به اندازه مزایا شدید نیستند. از آنجایی که زمان و پول خود را در تجارتمان سرمایه گذاری کرده ایم، می خواهیم نتیجه هم بدهد. این ممکن است یک رویای بلند مدت و یا حتی تنها منبع ما برای نتیجه دهی باشد. اما مهم نیست که محصول ما چقدر خارق العاده است، یک موسسه هرگز به این اندازه مشتاق نخواهد بود. آنها باید شرکت های خودشان را اداره کنند و اگر ما هم می خواهیم به نتیجه برسیم، باید خودمان دست به کار شویم.
  • ممکن است اختلافاتی هم بوجود آید. جهان پر از افراد رقابت کننده می باشد و پیدا کردن یک کانال که برای شما کار کند ممکن است سخت باشد بویژه در مناطق پرجمعیت تر.
  • ما احساس رقابت بیشتری داریم. بیشتر حریفان فقط با برند ما کار نمی کنند، هرچه باشد برای آنها سود کمتری دارد. مشتری ها از داشتن گزینه های بیشتر لذت می برند و مثل این می ماند که محصول کارکرد سخت ما درست کنار بزرگترین حریفمان باشد.

با سخن ران ها و رابط های مناسب، فروش غیرمستقیم می تواند عالی پیش رود.

آنها می تواند به اهداف بالایی برسند که

ما هرگز به تنهایی نمی توانستیم به آن دست یابیم

اما این کار بدون هزینه نیست.

باید تمام حقایقی که باعث می شوند بهترین گزینه را برای تجارت خود انتخاب کنیم،

در نظر بگیریم.

در این مقاله به معایب و مزایای فروش غیرمستقیم پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره و انواع مختلف مذاکره

مذاکره و انواع مختلف مذاکره

, , ,

مذاکره و انواع مختلف مذاکره

دز این مقاله به مذاکره و انواع مختلف مذاکره می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Negotiation And Different Types Of Negotiators می پردازیم

 

” مباحثه ها یک عامل غیرقابل انکار در عکس العمل های بشر و نیازهای اجتماعی برای پیشرفت مناسب و کافی روش های مبتکرانه معامله با آنها هستند.”

انسان برای حل این مباحثه ها یک سیستم دادگاهی ایجاد کرده است.

البته پرونده های زیادی در دادگاه در انتظار داوری هستند. کمبود تشکیلات کافی روند حل مذاکرات را به تعویق انداخته است.

موضوع مورد بحث در این مقاله:

مذاکره کننده های اهل رقابت تاثیرگذارتر از مذاکره کنندگانی هستند که همکاری می کنند و دروغ هایی که می خواهند بگویند از نظر اخلاقی کاملا مجاز است.

قسمت اول این مقاله مذاکره و انواع آن را شرح می دهد.

در قسمت دوم تکنیک مذاکرات رقابتی را با مذاکراتی که همراه با همکاری هستند مقایسه می کند.

در قسمت سوم توضیح می دهد که چرا مذاکرات رقابتی معمولا موثرتر از مذاکرات شراکتی هستند.

قسمت چهار راجع به دروغگویی در مذاکره و اینکه آیا از لحاظ اخلاقی مجاز است یا خیر بحث می کند و در قسمت پنج یک نتیجه گیری کلی انجام می شود.

 

  • مذاکره و انواع مختلف آن

حیوانات مذاکره نمی کنند.

آنها از خشونت یا رفتار وحشیانه و شکل های مختلف نفوذ، سلطه و غلبه استفاده می کنند تا به آنچه می خواهند (غذا، جفت یا قلمروی زندگی شان) برسند.

قصد و غریزه آنها “خون میان دندان ها و پنجول کشیدن است.”

انسان ها مذاکره می کنند اما همه آنها به این روش رجوع نمی کنند.

مذاکره توسط افراد بسیاری تعریف شده است.

“فرآیندی که در آن به جست و جوی شرایطی هستیم که به ما کمک می کند به آنچه ز شخص دیگری می خواهیم برسیم و او هم به آنچه از ما می خواهد برسد.”

“پیوند تصمیم گیری که توسط دو یا چند حریف ایجاد می شود و به عنوان مذاکره از آن یاد می شود، رسیدن به مصالحه و توافق بر سر ایده اصلی در مذاکرات است.”

“دادن توانایی به گروهی از نمایندگان تا بتوانند با توجه به یک باور، برنامه ریزی یا هدف به یک توافق طبیعی برسند، کلید برقراری ارتباط است.”

“مذاکره فرآیندی است که در آن دو شخص یا گروهی از افراد به نقطه ای می رسند که راجع به احتیاجات یا ایده های مختلفشان موافقت می کنند.”

“مذاکره کنندگان به دنبال یک فضای چند بعدی هستند و سپس بر سر نقطه ای در این فضا به توافق می رسند.”.

زمانی که ما و حریف مقابلمان علایقی داریم که به اشتراک گذاشته شده اند و بعضی از آنها مخالف یکدیگرند،

توافقی که نهایتاً بر سر روابط کم و بیش و خوب و بد خود به آن دست می یابیم،

چیزی است که مذاکره به دنبالش می باشد.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

قبل از اینکه یک پرونده در دادگاه ذخیره شود، مذاکره برگزار می گردد.

اگر موفقیت آمیز باشد می توان از پرونده مذکور چشم پوشی کرد ب

نابراین این حل مذاکره را پیش گیری می نامند.

با مدیریت مذاکرات سازمان یافته، تاکیدی که روی اجتناب از اختلافات وجود دارد فرآیند پیش گیری است.

در این راه می توان از خرابی یک رابطه و خسارت مالی جلوگیری کرد یا آن را مثل ایجاد اعتماد و اعتماد بنفس بین حریفان از نو ساخت.

“برقراری ارتباط بین مشتری و وکیل نوعی مذاکره است.”

در یک مذاکره دلیل آنچه حریف ما می خواهد خیلی مهم تر از آن چیزیست که می خواهد.

و این به مذاکره کننده کمک می کند تا برای روشی که می خواهد با آن به مذاکره بپردازد و شامل یک پارچگی، الزام، تسلط، اجتناب و مصالحه می شود تصمیم بگیرد.

با توجه به این روش ها مذاکره کنندگان مختلفی وجود دارند که هر یک یا اهل رقابتند یا اهل همکاری و یا اساس کار بعضی از آنها علایق است و بعضی دیگر مذاکره کنندگانی هستند که از هر گونه عملیاتی در مذاکره خودداری می کنند.

گونه آخری ترجیح می دهند در وضع کنونی خود بمانند و سعی می کنند پشت قوانین مختلف، روندهای قانونی و مقررات پنهان شوند.

توانایی های اجتماعی آنها محدود است و متناسب با مذاکره نمی باشد.

“بعضی مردم ممکن است مصالحه را ترجیح دهند و دیگران طرفدار یک رقابت سرسخت باشند. بعضی می توانند در حین مذاکره خصمانه و خشونت آمیز رفتار کنند.”

در مقایسه با سبک های دیگر مذاکره، مذاکره کنندگان دو نوع رقابتی و شراکتی را بیشتر ترجیح می دهند.

 

مذاکرات رقابتی

این نوع مذاکرات به مذاکرات خشن معروفند و همچنین مدعیانه، توزیعی و وابسته به مقام و جایگاه نیز می باشند.

در این مذاکره ها حریف نگران این نیست که سودی که می خواهد ببرد

با توجه به علایق طرف مقابلش ممکن است بیشتر شود. رفتار اینگونه اشخاص می گوید

“یا راه من، یا راه سختتر”

شخصیت آنها بصورت زیر است:

  • این مذاکره کنندگان اهمیت زیادی به رابطه با طرف مقابل نمی دهند
  • شک و دشمنی در رفتارشان با حریف دیده می شود
  • آنها از ادعاهای خود استفاده می کنند و سخنان محکم و خشنی به زبان می آورند
  • ممکن است از سلاح هایی همچون اجبار، تهدید و فریب استفاده کنند
  • آنها یک سری از اقلام را از معامله کم می کنند تا سود بیشتری ببرند
  • به صحبت های حریف خود کمتر گوش می دهند و خودشان بیشتر صحبت می کنند
  • آنها از حربه سلطه ستیزی علیه حریفان ضعیفتر استفاده می کنند
  • مذاکره کنندگانی که اهل رقابت هستند معامله را با ارائه آخرین پیشنهاد می بندند
  • ترجیح می دهند که دیگر بر سر آن چانه نزنند

مذاکره کنندگان رقابتی باور دارند که اگر حریفشان به آنچه می خواهد برسد، معامله را باخته اند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

آنها حتی در شرایط سخت هم توانایی های خود برای ارزیابی علایق حریف و برقراری ارتباط با آنها به خوبی به نمایش می گذارند.

با توجه به مقاومتی که مذاکره کنندگان رقابتی از خود نشان می دهند، آنها به اندازه کافی تلاش نمی کنند تا حریف قبل از بیان درخواستش تسلیم شود.

عواقب بلند مدت مذاکرات رقابتی مورد تایید نیست و نتیجه این کار، شادمانی و تعهد را به همان اندازه کم می کند که باعث خرابی روابط هم می شود.

آنها فکر می کنند که می دانند برای دستیابی به نتیجه خوب باید چه کرد،

حتی ممکن است ادعا کنند که اختیاراتی دارند که واقعا ندارند.

نقطه قوت مشابه در این گونه مذاکرات این است که تکنیک ها معمولاً حریف را می ترسانند و شرایطی ایجاد می کنند که مذاکره کنندگان در آن، مذاکره کنندگان شراکتی بیشتری را به سمت ارائه امتیاز انحصاری می کشانند و آن ها را آماده می کنند تا با اهداف مذاکره کننده رقابتی موافقت کنند.

از طرف دیگر،

ضعف اساسی مذاکره رقابتی این است که طرف مقابل نیز به همان میزان به سمت رقابت کشیده می شود طوری که به مباحثه های کاری طولانی مدتی می انجامد.

 

کتاب فقط مرگ قابل مذاکره نیست را مشاهده کنید

 

تکنیک های غیراخلاقی که توسط مذاکره کنندگان رقابتی استفاده می شوند :

۱) دروغ گفتن، با پنهان کردن چند نکته راجع به حقیقت امر و طرح پیشنهادی مدیرتی

۲) بلوف زدن، این کار با دروغ گفتن فرق دارد.

بلوف زدن یعنی غلو کردن راجع به حقایق به منظور دستیابی به نتیجه و هدف بزرگتر و بهتر.

حریف مجبور می شود باور کند که این قرارداد مزیت زیادی برایش دارد اما این حقیقت امر نیست.

در چنین شرایطی، مذاکره کننده باید خود را برای تصمیمات خطرناک و همچنین عواقب آن آماده کند.

۳) اجبار، ترفندهای اجباری ممکن است خیلی زیاد در راستای یک مذاکره استفاده شود.

تهدید حریف، تهدیدی که بعنوان طعمه مورد استفاده قرار گیرد،

سلطه گری برای حریف تا زمانی که معامله را بپذیرد، رفتار غیراحساسی و بدون همدردی یا بدخلقی در حین روند مذاکره مثال هایی از زورگویی و اجبار هستند.

۴) دزدی، دزدیدن اطلاعات و دستیابی به اطلاعات مرتبط با مشتری طی یک رفتار متقلبانه در حین یک حرکت پنهانی نمونه های بارزی از دزدی هستند.

۵) حواس پرتی و اجبار برای بحث راجع به موضوعات کوچک و بی اهمیت، جدا شدن از بحث اصلی نوعی حواس پرتی می باشند.

۶) مقصر دانستن، حمله به حریف مقابل با مقصر شمردن او، یا تکنیک های دیگری مثل قطع کردن صحبت هایش، توهین، ژست ها و سخنان کنایه آمیز تلاشی برای دوری از مبحث اصلی هستند.

 

مقالات این شنبه را دیده اید

 

مذاکره کننده رقابتی برای دستیابی به سود بیشتر برای مشتری و همچنین افزایش ظرفیت چانه زدن از این تکنیک ها استفاده می کند.

التبه ممکن است همیشه هم از این تکنیک ها استفاده نشود.

هرچه شرایط سخت تر باشد، رقابت بین آنها بیشتر می شود.

“از مذاکرات رقابتی بخاطر تمرکز بیشترش روی جایگاه های مشخص نسبت به تلاش برای تشخیص علایق درست حریفان انتقاد شده است.”

آنها به هیچ وجه از تحت تاثیر قرار دادن مشتری های خود و قضاوت حریف برای استفاده از تکنیک های غیراخلافی که در مواقع ضرروی و بی خطری استفاده کرده دست نمی کشند.

مذاکره کنندگان رقابتی را “مذاکره کنندگان توزیعی” هم می نامند.

 

مذاکره کنندگان شراکتی

“مذاکرات شراکتی نوع خاصی از مذاکرات هستند که در آنها نمایندگان برای دستیابی به یک هدف مشترک و بهترین سازمان نهایی همکاری می کنند. در مذاکرات شراکتی هر نماینده دیدگاه خاصی راجع به مشکل مورد نظر دارد و نتایج در کنار هم قرار می گیرند و با یکدیگر برای حل اختلافاتی که با دیدگاه های یکطرفه بوجود آمده بود تلاش می کنند.”

با توجه به علایق هرکس،

این مذاکره کنندگان یک دیدگاه یکطرفه را بیان می کنند و با همکاری هم به نتیجه نهایی می رسند.

” مذاکره شراکتی مذاکره ای است که از همکاری طبیعی بین نمایندگان استفاده می برد تا فایده و سود عمومی را بیشتر کند.”

پینشهادات متعدد یا امتیازات انحصاری باید برای دستیابی به یک قراداد در نظر قرار گرفته شوند.

بهتر است بیشتر برای دستیابی به یک قرارداد و توافق نهایی تمرکز شود تا برگزاری مداوم یک مباحثه.

بسط منابع بین هر دو حریف مشکلی ندارد.

 

 

 

مذاکره و انواع مختلف مذاکره

 

وقتی حریفی جایگاه مناسبی برای چانه زدن ندارد،

این روش در مذاکره مورد استفاده قرار می گیرد.

“در این نوع مذاکرات تکنیک هایی که مذاکره کنندگان برای دستیابی به توافق نهایی استفاده می کنند، موارد اضافه، کاسته شده، جانشینی و کمک همکاری متقابل می باشند”.

مشخصات مذاکره کنندگان شراکتی به شکل زیر است:

  • مذاکره کنندگان اهمیت خاصی برای رابطه شان با حریف نشان می دهند.
  • با صداقت مذاکره می کنند.
  • از لحن ملایمی برای برقراری ارتباط استفاده می کنند.
  • رفتارشان در مقابل حریف دوستانه و شراکتی است.
  • آنها برای بستن قرارداد و فدا کردن بعضی خواسته هایشان آماده اند.
  • ممکن است شرایط خاصی به قرارداد اضافه کنند حتی اگر موجب خسارت شود.
  • احتمالا بیشتر گوش می دهند و کمتر صحبت می کنند.

مذاکره کننده شراکتی برای حل یک مباحثه راجع به اهداف مذاکره شراکتی صحبت می کند.

روش های دیگر حل مذاکرات هم ممکن است استفاده شود و روش مذاکره لزوماً مورد بحث قرار نگیرد.

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

 

مشکل مورد نظر و نقشه مربوط به مذاکره ممکن است برای مذاکره کننده حریف فرستاده شود.

آنها برای حریف مقابل نگرانی نشان می دهند.

دوره آرامش بخش، پیشنهادی با نتیجه مثبت است.

یک شرایط آرامش بخش به هر دو حریف اجازه می دهد که رویدادها و راه حل های پیشنهادی را در نظر بگیرند.

زمان برای ارزیابی منفعت ها و خسارت ها در قرارملاقات مذاکره معلوم می شود.

پس از این، مذاکره کننده می تواند با ایده ها و راه حل های جدید کار را شورع کند.

در این اثنا، مذاکره کننده برای دستیابی به یک قرارداد نهایی ممکن است به شرایط خاصی فکر کند.

فواید این نوع مذاکره این است که آنها می توانند از عهده شرایط سخت برآیند و جریان مذاکره را آرام تر کنند.

مذاکره کننده شراکتی به عنوان “مذاکره کننده یکپارچه” نیز شناخته می شود.

 

  • مقایسه تکنیک های مذاکره شراکتی و رقابتی

اخیراً محققان تلاش هایی برای مدیریت سبکی یک رنج وسیع از تکنیک های چانه زدن انجام داده اند که

نتیجه آن به دو نوع مختلف انجامید و پوشش متفکرانه ای برای کارها و اصول اولیه فراهم کرد.

دیدگاه تکنیکی روند مذاکره به دو عنوان “شراکتی” و “رقابتی” تقسیم شده است.

برای مثال یک مذاکره کننده رقابتی خواسته های باز، شدید و مسخره ای دارد که امیدوار است به آنها برسد

درحالیکه درخواست های یک مذاکره کننده شراکتی بیشتر میانه رو و متعادل است.

تفاوت این دو به مذاکره کنندگان کمک می کند تا در هر زمانی که می خواهند حضور به هم رسانند،

گزینه های گوناگون را شناسایی کنند.

تاکید بیشتر روی این مثال نشان می دهد که وقتی هر یک از این انوع برای ایجاد یک درخواست باز مورد استفاده قرار می گیرند،

یا  به یک مذاکره خشونت آمیز می انجامند یا دوستانه.

قبل از مقایسه مذاکرات شراکتی و رقابتی، بیایید نگاهی به فرمول های ریاضی برای مقایسه این دو بیندازیم.

تجارت و مذاکره هر دو مثل هم هستند و منفعت و خسارت های خاص خود را دارند.

حالا نتیجه گیری می کنیم.

ساده ترین فرمول برای محاسبه سود، تفریق هزینه اولیه از قیمت فروش است که مساوی با سود می شود

و فرمول خسارت هم تفریق قیمت فروش از هزینه اولی است که مساوی خسارت می شود

در یک مذاکره هر دو حریف انتظار دارند چیزی بدست بیاورند.

برای همین هر دوی آنها مشخصه های خاصی را بعنوان مقایسه با ارزش بازاری تخمین می زنند.

برای مثال، شخصی تصمیم می گیرد یک دوربین دیجیتال بخرد که تقریبا ۱۰۰ پوند هزینه دارد.

حالا او به دنبال جایی می گردد که بتواند دوربین را با قیمت کمتر بخرد.

 

مقالات زبان بدن را مشاهده کنید

 

یک فروشنده چنین دوربینی را با قیمت ۷۵ پوند می خرد و ۱۰۰ پوند می فروشد تا ۲۵ دلار سود کند.

خریدار به سمت فروشنده می رود و بر سر قیمت مذاکره می کند.

فروشنده فقط دو راه دارد:

یا دوربین را با قیمت کمتر بفروشد یا کلا بیخیال معامله شود.

در فروش آن با قیمت کمتر هیچ ضرری نمی کند بلکه فقط کمی از سودش کمتر می شود.

اما خریدار سود می کند چون دوربین را با قیمت کمتر نسبت به بازار خریده است.

اگر فروشنده با قیمت کمتر نفروخته بود یا مثل کارتهای یادگاری و باتری های شارژ شو به رایگان آنها را تسلیم نکرده بود، می توانست سود ببرد

.اما تسلیم لوازم جانبی آن بطور رایگان موجب ضرر شد.

خریدار ممکن است در این حالت سودی نبرد اما در کنار آن چند جنس رایگان هم دریافت کرد که احتمالاً باید برای خریدشان پول پرداخت می کرد.

در اینجا سود بصورت نقدی نبود.

این سود، همان گونه ای است که ما در زمان مذاکره به دنبالش هستیم.

این دو به ترتیب می توانند سود مذاکره و خسارت مذاکره نامیده شوند.

با توجه به شرایط یکسان در هر دو حالت، ضرری که خریدار کرد احتمالاً برایش خسارت واقعی نبوده یا سودی که فروشنده کرد یک سود واقعی نبوده باشد.

لوازم جانبی رایگان شاید از دوربین های قدیمی بوده اند.

از طرف دیگر خریدار ممکن است از قبل این لوازم را داشته باشد بنابراین داشتن دوباره آنها حتی به رایگان برایش سودی نخواهد داشت.

هر روشی که در مقایسه با مذاکرات دیگر، سود بیشتری به همراه داشته باشد، موثرتر است.

 

مقالات ترجمه شده را مشاهده کنید

 

حالا نگاهی به مشخصات مذاکره کنندگان این دو گروه می اندازیم.

شراکتی ها مواردی را به معامله اضافه می کنند اما رقابتی ها از آن می کاهند.

البته اگر حریف موافقت نکند، اضافه کردن یک سری موارد ممکن است موجب ضرر شود.

در آن زمان شرایط بازار هم برای سود مذاکره تصمیم می گیرد.

برای مثال، اگر یک کامپیوتر در همه جا به یک قیمت در دسترس باشد و تقاضا برای آن هم بالا باشد، فروشندگان ممکن نیست که قیمت آن را پایین بیاورند.

بنابراین خریدار از هرجایی خرید کند هیچ سودی نمی برد.

در این شرایط میزان سود در مذاکره کم است.

در سناریوی دوم، کامپیوتر در دسترس نیست چون یا منسوخ شده یا تقاضایی برای آن نیست.

فروشنده فقط چند عدد از آن را دارد و می خواهد به سرعت آنها را بفروشد.

در اینجا فروشنده حاضر می شود که قیمت خود را به نسبت فروشندگان دیگر پایین تر بیاورد.

خریدار هم برای خرید این کامپیوتر مصرتر می شود چون کامپیوتر به راحتی و همه جا در دسترس نیست.

در این شرایط مذاکره به سود می رسد چون هر میزان (هرچند کم) قیمت بیشتر از قیمت خرید اولیه برای فروشنده سود است و هر میزان قیمتی که برای خریدار کمتر شود برای او سودمند خواهد بود.

بنابراین هر دو سود می برند.

بنابراین وقتی شرایط بازار به نفع هر دو حریف است و آنها هیچ چاره ای ندارند،

یک مذاکره کننده رقابتی بدست می آورد و وقتی شرایط بازار به نفع یک حریف باشد بهترین راه حل مذاکره شراکتی است.

 

مقالات فروش در اینحا ببینید

 

رفتار مذاکره کنندگان رقابتی با حریف مقابل خصومت آمیز است

درحالیکه مذاکره کننده شراکتی به حریف خود کمک می کند.

مذاکره کنندگان رقابتی فقط به خود و معامله ای اهمیت می دهند که فقط برای خودشان سودمند باشد.

از طرف دیگر مذاکره کنندگان شراکتی تمایل به نتیجه و هدف اصلی دارند

و ممکن است برای رسیدن به هدف نهایی حتی بعضی خواسته هایشان را ندیده بگیرند.

مذاکره کنندگان رقابتی درخواست های یک طرفه دارند و اجازه هیچ پیشنهادی را به طرف مقابل نمی دهند،

آنها فقط می خواهند بدست بیاورند اما نمی خواهند چیزی از دست بدهند.

درخواست مذاکره کنندگان شراکتی ممکن است این گونه باشد که در ازای دادن یک چیز، یک چیز دیگر بخواهند.

آنها با توجه به خواسته های خود، تسلیم حریف می شوند.

اگر حریف موضع رقابتی را انتخاب کرده باشد، این روش می تواند خطرناک تلقی شود.

مذاکره کنندگان شراکتی برای رسیدن به یک معامله خوب، از بیشتر خواسته های خود می گذرند.

 

  • چرا مذاکرات رقابی موثرتر از مذاکرات شراکتی است؟

بنظر می رسد که مذاکرات شراکتی خوب هستند اما ممکن است زیاد موثر واقع نشوند.

دلایل مشخصی برای این مطلب وجود دارد. از آنجایی که چیزی ارائه می دهند، شرایط و مفاد قرارداد را کمتر می کنند که این کار موجب خسارت در مذاکره است نه سود.

آنها با اضافه کردن یک سری شرایط به لیست موجود، بهترین معامله را پیشنهاد می دهند.

البته این ممکن است مورد تایید حریف نباشد. حریف قبل از پذیرقتن معامله ممکن است گزینه های دیگر را هم از نظر بگذراند.

برای مثال، شخصی که می خواهد یک خانه بفروشد ممکن است آن را همراه با لوازم رایگان خانه پیشنهاد دهد اما شاید خریدار لوازم خانه دارد یا وسایلی باشد که در مکان های دیگر کمتر در دسترس است.

بنابراین مذاکره همیشه به نتایجی که از آن انتظار می رود نمی رسد.

در چنین شرایطی مذاکره کنندگان رقابتی از پذیرفتن شرط اضافی در معامله سرباز می زنند و تقاضای تخفیف می کنند.

شاید آنها می خواهند لوازم خانه را بعداً و یا از مکان دیگری بخرند.

بنابراین اضافه کردن یک مقوله به لیست موجود همیشه نتیجه مثبتی ندارد.

البته تقاضای تخفیف ممکن است موجب یک تخفیف نقدی واقعی بشود.

مذاکرات موفق به یک پیش زمینه خوب از جمله جمع آوری اطلاعات راجع به حریف قبل از مذاکره بستگی دارند. حد بیشتر و کمتر شرایط مذاکره باید قبل از شروع مذاکره مورد بحث قرار گیرد.

این کار کمک می کند که به یک تصمیم نهایی برسیم.

 

مقاله های بهبود فردی را مشاهده کنید

 

شاید مذاکره کننده شراکتی مشخصه های خاصی را در نظر بگیرد یا لیستی از مواردی را که می خواهند پیشنهاد دهد یا ممکن است بعنوان حد پایین پینشهاد خود در نظر بگیرد داشته باشد.

بطور مشابه آنها ممکن است به چیز کمتری از سود تخمین زده شده مذاکره دست یابند.

در مورد مذاکره کننده رقابتی شرایط فرق دارد.

آنها فقط معامله ای را می پذیرند که برایشان سودمند باشد.

برای مثال،

۱۰ کارمند به دلیل ترفیع نگرفتن در یک روز استعفا می دهند.

مدیر مذاکره می کند و قول پیشرفت، رفت و آمد رایگان و ضمانت سلامتی به آنها می دهد اما هیچ قولی در رابطه با ترفیع دادن نمی دهد.

جک یک مذاکره کننده شراکتی است و فقط به ۲۵% افزایش حقوق راضی می باشد نه چیز دیگر.

دیگران پینشهاد را می پذیرند اما شرکت می خواهد همه آنها را نگه دارد و افزایش حقوق جک را می پذیرد.

مذاکره کننده رقابتی هرگز برای چیز کمتر معامله نمی کند بنابراین به نتیجه خواسته شده می رسد.

مذاکره کنندگان رقابتی برای دستیابی به نتیجه مورد نظرشان دروغ هم می گویند.

آنها نظر حریف را تغییر می دهند و او را متقاعد می کنند که اگر نتیجه با شرایط مورد نظر او پیش رود چقدر معامله بی ثمری خواهند داشت.

 

همیشه یک مورد اضافه وجود دارد که باید در حین مذاکره تقسیم شود.

هرکس می تواند بهترین استفاده را از مهارت هایش ببرد، بیشتر بدست می آورد.

برای مثال، در شرایط طلاق، خانه، ماشین و طلا جواهراتی هستند که باید بین زوج تقسیم شوند.

یک مذاکره کننده رقابتی از سلطه گری، اجبار و سخنان کوبنده استفاده می کند و به حریف گوش نمی دهد.

آنها تلاش می کنند تا برای مشتری خود بیشترین حد ممکن را بگیرند درحالیکه مذاکره کننده شراکتی بیشتر می دهد تا بگیرد.

بنابراین چنین شرایطی فقط برای مذاکره کننده رقابتی سودمند است و برای مذاکره کننده شراکتی فایده ای ندارد.

 

مذاکره کنندگان رقابتی به دنبال ضعف های حریف هستند

و از آن به نفع خودشان استفاده می کنند.

برای مثال،

جان می خواهد از جایی به جای دیگر نقل مکان کند.

او تصمیم می گیرد زیباترین قالیچه ها و لوسترهایش را بفروشد چون هزینه حمل و نقل آنها تقریباً به اندازه خریدن یک مدل جدید است.

ویلما برای خرید آنها علاقه نشان می دهد.

درخواست جان بیش از آنچه او انتظار دارد است.

او این همه پول ندارد.

در حین مکالمه ویلما می فهمد که جان می خواهد تا دو روز دیگر جابجا شود

بنابراین برای فروش این اجناس عجله دارد.

ویلما پینشهاد آخر را می دهد و پول نقد را روی میز می گذارد، به جان اطمینان می دهد که تا یک ساعت دیگر این اجناس را خواهد برد.

جان بدلیل عجله ای که دارد معامله را می پذیرد.

در این شرایط یک مذاکره کننده شراکتی شاید همان قدر پولی که جان می خواست را به او پرداخت می کرد.

مذاکره کنندگان شراکتی نمی توانند با شخص ثالث با احترام به موضوعات اضافه شده و حقایق مذاکره کنند، اگر شرایط مذاکره، استفاده شخصی از تکنیک های مذاکره یکپارچه معمولا کمتر از آنچه در کلاس های معمولی مذاکرات است باشد، وکیل ها فقط می توانند به بعضی ارزش ها برسند.

 

مقالات اصول و فنون مذاکره را مشاهده کنید

 

این کلاس ها جایی هستند که در آن دانش مورد نیاز برای یک مشتری خاص صنعت که راجع به حدود اصلی برقراری ارتباط در دنیای واقعی اطلاع می دهد، به ندرت در نظر گرفته می شود.

او همچنین نکته “هرچه پتانسیل یکپارچگی یک مذاکره بیشتر، پتانسیل ارزش مذاکره توزیعی هم بیشتر می شود”

را با یک مثال در ارتباط با فروش یک سرمایه پول نشدنی و جدایی مشابه یک زوج ثابت می کند.

این سه دلیل توصیه می کنند که تکنیک های یکپارچه در مقایسه با تکنیک های توزیعی ممکن است کم ارزش تر باشند و حد مهمی را برای پتانسیل تکنیک های یکپارچه به نمایش بگذارند تا مذاکره کنندگان بتوانند با آنها به ایجاد ارزش و هدف اصلی بپردازند.

بنابراین در شرایطی که مذاکره شراکتی مفید بنظر می آید،

در حقیقت مذاکره کننده رقابتی است که به نسبت مذاکره کننده شراکتی سهم بیشتری از سود را بدست می آورد.

از آنجایی که مذاکره کنندگان رقابتی سود بیشتری برای مشتری های خود به دست می آورند،

موثرتر و تاثیرگذارتر از مذاکره کنندگان شراکتی واقع می شوند.

 

  • دروغ گویی در مذاکره – آیا به صورت اخلاقی مجاز است؟

الف- اصول اخلاقی در مذاکره

اصول اخلاقی بطور گسترده بعنوان استانداردهای اجتماعی برای آنچه در یک شرایط یا فرآیند خاص غلط یا صحیح است در نظر گرفته می شود.

اصول اخلاقی با توجه به شخصیت و باورهای افراد با روحیه اخلاقی فرق دارد.

اصول اخلاقی از فلسفه هایی می آید که مقصودشان تعریف طبیعت جهانی است که ما در آن زندگی می کنیم یا قوانینی که برای با هم زندگی کردن وجود دارد.

یک مذاکره کننده ممکن است از روش های دیگر استفاده کند البته اگرچه در حین مذاکره شاید از استراتژی های متعددی که ممکن است به تکنیک های غیراخلاقی بینجامد هم استفاده کنند.

در فرآیند مذاکره، قانون اجازه استفاده یا حتی تشویق تکنیک های غیراخلاقی را نمی دهد.

هدایت نادرست اخلاق و رفتار در مذاکره، فضا را به جای توافق بر سر هدف به سمت بی نظمی و اتمام مذاکره می کشاند.

 

ب- دروغگویی در مذاکره

بیان حقیقت عامل مهمی در مذاکره است.

مذاکره کنندگان از افشای حقیقت سرباز می زنند.

“تاثیرگذاری در مذاکره، مرکز تجارت وکالت و اشتیاق برای دروغگویی، مرکز تاثیرگذاری یک نفر در مذاکره است.”

وکیل ها ممکن است از انواع مختلف دروغ گویی در مذاکره استفاده کنند.

ادعاهای غلط براساس ارزش و تاریخ دارایی های محرک و غیرمحرک ایجاد می شوند.

ارزش ها ممکن است بیشتر یا کمتر شوند.

آنها قول های نادرستی می دهند و ممکن است راجع به اختیاراتشان و قدرتی که بوسیله مشتری به آنها داده شده دروغ بگویند.

آنها ممکن است برای دستیابی به نتیجه معامله علایقشان را پنهان کنند.

احتمالا حقایق را با توجه به ادعاهای حریف سوم در رابطه با دارایی ها بیان نمی کنند.

ادعاهای غلط و نادرست می توانند ساخته هم بشوند.

آنها ممکن است توافق های نهایی که ثابت کننده سود بیشتری هستند را هم افشا نکنند.

“این دروغ ها نتیجه در حضور ناعادلانه ی اشتیاق برای مدیریت، قیمت بالاتر که ما نمی خریم (و قیمت پایین تر که نمی فروشیم)، توقیف پافشاری مشتری ما، حضور یا فعالیت های مذاکره کنندگان رقابتی یا دسترسی و آمادگی ما برای ردیابی دارد.”

 

ج- آیا دروغگویی بطور اخلاقی مجاز است؟

صداقت بهترین خط مشی مورد استفاده توسط وکیلان است و در راه های طولانی سودمندترین روش می باشد.

آنها اطمینان دارند که دروغگویی در مذاکره بی تاثیر باقی می ماند.

دیگران می گویند که دروغ در مذاکره یک مشکل جدی نیست چون کسانیکه دروغ می گویند اخلاقا اجازه این کار را دارند.

وکیل ها استفاده از تکنیک های غیراخلاقی را قضاوت می کنند. وضع استانداردهای عدالت ممکن است توسط بیشتر دادستان ها برای مذاکره کنندگان اعمال شود.

“اول مشتری”، اصلی می باشد که کاملا جا افتاده است.

موارد کاملا محرمانه حق مشتری است مگر اینکه دادستان باور داشته باشد که مشتری قصد دارد مرتکب جرمی در آینده شود.

هرچه آنها انجام می دهند به نفع مشتری است و برای حفاظت از منفعت های مشتری دروغ هم می گویند.

طبق قانون هر رابطه ای بین مشتری و دادستان جزو امتیازات دادستان – مشتری می باشد و قضاوت دیگری برای دروغ هاییست که آنها گفته اند.

دادستان توسط هیچ قانونی مجبور نشده که جزییات خاصی را افشا کند. او می تواند آن جزییات را برای خود نگه دارد.

وقتی حقایق خاصی در حین مذاکره افشا می شوند، شرایط مشابهی رخ می دهد.

وقتی شخصی دانش برتری دارد و حریفی که دارای این دانش نیست می خواهد کاری کند که در شرایط مخالف این کار را نمی کرد،

وظیفه افراد در مقابل افشا گری بطور ویژه اجباری می شود.

بنابراین، اگرچه دروغ غیراخلاقی است اما در بعضی شرایط جایز می باشد.

وکیل ها از این شرایط برای رسیدن به سود و هدف مشتری شان استفاده می کنند. قانون غیرافشاگری به وکیل اجازه می دهد که در مواقع خاص از بعضی رازهای خاص مشتری خود حفاظت کند.

 

نتیجه

مذاکرات رقابتی پیچیده هستند و ارزیابی ظریف و دقیق خود را می طلبند.

کسانی که از مذاکره شراکتی حمایت می کنند با تکنیک های مذاکره رقابتی با عنوان حدودی برای ایجاد خواسته های نامناسب و نابجا که به نرسیدن به توافق می انجامد کاریکاتور می سازند.

یک لجاجت و خشونت ممکن است جایگاه آنها را در مسیر اشتباه قرار دهد درحالیکه مذاکره رقابتی به چنین اخلاق های و رفتارهایی محدود نیست.

اگرچه مذاکره شراکتی ممکن است متقاعد کننده بنظر آید اما آنها نمی توانند بخاطر سود کمتر برای مشتری های خود مذاکره کنند.

وقتی صحبت از سود می شود مذاکره کنندگان رقابتی برتر هستند.

اگرچه مذاکره کنندگان رقابتی از تکنیک هایی مثل کلاهبرداری، بد جلوه دادن، دروغ و اجبار استفاده می کنند اما به نتیجه سودمندتری می رسند.

این یک از دلایلی است که نشان می دهد چرا این نوع مذاکره نسبت به مذاکره شراکتی ارجح تر است.

این مشخصه از مذاکره رقابتی باعث می شود مردم دروغ هایی که توسط مذاکره کنندگان رقابتی بیان می شود را ندیده بگیرند.

در نهایت باید بگوییم که یک مذاکره موفق آن است که هر دو حریف نسبت به نتیجه نهایی مذاکره خود احساس خوشحالی و راحتی کنند.

یک مذاکره کننده مستقل بر سر میز مذاکره برای ایجاد شهرت بعنوان یک حریف تجاری عادل و صادق روی انتخاباتش تمرکز می کند

و قوانین خارجی را بعنوان اصل و اساسی برای انتخابات و تصمیم هایش در نظر می گیرد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زبان بدن احترام

زبان بدن احترام

, ,

زبان بدن احترام

در این مقاله به زبان بدن احترام می پردازیم

اگرچه امروز بندرت در جوامع برای احترام از تعظیم استفاده می شود،

اما جون جنبه های ارتباطی زبان بدن را شرح می دهد، جالب بوده و شرایط تک به تک افراد را مشخص می کند.

تعظیم: تعظیم یک ژست مردانه است.

یعنی خم کردن قسمت بالای بدن در مقابل شخص یا یک گروه به نشانه ی احترام.

در زمان قدیم، تعظیم روشی بود برای قدردانی از شخصی که رده بالاتر بود.

و همچنین نوعی تشکر بابت عملکردها و لطف ها محسوب میشد.

تعظیم در مردان از خم کردن سر تا خم شدن تا کمر فرق می کرد و عمق تعظیم میزان احترام گذاشتن را نشان می داد.

 

زبان بدن احترام

 

برای افزودن اثر چشمگیرش، یکهم کمی به جلو گذاشته می شد.

تعظیم های خیلی سنتی غربی با قراردادن پای راست در عقب و خم کردنش انجام میشد که دولا راست شدن هم گفته می شود.

در این حالت شخص تعظیم کننده دستش را بصورت افقی روی شکمش فشار می دهد و بازوان باز می شوند.

و یا به شکل حرکت دایره ای در می آیند.

اثر این کار با برداشتن کلاه بیشتر هم می شود.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

امروزه چنین رفتاری جز در مراسم کریسمس، نایاب شده است.

و در عصر مدرن نهایتاً مردانی را می بینیم که در دیدار با شخصی مهم برای نشان دادن احترام به او سرشان را کمی تکان می دهند.

اصول زبان بدن درباره ی تعظیم ریشه در نشان دادن پایین سطح بودن دارد که شخص تعظیم کننده بهتر است به بدن فرد بالاتر زل بزند و نه در چشمانش.

در فرهنگ ژاپن، تعظیم هنوز هم مهم است.

احترام/ تواضع:

تواضع و احترام مخصوص زنان نسبت به مردان است.

ادای تواضع یعنی خم کردن زانو و پایین آوردن سر.

امروزه دست دادن جایگزین ادای احترام شده است و در جلسات رسمی ممکن است مردها کمی سرشان را خم کرده و سپس دست بدهند.

تعظیم و ادای احترام ژست های بین المللی آگاهانه ای هستند که از رفتار غربی حذف شده اند،

اما در زبان بدن افراد به شکل ناآگاهانه تا حدودی باقی مانده اند و با ژست های رسمی تر قدیمی ترکیب شده اند.

در این مقاله به زبان بدن احترام پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زبان جنسی بدن

زبان جنسی بدن

, ,

زبان جنسی بدن

در این مقاله به زبان جنسی بدن می پردازیم.

هدف این مقاله بیان علائم زبان بدن است، نه روابط بین انسان ها.

بسیاری از علائم در معاشقه و اظهار عشق تحت پوشش قوانینی هستند

و حتی اصول اصلی زبان بدن در کار برای آنها هم صدق می کند.

اما برای درک راحت تر این زبان، برخی از قوانین را بررسی می نمائیم.

اختلاف هایی وجود دارند که می توانند ماهیت علامت جنسی را کاملا تغییر دهند.

نشستن جلوی یک نفر یکی از اینهاست که می تواند معنی کاری یا جنسی و رمانتیک داشته باشد.

تماس چشم در چشم کامل و ثابت به صمیمیت کمک می کند

و بین یک مرد و یک زن دلیلی واضحی برای معاشقه است.

فضای شخصی هم باید به شیوه های مختلف در شرایط اجتماعی – جنسی در مقایسه با شرایط کاری و غیر رمانتیک در نظر گرفته شود.

در کار، منطقه ی شخصی در نظر گرفته می شود و فاصله، کمتر نمی شود.

در معاشقه، فاصله نزدیک تر می شود و در یک محدوده ی نزدیک ثابت قرار می گیرد.

 

زبان جنسی بدن

 

درحالیکه هیچ بخش تکنولوژیکی از زبان بدن وجود ندارد، محیط جنبه ی حیاتی دوستیابی و قرار گذاشتن است.

مثل تجارت که نیاز به بهترین بازار و مشتریان هدف دارد،

برای قرار گذاشتن هم باید بدنبال محیطهایی بود که قدرت افراد در آن نشان داده شده

و خریدار مورد نظر پیدا شود.

دانستن زبان بدن خوب برای معاشقه در این محیط ها مطلوب است.

 

نشان دادن علاقه در زنان نسبت به مردان

زنان نسبت به مردان راه های بسیار زیادی برای جلب توجه دارند

و حتی می توانند علاقه شان را به مردان از راه دور ابراز کنند.

علاقه ی زنان به مردان، نسبتاً انتخابی است.

اما علاقه ی مردان به زنان از یک مقایسه ی ثابت ریشه می گیرد.

بخاطر این اصول رفتاری انسان در دوست یابی، زنان می توانند هزاران گزینه را نسبت به خود کنترل کنند و به آنها پاسخ ندهند،

اما مردان به واکنش همه ی زنان پاسخ اولیه می دهند.

شاید دلیل این اختلاف رفتاری این باشد که زنان هر ماه از ۵۰۰ تخمک تولید شده در طول عمرشان، فقط یکی را آزاد می کنند،

اما هر روزه صدها هزار اسپرم تولید می کنند. ریاضی این را می گوید.

با تفسیر عمومی زبان بدن،

نسبت به نتیجه گیری بر مبنای یک تک علامت هشیار باشید.

یک دسته از علائم همیشه معتبرتر هستند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

اشاره ی پا، اشاره ی زانو، پاهای ضربدری، همه ی اینها می توانند نشانه ای از علائق جنسی باشند.

جدا از علائم جاذبه ی جنسی و عشقبازی،

زنان می توانند با فرستادن علائم عمومی در بخش های ابتدایی مثل تماس طولانی چشم، گوش دادن پاسخ دهنده، ژست های باز و هشیار و موقعیت بدن هم علاقه شان را ابراز کنند.

در اینجا چند علامت متداول برای نشان دادن علاقه توسط زنان را ذکر می کنیم:

  • تماس چشمی: هر نگاه بیش از زل زدن معمولی، علاقه ی اولیه را نشان می دهد
  • نگاه انداختن و چشم برداشتن: بسیاری از کارشناسان نگاه انداختن و چشم برداشتن را علامت اولیه ی علاقه و طرح جذب مردان می دانند. اعتبار معنی این علامت وقتی قوت می گیرد که این کار مرتبا تکرار شود
  • گشاد کردن چشم: علاقه و همزمان با افزایش جذابیت و ارزیابی
  • چشم زدن: حرکت پشت سرهم پلک ها برای گشاد تر شدن چشم
  • جمع شدن مردمک: علاقه به چیزی که دیده شده و اشتیاق
  • با گوشه ی چشم نگاه کردن: سر به پایین و نگاه به بالا هم علاقه و احساس خوب را نشان می دهد
  • نگاه از کنار شانه: نگاه از کنار و از بغل شانه هم علامت علاقه است
  • لبخند: علامت واضح خوش آمدن و دوستی
  • مرطوب کردن لب: لب ها در فرستادن علامت بسیار مهم هستند، چون (روانشناسان می گویند) شبیه اندام جنسی زنان بوده و پتانسیل جاذبه شان با مالیدن رژ لب قرمز بسیار بالا تر می رود و با مرطوب کردن و لیسیدنش، توجه مردان بسیار جلب می شود
  • لبهای جدا از هم: علامت مهم جاذبه
  • کوتاه کردن مو: بخصوص اگر با حرکت های جذاب سر همراه باشد
  • کج کردن سر: تا گردن نشان داده شود
  • صاف ایستادن: که بلندتر دیده شود و سینه ها را جلو بدهد و شکم را تو بدهد. این باعث احساس توجه زیاد می گردد
  • به پشت ایستادن: به جلو ایستادن در معاشقه باعث تماس چشمی و جلب توجه بهینه می گردد. طبق قانون فضای شخصی: فاصله ی کمتر از ۱۲۰ سانتیمتر بین افراد را فضای شخصی می گویند و کمتر از ۴۵ سانتیمتر منطقه ی صمیمی است که فقط وقتی مناسب است که علاقه و جاذبه ی دو طرفه وجود داشته باشد، بخصوص اگر در محیط شلوغی نباشند و صورت ها به روی هم باشند. محیط های شلوغ قوانین فضای شخصی را به هم می ریزند (مثل حمل و نقل عمومی و ترافیک های سنگین) و نباید طبق تفاسیر نرمال تعبیر گردند
  • لم دادن به جلو: چه در حالت نشسته و چه ایستاده، لم دادن به جلو به طرف یک شخص علاقه و جاذبه را نشان می دهد
  • اشاره ی پا: جهت اشاره می تواند علاقه را نشان دهد
  • اشاره ی زانو: مثل اشاره ی پاست
  • پاهای بسته شده و در هم رفته: پای ضربدری محکم بسته شده (به همراه تماس چشمی) جلوی یک نفر وقتی تنها با هم هستند، تمایل جنسی را افزایش داده و اشاره ای به شکل و حالت پا دارد
  • ور رفتن با کفش: اگر پا را از کفش در آورده و تو کند، علامت مثبت آرامش و وعده های بزرگتر دادن است
  • جمع کردن کرک: جمع کردن کرک و مو از روی لباس، وقتی در فاصله ی شخصی قرار داشته باشیم، نشانه ی جلب توجه است
  • آینه شدن: این هم نشانه ی علاقه می تواند باشد

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

با درنظر گرفتن زبان بدن بصورت جزئی،

این را هم بیاد داشته باشیم که مردان و زنان برای تعیین علاقه ی دو طرفه متکی به حرف زدن و ارتباط کلامی هستند.

زبان بدن در عشقبازی می تواند برای نشان دادن هماهنگی، مناسب باشد.

اما فقط مرحله ی اولیه است،

چون معیارهای شرایطی و شخصی دیگر هم در آن دخیل هستند.

این را هم به ذهن بسپارید که بسیاری از معاشقه ها فقط برای تفریح انجام می شوند و نه رابطه ی رمانتیک جنسی.

در این مقاله به زبان جنسی بدن پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید