خواندن زبان بدن دیگران

خواندن زبان بدن دیگران

, , ,

خواندن زبان بدن دیگران

در این مقاله به خواندن زبان بدن دیگران می پردازیم که ترجمه مقاله ای با عنوان Seventeen Tactics for Reading People’s Body Language می باشد.

نیمی ازآنچه درباره ی ارتباطات می گوییم را مردم می شنوند.

مطابق نظر پروفسور  UCLA آلبرت مهرابیان، ۵۵% پیام ها از زبان بدن دریافت می شوند.

به همین دلیل است که مطالعه ی زبان بدن چنین تاریخچه ی طولانی ای دارد.

جدا از همه، چارلز داروین اولین پژوهش آکادمیک درباره ی زبان بدن را در بیان احساسات در بشر و حیوانات نوشته.

در طول قرن گذشته، علم پیشرفت زیادی در ارتباط با درک معانی اجتماعی زبان بدن پیدا کرده است.

در اینجا ۱۷ تا از مفید ترین یافته ها که از روانشناسی امروز، مجلات تحقیقی و چند کتاب برگرفته شده، ارائه می شود.

[gap height=”25″]

خواندن زبان بدن دیگران

[gap height=”25″]

۱) شانه بالا انداختن یک سیگنال جهانی به معنای نفهمیدن یک قضیه است

مطابق نظر باربارا و آلن پیز، مولفان “کتاب تعریفی زبان بدن”، همه شانه هایشان را بالا می اندازند.

آنها نوشته اند شانه بالا انداختن مثال خوبی از یک ژست جهانی است که نشان می دهد شخص نفهمیده که شما چه می گویید.

در ادامه گفتند:

“این یک ژست چندتایی است که سه بخش اصلی دارد. نشان دادن کف دست یعنی چیزی توی دستم نیست، جمع کردن شانه به معنای محافظت از گلو در برابر حمله و بالا دادن ابرو که علامت جهانی تعارف تسلیم گونه است.”

[gap height=”25″]

۲) دست های باز از دوران باستان نشانه ی صداقت هستند

اگر دقت کرده باشید که افراد توی دادگاه چطور قسم به درستی می خورند، متوجه شده اید که توی یک دستشان یک متن مذهبی گرفته و دست دیگرشان را بالا می برند، بطوریکه کف دستشان به طرف کسی است که دارند با او صحبت می کنند.

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

پیز دلیل این کار را در کتاب تعریفی زبان بدن اینگونه نوشته

” کف دست باز در تاریخ غربی، با درستی، صداقت، وفاداری، و تسلیم شدن ارتباط دارد. همانطور که سگ به نشانه ی تسلیم شدن گلویش را نشان می دهد، انسان از کف دستش برای نشان دادن اینکه مسلح نیست و خطری ندارد، استفاده می کند.”

[gap height=”25″]

۳) انگشت اشاره با دست بسته تلاشی است برای نشان دادن برتری

اگر کسی کف دستش را ببندد و با انگشت اشاره اش به چیزی اشاره کند،

یعنی سعی دارد که برتری اش را نشان دهد.

البته این موضوع همیشه درست کار نمی کند.

کف دست بسته با انگشت اشاره ی باز مشتی است که از انگشت اشاره بعنوان سمبل استفاده شده تا شنونده را وادار به تسلیم شدن کند.

در نتیجه احساس منفی در دیگران بوجود می آورد.

چون کشیش ها از این حرکت و بالا آوردن بازو، بیشتر در حملات فیزیکی استفاده می کردند.

[gap height=”25″]

۴) نبودن چین و چروک در اطراف چشم، نشانه ی خنده ی مصنوعی است

لبخند واقعی مثل لبخند دوشن پس از دریافت یک دستور، تقریبا غیرممکن است.

به همین خاطر عکس های خانوادگی اغلب با لبخندهای ناشیانه دیده می شوند.

خنده اگر واقعی باشد، خطوطی در اطراف چشم می اندازد.

وقتی از روی لذت می خندید، دور چشمتان چروک می افتد.

اما در خنده های مصنوعی این اتفاق نمی افتد.

اگر کسی سعی کند که خوشحال به نظر برسد، اما خوشحال نباشد، چروک را دور چشمانش نخواهید دید.

[gap height=”25″]

۵) بالا دادن ابرو اغلب علامت ناراحتی است

درست مثل خنده ی واقعی که دور چشم چروک می اندازد، پروفسور سوزان کراوس وایتبورن از دانشگاه ماساچوست می گوید:

نگرانی، تعجب یا ترس می توانند باعث بالا رفتن ابرو در افراد شوند که نشانه ی ناراحتی است.

[gap height=”25″]

احتمالاً مقاله آموزش مذاکره هم بدردتان می خورد

[gap height=”25″]

پس اگر کسی از مدل موی جدیدتان ایراد گرفت و در همین حال ابرویش را بالا داد، با احترام رفتار نکرده است.

[gap height=”25″]

۶) اگر صدا بالا و پایین برود، نشانه ی علاقمندی در فرد است

چه این را بدانید یا نه، محدده ی صدایتان، میزان علاقه تان را نشان می دهد.

سایکولوژی تودی (روانشناسی امروز) گزارش می دهد که

“پس از شروع مکالمه، زنان مسحور صدای آواز خوانی دارند و مردان از اکتاو صداشان استفاده می کنند.”

[gap height=”25″]

۷) اگر آنها آینه ی زبان بدن شما شدند، احتمالاً مکالمه دارد خوب پیش می رود

وقتی دو نفر در کنار هم هستند،

حرکات و ژست بدن همدیگر را آینه می کنند.

وقتی بهترین دوستتان پاهایش را ضربدری کند، شما هم همین کار را خواهید کرد.

اگر توی قراری هستید که دارد خوب پیش می رود، ژست های دست هردوتان یکجور می شود.

چون وقتی ارتباط احساسی برقرار شود، به گفته ی باربارا فردریکسون، روانشناس مثبت، ما آینه ی رفتار همدیگر می شویم.

[gap height=”25″]

۸) تماس چشمی علاقه ی مثبت و منفی را نشان می دهد

وقتی به چشمان کسی نگاه می کنید، یک وضعیت برانگیختگی در بدن بوجود می آید.

کلارمون مک کن، روانشناس سازمانی رونالد ریجیو می گوید:

“اگرچه تفسیر این برانگیختگی به طرفین و شرایط بستگی دارد، شروع ارتباط با یک غریبه می تواند به نوعی تهدید دیده شود و پاسخ ترس به آن داده شود. اگرچه زل زدن به چشمان شریک جنسی باعث برانگیختگی ای می شود که بطور مثبت آن را تحریک جنسی تفسیر می کنند…”

[gap height=”25″]

۹) اما اگر خیلی طولانی به چشمان هم نگاه کنند، شاید دارند به هم دروغ می گویند

در یک تلاش برای اجتناب در تغییر نگاه کردن، برخی دروغگوها بطور هدفمند از خیره شدن و لمس کردن هم استفاده می کنند که تا حدودی هم حس ناراحتی است.

[gap height=”25″]

همین حالا مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

بعلاوه خیلی صاف می ایستند و چشم نمی زنند.

[gap height=”25″]

۱۰) یک ژست باز نشانه ی قدرت و نتیجه گرفتن است

نحوه ی ایستادن افراد سرنخ بزرگی از احساسشان می دهد.

آمی کودی، پروفسور هاروارد دریافت که ژست باز تستوسترون و اعتماد به نفس را افزایش می دهد.

اگر افراد به عقب تکیه داده وحالت آرامش داشته باشند، احساس قدرت و توانایی کنترل می کنند.

مشابها تحقیقات نشان داده که حتی افرادکور مادرزاد وقتی در رقابت پیروز می شوند، دستشان را بالا گرفته و مثل حرف وی انگلیسی کرده و چانه شان را هم بالا می گیرند.

از سوی دیگر، یک ژست کم قدرت مثل بستن دست ها دور هم باعث افزایش کورتیزول می شود که هورمون استرس است.

[gap height=”25″]

۱۱) پاهای ضربدری شده علامت مقاومت و دریافت کردن کمتر است و در مذاکره، نشانه ی بدیست

از ۲۰۰۰ مذاکره ی ضبط شده ی ویدئویی توسط جرارد نیرنبرگ و هنری کالرو، که مولفان کتاب چگونه شخصی را مثل یک کتاب بخوانیم، می باشند،

هیچکدام از آنهایی که در آنها یکی از مذاکره کنندگان پاهایش را ضربدری بسته، به توافق نرسیدند.

از لحاظ روانشناس پاهای ضربدری یعنی فرد از لحاظ ذهنی، احساسی و فیزیکی بسته است و احتمال نتیجه بخش بودن مذاکره بسیار کم است.

[gap height=”25″]

۱۲) مجموعه ای از ژست ها احساس واقعی را نشان می دهند

جذابیت با یک نشانه ارتباط ندارد، اما نتیجه ی آن است.

مارشال لوکاس، روانشناس عصبی درباره ی یکی از مشاهده هایش از یک شخص می گوید:

پس از تماس چشمی، کمی نگاهش را به پایین انداخت، سپس با موهایش بازی کرد و درحالیکه دستش روی چانه اش بود، سرش را بالا آورد و به شما نگاه کرد.

[gap height=”25″]

۱۳) اگر کسی با شما خندید، شاید با شما همسو است

اگر کسی به شوخی شما جواب داد، احتمالا به شما علاقمند است.

[gap height=”25″]

مقاله پوکر فیس را هم مشاهده کنید

[gap height=”25″]

روانشناسان تکاملی می گویند شوخی نقش محوری در رشد بشر دارد.

و بعنوان روشی برای تعیین علائم مطلوب و میل به یک رابطه ی خوب یا رومانتیک بکار می رود.

[gap height=”25″]

۱۴) دندان های به هم فشرده، گردن سفت شده و ابروهای اخم کرده نشانه ی استرس هستند

تمام این ها پاسخ های لیمبیک مربوط به سیستم لیمبیک مغز هستند.

جو ناوارو، نماینده ی پیشین اف بی آی می گوید

“احساسات، مکث و واکنش به تهدیدات مثل میل به بقا مسئولیت های سنگین سیستم لیمبیک هستند. وقتی اتوبوس ما را جا می گذارد، دندان هایمان را به هم می فشاریم و گردنمان را سفت می کنیم. وقتی از ما خواسته می شود که یک آخر هفته ی دیگر هم کار کنیم، چشمانمان تنگ می شود و چانه مان پایین می افتد.”

میلیون ها سال است که انسان به این شیوه ناراحتی اش را نشان می دهد.

[gap height=”25″]

۱۵) ژست باز و مستقل نشانه ی رهبری است

چه اکتسابی و چه ذاتی، چند علامت و رفتار وجود دارد که مردم وقتی حس می کنند رهبر شده اند، و یا دست کم سعی می کنند شما را متقاعد کنند که رهبرند، از آنها استفاده می کنند.

این ژست ها عبارتند از جلو دادن بدن، قدم زدن هدفمند، چرخیدن و پایین آوردن کف دست، و ژست های باز بدن.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

[gap height=”25″]

۱۶) تکان دادن پا علامت تکان خوردن وضعیت درونی است

پروفسور سوزان وایتبورن از دانشگاه ماساچوست می گوید پاهایتان بزرگ ترین مساحت را در بدنتان دارند، بنابراین وقتی حرکتشان می دهید، احتمالش کم است که دیگران به آن توجه نکنند.

تکان دادن پا نشانه ی اضطراب، تحریک شدن و یا هردو می باشد.

[gap height=”25″]

۱۷) بازوهای ضربدری بسته شده نشانه ی دفاع کردن است که به موضوع بستگی دارد

پیدا کردن سر نخ های زبان بدن آسان است، اما آگاه بودن از موضوع مورد صحبت هم بسیار مهم می باشد.

دست های ضربدری بسته شده نشانه ی بسته بودن فرد است،

اما ممکن است شخص سردش باشد و یا صندلی اش دسته نداشته باشد.

پیش از تصمیم گیری یا تغییر راهکارها بر مبنای این رفتار، محیطتان را بشناسید.

در این مقاله به خواندن زبان بدن دیگران پرداخیتیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟

دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟

, , ,

دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟

دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟ موضوع مقاله ای از سری مقالات این شنبه می باشد.

مقاله دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟ تحقیقی با عنوان How scientists taught monkeys the concept of money. Not long after, the first prostitute monkey appeared می باشد.

ممکن است فکر کنید چیزهایی مثل پول یا پول رایج یک منطقه تنها توسط انسان ها شناخته می شود ( چیزی که انسانها را از حیوانات متمایز می کنند).

ممکن است در کنار منطقه خود،

احساس مالکیت هم داشته باشند اما معامله و چیزهایی شبیه به آن در گونه دیگری به جز انسانهای دانشمند مشاهده نشده است.

در سال ۲۰۰۵ یک روانشناس اقتصاددان می خواست به هفت میمون یاد دهد که چگونه از میمون ها استفاده می شود

و بعضی از شما ممکن است بتوانید حدس بزنید که چه اتفاقی افتاد.

Keith Chen اقتصاددان، همراه با یک روانشناس به نام Laurie Santos این تحقیقات را به انجام رساندند.

Chen می گوید:

“کبوشی مغز کوچکی دارد و بیشتر روی غذا و رابطه جنسی تمرکز می کند. ما باید واقعاً یک کبوشی را به عنوان یک شکمو بشناسیم، شما می توانید کل روز به او مارشمالو بدهید و آنها همه ی آن را قورت داده و برای مارشمالوی بیشتر بر می گردند.”

[gap height=”25″]

دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟[gap height=”25″]

” باید پول اجاره قفس را فردا بدهم هنوز دلار من میمونی مانده است”

[gap height=”25″]

آنها دقیقا برای بهره‌ برداری از همین خواسته های خودخواهانه آزمایش انجام می دهند و پس از آموزش به کبوشی ها برای خرید انگور سیب و ژله می خواهند به موفقیت برسند.

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را هم مشاهده کنید

[gap height=”25″]

اقتصاددان می خواست انگیزه هایی را مطالعه کنند که نمونه ها را تشویق می کرد تا رفتار خاصی داشته باشند

و روانشناس همزمان بتوانند آن رفتار را ارزیابی کنند.

همبستگی میمون میمون های Chen  به تلاش اقتصادی انسان ها به عقب تر برمیگردد

یعنی وقتی که فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد بود و اضافه بر آن بعضی حقایق جالب بیشتر را به نمایش می گذاشت.

آنجا با Marc Hauser، یک روانشناس، روی پروژه‌ای که رفتار نوع دوستی میمونها را توصیف می نمود، مطالعه می کرد.

آنها نمونه ماراتین را برای این کار انتخاب کردند.

دو میمون را در قفس های مختلف که هر یک اهرمی داشت قرار دادند.

وقتی اهرم کشیده می شد میمون همسایه غذا می گرفت.

اگر نوع دوستی نبود، باز هم نوعی شراکت وجود داشت که در این آزمایش، امتحان می شد.

تامارین معمولی ۴۰ درصد مواقع اهرام را می کشید.

جالب ترین قسمت وقتی نمایان شد که محققان بازی را کمی سخت تر کردند.

حالا آنها کاری کردند که یک میمون همیشه اهرم را بکشد (گونه ی بدون فکر) و دیگری هرگز آن را نکشد (میمون نفسی).

سپس  آن دو وارد همین بازی با میمون های دیگر شدند.

گونه بدون فکر داشت هر بار اهرام را می کشید و هرگز یک قفس را بدون غذا نمی گذاشت

در حالی که ماراتین دیگر فقط ۵۰ درصد مواقع این رفتار را داشت.

میمون های دیگر به زودی فهمیدند که گونه بی فکر در هر صورت اهرام را می کشد و برایش فرقی نمی کرد این عمل دوجانبه باشد یا خیر چون فقط ۳۰ درصد مواقع میمون قفس دیگر اهرم را برای او می کشید.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن هم بدردتان می خورد

[gap height=”25″]

میمون نفسی در معرض خشن ترین رفتار قرار گرفت همانطور که انتظار می‌رفت خیلی خشن.

وقتی او به دیگران معرفی شد، Chen اینگونه بیان کرد:

” ماراتین های دیگر می‌گویند دیوانه شده. آنها صورت های خود را به دیوار می‌کوبیدند به سمت گوشه قفس راه می رفتند و روی دست هایشان می نشستند. نوعی ترشرویی بود.”

وقتی Chen و Santos برای اولین بار مطالعه شان را شروع کردند هدف خاصی مد نظرشان نبود.

فقط به این سادگی بود که به یک میمون، دلار پولی بدهند و ببینند چه اتفاقی می افتد،

موضوع هم همین بود.

البته به جای دلار یک نقره ای با یک سوراخ در وسط آن به معنی پول رایج کبوشی ها بود.

چندین ماه  طول کشید تا کبوشی ها تمرین کنند و یاد بگیرند که می‌توانند چنین چیزی را با میوه عوض کنند.

بعد از اینکه فهمیدند، ۱۲ سکه به آنها داده شد تا تصمیم بگیرند چطور آن را برای بهترین علایق خود یا میوه ارزشمندی با قیمت های مختلف خرج کنند.

محققان  مشاهده کردند که میمون ها می توانند سرمایه داران و اقتصاددان های خوبی شوند.

محققان بازار را تغییر دادند قیمت ژله را کمتر کردند تا ببینند آیا میمونها انگور کمتری می خرند و ژله بیشتر.

آنها دقیقا شبیه قانون های کنونی اقتصادی که برای انسانها مشخص شده است رفتار کردند.

به آنها آموختند چگونه چانه بزنند و دیدند که آنها دقیقا همان تصمیم های غیر عقلانی آدمهای قمارباز را انجام دادند.

Chen با توجه به اطلاعاتی که توسط میمون های کبوشی به دست آمد می گوید:

“این اطلاعات آنها را از نظر آماری از بیشترین سهامداران بازار سهام غیرقابل تشخیص کرد.”

[gap height=”25″]

کبوشی ها نه تنها یاد گرفتند از پول استفاده کنند، بلکه آن را فهمیدند

[gap height=”25″]

آنها ارزش پول را می فهمند یا فقط رفتارهای خوب را دنبال می کنند؟

بسیار خوب، در یک روز خاص محققی خیار را به تکه های حلقه ای بری که شبیه سکه هایی بودند که به عنوان پول به کبوشی ها داده می شدند

و به جای خوراکی های مکعبی شکل معمولی آنها را به میمون ها خوراندند.

یکی از میمون ها یک تکه برداشت آن را کمی جوید و سپس بلافاصله به سمت یکی از محققان رفت تا ببیند آیا او می تواند با آن چیز خوشمزه تری برایش بخرد.

اوه، و سپس دوباره مسئله دزدی هم پیش آمد.

حتی یک میمون ها هم سکه برای خود نگه نداشت اما بیشتر آنها سعی می کردند وقتی دست دراز می کنند چند سکه دیگر بدزدند.

هر چند دقیقه یکبار به میمون ها یک سکه داده می شد

و آنها را در قفس های جدا و با فاصله از تکه سهم دیگرشان می گذاشتند

اما موقعیت هایی که یک کبوشی سعی کرد نوبت خود را جلو بیندازد و آن را با سکه های پری معامله کند

و توسط میمون های دیگر به عقب رانده می شد،

هرج و مرج شدیدی در می گرفت.

این زمان برای محققان شرایط سختی بود.

یک اتفاق دیگر هم افتاد که شاید مهمترین مدرکی باشد که از پول بدست آورده شد.

فرضیه این است که شما می توانید از پول بعنوان پول رایج برای معاوضه کالا یا خدمات استفاده کنید

نه که فقط برای خوراکی. یکی از محققان طی هرج و مرجی که شده بود متوجه میمونی شد که

[gap height=”25″]

پول خود را برای آمیزش جنسی به میمون دیگری می دهد.

[gap height=”25″]

پس از آن دید که همان میمونی که پول گرفته بود از آن برای خرید انگور استفاده کرد…

این هم از این دوستان، بنظرتان آشنا نمی آید؟

تقریبا از تمام جهات کبوشی ها پول را فهمیدند و با روش هایی نه چندان متفاوت از گونه انسان ها از آن استفاده کردند.

این پژوهش به این عنوان نام گرفت:

“تبعیض های رفتاری تا چه حد پایه ای هستند؟ مدرکی از رفتار میمون های کبوشی در حال معامله.”

در این مقاله به دانشمندان چگونه مفهوم پول را به میمون ها یاد می دهند؟ پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک

گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک

, , , ,

گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک

در اینجا به گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک می پردازیم.

دوره جامع هوش مالی یک دوره هشت ماهه می باشد

این دوره در هجده جلسه برگزار می شود

[gap height=”22″]

دوره جامع هوش مالی[gap height=”22″]

این دوره در مرداد ماه با حضور بیست و یک نفر در دوره اول آغاز گردید.

[gap height=”22″]

دوره جامع هوش مالی !!!

[gap height=”22″]

این دوره با حضور چهار استاد و مشاور برگزار می گردد:

[gap height=”22″]

علی بهرام پور

مدرس فروش و اصول و فنون مذاکره

نویسنده کتاب “فقط مرگ قابل مذاکره نیست

نویسنده کتاب “مذاکره سبز

نویسنده بیش از سیصد و پنجاه مقاله در زمینه مذاکره و فروش

سابقه مشاور و مدیریت در استانداری تهران

سابقه مشاوره و معاونت در وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران

مشاور بیش از ده شرکت بازرگانی در کشور ترکیه

مشاور ارشد شرکت WMAO بلاروس

[gap height=”22″]

عبدالحکیم بائی

تحلیلگر و تریدر بازارهای مالی داخلی و خارجی 
مدیر عامل شرکت ساختمانی تکسازثمین

[gap height=”22″]

حمید محمدی

وکیل پایه یک دادگستری با دو دهه تجربه کاری در امر وکالت

و مشاوره در ادارات حقوقی ارگان‌های دولتی از جمله بانک مسکن و شهرداری

  • نویسنده کتاب “چرا معامله من باطل شد؟”
  • دارای تحصیلات حقوق قضایی از دانشگاه تهران
  • دانش آموخته تحصیلات تکمیلی با گرایش حقوق خصوصی از دانشگاه تهران
  • عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

[gap height=”22″]

نگار رضوی

کارشناس ارشد روانشناسی با حدود ۲۴ سال سابقه مشاوره و تدریس

  • کارشناس روانشناسی بالینی از دانشگاه الزهرا تهران و کارشناسی ارشد
  • روانشناسی عمومی از دانشگاه علوم و تحقیقات گیلان
  • سابقه بیش از بیست سال در بهزیستی و آموزش و پرورش در سمتهای مختلف کارشناس آموزشی
  • مشاور، معاون و دبیر، مشاور طرحواره درمانگر
  • نویسنده کتاب جرینگ

[gap height=”22″]

جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک در بیست و هفتم مهر ماه برگزار گردید

در روز پنجشنبه از ساعت ۱۵ الی ۲۱ در خدمت دوستان بودیم

[gap height=”25″]

گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک

[gap height=”25″]

جلسه پنجم به مبحث اهرم کردن منابع اشاره شد.

 

استاد بائی از شرکت کنندگان درخواست نمود تا پنج دفترچه یادداشت تهیه نمایند:

۱ – ایده
۲ – برنامه ریزی
۳ – هدف گذاری
۴ – کارهای روزانه
۵ – سپاسگزاری

[gap height=”25″]

استاد بائی تاکید داشتند:

بدون هدف گذاری وارد هیچ معامله ای نشویم
بدون تعیین نقطه خروج و حد سود وارد معامله نشویم

[gap height=”22″]

گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک[gap height=”25″]

در این جلسه مباحث بازازهای مالی شروع گردید.

پس از معرفی انواع بازارهای مالی، اصول تحلیلگری و اصول معامله گری تشریح شد.

سپس به شرح تحلیل تکنیکال مقدماتی وارد شدیم.

در انتهای مباحث این روز اصطلاحات و قوانین بازار آتی سکه توضیح داده شد

[gap height=”25″]

گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک

[gap height=”25″]

به گزارش جلسه پنجم دوره جامع هوش مالی یک پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مثال هایی از زبان بدن

مثال هایی از زبان بدن

, , ,

مثال هایی از زبان بدن

در این مقاله به مثال هایی از زبان بدن می پردازیم که ترجمه شده مقاله ای با عنوان Examples of Body Language می باشد.

عبارت زبان بدن به حالت های صورت یا بدن یک شخص گفته می شود که به ایجاد ارتباط کمک می کند.

این سرنخ ها می توانند عمدی یا غیر عمدی باشند.

در زیر مثال هایی از زبان بدن آورده شده که هرکدام برای ایجاد ارتباط با دیگر افراد بکار گرفته می شود:

 

دست ها به شکل ضربدری بسته شده روی سینه.

این مثال از زبان بدن می تواند نشان دهد که شخص حالت دفاعی دارد.

همچنین نشان می دهد که افراد با دست های ضربدری موافق با گزینه ها و عملکردهای دیگر افرادی که در حال ارتباط با همند، نمی باشند.

 

مثال هایی از زبان بدن

ناخن جویدن:

این حرکت نشانه ی استرس، عصبی بودن و عدم اطمینان است.

اغلب افراد بی آنکه که متوجه شوند، ناخنشان را می جوند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

دست ها روی صورت:

این مثال از زبان بدن می تواند نشان دهد که شخص رشته ی افکارش را گم کرده است

و یا دارد چیزی را در نظر می گیرد.

گاهی وقتی دست ها روی صورت است، ابروها هم اخم کرده می شوند که نشانه ی تمرکز عمیق است.

 

با انگشت به چیزی ضربه زدن یا انگشت ها را توی هم فرو کردن:

با انگشت ضربه زدن نشان می دهد که شخص از انتظار کشیدن خسته شده و تحملش تمام شده است.

 

سر را به یک طرف کج کردن:

سری که کج شده نشان می دهد که شخص دارد دقیقا به چیزی گوش می دهد.

و یا به ارتباط بوجود آمده علاقمند است.

 

لمس کردن بینی:

وقتی کسی بینی اش را می مالد یا دست می کشد، چند چیز را نشان می دهد.

می تواند نشانه ی باور نکردن یا نپذیرفتن موضوع باشد.

یا نشان می دهد که فرد به آنچه دارد گفته می شود، اعتماد ندارد.

 

مالیدن دست ها به هم:

می تواند نشان دهد که دستان شخص، سرد است.

یا روش ایجاد ارتباط با فردی است که هیجان زده شده و یا افاقی منتظره برایش قرار است رخ دهد.

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

 

نوک انگشتان را روی هم گذاشتن:

نوک انگشتان را روی هم گذاشتن، مشخصه ی کنترل و نظارت است.

این نوع زبان بدن را روسا و ناظرین بکار می برند تا نشان دهند در حال بررسی همه چیز هستند.

 

کف دست ها باز و رو به بالا:

کف دست باز نشانه ی باز بودن و صداقت است.

می تواند نشانه ی تسلیم هم باشد.

در روزگار قدیم که بسیاری از افراد سلاح داشتند، این علامت به این دلیلی بکار می رفت که نشان دهد چیزی توی دستم نیست.

البته علامت بی گناهی و احترام هم می باشد و بکار بردنش در کلیسا و هنگام عبادت، نشانه ی تسلیم و احترام است.

 

سر را به دست گرفتن:

مثال دیگری از زبان بدن است که چند چیز را نشان می دهد.

سر را به دست گرفتن و تکان دادن نشانه ی سر رفتن حوصله است

و می تواند نشان دهد که شخص ناراحت یا خجالت زده است و نمی خواهد صورتش را نشان دهد.

 

زانوهای قفل شده در هم:

وقتی زانوها توی هم قفل می شوند، چه در حالت نشسته یا ایستاده، با عصبی بودن و دلهره ارتباط دارد.

 

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

 

صاف ایستادن و شانه ها را به عقب دادن:

این پوزیشن نشان می دهد که شخص به خودش اعتماد دارد و اغلب این ژست با قدم زدن با گام های بلند همراه است.

 

گرفتن ریش یا چانه:

این علامت، نشانه ی تفکر عمیق است.

چنین حرکتی اغلب به شکل غیر عمدی و هنگامی بکار می رود که شخص سعی دارد برای موضوعی تصمیم گیری کند.

 

کشیدن گوش:

برخی افراد هنگام تصمیم گیری و در نهایت تصمیم نگرفتن، لبه ی یکی از گوش هایشان را می کشند.

این حرکت، ناتوانی در رسیدن به نتیجه گیری را نشان می دهد.

هریک از این مثال ها از زبان بدن با پیامی که حتی گفته نشده ارتباط دارد.

حالا که معنی این مثال ها را می دانید، می توانید با نگاه به افراد و استفاده از زبان بدن در واکنش های روزانه تان پیشرفت داشته باشید.

در این مقاله به مثال هایی از زبان بدنپرداختیم.
اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زبان بدن چیست؟

زبان بدن چیست؟

, , ,

زبان بدن چیست؟

در این مقاله به زبان بدن چیست؟ می پردازیم که ترجمه مقاله ای با عنوان What Is Body Language می باشد

زبان بدن، ارتباط با کلمات است.

و هر چیزیست که شخص برای رساندن معانی اش به شخص دیگر از آن استفاده می کند.

همه ی علائمی که یک شخص می فرستد، از روی عمد نیست و گاهی انتخاب نشده و ناشناخته است.

رفتار غیر کلامی پیچیده و چند شبکه ای هستند.

ممکن است ساختارمند باشند (طبق قانون خاصی)، اما غیر ساختاری هم می توانند باشند.

شاید برخلاف زبان که از واحدهای غیر متصل می آید، پیوسته باشند و ممکن است اکتسابی باشند.

به هر حال برخی از آنها از تیم کره ی راست و برخی دیگر از نیم کره ی چپ مغز برگرفته شده اند.

عجیب نیست که بسیاری از افراد با زبان بدن حرف می زنند.

ما همه ناظر بر دیگران و روانشناسانی آماتور هستیم.

شاید چون مجبوریم که باشیم.

در هر جنبه از ارتباط کاری مصاحبه برای انتخاب، ارزیابی سالانه، جلسه ی هیئت مدیره و غیره نیاز داریم که همدیگر را با دقت نگاه کنیم تا احساسات هم را هم مثل حرف هایمان بهتر درک نماییم.

در بزرگسالی همه ی ما فریبکاران ماهری می شویم.

همگی به دلایل مختلف یاد گرفته ایم که خودمان را به شیوه های خاص مطرح نموده و احساساتمان را مدیریت نماییم.

میشه حرفمان را مستقیماً نزنیم (شاید از احساسات دیگران محافظت می کنیم) و بتوانیم ایده ها و محصولاتمان را بفروشیم و برخی رفتار نامطلوب را بیان کنیم.

سیاستمداران و مدیران اغلب توسط بازیگران آموزش داده می شوند که که خودشان را به روش خاصی نشان دهند.

آنها می دانند که با اینکه می توانند نویسندگان بسیار زبده ای داشته باشند، بیشتر از تحویل حرف، باید به آنچه گفته می شود، بها داد.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

[gap height=”25″]

این اتفاق در عصر تلویزیون بیشتر اهمیت داده می شود که دوربین روی ریز ترین قطره های عرقی که از صورت می چکد، ناخن جویدن ها، اخم های شخص سخنران متمرکز می شود.

امروزه متخصصان سخنرانی ها را ضبط کرده و فریم به فریم و دقیقه به دقیقه ی تغییرات در حالات صورت و حرکات بدن را آنالیز می کنند تا مدرکی از کوچکترین اشتباه شخص سخنران را پیدا کنند.

تمام بازیگران هنگام ایفای نقش یک کاراکتر از اهمیت زبان بدن آگاهند و مثل کمدینی رفتار می کنند که ادای افراد معروف را در می آورد.

و در حالت ساده اگر پر رنگ تر نشانش دهیم، نشانه ی کسی است که سعی می کند احساساتش را نشان ندهد.

در نتیجه،

بسیاری از افراد عقیده دارند که پیام دریافت شده از علائم مختلف بدن، بخصوص نظرات و حالات احساسی یک نفر به دیگران واقعی و اساسی تر است.

ما سیگنال های غیر کلامی برای دیگران می فرستیم که ممکن است برای فرایند ارتباط انتخاب شده باشد یا نباشد.

فرستنده ی پیام ممکن است از سیگنال هایی که می فرستد، آگاه باشد یا نباشد.

برعکس، گیرنده همیشه از پیام هایی که انتخاب کرده آگاه است.

برای مثال بیشتر افراد از جمع شدن مردمک چشمشان آگاه نمی شوند.

بینندگان هم متوجه نمی شوند، مگر اینکه به قصد دریافت یک پاسخ روی جزئیات مردمک چشم توجه کنند.

راه های زیادی برای تعریف و تفکیک رفتار غیر کلامی وجود دارد.

یکی از موضوعات مورد بررسی این است که آیا این علائم به صحبت ربط دارند یا مستقل از صحبت هستند.

[gap height=”25″]

اطلاعاتی از زبان بدن می خواهید !!!

[gap height=”25″]

موضوع دیگر عملکرد اجتماعیشان است. می دانیم که رفتار غیر کلامی (NVBها):

  • آنچه گفته شده را تکرار، منعکس و تاکید می کنند
  • پیام های کلامی را کامل، اصلاح و یا حذف می کنند
  • با پیام های کلامی درنشان دادن و یا پوشش دادن انگیزه ها در تناقض و کشمکش هستند
  • باعث می شوند که زبان فقط مورد توجه قرار نگیرد و کم اهمیت تر شود
  • زبان را تنظیم کرده و با آن همکاری می کند

زبان بدن می تواند انعطاف پذیر یاظریف باشد.

[gap height=”25″]

زبان بدن چیست؟

[gap height=”25″]

می تواند آگاهانه فرستاده و ناآگاهانه دریافت شود.

می تواند دقیقاً و با تمرین نمایش داده شود.

اما از لحاظ فیزیولوژیک می تواند غیر قابل کنترل باشد.

می تواند به شما اجازه دهد تا عقاید و رفتار درستتان را نشان دهید.

بعلاوه به شیوه های بیشمار به رساندن یک پیام کمک می کند.

حالت صورت، ژست، حرکت سر و زل زدن، تماس و جهت بدنی، تن صدا، لباس و آراستگی ظاهر پیام های واضحی می فرستند که اغلب به عمد فرستاده می شوند.

توانایی بازیگران برای ایجاد ارتباط در صحنه های بی صدا را در نظر بگیرید (مثل چاپلین، کیتون و لوید).

آنها مجبور بودند که دست آموز حالات بدنیشان باشند.

از علامت زبان (ژست حرف زدن) برای رساندن معنی کارشان استفاده می کنند.

ارتباط غیر کلامی نسبت به ارتباط کلامی روشی قدرتمند تر و خصوصی تر برای ایجاد ارتباط است.

ممکن است برخی چیزها را با زبان غیر کلامی بهتر از کلامی بتوان توضیح داد.

چون ممکن است با بیان کلامی مبهم به نظر برسد.

پیام های ظریف و عمداً مبهم از طریق شبکه ی غیر دقیق ارتباط غیر کلامی فرستاده ی شوند.

همانطور که دیدیم، فرهنگ نقش بسیار مهمی در ارتباط غیر کلامی دارد و با اتیکت های کتابی مثل کی، کجا، و چرا برای لمس دیگران و نحوه ی احوالپرسی بکار می رود.

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره هم بدردتان می خورد

[gap height=”25″]

ارتباط غیر کلامی به سرنخ های غیر زبانی و علائمی مثل تن صدا در صحبت کردن گفته می شود که خیلی مهم است.

زبان بدن سرنخ های کلامی را کنار می گذارد.

ارتباطات این را نشان می دهند که گیرنده و فرستنده (کد نویس و کدخوان) سخنران های آگاهی از زبان بدن یکسان هستند.

پیام های عمدی غیرکلامی ممکن است به شکل عمدی دریافت شده یا نشوند.

مشابهاً، پیام های غیر عمدی هم می توانند بصورت غیر عمدی فرستاده یا دریافت شوند.

بیشتر مشخصات بشری زاییده ی طبیعت هستند و جدا شدن از طبیعت کار سختی است.

قطعا در مدرسه، در خانه و از رسانه های مختلف پذیرش یا عدم پذیرش رفتارهای مختلف را یاد گرفته ایم.

مثل لمس کردن، ژست ها و زل زدن. کار سختی است؟

آیا ما ذاتا با زبان بدن به دنیا آمده ایم؟

[gap height=”25″]

در زیر مدارکی از جنبه ی طبیعت این موارد آورده شده است.

  • بچه های کور یا کری که رفتاری مثل لبخند زدن، سر تکان دادن و اخم کردن را از مشاهده یاد نگرفته اند، باز هم این رفتار را نشان می دهند
  • بچه های نوزاد احساسات قابل تشخیصی را مثل لذت بردن، تعجب کردن و هیجان زده شدن و درد نشان می دهند. و کمی پس از به دنیا سعی می کنند میمیک صورت مادرشان را تقلید کنند
  • دوقلوهای همسان که خیلی زود پس از تولد از هم جدا می شوند و دور از هم بزرگ می شوند، رفتار غیر کلامی مشابهی مثل ژست بدن و حرکت سر دارند
  • پستانداران اولیه مثل میمون ها محدوده ی کلی احساسات، مثل خشم و ترس را درست مثل انسان نشان می دهند
  • مطالعات فرهنگی انجام شده در کشورهای مختلف نشان داد که نه تنها احساسات پایه (شادی، ترس، تعجب، خشم، ناایدی و غم) در مردم سراسر دنیا یکسان است، بلکه بی هیچ تردیدی این علائم را نشان می دهند.

ارتباط غیر کلامی شامل تمام نشانه ها و علائم مربوط با ورودی های حسگر بصری و شفاهی است و نشانه های اجتماعی مثل لباس، رنگ و اشیای اطرافمان هم در این ارتباط دخیل هستند.

اگرچه چنین تعریفی غیر متداول به نظر می رسد، اما به ما اجازه می دهد که جامع ترین دیدگاه را درباره ی این موضوع داشته باشیم.

پیام های غیر کلامی برای جایگزینی، تقویت و گاهی تناقض با پیام کلامی بکار می روند.

سرنخ های غیر کلامی را به آسانی می توان با انواع کلامی جابجا کرد.

مثلاً با بله، نه و یا نمی دانم.

سرنخ های غیر کلامی می توانند روی معنای پیام کلامی تاکید داشته و یا آن را با اغراق یا ارزش کمتر نشان دهند.

یعنی گاهی روی پیام کلامی اثر منفی هم دارند.

[gap height=”25″]

هر حرکتی در بدن به چه معناست؟

البته نوع استفاده از سرنخ های غیر کلامی هم مثل کلامی خیلی مهم است.

مثلاً اینکه بگوییم “گفتم عصبانی نیستم” یا “البته که این موضوع مرا ناراحت نکرد” دو روش مختلف در بیان یک معنی هستند.

اغلب ارتباط بدنی مکمل صحبت است.

می شود به شکل غیر کلامی یک پیام را دوباره گفت و تکرار کرد.

یک علامت غیرکلامی می تواند جایگزین پیام کلامی شود.

واضح است که ارتباط غیر کلامی برای تنظیم و همکاری با دیالوگ های روزانه بین افراد بکار می رود.

چیزهایی را که نمی شود به راحتی گفت، می شود با زبان مودبانه ی بدن بیان نمود.

برای همین است که بخش بزرگی از مفاهیم احساسی را در بر می گیرد.

مردم اغلب به شکل مجازی رفتار غیر کلامی را درک می کنند.

برای همین از متافور دور یا نزدیک استفاده می کنند که نشان می دهد فاصله یا محل انتخاب شده مشخصه ی دوست داشتن یا نزدیکی دو نفر است.

تقریب فیزیکی، نزدیکی ذهنی، د.وست داشتن و اتحاد را نشان می دهد و بچه ها بصورت ذاتی این را می دانند.

هیجان و یا متافور برانگیختگی نشان می دهد که حالت صورت، سرعت صحبت کردن و سرعت حرکت های بدن مشخصه های هیجانی هستند که بیینشی از میزان علاقه و احساسات هیجانی را در شخص نشان می دهند.

متافور قدرت روی این مضوع تاکید دارد که ارتباط غیر کلامی اهمیت و میزان تسلیم شدن را در هر ارتباطی نشان می دهد.

افراد قدرتمند تماس چشمی بیشتری نسبت به بقیه دارند و بچه ها هم این را می دانند.

زبان بدن، نزدیکی، هیجان نسبی و وضعیت ارتباطی دو یا چند نفر را با هم نشان می دهد.

البته چیزهای بیشتری را به ما نشان می دهد.

زبان بدن مبنای بیولوژیک شفافی دارد و محصول رشد تکاملی است.

[gap height=”25″]

ارتباط غیر کلامی و زبان بدن

حیوانات قادر هستند که بدون نیاز به سیستم زبانی خاصی ارتباط برقرار کنند.

آنها با لامسه، بوییدن، ژست و اشاره کردن به هم و رفتار دیگری که ما انجام می دهیم، ارتباط برقرار می کنند.

برای مثال، نحوه ی ایستادن برای نشان دادن رتبه ی اجتماعی. دهن دره برای نشان دادن خستگی و سر رفتن حوصله که حتی ماهی هم این کار را انجام می دهد.

درنتیجه روش نشستن، سیگار به دست گرفتن، لبخند زدن و دست دادن را می توان تفسیر کرد

و خواند تا وضعیت داخلی و وضعیت اجتماعی را نشان دهند.

زبان بدن درباره ی احساسات هم هست.

تشخیص و هماهنگی حالات صورت و احساسات موجود، آسان است.

برخی احساسات درونی و جهانی هستند، مثل ترس، شادی و ناامیدی.

می توانیم احساسات را با لمس کردن هم نشان دهیم.

گاهی اوقات بغل کردن احساس همدردی را دقیق تر ازکلمه بیان می کند.

بعلاوه برخی از افراد در بیان احساساتشان به شکل کلامی قوی نیستند و صنعت روان درمانی، ایفای یک نقش و مشاوره با علم بر این موضوع کار می کنند.

گاهی اوقات سیستم علامت زبان بدن بسیار سخت کار می کند.

ژست فرستنده و دیدن گیرنده با هم پیام های آگاهانه ی صحبت کردن را نشان می دهند.

برای مثال در یک مکالمه، اگر شخصی نسبت به گفته های طرف مقابل سردرگم شده باشد، می تواند دستش را بالا ببرد

و برای شفاف شدن موضوع، سوال بپرسد.

این ژست به سخنگو اجازه می دهد که بفهمد به وضوح حرف نمی زند و نیاز به بحث بیشتر دارد.

در این حالت، هر دو نفر از سرنخ سکوتی سود می برند.

گاهی فرستنده از رفتار خودش آگاه نیست، موقع حرف زدن دستش را لای موهایش می برد و یا با حلقه ی ازدواجش بازی می کند.

پایش را عقب و جلو می کند.

[gap height=”25″]

مقاله اهمیت زبان بدن در مذاکرات را از دست ندهید

و یا به چپ و راست نگاه می کند.

گیرنده این رفتار را کنار هم چیده و تفسیر می کند. اما ممکن است فرستنده اصلا از این رفتار آگاه نشود.

مزیت این شرایط این است که این تفاسیر بیشتر درست است.

برخی افراد زیرک علائمی را با لمس سبک دیگران می فرستند، ژست هایشان را کپی کرده اند، و از فضای دوروبرشان استفاده می کنند.

پرت کردن حواس با حرف طوریکه گیرنده متوجه اش نشود هم در آنالیز رفتار دیده می شود.

پرت کردن حواس فرد مقابل با محیط اطراف که برای این کار از الگوریتم های شناختی پردازش اطلاعات استفاده می شود که یکی از قوی ترین راه های متقاعد کردن است.

چون نیاز به توجه آگاهانه به گیرنده ندارد و به آنها فرصت رد کردن پیش فرض را نمی دهد.

تاثیر بازاری و سیاسی هم از این نوع ارتباط استفاده می کند.

هیچیک از طرفین، حداقل بصورت آگاهانه از علائم آگاه نیستند.

ممکن است فرستنده مردمک هایش جمع شده باشد و یا عطرهای فرومونی از بدنش ارسال کند که نشانه ی تحریک جنسی است، اما هیچیک از طرفین از این موضوع آگاه نباشند.

در روابط رومانتیک این امر می تواند منجر به احساساتی غیر قابل بیان شود.

[gap height=”25″]

حواس و غیر حواس در ارتباط با زبان بدن

اولین دانشمندان در مطالعه ی سیستماتیک زبان بدن، زیست شناسان بودند.

عجیب نیست که کسانی که در تماشای پرندگان ماهرند، به راحتی بتوانند مهارت هایشان را به تماشای بشر تبدیل کنند.

علیرغم جستجوی عالی و دقیق در این حوزه، بیشتر موضوعات غیر حسی درباره ی این حوزه نوشته می شوند که اغلب ژورنالیست ها و متخصصان تحصیل کرده این کار را می کنند.

با توجه به اهمیت این موضوع در تجارت، متخصصان صاحب سبک زیادی درباره ی ارتباط غیر کلامی مطالباتی مطمئن دارند.

تقریبا تمام این یافته ها و توصیه ها بر اهمیت و قدرت ارتباط غیر کلامی تاکید دارند.

غالباً مدرکی وجود ندارد که تایید کند تفاسیر مقالات درست هستند، اگرچه بسیاری از اغراق ها درباره ی یک موضوع برمبنای حقایق می باشند.

حرف های نادرست و گاهی کاملا غلط درباره ی ارتباط زبان بدن در حوزه های مختلف زیر قرار می گیرند:

[gap height=”25″]

۱)سمبولیسم: تمام ارتباطات بدنی سمبولیک هستند

مردم با علاقه به ایده های روان تحلیلی (فرویدی) عاشق تفسیر کردن رفتار صریح برحسب امیال و رفتار هستند.

رفتار متداول زیادی مثل تر کردن لب، ضربدری کردن پا، و تا کردن دست ها نشانه ی سرکوبی جنسی هستند.

مردی که دارد با یک زن زیبا حرف می زند (یا زنی که دارد با مرد خوش تیپی چت می کند)، ممکن است با حلقه ی ازدواجش بازی کند.

یک تفسیر این کار این است که دلش می خواهد حلقه را درآورد و نشان دهد که دنبال شریک جدیدی است.

ممکن است شخصی در حال تعریف چیزی برای مادرش باشد و ناگهان این دو هم را بغل کنند.

تعریف سمبولیکش می تواند این باشد که شاید سعی دارد روی مادرش تاثیر گذاشته و حس گرما و محبت ایجاد کند.

نظر بسیاری از متخصصان زبان بدن این است که این امیال ناخودآگاه هستند و تعریف روانشناسیشان بسیار واضح تر است.

تفسیر نادرست هر رفتاری خیلی آسان است.

پس تا کردن دست می تواند حالت دفاعی، عدم اطمینان، یاعدم قطعیت و یا سردی صندلی ای باشد که دسته ندارد.

دهن دره کردن می تواند سعی در اجتناب از شرایط دشوار باشد و یا به این معنی باشد که فرد خیلی خسته است یا اتاق اکسیژن کمی دارد.

اغلب افراد از طریق زبان بدن و بدون آگاهی ارتباط برقرار می کنند.

اگرچه این واقعیت نباید تشویقی باشد برای تعاریفی برمبنای پیشروها یا نیازهای ناآگاهانه از تمام رفتارهای ویژه. افراد ژست ها و دیگر رفتارهای وادین، معلمان و حتی هنرپیشه های فیلم ها را اکتساب و تقلید می کنند.

برخی سرنخ های غیر کلامی سمبل تمایلات، امیدها و ضرورت های ناآگاهانه هستند، اما شاید بسیاریشان اینطور نباشند.

[gap height=”25″]

۲)قدرت (ارتباط زبانی همیشه قدرتمند تر است)

خواندن جملاتی مثل: “هفتاد درصد قدرت یک پیام بطور غیرکلامی فرستاده می شود”

یا  “این چیری نیست که می گویید، بلکه راهی است که حرف می زنید”، متداول نیست.

ارتباط بدنی یک رابطه ی طبیعی با حرف زدن دارد و متخصصان روی این اهمیت تاکید دارند.

ارتباط غیر کلامی در مواقعی می تواند خیلی قوی باشد، مثلا ترور و تجاوز با حالات بدنی بطور موثرتری ارتباط را نشان می دهد، تا با حرف زدن.

درد و عشق را هم می توان با تغییر حالت صورت بیان کرد و یا به کمک بچه هایی که با دامنه ی محدود کلماتشان حرف می زنند.

توانایی در برقراری ارتباطی به شکل غیر کلامی نقطه ی کاملی از چیدمان سالن بازی است.

هنوز کلمات دقت فوق العاده ای دارند.

برای مثال، قدرت شعر را در حرکت دادن افراد درنظر بگیرید.

این دقت کلمات است که تصوری تیز و شفاف و پاسخ هایی پر از احساس و برانگیختگی بوجود می آورد.

به سیاستمداران بگویید که با جادوی غیر کلامیشان نویسندگانشان را تسلیم کنند.

تنها کاریزمای طبیعی و پیام های مهم و هیجان انگیز هستند که می توانند به شکل موفقیت آمیزی دیده شوند.

از تمام کسانی که مثل درمانگرها درباره ی مداوا حرف می زنند، بخواهید که بیشتر به سرنخ های کلامی تکیه کنند تا غیر کلامی:

برعکس، دانش فعال و گفتن یک مساله بعنوان اولین گام برای احیا شدن موضوع دیده می شود.

بعلاوه،

برای مثال اگر کسی برای برقراری ارتباط از ژست استفاده کند، ظاهرا ژست های خیلی کمی درمقایسه با حرف ها وجود دارد.

قدرت ارتباط بدنی بطور مقدماتی برمبنای این واقعیت است که اغلب از وضعیت فیزیولوژیک افراد چیزهایی به ما می گوید که بخاطر تغییر درسیستم عصبی مرکزی است.

قطعا احساسات شدیدی مثل خشم بروز داده می شود، هرچند هم شخص با دقت سعی کند که آن را مخفی کند.

[gap height=”25”]

با مولفه های زبان بدن آشنا شوید

[gap height=”25″]

تحریک شدن جنسی را به سختی می توان پنهان کرد.

در هر حال این حالات فیزیولوژیک همیشه تعریفی از شدت های احساسی هستند که در زندگی روزانه متدوال نمی باشند.

زبان بدن می تواند با فریاد اعلام شود و یا با ظرافت همراه باشد.

اما کسانی که ادعا می کنند این زبان بسیار قوی است، باید سعی کنند پیام های غیر کلامی نسبتاً ساده را به شکل زیر به غریبه ها بفرستند:

“بسیار ممنونم.”، “کلا مخالفم”، و “فکر می کنم برایتان خیلی خوشحالم.”

[gap height=”25″]

۳)قابلیت کنترل (می توانیم تمام پیام هایی را که می فرستیم، کنترل نماییم)

برخی رفتارهای غیر کلامی مثل ژست و لمس کردن بطور طبیعی قابل کنترل هستند،

درحالیکه بقیه ی رفتارها مثل عرق کردن و جمع شدن مردمک چشم اینطور نیستند.

مردم اکثراً سعی دارند نشانه های اضطراب و انگیزه های خاصشان (خوشایندهای جنسی) را پنهان کنند، اما نمی توانند.

بیشتر افراد در مکالمه هایشان از حرکات دست و پای خودشان آگاه نیستند تا بتوانند آنها را کنترل کنند.

آنها از تغییرات کوچک در وضعیت بدن و حالات ریز صورتشان هنگام گفتن چیزهای خاص آگاه نیستند.

وقتی این رفتار از طریق فیلم ویدئویی دیده می شوند، دیدن و درک معانیشان به طرز عجیبی ساده می شود.

وقتی یک هنر پیشه رفتار خودش را مشاهده می کند، آگاهی اش از رفتارش افزایش پیدا می کند.

بطور طبیعی، برخی افراد سعی می کنند که رفتار غیرکلامیشان را کنترل کنند.

هنر پیشه های روی سن مجبورند که ترس، لعنت و شور و اشتیاقشان را نشان دهند.

آنها یاد گرفته اند که اغلب به کمک میکاپ علائم قابل تشخیص خاصی را برای این احساسات نشان دهند.

اما بیشتر ما چنین شانسی نداریم.

و بیشتر سعی می کنیم که احساساتمان را کنترل کنیم،

بخصوص اگر بخواهیم احساسات قوی را سرکوب کنیم، بیشتر بصورت غیر کلامی بروز داده می شوند.

[gap height=”25″]

۴)می توانید مردم را مثل یک کتاب بخوانید (با کد گذاری زبان غیر کلامی که کار ساده ای است)

جنبه های سوتفاهمی زیادی در این مقیاس وجود دارد.

کتاب ها واضح هستند و مردم نه.

بیشتر بینندگان می دانند که وقتی دو نفر در حال حرف زدن هستند، هرکدام سعی می کنند که زبان بدن آن یکی را بخوانند.

اگرچه این خواندن اغلب مکانیزم پشتیبانی سودمندی است، سعی نمی کند که رفتار طرف مقابل را حدس بزند.

ادعای کنجکاوانه ی بسیاری از کتاب های معروف این است که خواندن همزمان تکنیک های دیگران ممکن است،

اما مخفی کردن تکنیک های خود برای پی بردن به رمز و راز دیگران نوعی رو کردن دست حریف در بازی پوکر است.

متخصصان در این حوزه از ارتباط غیر کلامی در این نقطه متفاوت عمل می کنند.

محققان به ما می گویند که چنین مطالعات دو سو کوری مشکلات زیادی در اجرا دارند،

حتی اگر برای بسیاری از افراد ممکن نباشند.

پنهان کردن احساسات خود در حال خواندن احساسات و ذهن طرف مقابل یعنی شخص در یک زمان در حال انجام دو کار است و در این صورت شخص منابع توجهش را به دو قسمت کرده است.

محققان با ترفند می توانند دروغ گفتن را تشخیص بدهند.

این موضوع نیاز به اطلاعات لازم دارد تا بتوان تاییدکرد که فرد دروغ می گوید و یا برون گراست و یا شایستگی در این حوزه را ندارد.

در یادگیری هر زبانی، مهارت ها و جنبه های بیشتری برای یادگیری لازم است و این امر برای زبان بدن هم درست است .

هنوز هم تحقیقاتی جدی در این حوزه انجام خواهد شد.

رشد تکنولوژی جدید در علوم بصری و تئوری در سال های اخیر در جهت این تحقیق کلی گام برخواهد داشت.

در این مقاله به زبان بدن چیست؟ پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
چگونه از طریق زبان بدن ارتباط برقرار کنیم

چگونه از طریق زبان بدن ارتباط برقرار کنیم

, , ,

چگونه از طریق زبان بدن ارتباط برقرار کنیم

در این مقاله به چگونه از طریق زبان بدن ارتباط برقرار کنیم می پردازیم که ترجمه مقاله ای با عنوان How We Communicate Through Body Language می باشد

به عنوان کسی که تا کنون برای نشان دادن کسی از انگشتش استفاده می کرده،

می توانم بگویم که ارتباط غیر کلامی بسیار واضح و آگاهانه است.

اما گاهی وقتی دیگران می گویند”اینجوری نگاهم نکن”، و شما جواب می دهید”چجوری نگاهت نکنم؟”،

ماهیت احساس اعتماد به نفسی را که پنهان کرده اید، خوب می دانید.

مثلاً دور لبتان را می لیسید تا نشان دهید که غذایی که هسرتان پخته خیلی لذیذ است،

اما ممکن است باز هم کسی بپرسد

“چی؟ ازش خوشت نیامد؟”

[gap height=”25″]

چگونه از طریق زبان بدن ارتباط برقرار کنیم

[gap height=”25″]

دانشمندان اهمیت زیادی برای ظرفیت انسان و زبانی که با آن حرف می زند، قائلند.

اما ما ارتباط غیر کلامی را هم موازی با این زبان داریم که دقیق تر از کلمات به زبان آورده شده اند و گاهی در پیوند با آنها می باشند.

اگر نگوییم همه، وقتی بیشتر علائم غیر کلامی و خوانش این علائم به شکل اتوماتیک و خارج از آگاهی کنجکاوانه ی ما و بدون کنترل انجام می گیرد،

و فقط سرنخ هایی غیر کلامی دارد، می توانیم با حجم زیادی ازاطلاعات درباره ی خودمان و وضعیت ذهنی و روحیمان سروکار داشته باشیم.

ژست هایی که می گیریم،

موقعیتی که بدنمان را در آن حفظ می کنیم،

حالت صورت و کیفیت غیرکلامی حرف زدنمان همگی دیدگاهمان را نشان می دهند.

ارتباط غیرکلامی زبان اجتماعی را می سازد که به شیوه هایی بسیار غنی تر و اساسی تر از کلمات و حرف هایمان است.

حسگرهای غیر کلامی ما آنقدر قدرتمند هستند که فقط حرکت هایی را با زبان بدن مرتبط می دانند،

که منهای حرکت واقعی بدن است و به حد کافی در بدنمان وجود دارد

که توانایی دریافت دقیق حرکت ها را به ما بدهد.

[gap height=”25″]

دوره غیر حضوری مذاکره تلفنی را از دست ندهید

[gap height=”25″]

برای مثال محققان ویدئو کلیپ هایی از شرکت کنندگانی گرفته اند که چراغ های بسیار کوچکی را به قسمت های کلیدی بدنشان متصل کرده بودند.

در این تحقیقات، وقتی شرکت کنندگان بی حرکت ایستاده اند، حسگرها حس مجموعه ی بی معنایی از نقاط را نشان دادند.

اما وقتی تکان خوردند، مشاهده کنندگان توانستند حجم زیادی از اطلاعات را از چراغ های در حال حرکت دریافت کنند.

آنها توانستند روی جنسیت، و حتی هویت افرادی که می شناختند، فقط از منظر خود قضاوت کنند.

وقتی شرکت کنندگان بازیگر، مقلو و یا رقصنده بودند، و از آنها خواسته می شد که به شیوه ای حرکت کنند که احساسات اصلی را نشان دهد، مشاهده کنندگان مشکلی در تفکیک شکل این احساسات نداشتند.

ما بطور روتین در مبادله های غیر کلامی شرکت می کنیم و چه بسا گاهی خودمان از کاری که داریم انجام می دهیم، آگاه نیستیم.

برای مثال، در تماس با جنس مخالف، شرط می بندم که در سینمای منهتن اگر یک نظر سنج مرد به پسرهایی که صف بسته اند تا بلیط بخرند، نزدیک شود، تعداد کمی از افراد توی صف از حضور ناظر در کنارشان احساس ناخوشایند و تهدید شدن پیدا می کنند.

هین اتفاق را در یک آخر هفته ی پاییزی در یک محله ی متوسط در منهتن در نظر بگیرید.

همه ی کسانی که به شما نزدیک می شوند، زوج هستند و توی صف منتظرند تا بلیط سینما بخرند.

این آزمایش در دو تیم کار کرد.

اعضای یک تیم از فاصله ی کوتاه مشاهده شدند و در تیم دیگر به زنان در این زوج ها نزدیک می شد و از آنها می پرسید که آیا دوست دارند به چند سوال نظر سنجی جواب دهند.

از بعضی زنان سوالاتی خنثی پرسیده می شد، مثل “شهر مورد علاقه تان کدام است و چرا؟”

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

از بقیه سوالاتی شخصی مثل “خجالت آورترین خاطره ی کودکیتان چیست؟” پرسیده شد.

محققان امتحان کردند که آیا این سوالات شخصی تر رابطه شان را با دوست پسرشان بیشتر تهدید می کند

و یا حس نزدیکی بیشتر به آنها می دهد.

دوست پسرها چه پاسخی دادند؟

برخلاف بابون نر که وقتی دید نر دیگری توی گروه به جفت ماده اش خیلی نزدیک شده، شروع به جنگیدن با او کرد، دوست پسرها هیچ رفتار پرخاشگرانه ای از خود نشان ندادند.

آنها فقط سرنخ های غیر کلامی خاصی ازخود نشان دادند.

دانشمندان دریافته اند که وقتی مصاحبه کنندگان تهدید آمیز رفتار نکنند، چه مرد سوال شخصی بپرسد و چه زن،

مردها در زوج ها هم به او پاسخ می دهند.

اما اگر مصاحبه کننده مردی باشد که سوالات شخصی می پرسد، دوست پسرها با سرنخ های غیر کلامی سعی می کنند ارتباطشان را با زنان یادآور شوند.

مثلاً به شریکشان نزدیک تر می شوند و وقتی او دارد با مردهای دیگر حرف می زند، به چشم های او نگاه می کنند.

بی تردید مردان بطور ناخودآگاه نیاز به دفاع از رابطه شان در مقابل مصاحبه کننده ی مودب را پیدا می کنند،

اما حتی اگر لحظه ای حس دفاعی بابون در آنها پیدا شود،

به شیوه های شخصی و نهفته ی درونی و مردانه واکنش نشان می دهند.

یکی از عجیب ترین اشکال ارتباط غیر کلامی روشی است که بطور اتوماتیک زمانی را صرف نگاه کردن به چشمان شخص دیگری می کنیم

تا موقعیت اجتماعی نسبیمان را نشان دهیم.

این کار غیر عمدی به نظر می رسد، چون برخی افراد دوست دارند که به چشمان دیگران نگاه کنند،

درحالیکه برخی دیگر تمایل دارند وقتی با مدیرشان و یا کسی که یک بسته خوراک مرغ را توی خواروبارفروشی توی کیفشان انداخته، حرف می زنند،

همیشه به جای دیگری نگاه کنند.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

[gap height=”25″]

پس چطور می توانیم زل زدن را به برتری اجتماعی ربط بدهیم؟

در کل ما تمایل نداریم به کسی که دارد حرف می زند، زل بزنیم.

اما وقتی قرار است در نقش شنونده و سخنران رفتارمان را تنظیم کنیم،

باید به شخص سخنگو نگاه کنیم.

روانشناسان می توانند رفتار را با یک سنجش تک کمیتی دسته بندی کنند

و داده هایی که با استفاده از این سنجش ها می سازند، بسیار قابل توجه است.

در اینجا نشان می دهیم که این روش چطور کار می کند:

درصد زمان هایی را که هنگام صحبت کردن با کسی به چشم هایش نگاه می کنید، حساب کنید

و آن را به درصد زمان هایی که هنگام حرف زدن او، به چشم هایش نگاه می کنید، تقسیم کنید.

برای مثال،

اگر مهم نیست که چه کسی دارد حرف می زند، این درصد زمانی ها یکی است و نسبتشان یک می شود.

اما اگر هنگام حرف زدنتان بیشتر از هنگام شنیدن به او نگاه کرده اید، این نسبت کمتر از یک می شود

و اگر هنگام حرف زدن کمتر از شنیدن به او نگاه کنید، نسبت بیشتر از یک است.

روانشناسان کشف کرده اند که این مقدار، یک آمار آشکار کننده است.

و به آن نسبت برتری بصری می گویند.

این نسبت، موقعیت شما را در سلسله مراتب برتری اجتماعی نسبت به شریک مکالمه تان نشان می دهد.

نسبت برتری بصری نزدیک به یک یا بزرگتر، مشخصه ی افرادی است که برتری اجتماعی نسبتاً بالایی دارند.

نسبت برتری بصری کمتر از یک مشخصه ی پایین بودن سلسله مراتب برتری است.

بعبارت دیگر،

اگر نسبت برتری بصری شما یک یا بیشتر باشد، شاید شما یک رئیس باشید.

اگر حدود ۰٫۶ باشد، شاید زیر دست باشید.

ذهن ناخودآگاه ما را به سرویس های عجیب زیادی مجهز می کند و شاهکارهای زیادی انجام می دهد.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

اما این یک مورد کمک زیادی به ما نمی کند.

آنچه درباره ی داده ها بسیار ارزشمند است، فقط نوع زل زدن به دیگران و یا سلسله مراتب های موقعیتی نیست، و در این باره باید دقت زیادی بکنیم.

در اینجا نمونه ای از داده ها آورده شده است:

هنگام صحبت کردن با همدیگر، کارمندان ROTC نسبت ۱٫۰۶ را نشان دادند،

درحالیکه کاردان های همانجا هنگام صحبت کردن با کارمندان نسبت ۰٫۶۱ را نشان دادند.

و فارغ التحصیلان یک رشته ی روانشناسی مقدماتی هنگام صحبت کردن با کسی که دیپلم دبیرستانش را گرفته

و قصد ندارد به دانشگاه برود،

نسبت ۰٫۹۲ را نشان دادند.

درحالیکه ۰٫۵۹ را هنگام صحبت کردن با یک دانشجوی محترم شیمی که در دانشکده ی پزشکی پذیرفته شده، نشان دادند.

مردان متخصصی که با زنان درباره ی حوزه ی خود صحبت می کردند، نسبت ۰٫۹۸ را نشان دادند

و وقتی با آنها درباره ی موضوعات زنانه حرف می زدند، این نسبت به ۰٫۶۱ رسید.

کارشناسان زن در صحبت کردن با مردان غیر کارشناس نسبت ۱٫۰۴ و زنان غیر کارشناس در صحبت کردن با مردان کارشناس نسبت ۰٫۵۴ را نشان دادند.

همه ی این مطالعات در آمریکا انجام شد.

شاید این اعداد در هر فرهنگی فرق کند، اما این پدیده زیاد فرق ندارد.

در هر فرهنگی که باشید، وقتی افراد ناخودآگاه این علائم را شناسایی می کنند، با نگاه آگاهانه و یا نگاه کردن به دیگران در یک مکالمه، احساستان را تنظیم می کنید.

برای مثال،

در یک کار، هنگام حرف زدن با رئیستان، یا مذاکره بر سر یک معامله ی تجاری، فرستادن سطح خاصی از علائم مفید است،

اما میزانش به شرایط بستگی دارد.

در یک مصاحبه ی شغلی، اگر در آن کار نیاز به رهبری وجود داشته باشد، نشان دادن حالت تسلیم زیاد راهکار بدی است.

[gap height=”25″]

مقاله آموزش مذاکره را از دست ندهید

[gap height=”25″]

اما اگر مصاحبه کننده خیلی نامطمئن به نظر برسد، نمایش خوشایند حس تسلیم پذیری شاید بد نباشد و نظر او را نسبت به شما تعدیل کند.

یک نماینده ی بسیار موفق هالیوود که می شناسمش، یک بار به من گفت برخی نکات را فقط توی مذاکرات تلفنی می گوید که در این حالت نیازی به تماس چشمی با طرف مقابل نیست.

تا زمانی که بچه ها به سن مدرسه برسند،

برایشان تقویم های اجتماعی ای وجود دارد که درآن برخی دارند وقتشان را صرف توپ بازی روی پشت بام می کنند.

یکی از عوامل اصلی، حتی در سنین اولیه ی زندگی ایجاد حس های ناشی از سرنخ های غیر کلامی در بچه هاست.

برای مثال،

در یک تحقیق روی ۶۰ بچه ی مهد کودکی،

از بچه ها خواسته شد تا مشخص کنند که سر کلاس قصه، گیم بازی، و یا کار با رنگ و نقاشی کدامیک از همکلاسی هایشان را دوست دارند که کنارشان بنشیند.

بعد آنها را ازنظر توانایی نامگذاری احساسات در ۱۲ عکس از بزرگترها و بچه ها با حالات مختلف صورت، داوری شدند.

دو سنجش بکار رفت.

[gap height=”25″]

مقاله پوکر فیس را از دست ندهید

[gap height=”25″]

محققان دریافتند که انطباقی قوی بین محبوبیت بچه ها و تواناییشان در خواندن احساسات دیگران وجود دارد.

در بزرگسالان، توانایی غیر کلامی در زندگی شخصی و تجاری مزایایی دارد و نقش مهمی در درک گرمی، اعتبار و قدرت متقاعد کنندگی دیگران ایفا می کند.

از آنجاییکه بیشتر بخش های زبان بدن هنوز تحت مطالعه و بررسی قرار نگرفته، اجماع عمومی این است که بازوهای تا شده یعنی به کسی نزدیک شده اید که چیزی به او بگویید.

و اگر دوست داشته باشید چیزی بشنوید، از یک وضعیت بدنی باز استفاده می کنید و حتی ممکن است کمی به جلو خم شوید.

حرکت دادن شانه ها به جلو نفرت، نا امیدی و ترس را نشان می دهد

و فاصله گرفتن زیاد از کسی هنگام صحبت کردن علامت وضعیت اجتماعی پایین است.

شاید این تفاوت ها گاهی اثر کمی روی درک مردم از شما بگذارند،

اما شناخت سرنخ های غیر کلامی یعنی می توانید از سرنخ های آگاهانه در برقراری ارتباط استفاده کنید،

در غیر اینصورت فقط علائم ناخودآگاهتان مد نظر قرار می گیرند.

در این مقاله به چگونه از طریق زبان بدن ارتباط برقرار کنیم پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره توافق نامه ها

مذاکره توافق نامه ها

, ,

مذاکره توافق نامه ها

در این مقاله به مذاکره توافق نامه ها که ترجمه شده مقاله ای با عنوان Negotiating Foreign Currency Exchange Agreements می باشد

چالش دیگر پول خارجی که باعث می شود در مواجهه با آن صورتمان را با اخم به هم بپیچانیم  و سرمان را بخارانیم،

این است که وقتی پول خارجی به راحتی قابل تبدیل نباشد،  شرایط را چطور مدیریت کنیم.

دلیل این مشکل می تواند وضعیت سیاسی در حال نوسان آن کشور باشد.

و یا اینکه شریک خارجی ما سیاست هایی دارد که توانایی شهروندان ما را برای استفاده از تبادلات ارزی کشورش محدود می نماید.

ارزش یک پول با مجموعه ای از قوانین بنام “کنترل تبادل” تنظیم می گردد

تا جریان ارزی بومی و خارجی را  در داخل و خارج از کشور تنظیم نماید.

ملت های دیگر ممکن است اجازه دهند که پولشان فقط به مقدار جزئی قابل تبدیل باشد،

بنابراین پولشان فقط برای معاملات خاص مبادله می گردد.

کشورهایی وجود دارند که استفاده از پول کشورهای دیگر را جرم می دانند و در اینحالت تنها راه برای تبدیل ارزی آنها، قراردادهای مذاکره است

[gap height=”25″]

 

مذاکره توافق نامه ها

[gap height=”25″]

مثال هایی از مشکلات ارزی

مثال ۱:

یک شرکت طرحی را در یک کشور خارجی تنظیم می کند.

و بابت فروش محصولاتش به آن کشور، ارز دریافت می کند.

اما برای سرمایه گذاری در کشور خود، پس از کسر کمیسیون بانک، لازم است که ارز را به پول محلی خودش تبدیل کند.

اگرچه اگر این شرکت بخواهد برای خرید مواد در خارج از کشورش، پول محلی خود را به ارز تبدیل کند، مجبور است که از طریق بانک مرکزی کشور خارجی، یک درخواست بفرستد.

بانک مرکزی ارسال شده ها را بررسی می کند. و ممکن است به این شرکت اجازه ی تبادل سرمایه را بدهد یا ندهد.

نتیجه این می شود که پیمانکار خارجی در جای دیگری برای خرید مواد اولیه به دنبال شرایط مالی جایگزین خواهد گشت.

[gap height=”25″]

مثال ۲:

مشابها، یک شرکت در یک کشور خارجی سود اولیه را از معامله ی قانونی با بانک در کشور محلی اش می برد.

این مشکل مذاکره زمانی رخ می دهد که پول محلی در حال نوسان و رو به افت باشد.

شرکت مجبور می شود که بدون کمک شروع به کار کند،

چون نمی تواند پول محلی اش را به ارز خارجی پایدارتر تبدیل کند تا ضررها را جبران نماید.

چگونه محدودیت های تبادل ارز خارجی را در مذاکره تعیین کنیم

چگونه می توانیم محدودیت های پول یک کشور خارجی را رفع کنیم؟

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را همین حالا مشاهده کنید

[gap height=”25″]

۱)مرحله ی اول، یاد گرفتن قوانین پولی، پیش از شروع مذاکرات است.

با کسانی تماس بگیرید که معاملات اولیه را با آن کشور داشتند.

همچنین باید هشیار باشیم که دولت خارجی می تواند هر زمان که بخواهد، قوانینش را تغییر دهد.

[gap height=”25″]

۲)مذاکره ی معامله ما را قادر می کند که تبادل ارزی داشته باشیم.

برای مثال، بانک مرکزی خارجی می تواند توافق هایی را که برمبنای تکنولوژی سودده هستند و نه برگرفته از فروش الحاقیند، در اولویت قرار دهد.

این کار به ما اجازه می دهد که بر سر انتقال تکنولوژی بجای فروش الحاقی دارایی به توافق برسیم.

این کار به ما اجازه می دهد که به تبادل خارجی دست پیدا کنیم.

وقتی فروش تکنولوژی یا ساخت تجهیزات و یا مواد خام اصلی به شرکت خارجی انجام می گیرد، برخی شرکت ها قیمت هایشان را به حالت شناور نگه می دارند.

آنها این کار را با علم بر قوانین می کنند تا پرداخت هایشان مشمول محدودیت نشود.

[gap height=”25″]

مقاله آموزش مذاکره را از دست ندهید

[gap height=”25″]

۳)مستقیماً نزد قانونگذاران دولتی بروید و با آنها مذاکره کنید تا به نتایج خاصی دست یابید.

ممکن است بتوانیم برای پروژه مان ارز بدست آوریم، بخصوص اگر پروژه ارتباط خاصی با دولت داشته باشد.

ممکن است بتوانیم برای گرفتن سود خاص از یک حساب پس انداز مذاکراتی داشته باشیم که بر خلاف قانون هم نباشد.

[gap height=”25″]

۴)از شرایط بیمه و گارانتی انجمن های خارجی مختلف مطمئن بشوید.

می توانیم از یکی از چند انجمن مالی پیشرو در یک کشور خارجی، بیمه ی سیاسی و یا نامه ای برای گرفتن اعتبار بدست آوریم.

این شکل امتیازات از ما در برابر محدودیت های خارجی که مکالمات پولی را هم محدود می کنند، محافظت می نمایند.

[gap height=”25″]

مذاکره برای توافق با طرف مقابل

یک تکنیک موثر کهنه و قدیمی در مذاکره با سازمان هایی که جریان نقدی محدودی دارند، مذاکره ی خارج از مسائل تجاری است.

این اتفاق با کشورهایی رخ می دهد که تبادل ارزی محدودی داشته و به دنبال توافق با طرف مقابل برای دریافت محصولات و خدمات هستند.

چهار نوع ترتیب در این باره وجود دارد:

[gap height=”25″]

مبادله ی پایاپای:

یک سیستم محترمانه به قدمت تاریخ بشری است.

و تبادل ساده ی یک نوع کالا با کالای دیگر است.

بخاطر پیچیدگی عملکردهای مالی، در دنیای مدرن کمتر استفاده می شود، چون هماهنگ کردن کالا با نیازها کار سختی است.

وقتی سیستم مبادله ی پایاپای مورد استفاده قرار گیرد، شرایط استفاده از تسهیلات شرکت تجاری را تضمین می کنند تا تبادل کالاها صورت پذیرد.

[gap height=”25″]

عکس خرید:

این را موازی با مبادله ی پایاپای هم می دانند.

که متداول ترین سیستم خریدو فروش به شیوه ی پایایای است.

در اینجا دو قرارداد مبادله ی خارجی را بصورت جداگانه شرح می دهیم.

ممکن است یک شرکت با شریک خارجیش برای فروش تکنولوژی برسر پول مذاکره کند، اما به توافق دیگری با شریک خارجی برای بدست آوردن کالا و خدمات در ازای پول برسند.

[gap height=”25″]

افست:

مثل توافق عکس خرید است.

فقط تبادل تجاریش با پول است.

مثلا شرکت سازنده وافق می کند که درصدی از کالاها و خدمات تحت مذاکره را از یک شریک خارجی بخرد که محصولاتی مرتبط با او را می سازد.

این می تواند به شکل دانش جزئی یا خاص بکار رفته در ساخت محصول فروخته شده باشد.

[gap height=”25″]

غرامت:

هم بعنوان بازخرید است و وقتی رخ می دهد که یک طرح ساخت خارجی را می خریم.

ما توافق می کنیم که در ازای خرید طرح با تعداد تعریف شده ای کالا بلافاصله پولش را به فروشنده بدهیم که برای این بلافاصله یک دوره زمانی تعیین می شود.

[gap height=”25″]

خلل و فرج توافقات عکس تجاری

توافقات عکس تجاری هزینه بر و ناکارامد هستند.

مذاکره بر سر توافق می تاواند شامل زمان قابل توجه باشد و کالای مورد نظر هم به سختی با تخفیف قابل توجه فروخته می شود.

یک شرکت به این شیوه با شرکای خارجی ممکن است به توافق برسد.

برخی کشورهای خارجی نیاز به شرکت هایی دارند که درصدد اجرای تجارت با آنها باشند و باید بطور خاص وارد توافقات عکس تجاری شوند.

اگرچه دیدگاه رو به بالایش این است که شرکت می تواند با دسترسی طولانی مدت به مواد و ترکیبات مربوطه، مذاکره کند.

و محصولات را در کشور خارجی بسازد و یا با طرح های کشورهای دیگر آن را بسازد.

[gap height=”25″]

مباحث مذاکره ی عکس تجاری

باید هشیار باشیم که وقتی مذاکره با کشور خارجی بعنوان یک تاکتیک متداول بکار رود،

برای نشان دادن این امر استفاده می شوند که توافق مذاکره شده برای پول است،

اما در مراحل آخر مذاکره توصیه می شود که برای بستن معامله باید وارد توافق عکس تجاری شویم.

یک مبحث بحرانی مذاکره شفاف سازی می کند که توافق عکس تجاری را بعنوان بخشی از ترتیب مذاکره شده نمی بینند.

این موضوع را سریعا روی میز مذاکره بگذارید.

اگر توافق عکس تجاری لازم باشد، وارد شرایطی بنام نسبت غرامت می شود.

این نسبت درصدی است که آنها برای روش ضد فروش از ما انتظار دارند.

دولت خارجی نسبتش را مخفیانه حفظ می کند، اما برای موضوع خاص هم مذاکره می کند.

طرف مقابل ما دوست دارد که از اول با نسبت بالا شروع کند و در اینجاست که مذاکره شروع می شود.

موضوع اثرگذار بر نسبت، با تبادل خارجی موجود برای شریک تجاری خارجی ارتباط دارد.

موضوع کلیدی دیگر، اهمیت نسبی کالاها و خدماتی است که می خواهیم برای توسعه ی کشور بفروشیم.

موضوعات مذاکره متمرکز بر قیمت کالاهای ضدتجاری و کیفیت این کالاها هستند.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را مشاهده کرده اید ؟؟؟

[gap height=”25″]

برای کشور خارجی عجیب نیست که سعی در افت کالاهای ضد تجاری داشته باشد، و نتواند آنها را بفروشد، چون کیفیت پایین تری دارند.

موضوعاتی که پیش از ورود به مذاکرات باید در نظر گرفته شوند.

برای درنظر گرفتن راهکار مذاکره، باید مشخص کنیم که چطور برای توافقات ضد تجاری آماده شویم و برای توافق روی چه کالاهایی خودمان را آماده کنیم.

کالاها را می توان در دسته های زیر تقسیم کرد:

۱)کالاهایی که برای کاربردهای خودمان استفاده می شوند.

۲)مواد اصلی و خاص، البته اگر مطابق قیمت بازار قابل فروش باشند.

۳)محصولاتی که با شرکت صادر کننده مرتبط و قابل فروش باشد.

۴)محصولاتی که ارتباطی با کاربردهای ما ندارند و کمترین مطلوبیت را داشته و سود آفرین نیستند.

[gap height=”25″]

نتیجه گیری

آمادگی خوب و جمع آوری هشمندانه پیش از ورود به مذاکره صد در صد ضروری است.

یک راهکار مذاکره ی با آمادگی  باید بصورت دم دستی ساخته شود تا نشان دهد که چه وقتی برای پذیرش توافق با یک شریک خارجی آماده هستیم.

گزینه های زیادی وجود دارند که باید در ارتباط با شرایط امتحان شوند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
سؤال های هوشمندانه ای را در مذاکرات خود بپرسید

سؤال های هوشمندانه ای را در مذاکرات خود بپرسید

, ,

سؤال های هوشمندانه ای را در مذاکرات خود بپرسید

سؤال های هوشمندانه ای را در مذاکرات خود بپرسید ، نام ترجمه مقاله یا با عنوانAsk Clever Questions In Your Negotiations می باشد.

آیا از انواع مختلف سوالات مذاکره ای استفاده کرده اید و می توانید درباره شان به ما توضیح دهید؟

می توانید بگویید که هر چند وقت یکبار زنجیرتان کشیده می شود تا پاسخ “پرواز به پرواز” را بگیرید؟

پرسیدن سوال روش درستی است و هم علم محسوب می شود و هم هنر.

اگر سوالات را به شیوه ی نادرست بپرسید، ممکن است طرف مقابلتان مثل لاک پشت عمل کند و توی لاک دفاعی فرو برود.

پس آنها را به شیوه ی درست بپرسید تا طرف مقابل “لوبیاها را خرد کند”.

بیایید به برخی از تفاوت های مهم در نحوه ی پرسیدن سوال به شیوه ی درست و سود بردن از آن، نگاهی بیاندازیم.

[gap height=”25″]

سوالات موثر و مفید

سوالات هوشمندانه در مذاکرات را دنبال کنید تا در جهت مطلوبتان به خرید و فروش رسیده و اطلاعات مورد نیازتان را بدست آورید.

[gap height=”25″]

سؤال های هوشمندانه ای را در مذاکرات خود بپرسید

[gap height=”25″]

۱)سوالات انتها باز

اینها یک دسته از سوالات هستند که نیاز به پاسخ جزئی در مذاکره دارند و نمی توان به سادگی با بله یا نه به آنها جواب داد.

این سوالت شامل کلماتی مثل چه کسی، چه، کجا، چه وقت، چرا و چگونه هستند.

پاسخ دهنده جواب جایگزین ندارد، اما باید جزئیات ارائه کند.

مثال: چطور به یک قیمت خاص می رسید؟

[gap height=”25″]

۲)سوالاتی با فرصت باز

این فرم سوالات شخص را دعوت به شراکت و پیشنهاد دیدگاه ها می کنند.

مثال: چگونه به این گزینه ها به دید یک راه حل نگاه می کنید؟

[gap height=”25″]

۳)سوالات پیشرو

همانطور که اسمش نشان می دهد، سعی می کنید که شخصی را به روشی متقاعد کننده به نقطه نظر خودتان راهنمایی کنید.

مثال: با تمام این مزایایی که تعریف کردم، فکر نمی کنید که این بسته برای هر دومان سودمند است و برای هر دو طرف بهترین راه است؟

شکل دیگر سوالات مذاکره ی پیشرو طرف مقابل را دعوت به پر کردن جای خالی می کند.

مثال: پس از اینکه این مدارک را به شما ارائه کردیم، آیا……..؟

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را از دست ندهید

[gap height=”25″]

۴)سوالاتی با کلیدی بودن کم

این هم روشی برای پرسیدن سوال است و نیاز به پاسخ احساسی یا خصمانه ندارد.

مثال: اگر این ویژگی اضافه را انتخاب کنیم، چقدر هزینه ی بیشتر باید بپردازیم؟

[gap height=”25″]

۵)سوالات متوالی

گاهی پرسیدن مجموعه ای از سوالات برای پیش رفتن و رسیدن به نتیجه گیری خاص، راهکار بسیار خوبی است.

عموماً چنین برنامه ریزی ای به شکل پیشرفته ایده ی خوبی می باشد.

مثال: پس از اولین تحویل چقدر طول می کشد که دومین محموله را آماده کنید و برای ما بفرستید؟

[gap height=”25″]

۶)سوال تملقی

روش خوبیست برای تعریف و تمجید از طرف مقابل و گرفتن اطلاعات در یک زمان.

همه به تعریف و تمجیدهای دوستانه، خوب پاسخ می دهند.

مثال: می توانیم از تخصص ویژه و خاص شما برای اضافه کردن چند ورودی به این موضوع خاص استفاده کنیم؟

[gap height=”25″]

۷)سوالاتی با نفوذ عمیق تر

وقتی برای کار با یک شخص به بینشی بهتر نیاز دارید، از این روش استفاده کنید.

مثال: آیا می توانید جزئیات بیشتری را از نحوه ی آنالیزتان از داده ها برای ما بگویید و اینکه چگونه به ایننتیجه رسیدید؟

[gap height=”25″]

مقاله آموزش مذاکره هم بدردتان می خورد

[gap height=”25″]

۸)ترمومتر احساسی

وقتی حس کنید چیزی دارد به شکل زیر سطحی می جوشد، این فرصت بوجود می آید.

می تواند زمان خوبی باشد برای تعیین پاسخ های احساسی معلق که نیاز به مذاکره ی مجدد دارند تا احساسات دیگران را درباره ی موضوع خاصی کنترل کنند.

مثال: درباره ی جنبه های تنظیم این بسته ها چه حسی دارید؟

[gap height=”25″]

سوالات مین های زمینی

اینها سوالاتی هستند که می توانند منجر به پاسخ هایی با احساسات منفی شوند.

اگر در مرحله ی نادرستی از مذاکره پرسیده شوند، طرف مقابل حالت دفاعی گرفته و در پاسخ دادن بصورت پرخاشگرانه حرف می زند.

به هر حال، ممکن است مذاکره بدون اینکه شما قصد داشته باشید خرابش کنید، به شکل بدی تمام شود.

بخصوص در رشته های مهارت مذاکره ی فروش، شرکت کنندگان در استفاده از این نوع تاکتیک های دستکاری تمرین می کنند تا در مذاکرات دنیای واقعی در مواجهه با این موارد شوکه نشوند و برعکس برای پاسخ دادن به آنها آماده باشند.

[gap height=”25″]

۱)پرخاشگری

انواع خاص سوالات می توانند نتایج پرخاشگرانه ای داشته باشند،

بخصوص اگر در مراحل نادرست مذاکره از آنها استفاده شود.

مثال: فکر نمی کنید که خیلی زود دارید با ما هماهنگ می شوید؟

[gap height=”25″]

۲)بارگیری شده

این سبک سوالات بدون توجه به پاسخی که قرار است داده شود، شخص را روی صندلی داغ می نشانند

و بنابراین در موقعیت بسیار دفاعی قرار می دهند.

این سبک بسیار پرخاشگرانه است.

مثال: آیا از من انتظار دارید که باور کنم تنها راه حل قابل قبولتان این است؟

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

۳)ماشه ی احساسی

سوالات خاص می توانند با کمی تحریک و دستکاری منجر به جواب های احساسی بسیار قدرمند شوند. شما بطور نامحدودی میل به افزودن دانش خود برمبنای این سبک سوالات ندارید. چون این سبک شما را زیر پای فرایند می اندازد.

مثال: آیا واقعا فکر می کنید که این طرح مسخره وقتم را نمی گیرد؟

[gap height=”25″]

۴)تحریک کننده

این، یک نوع سوال است که باعث می شود پیش از فکر کردن دهانتان را باز کنید.

همیشه اول فکر کرده و سپس سوال کنید.

هر سوال غیر ویژه ای می تواند مثالی از این مورد باشد.

[gap height=”25″]

۵)ترفندی

اینها سوالاتی هستند که بصورت ناخودآگاه بارگیری شده اند. و راه چاره یا راه های مشابه را نشان می دهند.

مثال: آیا قصد دارید که تقاضای ما را رد کنید یا به توافق خواهید رسید؟

نمی توان گفت که سوالاتی که گاهی بد نامیده می شوند، در واکنش ها و پاسخ های ضروری به حرکت دادن چیزها پاسخی نمی گیرند.

ممکن است این سوالات ریسک داشته باشند و ضرورتا اطلاعات لازم را ندهند،

اما وقتی سعی دارید که شراکت و رابطه ی خوبی را با ارباب رجوع یا عرضه کننده بسازید، می شود به شیوه ی مثبت از آنها استفاده کرد.

[gap height=”25″]

نتیجه گیری

در مذاکره، چه فروشنده باشید و چه خریدار حرفه ای و یا در هر نقش دیگر،

برای بدست آوردن اطلاعات لازم و بهبود معامله و یا نزدیک شدن به آن، لازم است سوالاتی را بپرسید.

بیشتر وقت ها، ما از سوالاتی استفاده می کنیم که طرف مقابلمان حاضر به همکاری با ما شود و برعلیه هم رفتار نکنیم.

مهم است که درباره ی نحوه ی بهترین استفاده از مهارت های ارتباطی برای گرفتن بهترین نتیجه، فکر کنیم.

روشی که در آن سوال می پرسیم، می تواند ابزاری قدرتمند برای نتیجه گیری در مذاکره باشد و برای همین است که می گوییم

“اول فکر کن و بعد حرف بزن”.

در این مقاله به سؤال های هوشمندانه ای را در مذاکرات خود بپرسید پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکرات موقعیتی

مذاکرات موقعیتی

, ,

مذاکرات موقعیتی

در این مقاله به مذاکرات موقعیتی که ترجمه مقاله ای با عنوان How To Succeed When Working With Tactical Negotiators می باشد، می پردازیم.

اولویت بالای مردم در جلسات مذاکره شان، مربوط به مذاکرات موقعیتی و تاکتیکی می باشد.

دانشجویان در اینباره تفاسیری دارند، مثل دوست نداشتن مذاکره.

چون می گویند این کار آنها را وادار می کند که با مردمی سروکار داشته باشند که از تاکتیک های درک شده ی مذاکره استفاده می کنند تا آنها را گول بزنند.

این موضوع بحث برانگیز است و من سعی می کنم برای حل مشکلات به این شیوه به توافق دست پیدا کنم.

این روش ها برای برنده شدن از حقه و کلک استفاده می کنند.

مشکل موجود در این شرایط این است که اول موقعیت ها(چه چیزی را و به چه مقدار می خواهیم) در اولویت هستند

و علایق مذاکره در رده ی دوم اهمیت قرار دارد.

وقتی موقعیت مذاکره بسیار مهم باشد، موضوعات احساسی هم بوجود می آید.

وقتی که مشغول کار با دیگران شویم، احساس شدید رخ می دهد، نه مشکل.

هریک از طرفین در یک موقعیت قفل می شود و بدون انعطاف پذیری یک نبرد با این عنوان ” همه چیز برای من است” رخ می دهد.

چند کار را باید پیش و در حین مذاکره انجام داد تا استفاده از تاکتیک ها کمتر شود:

[gap height=”25″]

مذاکرات موقعیتی

[gap height=”25″]

آماده سازی:

هنگام تدریس مذاکره، از دانشجویان پرسیده می شود که پیش از شروع مذاکره چه برنامه ای دارند.

بندرت پیش آمده که کسی پاسخ دهد که این کار را کرده.

آماده شدن بسیار ضروری است، چون به رسیدن طرفین به علایقشان کمک می کند و باعث می شود که مذاکره کنندگان از علایق طرف مقابل هم آگاه شوند.

سبک های شخصیتی را در نظر بگیرید (اگر آنها را می شناسید) و اینکه چگونه می توان به مذاکره نزدیک شد.

مثلا ممکن است شما بخواهید با یک طرفی کار کنید تا مشکلاتتان حل شود.

البته علایق آنها به نحوه ی رسیدن به خواسته هایشان و همچنین نظر رئیسشان بستگی دارد.

شاید هم فکر کنند که راه حل تنها روشی است که باید درست باشد.

این دو متد کاملا متفاوت از هم هستند.

وقتی احساساتتان دارد بر تفکرتان غلبه می کند، یک برنامه ی بازی می تواند به شما کمک کند تا در موقعیت مناسب قرار گیرید.

بخش بسیار مهم دیگر در برنامه ریزی، انتظار داشتن برخی وقایع است که در صورت نرسیدن به توافق، باید رخ دهند.

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

اگر این موقعیت قوی باشد، مذاکره کننده همیشه می تواند بگوید

“به نظر می رسد که ما نمی توانیم برای با هم کار کردن به توافق برسیم، برای همین ما این پروژه را به شکل داخلی انجام دهیم.”

ترک مذاکره درصورت ضرورت، بخصوص اگر در آن از تاکتیک استفاده شده باشد، می تواند یک پیام قدرتمند را نشان دهد.

این باید آخرین راه حل باشد، نه یک تاکتیک.

مذاکره کنندگان تاکتیکی تمایل ندارند که روابطشان پس از اتمام مذاکره به دردسر بیافتد.

درک شفاف از روابط دو سازمان (به شکل کوتاه مدت یا بلند مدت) مقدار کارایی روش را نشان می دهد.

یادگیری علایق طرف مقابل برای رسیدن به مذاکرات موفق بسیار مهم است.

توانایی مذاکره به شکل تقسیم مشکلات (علایق) در مباحث شخصی همان بحث موقعیتی است که یکی از قویترین مهارت های یک مذاکره کننده است.

این توانایی نیاز به خوب گوش دادن و مهارت های پرسش سوال دارد.

[gap height=”25″]

داشتن شناخت و تفسیر خوب از اهداف طرف مقابل در مذاکره:

برای رسیدن به یک توافق کارامد که هر دو طرف آن را منصفانه بدانند، و بتوانند با حفظ رابطه پس از مذاکره، آن را انجام دهند، باید در اولویت ما باشد.

اگر طرف مقابل به روش تاکتیکی علاقمند نباشد، باید از او بپرسیم که دوست دارد در چه شرایطی باشد.

-درک این موضوع بسیار حیاتی است که شما فقط می توانید این شرایط را تثبیت کنید و نه شرایط دیگر را.

روی اطمینان از این موضوع متمرکز شوید که مذاکره روی هدف کار می کند و مهارت های مذاکره را به طرف مقابل یاد ندهیم.

وقتی طرف مقابل از تکنیک های روانشناسی، تاکتیک و کلک استفاده کند،

می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، تحت کنترل خود درآورید.

ضروری است که بدانید مذاکره کنندگان تاکتیکی کارامد بارها و بارها این مسیر را طی نموده اند.

آنها در اجرای راهکارشان بسیار کارامد عمل می کنند.

در واقع تمام چیزهای ناگهانی و به نظر خوب، می توانند فرایند را تغییر دهند.

اینجاست که توانایی کنترل احساسات و تمرکز روی فرایند، بسیار مهم و بحرانی می شود.

مذاکره کنندگانی که با این شرایط روبرو هستند، برای انجام این دو نوع مذاکره موانعی دارند:

برای موضوع یا موضوعات تحت مذاکره، و فرایند مذاکره.

مذاکره روی نحوه ی اجرای فرایندها یکی از راه های مربوط به تاکتیک است.

  • شما باید توانایی دانستن زمان اجرای تاکتیک را داشته باشید
  • روی استفاده از یک تاکتیک بحث نکنید. ما با حرف زدن روی تاکتیک های خود و نه اشخاص، از تکنیک هجوم شخصی استفاده می کنیم
  • به علایقی که تحت مذاکره قرار گرفته، مراجعه کنید

[gap height=”25″]

یک مثال:

یک مجری بیمه و نماینده ی محلی شرکتش در حال برگزاری جلسه با یک آژانس مهم درباره ی نیاز به محدود شدن نوع خاصی از پوشش بیمه ای هستند.

مجری می داند که آژانس در موقعیت خاصی است،

چون شرکت بیمه یکی از آخرین کسانی است که محدودیت های مشابه دارد.

آژانس امیدوار است که شرکت بیمه به این نوع پوشش ادامه دهد.

رئیس آژانس شخصیت پیشرو و برتری دارد.

اتاق کنفرانس او پر از آینه هاییست که در جداول مستطیلی بلند ساخته شده اند.

خوشش نمی آید که بگوید چه کاری می کند.

دلیل ملاقات مجری بیمه با خودشان را می داند.

آژانس لازم می داند که ملاقات کنندگان را در اتاق کنفرانس ببیند، نه در دفتر عمومی.

نمایندگان شرکت برای ساعت ۹:۳۰ در اتاق کنفرانس قرار گذاشتند.

و در ساعت ۹:۴۵ هنوز منتظر بودند.

ساعت ۹:۵۰ رئیس آژانس رسید و جلسه شروع شد.

عذرخواهی هم نکرد.

[gap height=”25″]

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

مجری گفت:

“خیلی بد است که انقدر دیر داریم شروع می کنیم. من فقط یک ساعت وقت دارم که امروز صبح با شما کار کنم و بعد از آن قرار دیگری داریم. حالا ۴۰ دقیقه اش فقط باقی مانده. امیدوارم که بتوانیم در این زمان باقیمانده به توافق برسیم.”

تاکتیک ها نوشته شد.

اما در هجوم های شخصی (با اینکه گروه مجری بیمه بخاطر شخصیت برتری جوی رئیس آژانس بسیار احساساتی شده بودند) از آن استفاده نشد.

مذاکره کنندگان چگونه می توانند از شرایط خاص استفاده کنند؟

برای مثال، کارهای ناگهانی در جلسه و نه به موقع، شما را مجبور می کنند که روی یک صندلی ناراحت بنشینید

و به دنبال امتیاز بیشتر پس از رسیدن به توافق باشید.

تاکتیک ها و کلک ها می توانند در دسته های زیر تقسیم شوند:

۱- بازی های روانی و هجوم های فردی: با ادغامی از انتقاد شخصی،  ناراحتی در اطراف و تهدیدها (اگر این کار را نکنید، حسابم را مسدود می کنم)

۲- نمایش نادرست اطلاعات و دستکاری آنها.

۳- قدرت موقعیتی، استفاده از تاکتیک ها و فشار آوردن بر سر شما برای مذاکره ی مجدد و گرفتن امتیازهای غیر ضروری، و یا حتی دادن امتیاز پس از نتیجه گیری مذاکره.

[gap height=”25″]

بازی های روانی و انتقاد شخصی

هیچ کس دوست ندارد کسی دوروبرش باشد که مدام به او حمله می کند و باعث ناراحتی اش می شود.

در واقع، این امر می تواند موجب تسلیم شدن در مذاکره شود.

مذاکره کنندگان ماهر و با اعتماد به نفس اجازه ی چنین اتفاقی را نمی دهند.

اگر یک اتاق فضای راحتی نباشد، درخواست تعویضش را بکنید.

چه صندلی باشد، چه اتاق، عوضش کنید.

اگر قبول نکردند، به آنها بگویید که شرایط رضایت بخش نیست (هجوم شخصی نبرید، بگویید آفتاب به چشمم می خورد) و در یک زمان دیگر با هم جلسه خواهیم داشت

تا شاید شانس موفقیت داشته باشیم.

برای مثال، “آیا شما ملزمید که اینجا باشید؟”

یا “به نظر مریض می آیید. خوبید؟”

این جملات نوعی هجوم و حمله هستند.

با گفتن جملاتی مثل “شما مقررات مرا می دانید. می شود ادامه دهیم؟”

یا ” من هرگز بهتر از این نبودم. اما ممنونم که نگران من هستید”

به طرف مقابل بفهمانید که بازی اش را بلدید.

بیشتر مواقع این نوع جملات بازی را تمام می کنند.

تهدید هم تاکتیکی برای گرفتن امتیاز است.

جملاتی مثل” کارم را از اینجا جمع می کنم” در نشان دادن قدرت شخص بسیار متداول است.

[gap height=”25″]

یک مثال

یک عرضه کننده و یک مشتری سعی دارند برای رسیدن به توافق برای رشد تجاری با هم مذاکره کنند.

اگر مشتری ۱۰ درصد رشد فروش را برای سال بعد به عرضه کننده بدهد، مشتری ۲ درصد حق کمیسیون را بعنوان یک شاخص به او می پردازد.

تجارت بحث و چانه زنی بدون مشتری فقط روی ارزش رابطه هاست.

با ادامه ی چانی زنی، تنش هم با مشتری بر سر مطالبات نهایی اش افزایش میابد،

چون او ۴ درصد حق کمیسیون می خواهد و می گوید اگر این مقدار را ندهی، کار تجاری ام را با شخص دیگری انجام خواهد داد.

عرضه کننده جواب می دهد”ما برای رابطه با شما ارزش قائل می شویم نه سوددهی زیاد.

درخواستتان انجام می گردد.

امیدوارم ارزشی را که برای هر دو طرف در این طرح قائل شدیم، درک کنید.

” سپس چون آماده ی مذاکره بود، برنامه ها را نشان داد.

بسیاری از مذاکره کنندگان وقتی در شرایط نامناسب تحت هجوم قرار می گیرند، آن را نادیده گرفته و سعی در حرکت دادن شرایط می کنند.

این نتیجه ی نیازهای مذاکره شده ی تاکتیکی است.

[gap height=”25″]

درک نادرست از حقایق

استفاده در این شرایط کار دشواری است.

و واکنش احساسی ما می تواند چنین خطایی را بوجود آورد.

بیاد داشته باشید که شما نمی توانید شخصی را اصلاح کنید، و فقط می توانید شرایط را تغییر دهید.

موضوع افراد، بحث جداگانه ایست.

اگر نتوانید به طرف مقابل اعتماد کنید، هنوز می توانید با آنها مذاکره نمایید.

آیا از حقایق مربوطه مطلعید و همه چیز را تایید می کنید؟

اگر نتوانستید چیزی را تایید کنید، درباره اش پرس و جو کنید تا زمانی که مطمئن شوید حقایق مربوطه اش دقیق و درست هستند.

اگر اطلاعات بحث برانگیزی وجود دارند، حقایق در دست خود را که دیگران با آن مشکل دارند، ارائه نمایید.

هر زمان که ممکن است، از منابع طرف مقابل بعنوان پشتیبان در جهت مذاکره استفاده کنید.

اگر طرف مقابل خودش را بعنوان تصمیم گیرنده نشان داد و پس از رسیدن به توافق به شما توصیه کرد که “باید اینها ارزیابی شوند”، به یادشان بیاورید که توافق قابل تغییر است و هر یک از طرفین که بخواهد می تواند اصلاحش کند.

اگر طرف مقابل نظارتی برای توافق روی معامله نداشت، معامله معنا ندارد.

این را سریعاً بنویسید.

[gap height=”25”]

قدرت موقعیتی

این تاکتیک ها توسط مذاکره کنندگانی بکار می روند که سعی در تعیین موقعیت طرف مقابل در مذاکره دارند.

آنها طرف مقابل را در موقعیتی قرار می دهند که در مواقع غیر ضروری به او امتیاز ندهند.

این امر در زمانی که مذاکره کنندگان شروع به مذاکره می کنند، بسیار متداول است تا رابطه را نجات دهند، نه سعی در رسیدن به توافق داشته باشند.

[gap height=”25″]

مثالهایی از این نوع تاکتیک:

[gap height=”25″]

شانه خالی کردن:

وقتی بکار می رود که پیشنهادی ارائه شود.

وقتی پیشنهاد اولیه تان خیلی خوب باشد، این امید وجود دارد که چیزی مثل این بگویید” اوه خیلی زیاد است و من فضای کی در اینجا دارم”.

یک پاسخ ساده، شانه خالی کردن است.

چون یک موضوع واقعی مطرح است که بدون استفاده از تاکتیک ها هم می شود رویش مذاکره کرد.

سیب زمینی داغ:

طرف مقابل منتظر می ماند تا دقیقه ی آخر طرحش را معرفی کند و زمانی برای تصمیم گیری دیگر یا آماده شدن ندهد.

در این شرایط  یک وقت تنفس بگیرید.

حتی اگر قرار باشد دست از معامله کشیده شود، این کار را بکنید.

 

ترک جلسه:

یک قدم زدن مختصر و ترک جلسه و برگشت مجدد پشت میز مذاکره را می گویند.

آنها را کمی منتظر بگذارید و پس از آن به بحث و مذاکره ادامه دهید.

نشخوار کننده ها:

پس از بستن معامله برمی گردند تا چند امتیاز دیگر بگیرند.

و می گویند”چیزی را فراموش کرده بودم” یا “چیزی تغییرکرده، می توانید به ما کمک کنید؟”

بهترین راه برای جواب دادن به این شرایط این است که بگویید

“باید قرارداد را دوباره باز کنیم و تمام مفادش را دوباره درنظر بگیریم تا به نتیجه ی رضایت بخش برسیم. ما هم دوست داریم که کمی تغییرش دهیم.”

معمولا این جواب تاکتیک را متوقف می کند.

هرگز برای رها شدن، چیزی را واگذار نکنید.

هیشه در عوضش، چیزی را که برایتان ارزشمند است، بگیرید.

مذاکره کنندگان برچسب تیمی:

این تاکتیک زمانی رخ می دهد که که معامله ای پیشنهاد شود.

برای مثال وقتی شرکتی برای انجام یک کار تجاری درحال مذاکره است و دو تصمیم گیرنده در دو طرف وجود دارند.

نفر اول می گوید”ما می توانیم این کار را بکنیم، اما می توانیم فقط ۵ درصد حق کمیسیون به شما بدهیم”.

مذاکره کننده ی دوم نگاه عجیبی به صورتش می اندازد و می گویید”ما که این کار را بهتراز آن انجام می دهیم. چرا به آنها ۶درصد نمی دهید؟”

در واقعیت آنها ۱۰ درصد پرداخت می کنند و وقتی شما آماده ی مذاکره باشید، می توانید این را چک کنید.

در اینجا امتیاز یک تاکتیک به نظر می رسد و راهی که توصیه می کنیم، گفتن این حرف است

“انگار هر دو طرف مخالف هستید. چطور است که کمی صبر کنید و رویش کار نمایید؟”

اینها چند تاکتیک بودند که در مذاکرات بکار می روند.

در روبارویی با این تاکتیک ها و ترفندها، بسیار مهم است که به چند نکته ی کلیدی توجه کنید.

۱)اگر برای مذاکره آماده اید و برای مذاکره تان برنامه دارید، بهتر است برای معامله، به تاکتیک هم مجهز باشید.

همیشه باید بدانید که قرار است چه بکنید و فرایندتان به کجا خواهد رسید.

و بدانید اگر مذاکره به شکل موفقی پیش نرفت، چه باید کرد.

 

۲)هدف مذاکره کننده بدست آوردن یک توافق کارامد است که برای هر دو طرف، منصفانه باشد.

ما می خواهیم روابطمان را دست نخورده حفظ کنیم.

 

۳)بیاد داشته باشید که می توانید فقط شرایط تحت کنترل را اصلاح کنید، نه اشخاص دیگر را.

تمرکز ما باید روی مساله و فرایندها باشد.

 

۴)یک مذاکره کننده نه تنها به موضوعات تحت مذاکره، بلکه به قوانین زمینه درباره ی فرایندهای مذاکره نیاز دارد.

[gap height=”25″]

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

۵)تشخیص اینکه چه موقع از تاکتیکی استفاده می شود، بسیار مهم است.

تاکتیک های طرف مقابل را شناسایی کنید.

آن را شخصی نکنید (نگویید که داری به من دروغ می گویی).

 

۶)همیشه اعتماد به نفس کافی را برای متوقف کردن فرایند درصورتیکه خوب پیش نمی رود، داشته باشید.

این کار می تواند با یک وقت تنفس انجام شود و یا حتی زمانبندی مجدد برای یک روز دیگر.

 

۷)همیشه بدانید که اگر توافق انجام نشد، چه باید بکنید.

داشتن دانش در زمان استفاده از تاکتیک ها مانع باختن شما در مذاکره می گردد.

بدانید که در کجای رابطه قرار دارید و اگر موفقیت حاصل نشد، چه باید کرد.

بخاطر بدست آمدن توافق به طرف مقابل اجازه ی استفاده از تاکتیک ها را ندهید.

چون این کار به ضررتان تمام می شود.

بیشتر ما مجبوریم که بر یک مبنای منظم بخاطر کالا و خدمات مورد نیازمان در زندگی مذاکره کنیم.

بسیاری از این فرایندها لذت بخش نیستند.

چون ما مجهز به تاکتیک فرایند مذاکره نیستیم.

شناخت تاکتیک ها و نحوه ی سروکار داشتن با آنها با تمرکز و برنامه ریزی جزئی به مذاکره کننده شانس بیشتری برای نتیجه گیری بهتر هر دو طرف را می دهد.

و با اینکار او اعتماد به نفس در کار پیدا می کند. و این از تمرکز روی رفتار طرف مقابل بهتر است.

در آخر، وقتی مذاکره کنندگان تاکتیکی یاد بگیرند که چگونه تاکتیک ها خنثی می شوند، دیگر از آنها استفاده نمی کنند و نتیجه ی کار، بهتر خواهد بود.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
رفتار اخلاقی

رفتار اخلاقی

, , , ,

رفتار اخلاقی

در این مقاله به رفتار اخلاقی می پردازیم که ترجمه مقاله ای با عنوان Practical Ethics: Four Paths To Greater Virtue می باشد

در ادامه مقاله های این شنبه به رفتار اخلاقی می پردازیم.

برای من عجیب نیست که در این زمان که اخلاق و ارزش ها بسیار مد نظر هستند،

افزایش کتاب ها و مقالاتی را شاهد باشیم که بر اهمیت اخلاق و ارزش ها در زندگی روزانه تاکید داشته باشند.

اخلاق، رفتار اخلاقی و در نظر گرفتن مسئولیت فردی برای انجام گزینه های انتخاب شده در زندگی تجاری امروز بسیار مهم تر هم هست.

با حفظ این موضوعات در ذهن، می خواهم نقش اخلاق در کمک به ما برای بدست آوردن استانداردهای بالای رفتاری و سبک مذاکره را شرح دهم.

به این منظور در اینجا چهار ایده ی اصلی را در نظر می گیریم:

[gap height=”25″]

رفتار اخلاقی

[gap height=”25″]

۱)معنی خوب در بیان متدوال چیست و در فرایند تصمیم گیری چه نقشی دارد؟

در تمام کارهای تجاری، باید این سوال را مدنظر داشته باشیم.

عموما خوب برای دیگران، چه مشتری یا کارفرما، چه همسر یا خانواده و غیره نسبت به تمام نیازها و خواسته هایمان در اولویت است.

فکر می کنم که همه مان قبول داریم که گاهی در کارهای تجاری، نفسمان بر عملکرد خوب تجاری و ساخت روابط خوب، اولویت دارد.

نفس می تواند به شیوه ی درست خدمات لازم را فراهم آورد.

اگر مشغول کار تجاری برای خود هستیم و یا از هدایا و استعدادهایمان برای ایجاد تفاوت در زندگی استفاده می کنیم، باید این سوال را از خودمان بپرسیم.

وقتی نفس ما (مثل نیازمان) در راه گرفتن خدمات قرار بگیرد، نمی تواند خیلی خوب باقی بماند.

در هر کار تجاری، گسترش کلمات و نحوه ی تقابل ما با این اتفاق می تواند به شهرتمان صدمه بزند.

بنابراین تمرکز روی دیگران بعنوان عامل مرکزی در بدست آوردن تعادل اخلاقی بسیار مهم است،

[gap height=”25″]

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

حال چه بین خودمان در نظر گرفته شود و یا متخصصین حرفه ای و یا حتی در معامله ای با مشتریان. این سوال حتما باید پرسیده شود:

“چه کاری می توانم برایت انجام دهم تا با من همکاری کنی؟”

این سوال ساده در زندگی ما تعبیر به دادن می شود، نه گرفتن.

اما هر اندازه که بدهید، به همان اندازه می گیرید.

هرگز نمی توانیم احساسات، نیازها و نگرانی های دیگران را به اندازه ی خودمان درک کنیم.

قبل از تصمیم گیری، لازم است که این مفهوم خوب بودن را در نظر بگیریم.

[gap height=”25″]

۲)اهمیت مرکزی خردورزی جمعی

به نظر می رسد که در دنیای تجاری امروز، گاهی تمایل داریم که روی دیدن تصویری بزرگتر بسیار متمرکز شویم.

ضروری است که شیوه را فقط به شکل شیوه و روش را فقط به شکل روش ببینیم،

البته اگر مطمئن نباشیم که چیزی که می خواهیم انجامش دهیم، اخلاقی، خاص و قابل قبول برای همکاران، دوستان و کسانی باشد که آنها را می شناسیم

و در کارمان از آنها بهره می بریم.

ما باید کسانی را در اطرافمان داشته باشیم که دستور کاری غیر از دستور کار ما نداشته باشند.

چه موافق باشیم، چه مخالف، این نوع توصیه ها در کمک به عبور از این مسیر ارزشمند نیستند.

[gap height=”25″]

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

[gap height=”25″]

ما باید نسبت به دیدگاه ، صداقت و دل مشغولی های دیگران ذهن بازی داشته باشیم تا موفق شویم.

موضوعات و سوالات اخلاقی و شرایط با استفاده از خرد افراد دیگری که مورد علاقه مان هستند، به آسانی حل می شود.

قطعا این روش منحنی یادگیری را قطع کرده و در تمرکزمان برای کارها، نتیجه ی بهتری می دهد.

اگر به همه ی اینها فکر کنیم، می بینیم که عده ی معدودی از ما می توانند خودشان را از دست مشکلات مالی و زمانی و کای و انواع دردها نجات دهند

و بهتر است که از دیگران بعنوان یک ورودی در کارهایمان استفاده کنیم.

[gap height=”25″]

۳)رفتار درست خویش و ارزش هایمان

بگذارید بگویم که تفسیر این جمله این نیست که آنچه فکر می کنم و حس می کنم،

همیشه درست است و می توان آن را درست قضاوت نمود.

اما ما مجموعه کلی همه ی رفتارمان در طول زندگی هستیم.

همه ی افراد، تجربیات، روابط و غیره که متاثر از سیستم ارزشی ما هستند،

بخشی از ما می باشند و باید در تصمیم گیری هایمان نقش داشته باشند.

این تاثیرات چه مذهبی باشد و چه اخلاقی یا سیاسی و یا فرهنگی، نقش مرکزی در رشد و توسعه ی کسی دارد که یه فرد دیده می شود، نه یک شخص تجاری.

سفر زندگی به این نقطه ما را به درک، نظرات، ارزش ها و روش هایی رهنمون می شود که بعنوان یک فرد جهت گیری کنیم

و سازوبرگ خودمان را در بنای یک کار تجاری داشته باشیم.

اگر این سفر اثر مثبتی داشته باشد، باید آن را درست بدانیم.

اگرچه، اگر برخی اثراتش منفی باشد، ما را در جهت تعیین این امر تغییر خواهد داد که از این مسیر پیروی بکنیم یا نه

و اینکه آیا به کنترل نظرات برای رسیدن به مسیری پربار تر نیاز داریم یا نه.

[gap height=”25″]

 مقاله زبان بدن را از دست ندهید

[gap height=”25″]

بطور عمومی، باید برای ضرورت حفظ ارزش ها، حتی با تغییر متغیرها روی درستی اصرار داشته باشیم.

برای مثال، قانون اساسی ایالت متحده ضرورت قانون است.

و چگونگی استفاده از آن، متغیر است.

به همین دلیل، تمام کارهای تجاری به کد اخلاقی نیاز دارند.

لازم است که افراد ضرورت را طوری بشناسند که بتوانند از آن استفاده کنند.

همه از درستی خودشان حرف می زنند، اما این حرف ها همه چیز را به شکل درست در نمی آورد.

ما باید ارزش هایمان را لمس کنیم و دری به سوی واقعیت هایی باز کنیم که مطلق نیستند

و در مواقعی لازم است ارزیابی مجددی شوند و حتی شاید به جهت گیری جدید نیاز داشته باشند.

[gap height=”25″]

۴)همیشه از خلاهای اخلاقی آگاه باشید

خلا اخلاقی چیست؟

خلا چیزیست که من آن را فاصله ی درست و غلط بودن می دانم و فکر می کنم که در نظر داشتنش باعث موفقیت می شود.

اگرچه وقتی پای تجارت به میان می آید، بیشتر افراد درست را از غلط می شناسند.

و گاهی مصالحه ی این ارزش ها، وسوسه ی واقعی را موجب می شود.

این خلا در هر شرایطی وجود دارد، بخصوص در تجارت.

و شامل نحوه ی کار کردنمان با مشتری، کارمندان، همکاران و حتی خانواده است.

همه برخی افراد را برای انجام کار تجاری ترجیح می دهند و یا مبنایی برای مهم بودن موضوعات در کار تجاری دارند.

چالش واقعی، کوچک کردن اندازه ی این خلا است، نه ریشه کردنش.

چطور می توانیم این کار را بکنیم؟

ما باید ارزش ها و اصول کاری را با ارزش ها و اصول شخصی خود تمایز بدهیم و مطابق هر یک از آنها گام برداریم.

اگرچه می توانیم مسیری مثبت یا منفی را برمبنای ارزش ها و اثرشان بر شرایط اطرافمان دنبال نماییم.

مردم باید در آنالیز ارزش ها و اخلاق به آرامی حرکت کنند و سپس انتخاب کنند که بهتر است کدام مسیر را دنبال نمایند.

اگر این۴ مسیر را در مواجهه با شرایط پر کشمکش و اخلاقی توی ذهن داشته باشیم، شاید کمکی به ما نکنند، اما جهت درست را به ما نشان داده و کمکمان می کنند تا بهترین تصمیم ممکن را بگیریم.

در این مقاله به رفتار اخلاقی پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید