موقعیت های دست

موقعیت های دست

, , ,

موقعیت های دست

در این مقاله به موقعیت های دست می پردازیم.
این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Hand Positions می باشد.

در این مقاله به درباره ی نحوه ی ساختن مانع و محافظت دربرابر ناامنیتی توسط دست ها حرف خواهیم زد.

با معروف ترین حالت ها و انواعشان شروع خواهیم کرد:

 

دست ها به پشت زده شده

این موقعیت دست بخشی از زبان دفاعی بدن است.
تا کردن دست ها از ما در برابر تهدیدات فیزیکی و احساسی حفاظت می کند.
و شما را ایمن نگاه می دارد،
اما در همین زمان مانع ارتباط با دیگران هم می گردد.

همانطور که می دانیم، مسدود کردن ارتباط به ندرت چیز خوبی برای ساختن روابط دوستانه محسوب می گردد.
اینطوری ظاهری خصمانه را در برابر دیگران و ایده هایشان نشان می دهید.
حتی اگر چنین قصدی نداشته باشید.

 

موقعیت های دست

 

انواع مختلفی از بستن دست ها وجود دارند و هر کدامشان نظر متفاوتی را نشان می دهد،
مثل:

  • تا کردن دست ها با مشت گره کرده حالت دفاعی را نشان می دهد و می تواند موقعیت پرخاشگرانه ی دست محسوب شود که آماده ی ضربه زدن با مشت است
  • اگر خودتان را محکم بغل کرده باشید، علامت تنش است و انگار شخص فریز شده است
  • بازوهای تا شده به صورتیکه یکی از دست ها روی آن یکی قرار گرفته باشد، بخشی از فرایند باز شدن را نشان می دهد و می تواند یک مانع موقتی محسوب شود که با شکستن کامل یخ، می تواند برطرف شود
  • بستن یکی از دست ها در جلوی بدن ژست زنانه و یا تسلیم پذیر محسوب می گردد. این ژست، تهدید آمیز یا پرخاشگرانه نیست، اما هنوز رفتار سرکوبگرانه را نشان می دهد

تا کردن دست ها راهی برای نشان دادن نظرات محکم و غیر مذاکره ای هم هست.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

برای مثال،
افراد لاف زن زیاد از این ژست استفاده می کنند که نشان دهند وقت زیادی برای حرف زدن با شما ندارند.
زبان بسته ی بدن در واقع نشانگر ذهن بسته است.

اگر از روی عادت،
دست هایتان را به شکل ضربدری می بندید،
بیاد داشته باشید که ممکن است این ژست برایتان راحت باشد،
اما تصاویری منفی برای دیگران می فرستد و باید معمولا از این ژست اجتناب شود.

 

دست ها در جلوی بدن قفل شوند

مردم اغلب وقتی احساس عدم امنیت و یا عصبانیت کنند،
از این ژست استفاده می کنند
و گویی دارند از منطقه ی جنسی زنانه یا مردانه شان حفاظت می کنند.

مثل تا کردن دست که حالت دفاعی را نشان می دهد،
این ژست هم شاید معنایی داشته باشد،
اما میزان پرخاشگری در آن کمتر و آسیب پذیریش بیشتر است.

بعلاوه پیام منفی تسلیم پذیری، خجالت، و شاید هم بی گناهی را انتقال کند.
اگر می خواهید قاطع و تصمیم گیرنده دیده شوید،
دست هایتان را توی هم مخفی نکنید.

 

دست ها را توی هم کردن

دست ها را توی هم کردن اغلب اعتماد به نفس یا استقلال نداشتن را منتقل می کند،
در حالیکه اصلا اینطور نیست و نشانه ی نا امیدی و استرس است.
بیاد دارید که چه موقع هنگام حرف زدن دست هایتان را توی هم کرده و پشتتان قرار داده اید؟
این کار، فرمی از محدود کردن و محکم گرفتن خویش است که برای سرکوب کردن تنش ها انجام می شود.

انطباقی بین دست های توی هم و میزان تنش وجود دارد.
اگر دست ها روی میز باشند و تنش زیاد شود،
دست ها به طرف بالا و روبروی صورت و سر قرار می گیرد.

 

مقاله آموزش زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

برای مثال،
اگر در محل کار ایستادید تا با کسی حرف بزنید،
اما طرف مقابل دستش را جلوی بدنش توی هم کرده باشد،
ممکن است حس کنید که الان وقت مناسبی برای حرف زدن با او نیست.
ممکن است وسط چیزی پریده باشید و او علاقمند به حرف زدن با شما نباشد.
این ها موانعی هستند که او با زبان بدنش بوجود آورد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
موقعیت های دست و بازو

موقعیت های دست و بازو

, , ,

موقعیت های دست و بازو

در این مقاله به موقعیت های دست و بازو می پردازیم.
این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Arms and Hand Positions می باشد.
در این مقاله، قصد داریم تا درباره ی دست ها، و بخصوص درباره ی جایی که دست ها را می گذاریم، حرف بزنیم.

آیا دست در زبان بدن جایگاه مهمی دارد؟
و مهم تر اینکه آیا وقتش رسیده که سعی کنیم اینها را یادگرفته و تنظیم نماییم؟

اول به سوال دوم جواب می دهیم.

وسواس داشتن روی اینکه دستتان را کجا بگذارید، نتیجه ی عکس می دهد.

واقعا این موضوع خیلی توی ارتباط مهم نیست.

مگر اینکه….

مگر اینکه شما عادات بدی داشته باشید.

اگر برحسب عادت،
دست هایتان را هنگام راه رفتن می بندید،
اینطور به نظر می رسد که آدم بسته ای هستید و تنش دارید.
و حتی بدتر، ممکن است همین حس را در شما بوجود بیاورد.

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

 

پس ایده ی عمومی این است:
اگر چیزی شکسته نشده، سعی نکنید درستش کنید.
چون برای بهبودش هنوز خیلی راه دارد.
اما اگر کسانی را دیدید که در کنارتان احساس ناراحتی می کنند،
شاید راهی باشد که خودتان را از آنها دور نگه دارید.

هدف دیگرم در این مقاله، دادن یک راهکار، با توجه به تکه دیگر پازل است
یعنی موقعیت های مختلف دست که معانی مختلف دارند
و بستگی به شرایطی دارد که در آن قرار دارید.

 

دست ها را به پشت زدن

این یک ژست ترفندی است که راحتی و استقلال را نشان می دهد.
و یا برعکس، حاکی از اضطراب و تنش است.
تفاوتشان در راهی است که دست ها را در هم فرو برده ایم.

اگر یک دست روی کف دست دیگر و به پشت قرار گرفته باشد،
نشانه ی راحتی و برتری است.
مثل یک ارتشی که هنگام سان دیدن، جلوی گروهانش قدم می زند.
چون احساس امنیت و برتری دارد،
از بدنش برای فرستادن این پیام به سربازان استفاده می نماید.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

اما فرض کنید که استقلالش تحت چالش قرار گیرد
و اعتماد به نفسش را بگیرد و باعث شود که ژستش محکم و بسته تر شود.
اینجاست که دستانش را محکم تر به هم قفل می کند
و انگار دارد خودش را چنگ می اندازد.

خودت را سفت گرفتن” بهترین عبارتی است که می توان برای این حالت بکار برد.

محکم تر گرفتن، یعنی یک دست را روی مچ و حتی آرنج دست دیگر قفل کردن فشار احساسی بیشتر را نشان می دهد.
اگر دکمه های این فرد را محکم فشار دهید،
حالت دفاعی به خودش گرفته و بازوانش را خم می کند.

 

مقاله مذاکره هم احتمالاً بدردتان می خورد

 

مخفی کردن دست ها در پشت،
هم بعنوان ژست فریبنده تصور می شود.
مثل بچه ای که چیزی را دزدکی برداشته و پشتش قایم کرده است.
افراد بزرگسالی که دروغ می گویند
و یا احساس ناراحتی و فریب دادن دارند هم دستشان را توی جیبشان پنهان کرده
و یا سعی می کنند با چیزی بازی کنند.

 

دست ها در دو طرف بدن

این ژست، پایه ای ترین و طبیعی ترین ژست است که دست ها در دو طرف بدن قرار می گیرند.
شاید به نظر خسته کننده بیاید،
اما در ترکیب با دادان سینه به جلو، و صاف نگه داشتن شانه ها و نگه داشتن سر در حالت طبیعی،
اثر منفی یا علائم منفی به همراه ندارد.

این ژست مناسب ماست،
چون متقارن به نظر می رسیم.
و ژستی ساده و خالص است برای اینکه نشان دهیم “من حس خوب و امنیت می کنم.”

اما….

عجیب است که آن را ژست طبیعی بنامیم،
چون بندرت کسی را می بینید که به این شکل ایستاده باشد.
همیشه تمایل داریم که به چیزی لم دهیم و بندرت بدون انجام دادن کاری، دستمان را صاف نگه می داریم.

 

مقاله آموزش زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

اما چرا؟

  • چون وقتی در یک محل عمومی باشیم که افراد غریبه ی زیادی دوروبرمان است، به حد کافی احساس امنیت نمی کنیم
  • چون افکار منفی و نگرانی ها باعث به هم ریختگی می شوند، باید با لمس یا بازی کردن با چیزی خودمان را تسکین دهیم
  • چون به شکل خودآگاهی سعی داریم که از خودمان در برابر وقایع منفی حفاظت کنیم

بطور خلاصه،
در مکان های عمومی و یا در طول کار، ما به دنبال ایجاد راحتی و آسایش هستیم.
فکر ما همیشه در حال کار کردن است و بدنمان چنین فعالیتی را در بیرون از خود نشان می دهد.
اگر سعی کنیم که در چنین وضعیت ترکیبی در وسط یک خیابان شلوغ بایستیم،
ممکن است احساس بسیار وحشتناکی پیدا کنیم.
و در این شرایط آگاهی زیاد به موقعیت بدن و دست هایمان داشته باشیم.
بطور ذاتی، چیزی را برخواهیم داشت و یا دست هایمان را تا خواهیم کرد.

در مقابل تلاش برای آرام بودن،
از انداختن دست ها در دو طرف بدن با کف دست های به سمت خویش استفاده می کنیم.
می توانید کیفی را از دوشتان آویزان کنید تا به شما کمک کند که چیزی در دست داشته باشید.
منظورم این نیست که راه آسان این است که چیزی به دست بگیرید،
اما با تمرین می توانید کنجکاوی تان را نسبت به حرکت دست ها کمتر کرده و به آرامش بیشتری برسید.

پس، در تفسیر زبان بدن، اگر چنین ژستی را دیدیم، چه چیزی می توانیم بگوییم؟
جز این حقیقت که در لحظه، این ژست ها حس خوبی به فرد می دهند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
موقعیت های سر

موقعیت های سر

, , ,

موقعیت های سر

در این مقاله به موقعیت های سر می پردازیم که ترجمه مقاله ای با عنوان Head Positions می باشد.

موقعیت خنثی

بی طرفانه ترین و اصلی ترین موقعیت سر ماست.
بهترین نامزد ژست سر برای عکس گرفتن است.

وقتی سرتان را این مدلی نگاه می دارید، یک حالت مبنا برای زمان حرف زدن درست می کنید که انگار حس برتری یا تسلیم شدن در مقابل کسی را ندارید.
بنابراین بیشتر تقابل ها بین دو نفر با موقعیت برابر،
در این حالت ساخته می شود.

موقعیت بی طرف و خنثی در سر اغلب با اعتماد به نفس همراه است،
اما بدون احساسات منفی می توانید سر را در حالتی قرار دهید که چشم هایتان در یک راستا قرار گیرد
و با این ژست نه برتری خودتان را نسبت به او نشان می دهید و نه تسلیم پذیری تان را.

از آنجایی که بیشتر ما ماهیت رباتیک نداریم،
هرگز نمی توانیم به مدت طولانی سرمان را در یک حالت نگه داریم.
برای همین، همیشه در حال تکان دادن و کج کردن سرمان هستم.
بعلاوه، وقتی چنین حرکت هایی را داشته باشیم،
نشان می دهیم که رابطه را خوب درک نکرده ایم
و یا حواسمان به این ارتباط نیست.
در کل، نداشتن اطلاعات پشتیبان، خودش نوعی اطلاعات پشتیبان است.
در حقیقت، می توانید از این دانش برای رام کردن دیگران استفاده کنید.

 

موقعیت های سر

قدرت زل زدن

این تکنیک شامل بی حرکت نگه داشتن سر و زل زدن سرد و قدرتمند است.
نگاه خیره ی مستقیم و بدون تردید،
با سر ثابت و بی حرکت حس ناراحتی از کسی را که به او خیره شده اید، می رساند.

مثل یک شکارچی که نگاهش را روی شکارش قفل می کند،
مثل مکالمه بین هم سن و سال ها، احساس کمتر و مثل بازجویی شدید،
احساس بیشتری از قدرت به او دست می دهد.
زل زدن قدرتمندانه به کسی دوست نداشتن او را نشان می دهد.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

وقتی می خواهید کسی از حرف زدن دست بکشد،
زل زدن محکم به او ابزار مفیدی برای این کار است.
وقتی سخنگو بفهمد که شما رغبتی به گوش دادن به حرف هایش ندارید،
و یا حتی نظر خصمانه ای نسبت به حرف هایش دارید،
سعی می کند با تکان دادن سر خودش، شما را متقاعد کند (چون ما تمایل داریم که از رفتار دیگران تقلید نماییم).
یا با پرسیدن چند سوال از شما، سعی می کند سرنخی پیدا کند که چه احساسی درباره ی حرف هایش دارید.
در هر حال ارتباط با کسی که سرش را ثابت نگه داشته
و صورت پوکر باز دارد، کار سختی است.

 

سر به طرف پایین

اگر هدفتان همدردی و همدلی با کسی است،
این ژست بهترین چیزی است که می توانید نشان دهید.
بعلاوه، حواستان باشد که برای چه کسی از این ژست استفاده می کنید.
زل زدن در این حالت نوع خطرناکی است
و برتری شما را نشان می دهد که اغلب می تواند منجر به احساس ناراحتی شود.

 

مقاله مذاکره را همین حالا مشاهده کنید

 

نوع دیگر نشان دادن قدرت همسو کردن چشم و سر به شیوه ایست که ابتدا با چشمانتان این سو و آن سو را نگاه کنید
و سپس حرکت سرتان را همسو با جهت زل زدنتان کنید.
مثل آرنولد شوایتزینگر در فیلم ترمیناتور.

 

سر را به طرف پایین کج کردن

سر به طرف پایین تفاسیر زیادی دارد که بیشترشان درباره ی احساسات منفی و یا اعتماد به نفس کم هستند.

بیایید هر کدام از اینها را برای درک بهتر امتحان کنیم:

یک موقعیت دفاعی

پیشانی کمی به طرف جلوست.
چشم ها تنگ شده و نگاه محتاطانه.
وقتی سر کمی به طرف پایین کج شده باشد، انگار دارد از گردن محافظت می کند
و بدن را برای عوارض بعدی آماده می نماید.
مثل گاوی که برای آماده شدن برای نبرد شاخ هایش را جلوی بدنش نگه می دارد.

شروع مذاکره با کسی که بدنش را در حالت دفاعی نگه داشته،
ایده ی بدی است.
شما به نوعی یخ شکنی نیاز خواهید داشت تا بدنش را باز کنید (و درنتیجه ذهنش را).

 

تفکر

مثل نگاه کردن به بالا که حالت تفکری را به ما می رساند،
نگاه کردن به پایین هم همین تفسیر را دارد،
اما معمولاً حس منفی بیشتری را منتقل می کند.

حل مشکلات، غم و نگرانی های عمومی معمولاً با این ژست یعنی کج کردن سر به طرف پایین ارتباط دارند.

 

مقاله زبان بدن را هم مشاهده کنید

 

تسلیم شدن

کج کردن سر به طرف پایین می تواند نشانه ی احترام و تسلیم شدن هم باشد.
انگار شنونده از زل زدن ما فوقش به او در جلسه ترسیده و یا حس خوبی ندارد.
این موضوع در فرهنگ های آمریکای جنوبی یا شرقی بیشتر دیده می شود که
در آن زل زدن به چشم ها بی ادبی محسوب می شود
و مردم سرشان را پایین می اندازند و به گردن طرف مقابل نگاه می کنند.

 

 

نگاه کردن به کف اتاق

تصویری که به ذهن می رسد این است که یک بچه ی در حال تنبیه دارد به حرف والدینش گوش می دهد
و آنها دارند او را سرزنش می کنند.

در این حالت،
شما طرف مقابل مکالمه تان را ناتوان می کنید:
از تماس چشمی استفاده نمی کنید
و صورتتان را توی کف اتاق مخفی می نمایید.
طبیعی است که این اتفاق وقتی می افتد که با شرایط نامطلوبی روبرو باشیم.

کج کردن سر به این شیوه دربچه ها بیشتر از بزرگ ترها دیده می شود،
اما مشخصه ی خجالت و تسلیم شدن هم می باشد.

مثال دیگر:
کسانی که درصدد اجتناب از گداهای خیابانی هستند، سرشان را پایین می اندازند
و از کنارشان دور می شوند.
فرار کردن از دست گداها با این ژست آسان تر از زل زدن توی چشمشان است،
چون در اینصورت نیازی نیست که حس کنید باید به آنها کمک کنید.

 

آیا این ژست حیله گری را هم نشان می دهد؟

می تواند. چون وقتی حرف غیر واقعی یا نادرستی می زنیم،
تنش دروغ گفتن می تواند ما را وادار کند که نگاهمان را به پایین یا دوروبر بیاندازیم.

البته این کار خیلی مرسوم نیست،
چون بیشتر ما می دانیم که این ژست یک فرار سریع است،
اما با اینحال اتفاق می افتد، بخصوص در بچه ها.

رفتار آرام کننده ی دیگر مثل دست گذاشتن روی گردن یا چشمان می تواند چنین حالاتی را تقویت کند.

 

مقاله گوش دادن موثر هم بدردتان می خورد

 

تا کنون چه چیزهایی یاد گرفته ایم؟

در این مقاله خواستم درک شما را با توجه به راه های مختلفی که برای موقعیت سر داریم
و نحوه ی تاثیرشان بر دنیای درونی و اجتماعی شما، بالاتر ببرم.

در این راستا، مثال هایی را با توجه به موقعیت های مختلف سر شرح دادم.
ما بندرت برای مدت طولانی توی یک موقعیت می مانیم.
اما حداقل حالا نقاط مرجعی داریم که می توانیم به آنها تکیه کنیم.
این “بست ها” نشان می دهند که توی سر هر شخص چه می گذرد.
اینها ابزارهایی هستند که طبق نیازها و مشاهدات ما کار می کنند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
حل تعارض

حل تعارض

, , , ,

حل تعارض

در این مقاله به حل تعارض می پردازیم
این مقاله از سری مقالات این شنبه، ترجمه مقاله ای با عنوان Conflict Resolution می باشد.

تعارض ، بخشی اجتناب ناپذیر در کار است.
همه ی ما شرایطی را دیده ایم که در آن، افراد با اهداف و نیازهای مختلف مواجه بوده ایم.
و اغلب شاهد خصومت های شدید شخصی بودیم که می توانند منجر به تعارض شوند.

همانطور که از این مقاله و ویدئو یاد گرفته اید،
این واقعیت که تعارض وجود دارد، ضرورتا چیز بدی نیست.
وقتی این مشکل را به شکل کارامدی حل کنید،
می توانید بسیاری از مشکلات مخفی را هم که روی سطح آمده اند، حل نمایید.

مزایای دیگری هم وجود دارد که ممکن است انتظارش را نداشته باشید:

  • افزایش درک و شناخت: پیشروی در فرایند درک و شناخت آگاهی افراد را افزایش داده و به آنها بینشی می دهد که بدانند چگونه بدون کم ارزش کردن یکدیگر، به اهدافشان برسند
  • انسجام گروهی بهتر: وقتی تعارض را به شکلی کارامد حل کنید، اعضای تیم می توانند احترام دوسویه ی قوی تری را بوجود آورند و به توانایی یکدیگر در کار ایمان بیاورند

اما تعارض می تواند آسیب زننده هم باشد.

و اگر به شکل موثر از آن استفاده نکنید، می تواند به سرعت منجر به ناخوشایندی های شخصی شود
و کار تیمی از هم پاشیده می شود، استعدادها تلف می شوند و افراد کارشان را ترک می کنند.

اگر می خواهید اعضای تیمتان به شکل مفیدی با هم کار کنند،
باید هرچه سریع تر این مسیر رو به پایین را متوقف کنید.
برای این کار، شناخت فرد، فرایند کلیدی برای راه حل های موثر تعارض است: روش منطقی برمبنای علاقه

 

روش منطقی برمبنای علاقه

وقتی تعارض بوجود می آید، تقویت کردنش کار آسانی است
و یا اینکه افراد صدایشان را بالا ببرند و زبان بدنشان حالت پرخاشگرانه و دفاعی پیدا کند.
با استفاده از روش منطقی برمبنای علاقه (IBR) می توان از این رفتار دوری کرد.
راجر فیشر و ویلیام اوری روش IBR را ساخته و آن را در کتابشان، بنام “به سمت بله پیش رفتن” در ۱۹۸۱ چاپ کردند.
آنها می گویند که باید تعارض را با جدا کردن افراد و احساساتشان، از مشکل، حل نمایید.
روش آنها روی ساختن احترام دو طرفه و شناخت هم متمرکز است
و شما را تشویق می کند تا تعارض را به روشی متحدانه و با همکاری، حل نمایید.

این روش، برمبنای این ایده است که نقش شما بعنوان یک مدیر فقط حل کردن تعارض نیست.
بلکه اطمینان از این موضوع است که اعضای تیم احساس احترام و شناخت کنند
و شما به تفاوت ها احترام بگذارید.
ضرورتا، این امر به مدیریت تعارض به روشی متمدنانه و رو به رشد، کمک می کند.

در طول این فرایند، تمرکز شما باید روی رفتار با احترام و مشترک باشد و سعی کنید که دیگران هم همین رفتار را داشته باشند.
اولویت شما، کمک کردن به هریک از طرفین، برای شناخت طرف مقابل و تشویق هر دو طرف برای رسیدن به یک اجماع باشد،
حتی اگر به معنای توافق یا عدم توافق باشد.

 

روش IBR

استفاده از روش IBR به شکل کارامد، می گوید همه ی افرادی که در موضوع نقش دارند،
باید به شکل فعال و با همدلی به موضوع گوش دهند و درک خوبی از زبان بدن داشته باشند.
از لحاظ احساسی، باهوش باشند و بدانند که چگونه از تکنیک های مختلف مدیریت خشم استفاده کنند.
بخصوص، شما و طرف مقابلتان که در حال تعارض و نزاع هستید،
باید از این شش مرحله پیروی کنید:

۱)اطمینان از اینکه، روابط خوب، یک اولویت است.
با افراد دیگر، با احترام رفتار کنید.
بهترین رفتارتان را بکاربرده و به شکل ساختارمند، بحث نمایید.

۲)افراد را از مشکلات جدا کنید.
این را بدانید که در بسیاری از موارد، افراد دیگر واقعا دشواری موضوع نیستند
و اختلافات معتبری می تواند در ورای موقعیت تعارض قرار داشته باشد.
با جدا کردن مشکلات از افراد، می توانید بدون آسیب زدن به روابط، روی موضوعات بحث کنید.

۳)با دقت به علایق مختلف گوش دهید.
اگر نقطه نظرات دیگران را گوش دهید،
درک بهتری خواهید داشت که چرا افراد موقعیت های خاص خودشان را دارند.

۴)اول گوش دهید و بعد حرف بزنید.
پیش از دفاع کردن از موقعیت خود، به گفته های دیگران گوش دهید.
شاید آنها چیزی بگویند که نظرتان را تغییر دهند.

۵)حقایق را تنظیم کنید.
روی حقایق قابل مشاهده ای تصمیم گیری کنید که
ممکن است روی فکر شما و طرف مقابلتان اثر بگذارند.

۶)گزینه ها را باهم شرح دهید.
نسبت به ایده های شخص سومی که ممکن است وجود داشته باشد،
باز فکر کنید و به یک فکر مشترک برسید.

اغلب می توانید با پیروی از این اصول راهنما مانع بد پیش رفتن بحث ها شوید تا از موارد ناخوشایندی که منجر به تعارض شده و کنترلشان در دست شما نیست، دوری کنید.
اگرچه این را به یاد بسپارید که روش IBR برای تمام شرایط کار نمی کند.
برای مثال،
ممکن است نتوانید اختلافات را به روش اجماعی و همکاری حل کنید،
اگر سازمانتان در معرض یک بحران باشد.
در این موارد، باید بعنوان یک رهبر از اختیاراتتان برای تصمیم گیری سریع درباره ی تعارض استفاده نمایید.

 

نکته:

وقتی از روش IBR استفاده می کنید،
آشنا شدن با مدل های دیگر حل تعارض هم ایده ی خوبی است تا بتوانید عملکردتان را به شکل ویژه تنظیم نمایید.

 

عملی کردن روش IBR

بیایید شش مرحله ی ذکر شده در بالا را دنبال کنیم تا بتوانیم موارد تعارض و نزاع را حل نماییم.
تصور کنید که در یک کارخانه ی تولید کاغذ مشغول به کار هستید و با دو مدیر، راجر و جانیتا، همکاری می کنید.
راجر مسئول تولید و مشتاق به خرید ماشین آلات جدید است تا خروجی بخش مربوطه اش را افزایش دهد.
جانیتا در بخش خرید کار می کند و مشتاق به کاهش هزینه هاست.
او انگیزه ی راجر را می داند،
اما به او گفته که سازمان خرید جدیدی نخواهد داشت.
این موضوع باعث تعارض و نزاع و تنش هایی شده که به محل کار هم کشیده شده است.

 

مرحله ی ۱: اطمینان از اینکه روابط خوب در اولویت هستند

بعنوان یک مدیر، اولویت شما، شرایط تنش بار است که باید سریع کنترل شود
و روابط خوب در تیم برقرار گردد.
مطمئن شوید که همه می دانند که چگونه تعارض باعث بروز مشکلات دوسویه می گردد
و حلشان از طریق بحث و مذاکره ی محترمانه بسیار مهم است.
مشخص کنید که توانایی افراد برای کار کردن با هم به شکلی شاد، کارامد، و بدون تنش بسیار ضروری است
تا تیم و سازمان بتوانند به شکل موثری کار کنند.

پس، در مثال ما، درباره ی راجر و جانیتا، یک جلسه ی رو در رو با آنها بگذارید
و اهمیت روابط خوب را مشخص نموده و مشکل اصلی را شناسایی کنید.
به آنها بگویید که به نظراتشان احترام می گذارید و قدر همکاریشان را دانسته و دوست دارید که این شرایط حل شود.
همچنین باید مشخص کنید که همه نیاز به کار با یکدیگر دارند تا رابطه ی خوبی را ساخته
و به سازمان ها اجازه بدهند که به اهدافشان برسند.

 

مرحله ی ۲: جداکردن افراد از مشکلات

در این نقطه، مهم است که به تیمتان اجازه دهید تا مشکل را واقعا به شکل یک طرفه بشناسند
و این، بهترین کار برای حل مساله به شیوه ی همکاری است
و بجای درگیر کردن شخصیت ها، مشکلات تعیین می شوند.
دلیل مشکل، هیچ یک از طرفین نیستند، اما حل شدنش، نیاز به کار هر دو نفر با هم دارد.

پس در مثال ما، جانیتا ابتدا فکر می کند که مشکل از راجر است.
او عقیده دارد که راجر متوقعانه و دفاعی رفتار می کند
و اینجاست که شما باید به او متذکر شوید که دارد بجای مشکل، روی شخص متمرکز می شود.
مشکل این است که آیا سازمان می تواند تجهیزات جدیدی تهیه کند یا نه.

 

مرحله ی ۳: به علایق مختلف، با دقت گوش دهید

مهم است که هرکسی علایق، نیازها و نگرانی های طرف مقابلش را بشناسد.
پس یک مورد مثبت را در نظر گرفته، با احترام حرف زده و از مقصر دانستن یکدیگر دوری کنید.

درباره ی نقطه نظرات دیگران سوال بپرسید
و تایید کنید که برای حل مشکل، به همکاریشان نیاز دارید.
از اعضای تیمتان بخواهید که تلاش کنند تا انگیزه ها و اهداف یکدیگر را بشناسند
و درباره ی نحوه ی اثر گذاریشان روی عملکردها، فکر کنند.

همه را تشویق کنید تا از مهارت های گوش دادن فعال، مثل مستقیما نگاه کردن به فرد سخنگو، دقیق گوش دادن، سر تکان دادن، و اجازه دادن به طرف مقابل برای تمام کردن حرفش، استفاده نمایند.
با پیروی این اصول راهنما، همه می توانند موقعیت یکدیگر را شناخته و درک کنند.
تمرکز روی گوش دادن به جلویری از مکالمات داغ و خارج از کنترل، کمک می کند.

وقتی همه بدانند که دیدگاهشان شنیده شده،
نسبت به دیدگاه های مختلف، دریافت کننده تر می شوند.
در مثال ما، شاید جانیتا، فشاری را که راجر برای رسیدن به تولید هدف متحمل می شود، درک نمی کند.
مشابها، راجر فکر می کند که جانیتا برای کم کردن هزینه ها، دارد بی انصافی می کند.

نکته:

اگر مکالمه ای داغ شود و یا اعضای تیمتان به حرف همدیگر گوش ندهند،
حساسیت موضوع را به یادشان بیاورید و بگویید که کار کردنشان با هم چقدر مهم است و بهتر است خونسرد باشند.

 

مرحله ی ۴: اول گوش دهید و بعد حرف بزنید.

هریک از اعضای تیم را به گوش دادن به نظرات دیگران،
بدون دفاع کردن از نظرات خودشان، تشویق نمایید.
مطمئن شوید که همه پیش از صحبت کردن شخص دیگر، حرفشان را تمام کرده اند.
و تاکید کنید که می خواهید از طریق بحث و مذاکره مشکل را حل نمایید
و مطمئن شوید که شنوندگان با پرسیدن سوالاتی برای شفاف سازی، بطور کامل مشکل را درک کرده اند.

مطمئن شوید که روی مباحث کاری تمرکز دارید
و شخصیت افراد را وارد بحث نمی کنید.
همچنین باید همه را تشویق نمایید برای:

  • با همدردی گوش دادن و دیدن تعارض از نقطه نظر طرف مقابل
  • بیان شفاف و محترمانه ی موضوعات
  • تشویق دیگران برای استفاده از “من بجای تو” تا هیچ کس احساس نکند که تحت حمله و هجوم قرار گرفته است
  • شفاف سازی احساسات دیگران
  • انعطاف پذیر و قابل پذیرش بودن

وقتی به نیازها و نگرانی های دیگران گوش می دهید،
رفتار و عملکردهایی را می شناسید که تحمل خواهید کرد و یا نخواهید کرد،
و در اینصورت ممکن است به توافقی برای تغییر برسید.
در مثال ما،
جانیتا و راجر هردوشان مشتاق بودند که نظرشان را به کرسی بنشانند
و برای همین، به حرف های طرف مقابلشان گوش نمی دادند.
با شنیدن، شرایط را بطور شفاف تر درک کردند.

 

حل تعارض

 

مرحله ی ۵: تنظیم حقایق

این مرحله بسیار واضح است،
اما نیازها، علایق و اهداف مختلفی را دنبال می کند که اغلب باعث می شود افراد به شکل های مختلف، با مشکل آشنا شوند.
برای حل یک مشکل ابتدا باید به توافق دوطرفه برسید تا راه حلی قابل قبول را پیدا کنید
و برای این کار، نیاز به حقایقی دارید که با شرایطتان مرتبط باشند.

گاهی افراد تفاوت ها را خواهند دید، اما مشکل توی هم پیچیده و قفل شده است.
پس اگر نتوانیم به توافق برسیم، باید مشکل را از دیدگاه طرف مقابل نگاه کنیم.

در مثال ما،
حقیقت این بود که ماشین آلات جدید می توانستند خروجی بخش تولید را بهبود ببخشند
و جوابگوی تقاضای مشتری باشند تا فروش افزایش پیدا کند.
اما هزینه ی خرید ماشین آلات هم بسیار زیاد بود
و می توانست روی سوددهی شرکت اثر بگذارد.

 

مرحله ی ۶: شرح گزینه ها با هم

در این مرحله،
تقریبا تعارض را حل کرده اید.
هریک از طرفین موقعیت طرف مقابل را به شکل بهتری شناخته و ویژه ترین راه حل مشخص شده است.

اگرچه برخی از تفاوت های جدی را هنوز تعیین نکرده اید.
اینجاست که تکنیکی بنام مذاکره ی برنده برنده می تواند مفید واقع شود
و راه حلی ارائه کند که هر دو طرف را راضی نگه دارد.
ممکن است برای تغییر شرایط اساسی که منجر به تعارض شده، به کارهایی نیاز داشته باشید.

با کمک خواستن از هریک از اعضای تیم، برای ارائه ی راه حل، مطمئن شوید که همه حس می کنند در کار نقش داشتند
و از نتیجه راضی تر خواهند بود.
ایده های فوق العاده را به همه نشان دهید.
ایده هایی را که تاکنون درنظر گرفته نشده بودند.

 

نکات کلیدی

تعارض و نزاع در محل کار می تواند تیم کاری خوب را از هم بپاشد
و توانایی مدیریت موثر را از شما بگیرد.
تفاوت های قانونی و واقعی بین افراد به سرعت از کنترل خارج می شوند
و می توانند ارتباطات را از هم بپاشند.

از روش منطقی برمبنای علایق، برای حل تعارض های سنگین و دشوار استفاده کنید
و روی مباحث متمرکز شوید، نه افراد.
با دقت به نقطه نظرات دیگران گوش دهید.

متوجه خواهید شد که وقتی افراد به واقعیت ها گوش داده و آنها را شرح می دهند،
مباحث و راه حل های ممکن را با دقت می شنوند و می توانند به شکل موثری مشکل را حل کنند.

 

این موارد را توی زندگیتان بکار ببرید.

آیا سعی می کنید که تعارض های بین اعضای تیمتان را حل کنید؟
آیا متوجه شده اید که رسیدن به توافق با همه کار دشواری است؟
از روش IBRاستفاده نمایید:

  • جلسه ای بین افراد در حال نزاع تشکیل دهید تا روی موضوعات بحث شود
  • به آنها فرصت دهید تا بفهمند که شما قصد دارید با هر دو طرف کار کنید تا راه حلی پیدا شود. و اینکه لازم است روی مشکل متمرکز شوند، نه اشخاص
  • از آنها بخواهید که با دقت به نقطه نظرات طرف مقابلشان گوش دهند و از مهارت های گوش دادن فعال استفاده کنند تا همه حس کنند که حرف هایشان شنیده شده است
  • حقایق را شفاف سازی نموده و سپس برای رسیدن به توافق، با هم کار کنید
  • با تمرکز روی تعارض های سبک تمرین کرده و سپس آن را به موارد سنگین تر بکشانید.

 

در این مقاله به حل تعارض پرداختیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زبان بدن در سر

زبان بدن در سر

, , ,

زبان بدن در سر

در این مقاله به زبان بدن  در سر می پردازیم.
این مقاله ترجمه مقاله The Head Body Language می باشد
زبان بدن در سر – موقعیت ها و کج شدن هایش.

چه چیزهایی را در اینجا در می یابیم
و چه تفاوت هایی در مجموعه ژست های سر وجود دارد؟
مثل همیشه در ابتدا، بحثمان را با مقدمه و راهنمایی شروع خواهیم کرد که نحوه ی کار در این حوزه را نشان می دهد.
سپس، به هریک از موقعیت ها نگاهی انداخته و آن ها را به شکل جزئی تر تحلیل و آنالیز می کنیم.

و اگر مجموعه ژست های سر را خوانده باشید،
توصیه می کنیم که درباره ی این بخش، بعنوان کانون ماهیت های ساکن تر و استاتیک تر سر در زبان بدن فکر کنید.
حالا وقتش رسیده که درباره ی وضعیت و جهت سر بجای عملکردها و ژست هایش حرف بزنیم.

 

زبان بدن در سر

فشار سنج وضعیت ذهنی

موقعیت سر یکی از سریع ترین راهنماها برای نشان دادن حوصله و یا نظر فرد در زبان بدن است.
چرا؟
چون انطباق مستقیمی بین نحوه ی احساس ما و نحوه ی نگه داشتن سرمان وجود دارد.
روشی که دنیای اطرافمان را می بینیم، متاثر از زاویه ی دیدمان است.
اینطور نیست؟

 

مقاله آموزش زبان بدن را از دست ندهید

 

به همین خاطر افراد شاد و دارای اعتماد به نفس سرشان را بالا می گیرند
و برعکس افراد افسرده هستند که خودشان را جمع می کنند و تلاشی برای بالا نگه داشتن سرشان نمی کنند.
این اطلاعات می توانند به ما کمک کنند تا در یک  نگاه بسیاری از نظرات را بشناسیم.

  • احساسات عمومی. شادی دربرابر غم. مطمئن در برابر مردد
  • چه چیز و چه کسی مرکز توجه کسی است که دارید او را مشاهده می کنید؟
  • چگونه از احساس کسی در یک موضوع معین مطلع می شوید؟
  • در یک سلسله مراتب قدرت اجتماعی، رئیس کیست و زیر دست کیست؟

البته اینها پیش بینی های دقیقی نیستند،
و من هرگز ادعا نمی کنم که کسی فقط بر این مبنا که سرش را بالا نگه داشته، شاد است.
اما در یک نگاه، سر در زبان بدن، فشار سنج خوبی است برای وضعیت ذهنی.
یعنی اگر فقط یک لحظه فرصت داشته باشید که وضعیت حال و حوصله ی کسی را تعیین کنید،
موقعیت سر چیزیست که باید به آن نگاه کنید.

 

راهنما

۱)گردن، بخش مهم و آسیب پذیر بدن ماست.
سر را نگه داشته و باعث می شود جریان خون حیاتی در سرخرگ ها جریان داشته باشد.
به این دلیل است که ما بطور ذاتی در مواقع حساس (احساسی یا فیزیکی) از گردنمان حفاظت می کنیم
و یا وقتی احساس اطمینان داشته و سعی داریم کسی را تحت تاثیر قرار دهیم، با غرور آن را بالا می گیریم.

۲)عموما، موقعیت بالاتر سر، شرایط احساسی عمیق تر را در شخص نشان می دهد.
یعنی احساس بهتر و قوی تر.

۳)جهت گیری سر شبیه اشاره کردن با انگشت است.
وقتی سرتان را به طرفی می گیرید، یعنی آن چیز را می خواهید.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

۴)ما معمولا تمایل داریم که سرمان را در حالت تعادل نگه داریم.
این کار آسان تر از کج کردن سر است که علاقه ی خاصی را نشان دهد.

با داشتن این نکات در ذهن، اصول مبنای موقعیت سر را در زبان بدن می فهمیم.
حالا وقتش رسیده که چند امتحان بدهیم.
با امتحان وضعیت بالا برده ی سر شروع می کنیم که تدریجا به موقعیت پایین تر می رسد.
شما می توانید با این نشانه ها با اطمینان خاطر زبان بدن دیگران را تفسیر کنید.

 

سر رو به آسمان

سر را به بالا گرفتن و بالا را نگاه کردن با احساس خوب و مثبت ارتباط دارد.
مثال هایی از آن عبارتند از آرامش، رویا پردازی، زل زدن و خیره شدن، سرخوشی و ….

در چنین شرایطی، شخص توی دنیای خودش است و برای ایجاد ارتباط آماده نیست و دارد توی دنیای خودش لذت می برد.
این ژست در زمانی متداول است که شخص دارد موزیک دلخواهش را گوش می دهد یا پیام خوبی را دریافت می کند.

حالت متداول دیگر این است که در حالت تفکر است
و به ایده های جدیدی فکر می کند یا شاید انعکاس یک رویداد خوشایند باشد.

 

مقاله زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

پس این حالت،
یک وضعیت آرمانی و بی حواس است، اما وقتی پای ارتباط و پیوند با دیگران به میان می آید،
فقط وقتی خوب است که بقیه ی گروه هم در همین حال و هوا باشند.
در غیر اینصورت شخص رویاپرداز خودش را از رابطه حذف می کند و کند یا بی حواس دیده می شود.

 

نگاه کردن از نوک بینی

سر به عقب کج شده و چانه رو به جلو قرار می گیرد.

این ژست اغلب برای اشرافی ها و متکبران است.
می دانید که بالا نگه داشتن سر به این شیوه انگار شخص فریاد می زند:

“من بهتر از تو هستم.”

 

این یک نوع اعلان است که اغلب همراه با نگاهی مردد به صورت طرف مقابل (با بالا بردن یک ابرو) انجام می شود و چشم ها هم می چرخند.
در واقع می تواند با زدن دست ها به پشت و بالا دادن سر و گردن و کج کردنشان به یک طرف اعلام کرد”همه چیز را می دانم”.

جذابیت

مثل بسیاری از حالات دیگر،
وقتی پای دلبری به وسط می آید، معنای این کار برعکس می شود و می تواند یک ژست آزمایشی باشد.
مثلا دختری که پیش از رفتن سر قرار دارد سعی می کند که پسر مورد علاقه اش را بشناسد.
بعلاوه، بالا بردن سر و نشان دادن گردن، یکی از ویژگی های جذاب در زنان است.
گردن صاف و بلند که با فرو رفتگی چانه همراه باشد، یعنی جذابیت و نمایش حساسیت و آسیب پذیر بودن به مردها.

 

مقاله مذاکره را از دست ندهید

 

پنهان کردن عدم اطمینان

نگه داشتن سر در بالا راهی برای پوشاندن عدم اطمینان هم هست.
و یا اینکه شخص بخواهد احساسات قلبی اش را پنهان کند.
مثل این است که به شکل غیر کلامی بگوییم “کلا به من صدمه ای نزدی، خونسردی ام را حفظ خواهم کرد”.
اگر چیزی حاکی از تعرض بگویید و شخص دیگری سرش را بلند کند و رو برگرداند،
شرط می بندم که حرفتان به او صدمه زده و او دوست دارد با نگاه کردن به شما این را به شما بفهماند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
حالات دهان و لب در زبان بدن

حالات دهان و لب در زبان بدن

, , ,

حالات دهان و لب در زبان بدن

در این مقاله به حالات دهان و لب در زبان بدن می پردازیم.
این مقاله ترجمه مقاله Mouth Expressions and Lips in Body Language می پردازیم.

 

جمع کردن، درهم کشیدن و پایین انداختن لب ها

راه های زیادی برای جمع کردن لب ها و درست کردن حالت های مختلف دهان وجود دارد.
اسم هایی که می توانیم روی این حالت ها بگذاریم،
فنی و تکنیکی هستند، اما معانی واضحی ندارند.

حالات دهان و لب در زبان بدن

جمع کردن لب ها

لب ها گرد می شوند، اما به شکل محکم و بسته شده.
فقط یک پیرزن بداخلاق را تصور کنید که نگاه سخت گیرانه و عبوسی دارد.
رفتارش کاملا قابل درک است و مخالفت و یا حتی خشمش را نشان می دهد.

اگرچه گاهی هم می تواند حاکی از ناامیدی باشد یا اینکه “چه کار کنم؟….”،
اما دو گزینه ی متعادل نسبت به هم دارد.
شما می توانید پیش از اینکه حرفی از دهانش در بیاید، احساساتش را بفهمید.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

وقتی سعی دارید که کسی را متقاعد کنید،
چنین ارزیابی هایی از ژست می توانند علائم بسیار مهمی باشند.
حالا وقتش رسیده که بهترین نکات و معیارها را برای تصمیم گیری به شما بگویم.
چون هنگام تصمیم گیری و حرف زدن، تغییر تصمیمگرفته شده، سخت تر است.

 

بادکردن لب ها

یعنی لب اردکی یا مدل بوسیدن گرفتن.
این یک ژست زیبا و مورد توجه است، اما فقط در زمان مناسبش استفاده شود.

 

پایین انداختن لب ها

یعنی لب پایینی را به طرف جلو دادن.
در بچه هایی که می خواهند ناراحتی و قهر کردنشان را نشان دهند، این ژست دیده می شود.
اما بزرگ تر ها هم این کار را می کنند.
فقط با دقت و ظرافت بیشتر این کار را می کنند.
چون ما دوست نداریم که بچگی کنیم.

 

مقاله آموزش زبان بدن را فراموش نکنید

 

ما هم این کار را می کنیم؟….
مثل بسیاری از ژست های دیگر، زنان می توانند از کارت دختر بچه ها استفاده کنند
تا از حالت های بچگانه ی آنها و ژست هایشان استفاده کنند
تا مردها را تحت تاثیر قرار دهند و به خواسته شان برسند.
آنچه می توانم بگویم…بازی کردن با احساسات حفاظتی مردان کار آسانی است.

لیسیدن لب ها

لیسیدن لب ها وابسته به موضوع مربوطه در آن لحظه است.
چون عملکرد لمس لب ها می تواند نشانه ی راحتی بوده و در زمان های مختلف محرک باشند.

لیسیدن

لیسیدن بخاطر عصبی بودن و نشانه ی آرام کردن خویش است.
هنگام لمس یا لیسیدن لب ها تنش درونی خود را کهناشی از تحریک عصب های توی لب است، نشان می دهیم.
این نوع لیسیدن سریع و جزئی است.
ما بطور اتوماتیک می فهمیم که لیسیدن یا کشیدن لب ها نشانه ی عدم اطمینان است.
اما اگر تنش به مقدار زیاد باشد، ما با چسباندن زبان به لب ها این علامت را تشدید می کنیم.

 

مقاله زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

مثل همه ی علائم تنش، این علامت هم می تواند با گفتن دروغ ارتباط داشته باشد.
اما همیشه اینطور نیست. یعنی شخص هرچه که بگوید، صددر دصد از درستی اش مطمئن نیست
و یا شاید در آن شرایط احساس ناراحتی کند.
برای اینکه دقیق تر باشیم، باید بگوییم که لازم است به دقت نگاه کنید که آیا با توجه به موضوع خاصی این لیسیدن اتفاق افتاده یا نه.

و در آخر، لیسیدن لب ها تفاسیر بسیار ساده تری هممی تواند داشته باشد:

  • لب های خشک و ترک خورده
  • پس از فعالیت فیزیکی شدید
  • تمرکز عمیق
  • گاز گرفتن لب ها

گاز گرفتن لب ها معانی بسیار مشابهی با لیسیدن دارد. علامت عصبی بودن و جلب توجه کردن است. چون راه های مختلفی برای تحریک کردن لب ها وجود دارد.

این کار معمولا به سه روش نشان داده می شود:

  • گاز گرفتن لب بالایی

ژست قشنگی نیست. دندان های پایینی در صورت نشان داده می شوند
بعلاوه، گاز گرفتن لب بالایی علامت متقاعد کننده ای را برای طرف مقابل نمی فرستد.

  • گاز گرفتن لب پایینی

فرم بهتری از گاز گرفتن لب است

  • خوردن لب ها

هر دو لب بین دو ردیف دندان قرار می گیرند.

گاز گرفتن لب را می توان بعنوان شکل قوی تری از لیسیدن لب ها دید.
این ژست واضح تر و نشانه ی عدم اطمینان، و خجالت کشیدن از دیگران است.

خوردن لب ها را می توان نسخه ی شدیدتری از لب های تنگ شده دانست
و مشخصه ای قوی برای خشم و پنهان کردن افکار هستند.

گاز گرفتن لب نشانه ی پر بودن لب ها هم می تواند باشد.
در زنان، نوعی نمایش بچگانه است و تاکتیکی است برای تحریک حس حمایتی مردان.

 

مقاله مذاکره هم بدردتان می خورد

 

بیایید نتیجه گیری کنیم

خب. حالا می خواهم آنچه را که از لب ها در زبان بدن یاد گرفتیم، خلاصه نویسی کنم.

انسان ها در شکل و استفاده از لب ها کاملا متفاوت از حیوانات می باشند.
برای ما، لب ها نقش بزرگی در ایجاد ارتباط ایفا می کنند.
چه به شکل کلامی و چه غیر کلامی.

لب ها در زبان بدن ۲ چیز اصلی را می رسانند.
تنش و ارتباط جنسی.
واقعیت این است که لب ها مناطق تحریک کننده ی جنسی بوده و بسیار حساس به لمس هستند.
یعنی لمس لب یا به معنی تحریک کردن و یا دادن حس راحتی به خویش است.

ما در عضلات اطراف دهانمان انعطاف پذیری بسیار زیادی داریم.
این امر به ما اجازه می دهد که حالت های مختلف را توی لبمان نشان دهیم.
گاهی این حالت ها شبیه به هم هستند،
اما احساسات مختلفی را نشان می دهند.
بیشترشان هم به شکل ذاتی نشان داده می شوند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
توافق های ریسکی مالی

توافق های ریسکی مالی

, , ,

توافق های ریسکی مالی

در این مقاله به توافق های ریسکی مالی می پردازیم.
این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان International Forex Currency Risk Agreements می باشد.
اگر بصورت بین المللی تجارت می کنید، لازم است برای تبدیل ارز خود مذاکره کنید.
باید بفهمیم چگونه بازار پول می‌تواند روی خط پایین ترین حد ما تاثیر بگذارد و با انتخابات ما آشنا شود.

 

پول رایج کشور من یا شما؟

میلیاردها دلار، یورو پوند انگلیسی و یک گروه کثیری از پول رایج بین المللی هر روزه در یک چشم به هم زدن به طور الکترونیکی اطراف جابجا و دست به دست می شود.
هر فرد تاجری می داند که پول رایج یک کشور چقدر راحت می تواند به دلایل گوناگونی نوسان کند.
دلال های پول می تواند ارزش پول رایج کشور در حال توسعه را بالا ببرد
و یک هفته بعد دوباره آن را پایین بکشد.
بیشترین این تأثیرات از مذاکرات و توافقات بین المللی نشأت می گیرد که به وسیله شریک های معامله خارجی اعمال می شود.
بنابراین چگونه می توانیم از سرمایه خود در این تغییرات همیشگی و نامطمئن جهانی مراقبت کنیم؟

 

توافق های ریسکی مالی

 

چالش های مالیِ توافقات بین المللی مذاکره شده

وقتی مذاکره شامل قراردادهای مالی خارجی و بین المللی شود،
توافق بین المللی که با شریک تجاری خارجی مورد مذاکره قرار گرفته اند، چالش های جدیدی ایجاد می کنند.

 

خطر های نسبی پول رایج خارجی – پول های قابل حمل و غیرثابت

نوسان پول و ارزش تغییرپذیر پول رایج خارجی آنطور که با پول ما مقایسه می شود،
خطرهای ویژه ای در ارتباط با ارزش ثابت آنها دارد.
ارزش هر پول رایج همانطور که همه تاجران به خوبی آگاه هستند ارزش هر پول رایج می تواند به طور نمایشی به خاطر دلایل گوناگونی تغییر کند.
زمانی که توافق مذاکره شده امضا می‌شود و ارزها تبدیل می شوند،
یک طرف ممکن است پول کمتری دریافت کرده یا یشتر از آنچه تخمین زده شده بود، پرداخت کرده باشد.

بعضی پولهای رایج خارجی کشورهای درحال توسعه ممکن است ارزش خود را به پول رایج خارجی دیگر تحمیل کرده باشند.
یورو و دلار. دلیل انجام این کار این است که نگذارند پول رایج شان تحت فشار زیادی از شرایط بازار داخلی در میان سیستم اقتصادی شان به تامین کننده و تقاضا وابسته شود.
اگر ارزش پول رایج خیلی کمتر از مقدار مشخصی شود بانک مرکزی آن کشور باید پول رایج بیشتری بخرد تا ارزش آن را ثابت نگه دارند.

بنابراین بهترین راه مدیریت خطر ها و چالش هایی که توسط پول رایج غیرثابت اعمال می‌شود، چیست؟

 

مسئولیت این خطر را روی دوش شریک معامله خارجی خود بگذاریم

اولین راه برای جلوگیری از نوسان پول رایج در حین مذاکره این است که اصرار کنیم حریف خارجی پرداخت های خود را از طریق پول رایج ماه انجام دهد.
اگر جنس را بخشیدیم تقصیرات را گردن حریف خارجی خود انداخته ایم.
بدون قرارداد یا قدرت مذاکره خارق العاده در طرف خود،
ساخت ایجاد چنین تقاضایی در مذاکرات ما بدون فراهم آوردن قضاوت توجیه منطقی برای حمایت از آن می‌تواند سخت باشد.
یکی از دلایل منطقی برای ایجاد چنین درخواستی این است که اگر ما شخصی هستیم که مقدار بیشتری از هزینه ها را تقبل می کنیم،
منطق فقط این است که شریک ما باید کسی باشد که این خطر را به جان می خرد.

 

مقاله زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

شریک ما باید امتناع کند و مشکل، تبدیل به لغزش شود که به سمت مذاکره موفقی می رود.
یک مسیر دیگر که می توانیم از آن برای اعتراض آنها استفاده کنیم وجود دارد.
اگر آنها اصرار کنند ما با پول رایج آنها معامله کنیم باید حساب این را بکنیم که به پولی که می خواهد پرداخت یا دریافت شود اشاره شده
یا بطور مستقیم با نرخ تبدیل ارز بین دو ملیت پیوند داده شود.
بنابراین تناسب بین پول رایج یکسان باقی می ماند،
طرح تغییرات نرخ تبدیل ارز کم می شود.
توازن قدرت خرید پول رایج در مقابل تقویت و حمایت این روش در رویارویی با یک تغییر نرخ تبدیل ارز بزرگ عمل خواهد کرد.

 

وقتی باید این خطر را به جان بخریم

گاهی اوقات وقتی باید ضرر نوسان پول رایج حریف را متحمل شویم چگونه میتوانیم تدبیر حفاظتی بیاندیشیم؟
آیا توافق وابسته به این شرایط باشد؟
یک روش این است که می ‌توانیم نوسان پول رایج را تخمین بزنیم.
و اینکه نوسان پول رایج زمانیکه توافق رخ می دهد چگونه می شود
و این را به یک نرخ واقعی در زمان امضای قرارداد تبدیل کنیم.
البته این فقط یک راه حل موقتی برای مشکلات مذاکره ای است که معمولا به صورت بلند مدت رخ می دهند.

 

طفره روی

یک مسیر معروف برای شرکت های چند ملیتی که افشای خطر فارکس خود را با آن کاهش می دهند این است که از آن بگذرند.
این ها معمولا به عنوان “از زیر کار در رو ای طفره رو” شناخته می شوند.
هزینه هایی مرتبط با طفره رو ها وجود دارند
بنابراین توصیه باید از طرف متخصصان مالی ماهر باشد.
طفره رو ها معمولا با اعضای اداره مالی یک تیم مذاکره سر و کار دارند.

اولین راه طفره رو ها شامل امضای توافقی برای خرید مقدار مشخصی از پول رایج حریف خارجی با یک قیمت و تاریخ مشخص شده از بازار تبدیل ارز خارجی می شود.
این کار به ما اجازه می‌دهد بدانیم در یک تاریخ مشخص دقیقاً چه چیزی پرداخت کرده و چه چیزی دریافت میکنیم.

 

مقاله مذاکره را از دست ندهید

 

روش دوم طفره روی پیدا کردن انتخابی برای فروش و خرید پول رایج خارجی با یک قیمت ثابت در پول رایج حریف در یک دوره زمان مشخص در آینده است.
این ممکن است شامل باز کردن یک حساب بانکی پول رایج خارجی
یا پرداخت ضمانت هایی به چول رایج کشور خارجی باشد.

روش سوم این است که یک “قرارداد ابتدایی” ببندیم که همچنین به نام “شبکه نمایش” شناخته می شود.
اینجا خطر خسارت های پنهانی در یک معامله تجاری توسط یک سود در بعضی قراردادهای دیگر خنثی می شود.
برای مثال شرکت انگلیسی که با خطر مالی مواجه می شود
تا به یک حریف خارجی واقع در پایین جاده ی Bali بعدا به روپیه اندونزی پرداخت شود،
می توانست توسط یک قرض به روپیه ای خنثی شود که توسط شرکت انگلیسی به وسیله چند حریف دیگر در همان روز مشخص در آینده قابل پرداخت بود.
این می تواند مثالی از توافق مذاکره ی چند حریفه باشد.

 

Diving the risk

حریف های مذاکره می توانند بر سر هدف شمارش و محاسبه موافقت کنند
بنابراین هر دو می‌توانند خطرات را بین خود تقسیم کنند.

یک حریف درصدی از قرارداد را در پول رایجی برابر با تبدیل ارز خارجی حریف دیگر پرداخت کنند.
همان‌طور که فرآیند در خرید و فروش مقابله به مثل می شود،
هر دو حریف باید خطر یکسانی را در نظر بگیرند.
جایی که یک معامله بزرگِ نوسان پنهانی در پول رایج یک حریف است
این روش می تواند به وسیله توافق بر سر یک سری از توافق ها تا آنجایی که ارز نوسانی در یک رنج مشخص ثابت بماند موجب قدرت آنها شود.
اگر ارز، خارج از این رنج نوسان پیدا کرد یک توافقنامه دیگر وارد بازی می شود و این به این تفاوت ها اشاره می کند.

راه دیگر برای اشاره به نوسان ارز خارجی این است که برای پرداخت در یک حساب واحد مصنوعی اجازه داشته باشیم.
همانطور که با استفاده از ارزهای مشخص،
سبد دارای مجموعه ای از پول های رایج است که در نوسانات یکدیگر را جبران می کنند
چون وقتی یک ارز ارزش خود را از دست می‌دهد، دیگری ارزشمند می‌شود.
بنابراین این ضررها نسبتاً خنثی می شود.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را همین حالا مشاهده کنید

 

در نهایت آخرین روشی که می توانیم اعمال کنیم این است که در قرارداد مذاکره خود جایی که با مذاکره ی دوباره یی شرایط مالی توافقی موافقت کرده ایم،
ماده و بندی اضافه کنیم:
نوساناتی که خارج از رنج توافق شده رخ داده اند.
باید از قبل تصمیم بگیریم که می‌خواهیم دوباره کل قرارداد را مذاکره کنیم
یا فقط به قسمتی از آن که با ارز در ارتباط است بپردازیم.

نتیجه

توافق مذاکره شده بین المللی شامل ریسک هایی در تبدیل ارز خارجی می‌شود.
تعداد زیادی از مکانیزم ها و تکنیک ها برای جبران خطرات نوسان ارز وجود دارد.
البته این توضیحات نمی‌توانند تضمین کنند که با بعضی از این خسارت ها مواجه نمی‌شویم،
اما به وسیله آنها می‌توانیم مقدار زیادی از آنها را کم کنیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
استعاره های مذاکره تجاری

استعاره های مذاکره تجاری

, , ,

استعاره های مذاکره تجاری

در این مقاله به استعاره های مذاکره تجاری می پردازیم.
در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Business Negotiation Metaphors می پردازیم.
استعاره ها کمک می کنند سرنخ هایی پیدا کنیم که به وسیله آنها بفهمیم چگونه یک مذاکره کننده، مذاکره را می بیند.
بوسیله آزمایش مثال های این مقاله می توانیم با باز کردن کلمات در حین مذاکره درک بهتری از حریف خود داشته باشیم.

کلمات می توانند تاثیر قدرتمندی داشته باشند.
طرز بیان لغات در مذاکرات تجاری می توانند موجب ایجاد یا تخریب یک معامله شود.
اگر دیالوگ ما بطور ضعیفی شکل گرفته باشد، بد تعبیر یا فهمیده شود این موضوع واضح تر مشخص می گردد.
کلمات می توانند واکنش های غریزی را تحریک کرده یا موجب پاسخ های احساسی از قبیل افزایش خشم یا خنده ی شدید شوند.

زبانی که ما استفاده می کنیم همچنین چند نشانه و دیدگاه راجع به افراد در تیم مذاکره خودمان فراهم می آورد.
افشای این نشانه ها و سرنخ ها می تواند به ما چیزهای زیادی راجع به حریفمان در مذاکره بگوید
و می تواند در این راه حتی به روح ما کمی باطن بینی دهد.
فهم این سرنخ ها شامل تیز بودن در حس شنیداری می شود.
وفتی ما می فهمیم به چه چیزی باید گوش دهیم، پس نتیجه نهایی ممکن است برای رسیدن به امضای حریف نیازمند پیشروی کم کم باشد.
گوش دادن به زبان استفاده شده همچنین ابزار ارزشمندی برای واسطه گری یا حریف سومی دارد که سعی در پیدا کردن یک راه حل برای اختلافات مذاکره است.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

زمینه مشخصی از دیالوگ ها که می خواهیم آنها را در نمونه مذاکرات تجاری مورد آزمایش قرار دهیم استفاده از استعاره های مذاکره است
و اینکه چگونه آنها را برای یک مذاکره کننده بیان کنیم
یا ممکن است در مذاکره ما چگونه تاثیر بگذارد.

استعاره را به این عنوان معنا می گردد
“نوعی سخن که در آن یک اسم با چیزی که به معنای واقعی قابل اجرا نیست نسبت دارد”
برای مثال نگاه سرد و یخی، اضطراب فولادین.
یک استعاره معمولاً برای چارچوب سازی یک بخش یا شرایط برای این هدف که ما به یک مشکل مذاکره اشاره کرده و نزدیک می شویم استفاده می شود.
معمولاً استعاره هایی که در تجارت استفاده میشوند در مرکز این که آن شخص چگونه شرایط را ببینند هستند
و پیشنهاد می دهند آن افراد چطور واکنش نشان داده و پاسخ خواهند داد.

 

استعاره های مذاکره تجاری

 

استعاره ها به عنوان یک آیینه احساسی

در مذاکرات تجاری،
چه به عنوان حریف در طرف و چه به عنوان حریف سوم و واسطه گر از استعاره هایی که استفاده می شوند
می توانند در جهت یابی و شناسایی افراد و چگونگی تفکرات دیگران در زمانی که مذاکره در هم گره می خورد به ما کمک می کنند.
استعاره ها نظرهای احساسی ما، دیدگاه‌های خودآگاه و مهمتر دیدگاه‌های ناخودآگاه ما را منعکس می کنند.
علاوه بر این استفاده از استعاره ها نه تنها به ما می گوید آنها چه می گوید
بلکه مشخص می کند چه می خواهند بگویند.

این دو نکته در فرایند مذاکرات شراکتی که در زمان های اخیر برگزار می شود بسیار مهم هستند.
حریفانی که در یک مذاکره موقعیت هایی را برمیگزینند در حقیقت با علایق پنهانی تغذیه می‌شوند.
به عبارت دیگر ما باید آنچه واقعاً راجع به آن مذاکره می کنیم را آشکار نماییم.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

اگر مذاکره‌کننده نتواند قفل این علایق پنهان را باز کند مذاکره ممکن است مثل اتومبیلی که به تپ تپ می افتد، خراب شود.
اینکه چگونه علایق واقعی حریف خود را ببینیم بستگی به توانایی ما در گرفتن آنها و آشکار سازی درک آنها از مشکلات و اختلافات است.
همه اینها به مدیریت دیالوگ و صحبت برمی‌گردد.

ما میتوانیم از استعاره های شخص دیگری استفاده کنیم
تا بشنویم که واقعا چه می گویند و به خوبی تفکرات و احساسات حقیقی آنها را متوجه شویم.
این کار ما را هدایت می‌کند تا بدانیم چگونه باید پاسخ دهیم، واکنش نشان داده و زمانی که لازم است در مدیریت اختلاف مداخله کنیم.

این در درخواست های ویژه به چه معناست؟
اجازه دهید برای شفاف سازی مثالها و نمونه هایی بیاوریم.

 

استعاره ها چگونه یک رابطه مذاکره را منعکس می کنند؟

بیایید راجع به نمونه ای برای شفاف سازی این نکته نگاهی بیندازیم
و معرفی روانشناسانه اساسی که پشت آن خوابیده است را آشکار کنیم.
حریف مذاکره از دلالت ضمنی مبارزه به عنوان استعاره در دیالوگها استفاده می کنند.
این می تواند به ما راجع به جبران آن ها و رفتار رابطه مذاکره شان بگوید.
آنها ممکن است فرایند مذاکره را در شرایط برد – باخت ببینند.
این ممکن است رفتار ” همه چیز در عشق و جنگ عادلانه است” را در جایی که به محرک های ما مشکوکند به طور ذهنی نشان دهد.

 

مقاله آموزش زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

یک سبک مذاکره ی رقابتی و جنگجویانه ممکن است همچنین روی آن‌ها تأثیر بگذارد تا تکنیک های غیر اخلاقی را روی ما اعمال کنند.
حریف مذاکره ما ممکن است اطلاعات اساسی را از ما دریغ داشته و از روش‌های مذاکره ای استفاده کند که برای پنهان کردن تصویر واقعی آنها طراحی شده است.
ما به عنوان یک مذاکره کننده یا میانجیگر شاید به استفاده از استعاره مبارزه نیاز داشته باشیم
تا حال و هوای بحث را به وسیله ی پیشنهاد چیزی در کنار “آتش بس”  تغییر دهیم.

روش دیگر برای اشاره به استعاره های تجاری و جنگجویانه این است که استعاره ها را به چیز دیگری که جهت مذاکره را تغییر میدهند تبدیل کنیم.
هدف این است که حریف را به یک طرز فکر و درگیری دیگر در راه حل اختلاف مذاکره سوق دهیم.
برای مثال اگر حریف می گوید:
“چندین هفته است که راجع به این دعوا میکنیم.”
ما باید در اینجا متن جنگجویانه را به چیزی که لطیف تر است تغییر دهیم.
برای مثال بگوییم:
به خوبی انجام شده.
” این تغییر زیرکانه در استفاده از استعاره به جای رفتار “ما بر علیه شما” یک طرز تفکر شراکتی را پیشنهاد میدهد.

 

چگونه استعاره ها روی فرایند مذاکره تأثیر می گذارند؟

استفاده از استعاره ها در تجارت می‌توانند سرنخی راجع به مذاکره ای که یک یا هر دو حریف دارند از آن استفاده می کنند بدهند
و اینکه چگونه می توانند نتیجه در اختلافات مذاکره داشته باشند.
بیایید بعضی از رایج ترین استعاره های مثبت و منفی که توسط مذاکره کنندگان استفاده می شود را ارزیابی کنیم
و ببینیم ممکن است چه معانی داشته باشند.

 

استعاره های منفی

استعاره های جنگی: ‌
می توانند به معنی “هرچیزی می رود” باشد.
هر منبعی چنین روش یا سبک مذاکره جنگجویانه را پیشنهاد می دهد.
چنین رفتاری باید مذاکره کننده را وادار کند که با احتیاط کامل به مذاکره نزدیک شود.

استعاره های پوکر:
پوکر و اصطلاحات شبیه به آن می ‌توانند پیشنهاد دهند که حریف دیگر چقدر از لاف زدن در تکنیک های فهرست شده شان استفاده می کند
بنابراین ما باید مثل متعصب های سیاسی و مذهبی در مورد این تکنیک هایی که بر علیه ما استفاده می شود رفتار کنیم.

استعاره های ورزشی یا بازی:
هر دو منبع منفی و مثبت در اینجا وجود دارند.
بعضی مذاکره کنندگان مذاکره را مثل بازی شطرنج می بینند.
هدف این است که با استراتژی ها و نقشه ی کیش و مات کردن شاه حریف از او پیشدستی کنیم.
بازیکنان شطرنج برای سرگرمی بازی نمی کنند بلکه می خواهند برنده شوند.
وقتی ما بازی یا ورزشی انجام می دهیم همیشه می خواهیم حریف خود را شکست دهیم.

 

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

مذاکره کنندگان ممکن است کمی به سمت دفاع از موقعیتی که در آن هستند با قدرت تمایل نشان دهند تا پیشنهادی ایجاد کرده یا پاسخ پیشنهادی را بدهند.
استعاره های ورزشی گاهی اوقات می توانند دوپهلو باشند.
اگر منبع آن به این دلیل درست شده که “سطح زمین بازی” را مشخص کند،
ممکن است بدان معنا باشد که آنها راجع به قدرت های مذاکره هر طرف حرف می زنند.
از طرف دیگر این اصطلاح می تواند به این معنی باشد که تمایل آنها به انتخاب روش های شراکتی بیشتر است.

استعاره های کوهنوردی:
این یکی اصلا خوب نیست.
در تمام راه پیشنهاد یک درگیری در جاده سر بالا می دهد
خصوصا اگر یکی از حریفان منبعی به سمت پرتگاه ایجاد کند.
اینجا هیچ “سر خوردن آرامی” وجود ندارد.

استعاره های مثبت

استعاره های مثبتی هم وجود دارند که به سرنخ های مشخصی برای سبک مذاکره کننده یا نوع مذاکره ای که در آن هستیم اشاره می کنند.
اصطلاحات مثبتی که روش های شراکتی را پیشنهاد می دهند شامل موارد زیر هستند:

  • مرمت حصارها
  • پل سازی
  • از بین بردن اختلافات و تفاوت ها
  • حل مشکلات
  • استعاره ها بعنوان خودبازتاب

مهمتر این است که ما باید از خود بپرسیم از چه استعاره، زبان و حتی تیپی می خواهیم استفاده کنیم.
حرف هایی که با بی فکری زده می شوند ممکن است به جای بدی ختم شوند.
استعاره ها می توانند در تلگراف ها هم استفاده شوند.
اگر حرف ما به شوخی پیشنهاد دهد که فکر می کند ما فقط “یک جفت خال دولو نگه داشته ایم”،

 

مقاله پوکر فیس را مشاهده کنید

نباید فکر کنیم می خواهیم صاف بایستیم
و به این بیندیشیم که واقعا چه می خواهند بکنند؟
از طرف دیگر برای مثال اگر آنها پینشهاد دهند
“ما باید بیشتر هماهنگ شویم”
نباید فکر کنیم منظور او این است که شاید بهتر باشد به سمت یک توافق موثر پیش رویم که برای هر دو طرف سودی داشته باشد؟

حالا فقط کافیست خود را به جای حریف بگذاریم
و راجع به استعاره هایی که ممکن است در حین مذاکره استفاده کنند فکر کنیم.
باید فکر کنیم می خواهیم چه چیزی برای آنها تلگراف کنیم.
آیا پیشنهاد یک راه حل مناسب برای مشکل می دادیم یا پیشنهاد جنگ و دعوا؟

زبان همه چیز است.
آنچه می گوییم و اینکه چگونه می گوییم ممکن است به معنای واقعی کلمه بگوید که حریف چه جوابی می دهد یا برعکس.
استعاره های تجاری که در مذاکرات خود استفاده می کنیم می توانند روی چگونگی دید حریف نسبت به ما تاثیر بگذارد.
ما می توانیم همچنین استعاره ها را نسبت به وضعیت مذاکره تجاری تغییر دهیم
تا به نتیجه ای برسیم که برای هر دو ثمربخش و مثبت باشد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

, ,

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

در این مقاله به مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Top 10 Crucial Rules for College Grad Interview Negotiations می پردازیم.

 

اگر به تازگی از دانشگاه فازغ التحصیل شده اید و به دنبال مصاحبه های شغلی هستید، شانس شما این است که در یک وضع نامساعد به سر ببرید.

چرا؟

چون مصاحبه کننده شما تجربه ی سال ها مذاکره مصاحبه را دارد و شما نه.

وقت این است که سطح خود را در این زمینه کمی بالاتر ببرید:

 

۱۰- به دنبال هدف های بزرگتر باشیم و مذاکره کنیم

یک داور قبل از اینکه وارد زمین بازی شود، آیا به تیم خود می گوید که آسان بگیرند و فقط امید به برد داشته باشند؟

فقط اگر از نگه داشتن جام های جایزه متنفر باشد چنین چیزی می‌گوید.

بنابراین اگر یک تیم ورزشی برنده با هدف های بالا خود را نشان دهد،

ما هم در مذاکرات شغلی خود باید همین کار را بکنیم.

بیایید قبول کنیم،

وقتی صحبت از تجربه کاری می شود رزومه های دانشگاه معمولاً بی حاصل هستند

بنابراین یکی از عوامل بزرگ که کارفرمای ما توجه زیادی به آن می کند اعتماد به نفس ماست.

چگونه اعتماد به نفس خود را بسنجیم؟

ارزشی که برای سر و دستهای خود قائل می‌شویم.

باید در جستجوی نرخ‌های بازار باشیم و سپس اهداف عظیمی تنظیم کنیم.

باید واقع‌گرا باشیم، نه اینکه در حد متعادل باقی بمانیم.

به طور شگفت انگیز باید بگویم فقط با انتخاب این که می خواهیم مذاکره کنیم،

به سرعت توانایی رقابت خود را  به بالای ۶۷ درصد می‌رسانیم.

یک جامعه برای مصاحبه مدیریت منابع انسانی از ۱۰ استخدامی، ۸ تای آنها را مشتاق مذاکره حقوقی و سود هایی که از درخواست شغلی به دست می آیند

می بیند اما بازهم ۳۳ درصد از مصاحبه های درخواست کنندگان می گوید

که آنها یک مذاکره راحت را احساس کردند.

باید این درس را از روش سخت یاد بگیریم.

 

۹- بازی داخلی

چه کسی در مذاکره مصاحبه ما قدرت دارد، ما یا کارمند تازه کار؟

اگر به طور خودکار به کارمند تازه وارد رای دهیم،

داریم خود را قبل از اولین گام به سمت دفتر آنها به پایین ترین سطح پرتاب میکنیم.

بیشتر فارغ التحصیلان نگران مشکلات رعدآسا در رقابت های خود هستند.

ما نمی توانیم رقابت خود را تغییر دهیم بنابراین نباید آن لحظه ای که سختی کشیدیم جا بزنیم.

باید انرژی خود را به تفکر راجع به تمام دلایلی که کارفرمای آینده ما ممکن است به خاطر آنها ما را استخدام کند پیوند دهیم.

هر وقت جذب شدیم، هرگز فقط یک تفاوت کوچک بین اولین کاندید ما و دومین انتخاب، وجود ندارد.

معمولا فقط یک انتخاب واقعی وجود دارد و آن هم کاندیدی است که ما می خواهیم.

اگر ما نتوانیم آن شخص را بیابیم از درون داغون می شویم

بنابراین اگر ما آن شخص نیستیم نباید احساس کنیم باخته ایم

بلکه باید در تلاش پیدا کردن شغل درستی برای خود باشیم.

 

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

۸- بخوانیم

پیش دانشگاهی ها موارد تکنیکی را یاد میدهند.

تعداد کمتری مهارت های سبک تر برای چگونگی بازاریابی، متقاعد کردن و تاثیر گذاشتن را یاد می گیرند.

با تمام اینها این موارد دقیقا همان مهارت هایی هستند که برای دستیابی به آن شغل نیاز داریم.

ما مجبوریم بمباران ثابت تبلیغات و برندهای روزانه را در زندگی خود ندیده بگیریم.

زمان این فرارسیده که حقه های معامله ی آنها را یاد بگیریم

 

۷ – نور، دوربین، حرکت!

در حد متوسط چقدر طول میکشد تا یک مصاحبه کننده تصمیم بگیرد

شغل را به شما بدهد یا خیر؟

این بستگی به تحقیقاتی دارد که شما باور دارید و بین ۴ تا ۹۰ ثانیه قابل تغییر است.

پس از اینکه به داخل اتاق قدم بگذاریم، تغییر پذیر می شود.

احتمالا فعلا فقط دارید صحبت های کم را انجام می دهید و زمان کافی برای مصاحبه کننده نیست تا مهارت های مذاکره ما را هوشیارانه ارزیابی کنند،

پس آنها چه چیزی را ارزیابی میکنند؟

بیشتر می خواهند بدانند که ما برای آن شغل مناسب هستیم یا خیر

و آن را طوری جلوه دهند که برای استخدام ما خوب باشد.

بنابراین اینکه موهای کوتاه مرتب داشته باشیم، تمیز اصلاح شده و به خوبی لباس پوشیده باشیم،

دوستانه و با اعتماد به نفس رفتار کنیم

و به اندازه کافی احترام بگذاریم شانس ما را افزایش میدهد.

بنابراین باید مصاحبه را بعنوان فیلمی ببینیم که در آن بازی می کنیم و به نام :

” نمایش: شغل من” نام گذاری می شود.

بزرگترین بخش تصمیم ها زمانی که مشغول انجام این نمایش هستیم به سراغ ما می آیند.

 

مصاحبه

 

۶- درخت درست؟

نردبان خود را به درخت درستی تکیه داده ایم؟

به عبارت دیگر آیا برای شغل درست مصاحبه می کنیم؟

راه شغلی درستی انتخاب کرده ایم؟

بله، پس از ایجاد رزومه و آماده سازی آن پس از سالها مطالعه فقط می‌خواهیم شغلی پیدا کرده،

پول به دست آورده و استقلال خود لذت ببریم یا وام های خود را بدهیم.

این آخرین سوالی است که میخواهیم از خود بپرسیم و مهمترین سوالی  که لازم است از خود بپرسیم.

آمارگیری های آمریکا نشان می دهد که کارکنان بین ۱۸تا ۳۸ سال کار خود را به طور متوسط ۱۰ بار عوض می کنند.

آمارهای حکومت به ندرت نشان می دهد که چه تعداد از این ها تغییر شغلی است

بنابراین می خواهم در این کار دخالت کرده و بگویم که بیشتر این افراد حداقل یکبار شغل خود را تغییر داده اند.

بیش از ۹۵ درصد مشتری های آموزش مذاکره تهیه ما و دوره های آموزشی مذاکره ی فروش شغل خود را در زمینه ی کاملا متفاوتی آغاز کرده اند.

اولین تجربه کاری به ما تجربه اساسی میدهد که تاثیر عظیمی روی موقعیت های باز آینده ما دارند.

بنابر این قبل از استرس برای اینکه آیا مذاکره خود را به درستی انجام می دهیم باید راجع به این فکر کنیم که آیا برای شغل درست مذاکره می کنیم یا خیر.

 

۵- سوال ها

بیشترین فارغ التحصیلان ارزش قدرت سوال ها را دست کم میگیرند.

چگونه باید بدرخشیم؟

سوالات خود را آماده کنیم و قبل از مصاحبه آنها را بنویسیم.

چه نوع سوالاتی؟

از آنجایی که داریم استخدام می شویم تا مشکلی را حل کنیم یا از آسیبهای بعدی جلوگیری کنیم باید پرسی که کجا به ما صدمه می زند؟

بپرسیم چگونه و چرا این نقش قابل دسترس است یا اصلا ایجاد شده؟

پیدا نکردن یک شخص برای این سِمت برای آنها به چه معناست؟

اگر به ما این سوالات پاسخ مستقیمی دادند، اطلاعات کافی برای اینکه به آنها بگوییم ما می توانیم مشکلات آنها را حل کنیم و از آسیب های آینده جلوگیری کنیم داریم.

 

۴- یک رزومه، همه ی شغلها را به ما نمی دهد

رزومه خود را برای چندین شرکت بفرستیم؟

این روش “رزومه بده نتیجه بگیر” نام دارد.

نتایج چنین خواهد بود:

  • تجربه بیشتر برای مصاحبه
  • شانس بیشتر برای دستیابی به شغل

چالش ها اینگونه هستند:

  • زمان و انرژی به سمت شهر مذاکره مصاحبه کشیده خواهد شد
  • به سختی به یاد می‌آوریم که به هر کس چه گفته ایم
  • زمان کمتری برای آماده سازی خود در مصاحبه های بعدی داریم

برای موفقیت در این روش باید اطمینان حاصل کنیم که این دو حرکت عاقلانه را در نظر می گیریم:

  • اول ایجاد تجربه مصاحبه به عبارت دیگر سوالات احمقانه بپرسیم و با جواب های احمقانه دادن آزمایش کنیم. داستان سرایی را امتحان کنیم چون در مصاحبه شغلی واقعی نمی‌خواهیم این کارها را انجام دهیم. پس از تجربه های جدید، برای شغل آینده که به آن علاقه داریم از انها استفاده کنیم.
  • دوم تحقیق کنیم و برای کاری که می‌خواهیم انجام دهیم آماده شویم. باید بدرخشیم. خوشبختانه، بیشترین کاندیدها صفحه اصلی سایت اینترنتی آن شرکت را برای مصاحبه خود نمی خوانند. ما باید جملات آن صفحات را بخوانیم و نتایج مالی، اهداف و البته داستانهای راجع به آن را با در اخبار گوگل و یاهو دنبال کنیم.

مصتحبه

۳- داستان سرایی کنیم

داستان های واقعی بگوییم.

ما نمی توانیم به زور به یاد ماندنی شویم تا آنها ما را استخدام کنند.

اما با تمام این‌ها بیشتر فارغ التحصیلان دقیقا همین کار را می‌کنند.

از انجایی که بیشتر مصاحبه کننده های مقبول راجع به مشکل یا پروژه ای که در ان کار کرده و افتخار آفرینی کرده ایم سوال می کنند

، پس باید احمق باشیم که داستان خود را قبل از مصاحبه آماده نکنیم.

چرا داستان ها انقدر مهم هستند؟

مصاحبه ها نشان دهنده هزاران رزومه خسته کننده و خشک می باشند

و آنها باید با هزاران شخص خسته کننده که این رزومه ها را نوشته اند صحبت کنند.

پس چگونه باید شخص خاصی را به خاطر بسپارند؟

بوسیله داستان هایی که می گویند.

ما همه عاشق داستان سرایی هستیم.

داستان ها مثل جالباسی هایی هستند که خاطرات ما به آن آویزان می شوند.

بنابراین باید در داستان سرایی خوب باشیم تا بدرخشیم و به یاد ماندنی شویم.

باید یک داستان خوب بگوییم و آن را جالب نشان دهیم و رقابتی رفتار نماییم.

ما می توانیم بهترین مهارت های تکنیکی در جهان را داشته باشیم

اما اگر نمی توانیم از آن بصورت داستان استفاده کنیم پس مصاحبه کننده ما را چگونه بشناسد؟

توصیه:

  • داستان هایی انتخاب کنیم که با کارفرمای آینده ما مرتبط است
  • داستان ها را ویرایش کنیم تا آن ها را به چالش های کارفرمای خود ارتباط دهیم
  • تا جایی که ممکن است اعداد را وارد داستان کنیم، یا زمانی که هدر نرفته

بنابراین باید داستان خود را بنویسیم.

آن را ویرایش کرده و مدام برای خود تمرین و تکرارش کنیم.

 

۲- همه چیز راجع به پول است – نه!

چرا بیشتر مردم یا در یک شغل می مانند یا آن را ترک می کنند؟

اگر حدس زده باشید که بخاطر نرخ حقوق یا پرداخت ضعیف مذاکره شده است، نکته اصلی را از قلم انداخته اید.

بیشتر مردم برای عوامل کیفی غیرمالی می مانند یا می روند.

تا به حال شرکت هایی که واقعا به آن علاقه داشته اید برای فهمیدن این عوامل زمان گذاشته اند.

باید سعی کنیم به ملاقات با همکاران و رییس خود برویم.

فروشگاه یا رستوران آن اطراف را چک کنیم.

راجع به زمان های استراحت و کار در خانه بپرسیم.

بپرسیم که آیا لپ تاپ، برنامه ریز شخصی، موبایل، کمک مالی، پرداخت برای عضویت، درس خواندن و دوره ها، وقت اضافه برای مطالعه به ما تعلق می گیرد یا خیر.

مدیرها معمولا برای این جور عوامل انعطاف پذیرتر هستند تا رنج حقوق.

شرکت ها هم معمولا بین این زمینه ها تفاوت زیادی قایل می شوند.

 

۱- تراشه های قدرت واقعی

فارغ التحصیلان راجع به تکنیک ها و توصیه های مصاحبه می پرسند.

پس از این شما می توانید در استراتژی های مذاکره و درستی آنها قدرتمندتر شوید.

استراتژی

سوال: چگونه به قدرت های کمی در مصاحبه شغلی خود دست میابید؟

پاسخ: پینشهاد های رقابتی را بر سر مذاکره بگیرید.

وقتی ما یک پیشنهاد شغلی داریم، گیر افتاده ایم.

با دو پیشنهاد شغلی در تنگنا هستیم.

با سه پیشنهاد و بیشتر تازه می بینیم که انتخاب های واقعی داریم.

بنابراین باید از مصاحبه کننده بخواهیم که همه پیشنهاد های خود را با جزییات از جمله حقوق بنویسند.

درستی

مهارت های تکنیکی ما می توانند فقط ما را تا فاصله خاصی ببرند.

خودپروری و رشد شخصی موفقیت شغلی بلندمدت ما را تضمین می کند.

بنابراین باید کمی از زمان تلویزیون تماشا کردن و مهمانی ها بزنیم و روی مهارت های اجتماعی و مردمی، هوش احساسی و درستی خود کار کنیم.

باید برای استفاده از تکنیک های مذاکره در مصاحبه خود دقت کنیم.

اگر از در راستی و درستی درنیامده باشیم، تکنیک ها هم کار نخواهند کرد

و شهرت خود را از بین برده و روابطمان را لگدمال می کنیم.

یادگیری تکنیک ها می ارزد بنابراین اگر شخصی سعی کرد ما را گول بزند می توانیم آن ها را به کار بگیریم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
حالات دهان و لب ها در زبان بدن

حالات دهان و لب ها در زبان بدن

, , ,

حالات دهان و لب ها در زبان بدن

در این مقاله به حالات دهان و لب ها در زبان بدن می پردازیم.

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Mouth Expressions and Lips in Body Language می پردازیم.

لب ها به همراه چشمان، ویژگی های اصلی صورتمان را می سازند.

یعنی در بسیاری از حالات مختلف و جلب توجه ها نقش دارند.

وقتی تمام تمرکزمان روی تماس چشمی باشد، کافیست زمانی را صرف یادگیری این موضوع کنیم

که لب ها و دهان چه چیزهایی را می توانند به شکل غیر کلامی هم به ما بگویند.

 

خب چه نیازی به لب ها داریم؟

اول از همه، بگذارید این حقیقت را بگویم که لب ها در واقع بخشی از پوست شما هستند.

اما درمورد بحث ما، بخش بسیار خاصی می باشند.

لب ها، نازک، متحرک، و حساس بوده و پایانه های عصبی بسیار زیادی در خود دارند.

کاربرد دیگرشان این است که روی دندان ها را می پوشانند.

نکته:

دلیل این که لب ها گاهی ترک می خورند، این است که فاقد غدد عرقی هستند. (اصلا کسی هست که از لب های عرق کرده خوشش بیاید؟)

اما این وجود نداشتن یعنی فاقد روغن های نرم کننده ی بدن است و در آب و هوای خشک، بیشتر ترک می خورد.

اگر به حیوانات دیگر نگاه کنیم،

انواع مختلفی از لب ها را می بینیم که کاملا با لب های ما فرق دارند.

پرندگان و لاک پشت ها منقار دارند

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

 

و در بسیاری از حیوانات دیگر، لب ها فقط یک پوش پوستی روی دهان هستند.

پستانداران بیشترین شباهت را در این باره با ما دارند.

بخصوص در گونه های نخستین که عضلات خاصی برای کنترل لب ها دارند.

اما حتی در آنها هم تفاوت هایی با لب ما انسان ها تشخیص داده می شود.

برخلاف حیوانات دیگر، لب های ما ویژگی های جذاب دیگری دارد.

لب های ما قرمز، خوشمزه و بسیار زیبا هستند

و انگار دارند فریاد می زنند :

“به من نگاه کنید”

این نکته تفاوت بزرگ کاربرد لب را بین ما و حیوانات دیگر نشان می دهد.

 

مقاله مذاکره را از دست ندهید

 

آنها از لب هایشان برای ایجاد ارتباط استفاده نمی کنند، بجز وقتی که بخواهند با نشان دادن دندان هایشان حیوانات دیگر را در مبارزه تهدید کنند.

و یا در بعضی گونه های نادر، یکدیگر را می بوسند.

ما انسان ها استفاده های متنوعی از لب می کنیم.

برای گفتن کلمات، و شاید مهم تر اینکه برای ایجاد ارتباط غیر کلامی.

در واقع، لب ها نقش عظیمی را در ارتباطات جنسی ایفا کرده و یکی از مناطق تحریک کننده ی جنسی محسوب می شوند.

شکل، رنگ و اندازه شان جلب توجه می کند

و حساسیتشان باعث می شود که مثلاً برای بوسیدن عالی باشند.

 

 

دهان تنگ

در این باره حرف های زیادی داریم.

از فشار دادن لب ها به روی هم، خط نازکی درست می شود.

آرواره های قفل شده در هم، دهان را در کل تنگ نشان می دهند و آن را محکم به نظر می رسانند.

گاهی حتی لب ها را می خورند.

این حالت دهان نشان می دهد که نوعی تنش احساسی وجود دارد.

می تواند خشم، غم، اضطراب و یا نا امیدی باشد که به موضوع خاصی بستگی دارد.

همیشه تصور می کنم که اگر لب ها مثل یک قوس عمل می کردند،

می توانستند احساس واقعی اشخاص را پنهان کنند.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

از آنجاییکه این حالت با احساسات منفی ارتباط دارد، گزیدن لب بالایی که حالتی آشنا در مردم بریتانیاست، بعنوان قدرت شخصی دیده می شود

و در مواجهه با شنیدن یک خبر دیده می شود.

این حالت مثل شنیدن “چانه ات را بالا بکش” است.

البته همیشه این حالت ها با کیفیت خوب به نظر نمی رسند

و گاهی با حالت سرد و مغرور بودن تعبیر می شوند.

برعکس، لب هایی که کمی از هم جدا باشند، هیجان بیشتر را نشان می دهند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید