ایجاد روابط

ایجاد روابط

,

وانمود کنید هر شخصی را که می بینید، یک علامت روی گردنش دارد و بگویید «کاری کن که احساس اهمیت کنم» با این کار، نه تنها در فروش‌تان موفق می‌شوید، در زندگی‌تان هم همینطور.

مردم کسانی را دوست دارند که به آنها اهمیت بدهند. پیام؟ «به مردم اهمیت بدهید.»

نکاتی برای اینکه به دیگران حس مهم‌بودن و ضروری بودن بدهد:

 

– وقتی چیزی می‌پرسند، به آنها نگاه کنید:

وقتی کسی افکار، ایده‌ها و احساساتش را با شما در میان می‌گذارد و شما به او نگاه می‌کنید، به او ارج می‌نهید.
مطمئن شوید نگاه نرم و راحتی به او دارید و زل نزده‌اید.

 

– تکان‌دادن سر به نشانه تأیید، درک و علاقه‌مندی:

نشان دهید دریافت‌کننده، علاقه‌مند و قادر به تأکیدکردن هستید.

 

– لم‌دادن به جلو برای نزدیک‌ترشدن به شخص مقابل:

وقتی نمی‌خواهید از منطقه شخصی کسی فرار کنید، به او نزدیک‌تر شوید تا نشان دهید به گفته‌هایش علاقه‌مند هستید و می‌خواهید بیشتر بدانید.

 

– استفاده از ژست‌های باز:

ژست‌گرفتن در زمان معاشرت با دیگران، مکالمه را زنده و هیجانی می‌کند.
داشتن کف دست باز به شخص مقابل نشان می‌دهد شما تهدیدی برای او نیستید و می‌تواند به شما اعتماد کند.
دادن حس امنیت به دیگران نشان می‌دهد برایتان مهم هستند.

 

ایجاد روابط

 

نشان‌دادن اعتمادبه‌نفس

مردم دوست دارند با کسانی کار کنند که بتوان روی آنها حساب کرد.
مشتریان، ارباب‌رجوع‌ها و حتی همکاران‌تان می‌خواهند بدانند آیا می‌توان به شما اعتماد کرد یا نه.
وضعیت بدنی، حالت صورت و موقعیت کلی‌تان نشان می‌دهد آیا اهل معامله واقعی هستید یا نه.
در زیر جدولی از رفتارها آورده شده است که اعتمادبه‌نفس، اعتبار و مصالحه را در شخصیت نشان دهد.

 

کیفیت صدا

حالات صورتحرکاتژست‌هاانتخاب کلمه
– تون پایین و سطح متوسط

– طنین‌دار، غنی و گرم

– بلندی خاص

– واضح

– سکوت برای نشان‌دادن راحتی

– نفس‌های آرام و عمیق

عضلات کشیده‌شده به بیرون

– صورت خونسرد

– پیشانی صاف

– لپ‌ها به بالا کشیده شده

– تماس چشمی با خونگرمی

– گوشه چشم کشیده به بالا

– طرف خارجی دهان رو به بالا

– پوست خشک و خنک

– سنجیده

– حساب‌شده

– دقیق

– محکم

– عمدی

– کنترل‌شده

– دست‌های باز

– کف دست جلوی صورت و رو به بالا

– دست‌های بسته با انگشتان جمع‌شده

– دست‌های باز رو به جلو و بالا (به نشانه ایست)

– وضعیت بدنی صاف

– دست بین کمر و سطح وسطی سینه

– وضعیت قدرتمند صورت رو به بالا یا پایین (نوک انگشتان و آرنج در سطح کمر)

– دست‌ها کشیده‌شده و دور از بدن

– وزن بدن به‌طور یکسان پخش‌شده

– ویژه

– دقیق

– عبارات مثبت

– محترمانه

-بدون کلمات پرکننده (اوووم، ااا، آه)

– بدون کلمات کیفیت‌دهنده (به هر نوع، مثل)

– بدون عذرخواهی

در این مقاله به ایجاد روابط پرداختیم

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
فروش، توانایی متقاعدکنندگی باشکوه

فروش، توانایی متقاعدکنندگی باشکوه

, ,

فروش، توانایی متقاعدکنندگی باشکوه موضوع این مقاله می باشد.

اگر فکر می‌کنید فروشندگی کار آسانی است، بهتر است دوباره درباره آن فکر کنید.
همانطور که پیداکردن دوست نوعی سرمایه‌گذاری روی روابط است،
فروشندگی هم باعث می‌شود دیگران دنیا را طوری ببینند که شما می‌خواهید؛

یعنی به‌اشتراک‌گذاشتن شور و حال و متقاعدکردن افراد برای خریدن محتوا، محصولات و خدمات شما.
البته چالش‌هایی هم با رقبای سرسخت داشته و سنگ‌هایی بر سر راهش وجود دارند.
در این مقاله، به نظرات و رفتارهایی می‌پردازیم که روی فرآیند فروش اثر می‌گذارند و روابط و عمل به وعده‌ها را در پی دارند.

فروش به نظر فروشنده بستگی دارد

انتخاب نظرات

طبق گفته هنری فورد، «هر جور فکر کنید، همانطور می‌شود.» نظرات شما هستند که آینده‌تان را تعیین می‌کنند.
وقتی بازار به هم ریخته باشد، شغل زیاد و کار فروش سخت‌تر می‌شود.
به این ترتیب، داشتن چشم‌انداز مثبت نیز دشوار است؛
پیش به‌ جلو.

به‌جای اینکه بگوییم «وای بر من»، بلند شویم و دوباره شروع کنیم.
وقتی فقط ۲۰۰ تا فروش داشتید، چه می‌توان کرد که پیروز شد؟
چه کسی می‌داند. شاید این‌بار شانس با شما یار باشد.

برای کمک به خودتان و ایجاد نظرات مثبت، به شیوه مثبت رفتار کنید.
نکات زیر برای شروع خوب است؛

صاف بایستید. محکم بنشینید.

سینه‌تان را پهن کنید.
چانه‌تان را بالا بگیرید: شل و ول ایستادن سطح انرژی‌تان را پایین و احساس انزوا و بی‌روحی به‌وجود می‌آورد.
کمی به جلو لم داده و سینه‌تان را پهن کنید. شانه‌ها را محکم به عقب بکشید.

 

از چشمان‌تان استفاده کنید:

برخلاف خیره‌شدن که نشان‌دهنده خستگی است،
چشمانی که برق می‌زنند، علاقه را نشان می‌دهند.
چشمان متمرکز، دقت و توجه را نشان می‌دهند. مراقب باشید زیاد روی چیزی متمرکز نشوید که زل‌زدن را نشان دهد
و یادآور تعجب و وحشت‌زدگی باشد.

 

لبخند:

عضلات دور دهان و چشمان‌تان را محکم نگاه دارید تا حالت خوشایندی به شما بدهند.
بالابردن لب کافی نیست. اگر چشم‌ها هم دخیل نباشند، لبخندتان مصنوعی به نظر می‌رسد.
با درنظرگرفتن رفتار کسی که برای خرید آمده است،
می‌فهمید حتی اگر سرسخت‌ترین مشتری باشد، آیا می‌توانید او را برای خرید متقاعد کنید یا نه و وقتی به این باور رسیدید، بدانید می‌توانید.

 

فروش، توانایی متقاعدکنندگی باشکوه

 

درنظرگرفتن جنبه‌ای متفاوت

روزگار سختی بود و فروش خیلی کم شده بود.
او از این موضوع وحشت‌زده بود. پیش مدیر فروشش گله کرد وضعیت اقتصادی وحشتناک است و هیچ‌کس چیزی از او نمی‌خرد.
مشتری‌ها از او متنفرند و دیگر نمی‌تواند مثل گذشته به فرصت‌های خوب برسد.
بدن زبان افسرده، حالت صورت خوار و ذلیل و کیفیت صدای غیرجذابش که ترکیبی از بی‌حالی و بی‌روحی بودند،
و کلمات انتخابی منفی‌ نشان می‌داد آماده است در سطل آشغال پرت شود.

یک روز صبح، فردی با طرز فکری متفاوت به دفتر مدیر فروش رفت و رفتار متفاوتی نشان داد.
با اینکه فقط ۱۰روز بود که سر این کار آمده بود، چشمانش از هیجان می‌درخشید،
صورتش برق می‌زد و صدایش پر از حس زندگی بود.

کلماتش مثبت بود و لبخندی روی صورت داشت. رئیس تحت‌تأثیر اعتمادبه‌نفسش قرار گرفت و کلمات جین او را متقاعد کرد.
فروش می‌تواند کاری ناامیدکننده باشد.
می‌تواند باعث شود ناخن‌تان را بجوید، لب‌تان را بگزید و با نوک موهای‌تان بازی کنید و می‌تواند یک سرگرمی جالب برای کسانی باشد که از فعالیت‌های دنیای تجاری لذت می‌برند.
معاملات انجام‌شده را چگونه می‌بینید و اگر بیکن را به خانه برده و دست‌های‌تان را خالی نشان دادید، چه رفتاری می‌کنید؟

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مصاحبه‌ها

مصاحبه‌ها

, , ,

مصاحبه‌ها

وقتی در حال مصاحبه با کسی هستید، تحت کنترل قرار دارید. وقتی مصاحبه می‌شوید، فکر می‌کنید تحت کنترل هستید، اما اینطور نیست.

موعدش فرارسید. امروز، روز مصاحبه کار رؤیایی شماست.
هیجان‌زده، مضطرب، پرانرژی و عصبی هستید.
از صمیم قلب این کار را می‌خواهید و رقبای زیاد دیگری هم دارید.
برای برنده‌شدن باید نگاه کنید، عمل کنید و شبیه مناسب‌ترین شخص برای این کار باشید.

خب با کف دست عرق‌کرده، دهان خشک و سروصداهای شکم‌تان چه می‌کنید؟
چطور جلوی لرزش انگشتان و تکان‌های پای‌تان را می‌گیرید؟
با بازی‌کردن با مو و یقه چه می‌کنید؟
درحالی‌که همه این علائم، پاسخ‌هایی طبیعی به استرس هستند، هیچ‌یک شما را مناسب‌ترین فرد نشان نمی‌دهند.

 

گزینه‌های زیر را انتخاب کنید؛

البته فقط همین‌ها مهم نیستند:

  • چطور لباس می‌پوشید
  • عادات شخصی رسیدگی به موهای‌تان
  • نوع رفتارتان

همه اینها مناسب‌بودن شما را برای این پست نشان می‌دهند.
این موضوعات نشانه تأثیرگذاری و روش دید و پاسخگویی شما به شرایط هستند.
مثل همیشه، گزینه‌های‌تان روی تصمیم‌گیری شخص مصاحبه‌کننده درباره اینکه شما مناسب این نقش هستید یا نه، تأثیر زیادی دارد.

 

آماده‌شدن برای مصاحبه

با تحقیق درباره سازمان، برای مصاحبه آماده شوید. هرچه بیشتر در این باره بدانید، آمادگی بهتری خواهید داشت و به سؤالات زیر پاسخ بهتری خواهید داد.

  • فرهنگ سازمانی چیست؟
  • ارزش‌ها چیست؟
  • فرهنگ و ارزش‌های مشابه یا متفاوت شما با آنها چیست؟
  • چگونه می‌توانید تعیین کنید با سازمان توافق دارید؟

درباره مصاحبه‌کننده‌تان چه می‌دانید؟

تا آنجا که می‌شود، درباره مصاحبه‌کننده اطلاعات جمع کنید.
از فیسبوک، لینکدلن، توئیتر و شبکه‌های اجتماعی دیگر. اگر با کسی آشنا هستید که او را چه به‌صورت شخصی یا حرفه‌ای می‌شناسد، از او سؤال بپرسید؛

برای مثال

  • در کجا درس خوانده‌اند؟ (دانشکده، دانشگاه یا درجات بالاتر؟)
  • اعضای چه سازمان‌هایی هستند؟
  • علاقه و سرگرمی‌شان چیست؟
  • وضعیت تأهل و خانوادگی‌شان چطور است؟

می‌توانید با توجه‌کردن به کسی که شما را می‌بیند، اطلاعات زیادی جمع کنید.
موضوعاتی را که مصاحبه‌کنندگان با آنها روبه‌رو هستند، پیدا کنید.
خودتان را در موقعیت کسی قرار دهید که می‌تواند دردشان را تسکین دهد.
هرچه اطلاعات‌تان درباره مصاحبه بیشتر باشد، برای کسب شغل موردنظر آماده‌تر هستید.

  • علاقه‌تان را به نیازهای آنها نشان دهید.
  • درباره دغدغه‌های‌شان کنجکاو باشید.
  • توانایی‌تان را برای حل مشکلات‌شان نشان دهید.

پس از انجام این تحقیقات، حالا وقتش رسیده که روی خودتان متمرکز شوید.

 

پیش به‌سوی مصاحبه

از لحظه‌ای که وارد ساختمان می‌شوید، رفتار افراد مشتاق و توانا را زیر نظر بگیرید.
برای موفقیت خودتان را روی فنر پرتاب گذاشته و به روی بقیه لبخند بزنید.
قدرت‌های خود و اینکه این کار را می‌خواهید، فراموش نشوند.
حالا روش حرکت‌تان را مشخص کنید.
هرگز نمی‌دانید ممکن است چه کسی در آسانسور کنارتان باشد یا در سالن از پشت سرتان بیاید.
افراد قوی و تأثیرگذار عادت دارند که در جاها و زمان‌های غیرمنتظره، انتظار دیدن هرکسی را داشته باشند.

 

مصاحبه‌ها

 

وقتی به قسمت پذیرش رسیدید، خودتان را معرفی کرده و بگویید قرار است چه کسی را ببینید.
توجه‌تان را روی شخصی متمرکز کنید که دارید با او حرف می‌زنید.
به چشم‌هایش نگاه کنید، لبخند بزنید، با وضوح صحبت کنید؛
آنقدر بلند که مسئول پذیرش مجبور نشود برای شنیدن حرف‌ شما وارد راهرو شود. نام‌تان را با افتخار و خوشایندی بگویید.

وقتی وارد اتاق مصاحبه شدید، آنقدر بایستید تا شما را دعوت به نشستن کنند.
در طول مصاحبه، رفتاری از خود نشان دهید که شخص مصاحبه‌کننده بداند این کار را می‌خواهید و برای این شغل، مناسب هستید.
اگر مصاحبه در دفتر مصاحبه‌کننده انجام شد، نگاهی به دوروبرتان بیندازید.
آیا عکس خانوادگی او را می‌بینید؟
مجموعه کارهای هنری چه؟
جوایز و لوح‌های تقدیر؟ آیا میزش مرتب است یا پر از کاغذهای پراکنده؟ وضعیت فاصله شخصی او موضوعات مهمش را به شما نشان می‌دهد
و می فهمید چه رفتاری داشته باشید.

هنگام مصاحبه، خونگرم‌بودن، کلید است.
از نشانه‌های زیر پیروی کنید تا مطمئن شوید احساس مثبتی در او به‌وجود آورده‌اید.

حالات صورت

  • پیشانی صاف
  • تماس چشمی راحت، بدون زل‌زدن
  • کمی چشم‌ها را گشادکردن
  • با یک لبخند، لب را به کنار کشیدن و کمی چشم‌ها را بالادادن
  • آرواره شل و راحت
  • پوست خشک و خنک

ژست‌ها

  • سر در وضعیت افقی
  • چانه به بالا
  • تکان محکم دست، متناسب با فشار شخص مقابل
  • یک کلمه هشدار: از تکان‌دادن دست در حالی‌که کف دست رو به پایین است، پرهیز کنید. اگر عادت دارید هر دو دست‌تان را تکان داده و دست چپ‌تان را بالاتر از دست طرف مقابل ببرید، اصلاً به آن فکر نکنید.
  • کمی به جلو لم بدهید تا علاقه و اشتیاق‌تان را نشان دهید.
  • دست‌های‌ شما در حالت خونسرد و قابل دید باشد. اگر فکر می‌کنید ممکن است دست‌های‌تان بلرزند، چیزی یادداشت کنید که معلوم نشود.
  • ژست‌های خاص‌تان را به حداقل برسانید.
  • دست‌های‌تان را ضربدری نبندید و کمی از دو طرف باز کنید تا فضای دیدتان بزرگ‌تر شود.
  • سر خود را به نشانه درک و تأیید تکان دهید.
  • حرکات‌تان با تمرکز، هدف و کنترل انرژی باشد.
  • ژست‌های دست‌تان بین وسط سینه و سطح کمر باشد.

 

مصاحبه‌ها

 

الگوهای کلامی

– آرام حرف بزنید. وقتی عصبی هستید، ناخوآگاه سریع حرف می‌زنید.
– واضح حرف بزنید.
– نام‌تان را درست تلفظ کنید.
– بلندی صدای‌تان متناسب با فضا باشد.
– از زبان مثبت مصالحه استفاده کنید تا شنونده جذب شود.
– پیش از جواب‌دادن به سؤالات کمی سکوت کنید تا تفکر و رشد فکری‌تان مشخص شود.
– نکات موردنظرتان ر با دقت و وضوح بیان کنید.
– عمیق و آرام نفس بکشید تا خونسردی‌تان حفظ شود.

به‌علاوه، لباس مناسبی بپوشید؛
برای مثال، اگر برای کاری در یک شرکت حقوقی یا بانک مصاحبه می‌کنید، یک کت و شلوار مناسب به تن کنید.
اگر برای استارت‌آپ یا کار هنری مصاحبه می‌کنید، می‌توانید لباس راحت‌تری بپوشید
و لطفاً مطمئن شوید ظاهر مناسبی دارید.
آدامس‌جویدن، ناخن‌های کثیف، یقه کثیف، بوی بد دهان و موهای ژولیده به نفع شما نیست.

در آخر، وقتی مصاحبه‌کننده ایستاد، آینه رفتارش شده و شما هم بایستید. به چشمانش نگاه کرده و پس از پایان انتظار، با او دست داده، لبخند زده و بابت نتیجه از او تشکر کنید.
درست قبل از ترک اتاق، جلوی در ایستاده، برگشته و لبخند نهایی را بزنید.
یک قدم به عقب بردارید تا آخرین تصویر در ذهنش از شما، صورت خونگرم‌تان باشد، نه پشت سرتان.
با آماده‌کردن روح و روان‌تان برای مصاحبه، حالا روی کاری که در دست دارید، متمرکز شوید.
همه کارها را با اعتمادبه‌نفس انجام دهید. و… احسنت! به شما قول می‌دهم به‌زودی قرارداد کار را در دست خواهید داشت.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
بیایید از مذاکره نترسیم و بدون ترس مذاکره کنیم

بیایید از مذاکره نترسیم و بدون ترس مذاکره کنیم

,

بیایید از مذاکره نترسیم و بدون ترس مذاکره کنیم

بیایید از مذاکره نترسیم و بدون ترس مذاکره کنیم موضوع این مقاله می باشد.

 

مذاکره واقعیت زندگی است و همه‌چیز در زندگی قابل مذاکره است.
اگرچه به نظر می‌رسد برخی افراد به‌طور طبیعی مذاکره می‌کنند، مهارت‌های مذاکره را می‌توان به‌عنوان مهارت‌های اکتسابی دید و نه ذاتی. برای یادگیری هر مهارت جدیدی، تمرین، شکیبایی و محافظه‌کاری لازم است.

از اتاق هیئت‌مدیره تا یک کافه، افراد نیاز دارند برای نشان‌دادن شفافیت، صداقت و اعتمادبه‌نفس، همراه با رفتار غیرکلامی‌شان، پشتوانه کلامی داشته باشند.
این عملکرد با نظرات خوش‌بینانه برای ایجاد اعتماد همراه است.
سپس باید به همکاری و رسیدن به توافق رضایت‌بخش دوطرفه اندیشید؛ زیرا رفتار افراد نشان‌دهنده ذهنیت، نقطه‌نظر و حس عمومی‌شان از خوب‌بودن است،
توجه به علائم و نشانه‌های فیزیکی برای جلب نظرات و نیت‌های درست لازم است.

وقتی برای واردشدن به مذاکره‌ای آماده می‌شوید، تا آنجا که می‌توانید، درباره افراد حاضر در مذاکره اطلاعات کسب کنید.
فرهنگ، عقاید، تجربیات و ارزش‌ها همگی روی رفتار و روش مذاکره افراد تأثیر می‌گذارند.

 

حرف‌های پدر

یکی از دوستان تعریف می کرد که وقتی ابتدا وارد کار تجاری شدم، از پدرش خواست نصیحت کند که چگونه بهترین معاملات را با عرضه‌کنندگان و ارباب‌رجوع‌ها داشته باشد.
پدرش گفت: «مذاکره یعنی دانستن آنچه می‌خواهی، سپس پیش‌رفتن و احترام‌گذاشتن به شخص مقابل.» او به من گفت که مصالحه نام یک جور بازی است و باید حواسم باشد که همه را راضی نگه دارم. سال‌هاست به یاد دارم مذاکره یعنی ساختن روابط به‌جای ساختن پل.

 

پیش از توجه به رفتار غیرکلامی در مذاکره، نشانه‌های زیر را در نظر بگیرید؛

 

۱٫ نشان‌دادن زمان:

برای درست پیش رفتن مذاکره، مطمئن شوید به‌موقع خواهید رسید.
«هشتاد درصد موفقیت به نمایش ظاهری است.» پیش از آنکه کسی دهانش را باز کرده و پیشنهادهایش را ارائه کند، روش وقت‌شناس بودن نشان خواهد داد چه رفتاری با شما می‌کنند.
تأخیر در مذاکره، به دو شیوه به این فرآیند لطمه می‌زند؛
اول، کسی که تأخیر دارد، اگر رفتارش توهین‌آمیز دیده شود، به‌عنوان فردی بی‌نزاکت درنظر گرفته می‌شود.
به‌علاوه، بی‌دقتی به‌منزله امانتدار نبودن و فقدان شایستگی دیده می‌شود.
افراد دیگر او را بی‌انضباط دیده و به معامله با او میلی ندارند.

دوم، دیر رسیدن استرس، حواس‌پرتی و ناامنی ایجاد می‌کند و خونسردی، تمرکز و اعتمادبه‌نفس را از فرد می‌گیرد.
فرهنگ‌های مختلف، نظراتی متفاوت درباره زمان دارند و ممکن است برخی به مذاکره دیر برسند.
اجازه ندهید این موضوع شما را ناراحت‌ کند. خونسرد باشید و روی کارتان تمرکز کنید.

 

۲٫ دست‌دادن:

با اینکه روزگار معامله‌کردن با یک دست‌دادن محکم دیگر گذشته است، اما این کار باعث ایجاد اعتماد می‌شود.
دست‌دادنی که فشار را از روی دوش طرف مقابل برمی‌دارد، دست‌دادنی ایده‌آل است.
دست شما و شخص مقابل‌تان از راه کف دست با هم ارتباط برقرار می‌کند و بین انگشت شست شما و انگشت وسطی شخص مقابل‌تان در جلسه شبکه‌ای ساخته می‌شود.
تحقیقات نشان داده دست‌دادن فرآیند مذاکره را آسان‌تر کرده و نشانه امانتداری است و رفتار همکاری‌گونه را افزایش می‌دهد.

آگاه باشید: اگر کسی دستش را جلو آورد، کف دستش را در موقعیت افقی قرار دهید و اگر کسی کف دستش را روبه‌روی صورت‌تان گرفت، بدانید در بازی قدرت قرار گرفته‌اید.

 

بیایید از مذاکره نترسیم و بدون ترس مذاکره کنیم

۳٫ تعیین رفتار مبنا:

پیش از شروع مذاکره، وقتی هنوز طرف مقابل تحت فشار نیست،
شانس ایجاد تعامل با او را از آن سوی میز دارید. روش رفتاری یک شخص در حالی‌که از خوردن یک کیک یا قهوه لذت می‌برد و در حین احوالپرسی، با روش رفتاری‌اش در زمان استرس و تنش فرق می‌کند. پیش از مذاکره، ببینید طرف مقابل‌تان چه رفتاری دارد.
از آنها سؤالاتی بپرسید که جوابشان را می‌دانید. دقت کنید چگونه جواب می‌دهند.
اگر صادقانه جواب دادند، به حرکات آرام و خونسردانه و حالات صورتشان توجه کنید.

اگر صادق نبودند، به رفتارهای منفی مثل حرکت‌های بدن، دزدیدن نگاه یا زل‌زدن، تکان‌دادن پا و تنش‌های صورت‌شان دقت کنید.
پس از شروع مذاکره، یک رفتار مبنا برای قضاوت‌کردن سطح صداقت شخص مقابل‌تان دارید.

در طول یک مذاکره، بهتر است هیچ‌چیز را بر اساس شخصیت خود بررسی نکنید.
اگر شخصیت‌تان را کنار بگذرید، می‌توانید فرصت‌ها را به‌طور هدفمندتر ببینید.

 

حالات صورت

الگوهای نفس‌کشیدن، حرکات دهان، چشم‌ها و آرواره و حتی دمای پوست یک شخص نشان‌دهنده افکار، عواطف و نیت‌های اوست. به علائم زیر توجه کنید
تا وضعیت ذهنی شخص را از طریق مذاکره بفهمید. این حالات براساس احساسات یک نفر در زمانی خاص دیده می‌شوند.

الف- حالات منفی صورت

  • اخم‌کردن
  • تکان پره‌های بینی
  • لب منقبض
  • دو طرف دهان به پایین افتاده
  • آرواره سفت‌شده
  • زل‌زدن شدید
  • پرهیز از تماس چشمی
  • رنگ ملتهب
  • لرزیدن
  • چانه را به داخل کشیدن
  • چانه را بالا نگه‌داشتن

رفتار منفی حاکی از ذهنیت منفی و بی‌علاقگی است.
اگر این رفتار را در خلال مذاکره‌ای دیدید، سرتان را به نشانه پذیرش تکان داده، به جلو لم داده و حالت خونسرد صورت‌تان را حفظ کنید
و ژست‌های خود را تحت کنترل داشته باشید.
از زبانی محترمانه برای پیداکردن زمینه مشترک استفاده کنید. رفتار و کلمات مشابه در این حالت از مذاکره به نتیجه بازنده-بازنده منجر می‌شود.

 

ب- حالات مثبت صورت

  • پیشانی صاف
  • پوست خشک و خنک
  • تماس چشمی راحت، نگاه ثابت و تمرکز نرم
  • حالت خونسرد دهان و گوشه لب کمی به طرف بالا
  •  حالت نرم آرواره
  • لبخند
  • تکان‌دادن سر به نشانه توافق
  • چانه در موقعیت افقی یا کمی بالا

حالت‌های مثبت صورت نشانه بازبودن، علاقه‌مندی و تمایل به تعامل است.
وقتی این علائم را مشاهده کردید، یعنی خوش‌شانس هستید.
هرچه می‌بینید، آینه‌وار جواب دهید و خودتان را با حرف‌ها، حالات صورت و ژست‌های شخص مقابل برای رسیدن به توافق، هماهنگ کنید.

 

ژست‌ها

اضطراب و دیگر احساسات منفی حتی پیش از توقف جریان کار در زبان بدن هر فرد دیده می‌شوند.
به حرکات و ژست‌های زیر نگاه کنید تا عصبی‌بودن، اضطراب و استرس را شناسایی کنید:

  • نفس‌های کوتاه و کم‌عمق
  • پایین‌آوردن سر
  • انگشت‌های لرزان، دستان مشت‌شده و توی هم رفته
  • دست‌زدن به خود
  • لم‌دادن به پشت
  • ضربدری بودن یا نبودن دست‌ها و پاها
  • ضربه‌های پا

وقتی با این رفتار مواجه شدید، روی رفتارتان مقاومت کرده و سعی کنید هدفمند باشید.
به‌جای اینکه این علائم را حمله فردی به خودتان ببینید، آنها را چیزی بیش از ذهنیت آن فرد نبینید.
از آینه‌کردن ژست‌ها و حرکات مشابه پرهیز کنید.

به جلو لم داده و ژست‌ها و حالت صورت باز داشته باشید.
چیزی که می‌بینید، با استفاده از زبانی مثل «به نظر می‌رسد درباره … تردید داری»، «به چه فکر می‌کنی»، «کمکم کن تا بفهمم…»، مشخص کنید.
با شناخت چیزهایی که به روش بدون تهدید می‌بینید، این شانس را به‌دست می‌آورید که ورق را برگردانید.

رفتارهایی که ذهنیت خونسرد و متفکرانه را نشان می‌دهند،

عبارتند از:

  • الگوی تنفسی عمیق و کوتاه
  • دست‌های صاف، قابل دید و در محدوده کمر نگاه‌داشتن
  • ژست باز دست‌ها و بازوها
  • ژست‌های خاص دست برای نشان‌دادن یا تأیید یک نکته
  • نشستن یا لم‌دادن به جلو
  • تکان‌دادن سر به نشانه قدردانی و پذیرش
  • پاها در یک موقعیت ثابت قرارگرفتن

وقتی این ژست‌ها را دیدید، می‌توانید شرط ببندید برنده می‌شوید.
برای ایجاد توافق و رسیدن به نتیجه رضایت‌بخش دوطرفه، هر رفتاری را آینه کنید.
در اینجا چند نوع رفتار آورده شده که ممکن است در فضای مذاکره دیده شوند و معانی‌شان گفته شده است:

  • نبستن دکمه ژاکت یا تا زدن آستین نشان می‌دهد آرام هستید و برای کار تجاری آماده‌اید
  • پلک‌زدن‌های سریع نشانه هشیاری، دروغ‌گفتن یا ناراحتی است
  • سر کج‌شده و دست زیر چانه نشانه علاقه است
  • چانه را به‌دست‌گرفتن نشانه خستگی است
  • دست را پشت گوش گذاشتن یعنی شنونده می‌خواهد بهتر بشنود
  • خاراندن سر یعنی از بحث ناراحت است
  • انگشتان یک دست را روی انگشتان دست دیگر گذاشتن یعنی اعتمادبه‌نفس
  • دست پشت گردن یا انگشت زیر یقه نشانه اذیت‌شدن است
  • بازی‌کردن با خودکار نشانه نیاز به زمان بیشتر است
  • چیزی در دهان گذاشتن نشانه نیاز به اطمینان‌خاطر است
  • درآوردن عینک و روی میز گذاشتن آن نشانه این است که می‌خواهد دهان شما را ببندد

 

بیایید از مذاکره نترسیم و بدون ترس مذاکره کنیم

 

الگوهای کلامی

در گرماگرم یک مذاکره، هیجان افراد و بحثی که می‌شود، ممکن است باعث شود صداها بلند شوند.
کلمات قروقاطی شده و افراد توی حرف هم بپرند.

هنگام مذاکره:

  • بدون پریدن وسط حرف دیگران، گوش دهید
  • کمی صبر کرده و فکر کنید
  • آرام و با تون صدای خونسرد جواب دهید
  • به روش محترمانه‌ای صحبت کنید

یک نکته درباره سکوت:

سکوت پیش از پاسخ‌دادن می‌تواند در شخص مقابل احساس ناامنی به‌وجود آورد.
برخی افراد عقیده دارند باید این خلأ صوتی را با صدای‌شان پر کنند و با سکوت احساس ناراحتی می‌کنند.
افراد دیگر وقتی احساس ناامنی می‌کنند که گوینده سکوت کند و می‌ترسند نکند چالشی به‌وجود آمده است.
سکوت‌کردن روشی فوق‌العاده است برای اینکه اجازه دهیم دیگران حرف بزنند.

«هرگز قدرت سکوت را فراموش نکنید، چون این سکوت آنقدر آرام‌آرام جلو می رود تا در آخر، شخص مقابل را عصبی کند.»

علاوه‌بر توجه به رفتارهای غیرکلامی، به زبان به‌کاررفته هم توجه کنید که باعث افزایش دمای احساسی شده و سطح بالایی از امانتداری را در اتاق پدید می‌آورد؛

برای مثال:

  • جملاتی که معانی مخالف دارند (به نظر من حقیر…)
  • عباراتی که به شکل یک اعلان اصلی بحث را می‌برند (در هر حال، همانطور که می‌دانید…)
  • مشروع‌کننده‌ها (صادقانه، رک و پوست‌کنده)
  • تعدیل‌کننده‌ها (سعی خواهم کرد)
  • پاک‌کننده‌ها (اما، اگرچه)
  • حقه‌ها (درباره … خیلی باهوش نیستم)
  • آماده‌کننده‌ها (منظوری نداشتم، اما…)
  • اغراق‌کننده‌ها (خیلی شرم‌آور است که…)
  • بادکنک‌های آزمایشی (بالای سرم…)

وقتی می‌دانید دیگران در حال تجربه چه احساساتی هستند، می‌توانید رفتارتان را طوری تنظیم کرده که حال‌شان را خوب کنید.
مهم‌ترین چیزی که باید به یاد داشته باشید، این است که وقتی افراد در لبه پرتگاه هستند، بتوانید خودتان را حفظ کنید.

 

موقعیت‌های نشستن

نوع نشستن هر کسی پشت میز مذاکره از وضعیت روحی او خبر می‌دهد.
قوی‌ترین فرد در مذاکره در یکی از رئوس‌ میز می‌نشیند یا صندلی وسطی را از طول میز برای نشستن انتخاب می‌کند.
شخص کناری‌اش همیشه فرد معتمد و مشاور اوست.

به‌علاوه محل نشستن افراد نشان می‌دهد چگونه مذاکره را مدیریت می‌کنند؛

برای مثال:

  • وقتی در حال مذاکره با دو نفر هستید، جایی بنشینید که بتوانید هر دو نفر را ببینید
  • وقتی دو نفر توی تیم شما هستند، جدا از هم بنشینید تا با دو صدای مختلف حرف بزنید
  • وقتی گروه بزرگ شما با گروه کوچک آنها مخالفت کرد، قدرت را در گروه خودتان حفظ کنید
  • وقتی گروه بزرگ آنها با گروه کوچک شما مخالفت کرد، قدرت را بین خودتان پخش کنید
اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
شناخت بی‌علاقگی در جلسات

شناخت بی‌علاقگی در جلسات

,

شناخت بی‌علاقگی در جلسات

در این دنیای متصل که در آن کار می‌کنیم، پیروزی در جلسات به صرف زمان و صبوری نیاز دارد.
وقتی جلسه‌ای خیلی طول می‌کشد، یعنی ساختار ضعیفی دارد
و ممکن است افراد به‌خاطر موضوعات غیرمرتبط خسته شوند.

نشانه‌های خستگی، حواس‌پرتی یا ناامیدی عبارتند از:

– نگاه ثابت‌شده در جایی و سر تکان نمی‌خورد:
علاقه را می‌توان با تکان‌دادن سر و نگاه‌کردن به چشم گوینده نشان داد.
چشمان بی‌حال و کم‌حرکت نشانه بی‌علاقگی است.

– لبخند زورکی:
بلند و ثابت. لبخندهایی که در آن، چشم علاقه‌ای را نشان نمی‌دهد.

– تکان‌دادن پا، ضربه‌زدن با انگشت و به دور و بر نگاه‌کردن:
علائمی ناآگاهانه که از بدن سر می‌زنند.

– با خودکار خط‌خطی‌کردن:
اگرچه نشانه خستگی و سر رفتن حوصله است، می‌تواند نشانه شروع یک بحث هم باشد.

اگر چنین رفتاری را مشاهده کردید، کمی وقت تنفس بدهید.
تغییر حال و هوا باعث کشیدگی عضلات و تکان‌دادن اندام‌ها می‌شود و ارزش جلسه را بالاتر می‌برد و پربارتر می‌کند.

 

موضوعات مربوط به نشستن

تحقیقات روی دینامیک نشستن نشان داده نوع میز و موقعیت فرد پشت میز، عناصری حیاتی در تعیین کارایی جلسه هستند.
نوع نشستن نشان می‌دهد دیگران چه برداشتی از شما خواهند داشت.

اگر احساس راحتی کنید و بخواهید دیگران هم راحت باشند، اجازه دهید خودشان انتخاب کنند کجا بنشینند.
به آنها در جلسه خوشامد بگویید.
کف دست‌تان باز باشد.
سرتان را کمی روی میز کج کنید.
لبخند به لب داشته و ابروهای‌تان را مطابق رفتارتان تکان بدهید.
این ژست‌ها گرم و دعوت‌کننده هستند و فضای راحتی را به‌وجود می‌آورند.

اگر جلسه خیلی رسمی است، خودتان جای افراد را تعیین کنید.
با انگشت اشاره و دست‌تان نشان دهید می‌خواهید کجا بنشینند.
این ژست، دستوری و نشان‌دهنده تحت کنترل بودن است.

 

شناخت بی‌علاقگی در جلسات

 

تعیین قدرت منفی

یک‌بار به جلسه‌ای رفتم که رهبر آن اصلاً نمی‌نشست.
با ایستادن پشت میز و صندلی، مانعی میان خود و دیگر افراد گروه به‌وجود آورده بود.
وقتی حرف می‌زد، در سراسر اتاق راه می‌رفت و همه را مجبور می‌کرد که موقعیت نشستن‌شان را تغییر دهند تا بتوانند به او نگاه کنند.
این رفتار پرخاشگرانه باعث می‌شد بقیه افراد گروه از جلسه سود نبرند.

  • موقعیت‌های تعیین‌شده نشستن برای اهداف خاص
  • موقعیت بدن با زاویه ۴۵ درجه، تشویق به بحث باز، آرام و دوستانه است.
  • اگر می‌خواهید روی کسی نفوذ داشته باشید، مستقیماً روبه‌روی او بنشینید. اینگونه می‌توانید تماس چشمی راحتی با او داشته و زبان بدنش را به‌راحتی بفهمید.
  • برای همکاری داشتن، کنار هم بنشینید.
  • اگر می‌خواهید توجه کسی را جلب کنید، درست کنار فرد قدرتمند جلسه بنشینید. وقتی افراد می‌خواهند به او نگاه کنند، شما را هم می‌بینند و ناخودآگاه از شما تأثیر می‌گیرند.
  • برای حل مشکل: با نشستن شرکت‌کنندگان دور یک میزگرد که همه یکدیگر را می‌بینند، سطوح بالایی از همکاری را به‌وجود آورید. در این حالت، رئیسی وجود ندارد، همه مساوی هستند. بحث آزادی اتفاق خواهد افتاد.

یک توصیه:

درحالی‌که میزگرد نشان‌دهنده برابری است، اما بازهم کسی که نزدیک به پیشرو بحث می‌نشیند، قدرت را نشان می‌دهد.
افرادی که نزدیک قدرتمندترین و بانفوذترین فرد می‌نشینند، در سطح بعدی قدرت و نفوذ قرار دارند.
افرادی که سمت راست می‌نشینند، بانفوذتر از سمت چپی‌ها هستند.

هرچه از فرد قدرتمند دورتر بنشینند، قدرت‌تان کمتر است و هرکسی که مستقیماً روبه‌روی قدرتمندترین فرد بنشیند، رقیب اوست.

– اگر هدف این جلسه، آموزشی باشد، یک میز U شکل انتخاب کنید.
این مدل به معرفی‌کنندگان و شرکت‌کنندگان اجازه می‌دهد یکدیگر را به‌راحتی دیده و با هم تعامل داشته باشند.
می‌توانند به‌راحتی در فضای اتاق حرکت کنند
و بسته به راحتی و نزدیکی به هم، می‌توانند یک گروه بسازند.

– برای تصمیم‌گیری، رهبر باید در رأس میز مستطیلی بنشیند.
با ترتیب نشستن سلسله‌مراتبی، بقیه افراد دور میز می‌نشینند.

– برای بهترین بحث‌ها، افراد را در نقاط دید روبه‌روی هم بنشانید.
شخصیت‌های تعارض‌ساز را کنار یکدیگر ننشانید. آنها را در گروه پراکنده کنید.

هنگام شرکت در جلسات، از نوع و ترتیب نشستن افراد یادداشت بردارید تا پویایی فضا را بشناسید.

 

تعیین وضعیت

ارتفاع صندلی با میزان قدرت ارتباط دارد.
هرچه ارتفاع صندلی‌تان بیشتر باشد، یعنی قدرتمندتر هستید.
در هر کار، بسته به موقعیت‌تان، ارتفاع صندلی‌تان را تنظیم کنید.
گاه‌کردن از بالا به پایین در جلسات، مزایای رقابتی به همراه دارد.

صندلی با پشتی بلند، دارای بازو و متحرک بیش از صندلی باریک و بدون دسته و ثابت نشان‌دهنده قدرت است.
اگر صندلی‌ای به شما پیشنهاد شده که مستقیماً با شخص مقابل چشم در چشم باشید، مؤدبانه آن را نپذیرید و بگویید ترجیح می‌دهید بایستید.
قرار نیست شبیه بچه‌های مهدکودک شوید.
همسطح با کسی بنشینید که گرداننده جلسه است.
قراردادن خودبه‌خودتان در موقعیت پایین‌تر نشانه نداشتن قدرت و نفوذ است.

هر جلسه به شما فرصت نشان‌دادن رفتاری را می‌دهد که بتوانید در کارتان پیشرفت کنید؛
البته با رفتار و نظرات منفی می‌توانید کارتان را خراب کنید.
با صبوری، قدردانی و گوش‌دادن به دیگران، می‌توانید از نردبان ترقی بالا بروید و با رفتار منفی، همه‌چیز را نابود کنید. انتخاب با شماست.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
همیشه گردن‌کلفت‌ها برنده نمی‌شوند

همیشه گردن‌کلفت‌ها برنده نمی‌شوند

, ,

همیشه گردن‌کلفت‌ها برنده نمی‌شوند

یکی از ارباب‌رجوع‌های من نگران رفتار یکی از رهبران ارشدشان بود.
می‌دانست که او پرخاشگر است و از زبان سرزنش و ژست‌های تهدیدکننده استفاده می‌کند.
اعضای تیمش همیشه از او دلخور و ناراحت هستند.
بسیاری خواستار انتصاب مجدد شدند و برخی دیگر از ترس ازدست‌دادن شغل‌شان تصمیم گرفتند به او بپیوندند.
با اینکه حس می‌کردند به آنها بی‌احترامی می‌شود.

مشاهده رفتار این فرد دردناک بود.
در طول جلسه با اینکه اعلام می‌کردند «این زمان، تنها فضای هر شخص برای صحبت‌کردن است و حق هر کسی است»،
باز هم میان حرف همه می‌پرید و به خودش حق حرف‌زدن می‌داد.
زبان تهدیدآمیزش (به تو هشدار می‌دهم که اگر حرفی را که می‌زنم، انجام ندهی، زیاد دوام نمی‌آوری)
و گردن‌کلفتی‌هایش مثل اشاره‌کردن با انگشت، مشت‌کردن دستش و بی‌اعتنایی به حرف دیگران واقعاً بی‌ادبانه بود.

بدتر اینکه اصلاً رفتارش را بد نمی‌دانست.
او با احمق خطاب‌کردن تیمش عقیده داشت این سبک رفتاری نتیجه بهتری خواهد داشت، اما صدمه زیادی به کارش وارد کرد.

 

سروکار داشتن با رفتار پرخاشگرانه انفعالی

وقتی متوجه می‌شوید شخصی حرفی می‌زند که در رفتارش دیده نمی‌شود، رفتارش را پرخاشگرانه انفعالی بدانید.
افراد پرخاشگر انفعالی تمایل دارند احساسات منفی‌شان را به روش غیرمستقیم ابراز کنند، نه اظهارکردنش با صدای بلند و واضح.

به‌علاوه این افراد بسیار بچگانه رفتار می‌کنند و به حل اختلاف‌نظر تمایلی ندارند.
آنها درخواست‌ها و تقاضاهای دیگران را غیرمنصفانه و نادرست می‌دانند و به‌جای ابراز احساسات، با آنها مقابله می‌کنند.

آنها در ابتدا محترم و قابل‌اعتماد به نظر می‌رسند.
اغلب شایسته تعریف و تمجید هستند.
فقط وقتی که مشخص کنید واقعاً حرف‌هایی که می‌زنند، درست است یا نه، نقاب رفتار بد آنها را می‌بینید.

فکر می‌کنند همه‌چیز درحال حمله به آنهاست و کل دنیا را ناعادلانه و نادرست می‌بینند.
فکر می‌کنند دیگران از احساسات‌شان باخبرند و عقیده دارند همه قصد دارند به‌خاطر عقایدشان به آنها حمله کنند.
افراد پرخاشگر انفعالی همیشه آخرین ضربه را می‌زنند.
حتی اگر حرفی زده شود، آنها به حرف‌ها توجهی نمی‌کنند و اجازه می‌دهند شخص مقابل احساس پیروزی کند.
برای چنین فردی، همه رفتار دنیا به همین شکل است.

 

به علائم زیر توجه کنید:

حالات صورت

  • لبخند الکی
  • لب‌های جمع‌شده
  • عصبانیت
  • ابروی بالارفته به نشانه تعجب الکی
  • گشادکردن چشم‌ها به نشانه بی‌گناهی
  • پرهیز از تماس چشمی
  • خندیدن در زمان عصبانیت
  • لبخند و چشمک‌زدن در زمان اذیت‌شدن
  • بداخمی‌کردن

 

همیشه گردن‌کلفت‌ها برنده نمی‌شوند

 

ژست‌ها

  • هنگام صحبت‌کردن یک شخص، نگاه‌کردن به تلفن و جواب‌دادن به پیام‌ها
  • دست و پای ضربدری بسته‌شده
  • به پشت لم‌دادن
  • ژست‌های تند و پرحرکت
  • دست مشت‌شده
  • عضلات منقبض
  • اشاره با انگشت

 

الگوهای کلامی

  • طعنه‌زدن
  • سردبودن
  • من‌من‌کردن
  • به‌جای گفتن خواسته‌شان (دوست داشتم که…) استفاده از جملات محتاطانه (کاش می‌توانستم…)
  • با ایما و اشاره حرف‌زدن
  • دست‌ها را به پشت بردن و بی‌اعتنا بودن
  • سکوت‌کردن در برابر کسی که به سؤالات مخفیانه جواب نمی‌دهد
  • جواب یک کلمه‌ای
  • پرسیدن سؤالاتی تهدیدآمیز مثل «چرا فکر می‌کردی این ایده خوبی است؟»
  • ابراز جملاتی مثل «من خوبم» درحالی‌که دندان‌های فرد پیدا هستند.

چون رفتار پرخاشگرانه انفعالی غیرمستقیم است و به‌سرعت شناخته نمی‌شود، سروکار داشتن با این رفتار برای مردم سخت است.
نشانه‌های زیر می‌توانند کمک‌کننده باشند.

به رفتارهای خاص زیر توجه کنید:

  • به‌تعویق‌انداختن کاری
  • وانمودکردن به ندیدن، نشنیدن، به‌یادنیاوردن یا نفهمیدن یک درخواست.
  • بداخمی‌کردن و کناره‌گرفتن
  • شایعه‌پراکنی
  • کنارگذاشتن دیگران
  • بی‌ارزش‌کردن تلاش‌های دیگران (مثلاً برای کسی که وزن کم می‌کند، کیک و بستنی بردن).
  • کم‌حرفی مثل جواب‌های یک کلمه‌ای دادن

با تشخیص این علائم، شما یک زنگ هشدار دریافت می‌کنید و می‌توانید برای نباختن قدرت، تقلا کنید.
به خودتان یک پیام بی‌صدا بدهید، مثل «او یک پرخاشگر انفعالی است و من با او کار نخواهم کرد» یا «با فریاد و طعنه جوابش را نخواهم داد، چون باعث بروز تعارض می‌شود.»

جا شدن یک فیل در اتاق را در نظر بگیرید؛
چون افراد پرخاشگر انفعالی از ابراز احساسات مستقیم پرهیز می‌کنند و در مقابل ابراز احساس باز گارد می‌گیرند، تعیین رفتارشان به همین سختی است.
باید در حرف‌زدن با آنها از جملاتی مثل «انگار به‌خاطر گفتن این حرف از من ناراحتی» استفاده کنید.

با اینکه شما خشم را در او می‌بینید، باز هم ممکن است شخص مقابل این خشم را انکار کند.
در این حالت بهتر است بگویید: «باشد، فقط می‌خواستم این را به تو بگویم.» به مورد انکارش اشاره‌ای نکنید.
با تأکید روی عصبانیتش، به او پیامی قدرتمند می‌فرستید که در بازی‌ای که راه انداخته است، دستش را خوانده‌اید.

 

سازگاری با رفتار اظهارکننده

یک مرز باریک بین اظهارکنندگی و آرام‌بودن وجود دارد.

افراد اظهارکننده احساسات، افکار و عقایدشان را به شکلی باز، صادقانه، مستقیم و بدون تعرض به حقوق دیگران بیان می‌کنند.
آنها نسبت‌به خودشان حس خوبی دارند و با اعتمادبه‌نفس تصمیم‌گیری می‌کنند. با دیگران و خودشان با احترام رفتار می‌کنند و برای نظر دیگران ارزش قائل هستند.

افراد اظهارکننده به دیگران اجازه نمی‌دهند از آنها سوءاستفاده کنند و خودشان هم به‌دلیل ویژگی‌های دیگران، به آنها حمله نمی‌کنند.
با اینکه می‌دانند همیشه پیروز نمی‌شوند، به‌راحتی و متمدنانه نظراتشان را ابراز می‌کنند.

اظهارکنندگی مزایای زیادی دارد؛ برای مبتدی‌ها، وقتی موضع خودتان را داشته و با احترام با دیگران رفتار می‌کنید، اعتمادبه‌نفس خود را افزایش می‌دهید.
شانس‌تان برای رسیدن به آنچه می‌خواهید، با رفتار صادقانه و محترمانه‌تان با دیگران افزایش می‌یابد؛
چون افراد اظهارکننده مستقیماً حرفشان را می‌زنند، ناراحتی به‌وجود نمی‌آید
و وقتی حس نمی‌کنید به محافظت از خود نیاز دارید، برای رفع نیازهای‌تان کنجکاوی کمتری به‌کار می‌برید
و در این صورت می‌توانید با راحتی و آسایش با دیگران ارتباط برقرار کنید.

اگر رفتارتان را از انفعالی یا پرخاشگر به اظهارکننده تغییر دهید، ممکن است این تغییر کمی اذیت‌تان کند.
خانواده و دوستانی که از سبک سابق شما سود می‌بردند، ممکن است تلاش کنند شما را از این تغییر منصرف کنند
و از بازسازی ارزش‌ها و عقایدتان احساس ترس و نگرانی کنید.
به‌علاوه، ممکن است دچار ناراحتی شوید و حس کنید نتیجه‌ای نمی‌گیرید.
اگر اینطور است، به خودتان یادآوری کنید که این درد بهتر از این است که مردم شما را نپذیرند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
سروکار داشتن با رفتار پرخاشگرانه

سروکار داشتن با رفتار پرخاشگرانه

, ,

سروکار داشتن با رفتار پرخاشگرانه

پرخاشگری ذاتاً تخریب‌کننده هر رابطه‌ای است.
مردم و ایدئولوژی‌ها اغلب در مقابل یکدیگر قرار داشته و عقیده دارند برای بقا باید جبهه مقابل را تخریب کرد.

افرادی که رفتار پرخاشگرانه‌ای دارند، خودشان را به شیوه غیرخاصی، یعنی با تعرض به دیگران ابراز می‌کنند.
افراد پرخاشگر اغلب برای به‌دست‌آوردن برتری بر دیگران، آنها را ناراحت می‌کنند.
وقتی احساس کنند تهدید می‌شوند، به طرف مقابل حمله می‌کنند.

افرادی با تمایلات پرخاشگرانه دنیا را مثل میدان جنگ می‌بینند که پر از برنده و بازنده است
و خودشان را در دسته اول قرار می‌دهند.
آنها خودشان را در رتبه اول دیده و به دیگران می‌گویند:
«پیش از اینکه تو برنده شوی، من می‌برم.» آنها همیشه حس می‌کنند قدرت در دست آنهاست و می‌توانند دیگران را تحت کنترل خود قرار دهند.
خودشان را نفوذناپذیر می‌دانند و فکر می‌کنند هرچیز باید به شیوه آنها پیش رود.

رفتار پرخاشگرانه هزینه‌هایی هم دارد. رفتار پرخاشگرانه دشمنی و ناراحتی به‌وجود می‌آورد.
صبر مردم تمام می‌شود و دیگر از او نمی‌ترسند.
افراد پرخاشگر همیشه درصدد کنترل مردم هستند و به این شیوه، تقلا می‌کنند به آرامش برسند.

روابط آنها برمبنای احساسات منفی و ناپایدار است؛ چون در حقیقت، افراد پرخاشگر تمایل دارند با تحقیر دیگران خودشان را بزرگ کنند.
پرخاشگران اغلب احساس شرم، گناه و فقدان اعتمادبه‌نفس دارند.

 

علائمی که نشان می‌دهند آیا فردی پرخاشگر است یا نه،
عبارتند از:

حالات صورت

– حالات صورت بسته مثل پوزخندزدن، اخم‌کردن و محکم بستن آرواره‌ها
– تنش در عضلات دور چشم و دور دهان
– لب‌ها را جمع یا نازک‌کردن
– چرخاندن چشم‌ها
– سر را به جلو کج کردن
– پوست داغ و ملتهب داشتن
– چشم‌ها را روی کسی ثابت نگه‌داشتن

 

ژست‌ها

– در حریم شخص دیگری وارد شدن
– صحبت‌کردن از بالا با شخص دیگری
– زل‌زدن به شخص مقابل
– توجه‌نکردن به حرف شخص مقابل
– مشت‌کردن دست‌ها و با انگشت نشان‌دادن
– دست‌های ضربدری بسته شده
– رفتاری ناشی از ناشکیبایی
– ورجه وورجه‌های حاکی از بی‌توجهی
– روی کسی لم‌دادن
– لم‌دادن به عقب
– نفس‌های تند و کوتاه

 

سروکار داشتن با رفتار پرخاشگرانه

 

الگوهای کلامی

– خشن، سرد، طعنه‌آمیز و دلسوزانه و اغلب صدای‌شان بلند می‌شود.
– با سرعت بالا و درهم و برهم حرف‌زدن که لحن تحقیرآمیزی دارد.
– کلمات خصمانه، بدون مصالحه و جنگجویانه.
– با استفاده از کلمات سرزنش‌بار، تأکیدکردن. (تقصیر تو بود که…)
– ارعاب (بهتر است سرت در کار خودت باشد)
– تحقیر (چقدر می‌توانی خنگ باشی؟)
– زبان متعصبانه و استفاده از عبارات نژادپرستی و تبعیض جنسیتی.
– نظرش را مثل یک واقعیت بنا کردن (این یک ایده احمقانه است).
– با غرور حرف‌زدن (شما خیلی خوش‌شانس هستید که من تیم‌تان را رهبری می‌کنم).
– آمرانه حرف‌زدن و استفاده از کلماتی مثل «باید»، «بد» و «مجبورید».
– سؤالات تهدیدآمیز (کدام آدم احمقی این را نشان داد؟)

وقتی رفتار پرخاشگرانه به‌شکل رفتار کلامی یا غیرکلامی به تعرض دیگران منجر شود، از روش خودکنترلی استفاده کنید.
عمیق و آرام نفس بکشید، به روش مشابه، پاسخ ندهید، حالت صورت‌تان را آرام نگه دارید
و صبر کنید تا شرایط آرام شود. پس از فروکش‌کردن طوفان، می‌توانید به شخص پرخاشگر بگویید چه احساسی درباره رفتارش داشتید.
اگر رفتار پرخاشگرانه برای او الگوست، انتظار تغییر در رفتارش را نداشته باشید.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
آگاه‌بودن از رفتار خود

آگاه‌بودن از رفتار خود

,

آگاه‌بودن از رفتار خود

جلسات از واقعیت زندگی روزانه ما هستند؛
حال چه این مکالمه غیررسمی و کنار یک آب‌سردکن باشد، چه رسمی و پشت درهای بسته.

از هر نوعی که باشد، پیام‌های غیرکلامی که می‌فرستید و دریافت می‌کنید، مثبت هستند.
گاهی مجبورید به رفتار دیگران واکنش منفی نشان دهید تا بدانند ناراحت شده‌اید.
در مواقع دیگر، ممکن است در حین حمله دیگران مجبور باشید دهان‌تان را ببندید.

وقتی می‌دانید چه رفتارهای غیرکلامی‌ای در حال ارسال هستند، می‌توانید یکی از آنها را انتخاب کرده
و طبق شرایط و نتیجه مورد انتظارتان، آن را نشان دهید؛
چون صورت بهترین نشان‌دهنده وضعیت احساسی است،
توجه خاص به حرکات دور چشم، دهان و پره‌های بینی و الگوی نفس‌کشیدن و تغییر رنگ پوست توصیه می‌شود.
حتی برای سرکوب احساسات هم به حالات صورت توجه کنید.

یک توصیه: بیننده باتجربه می‌تواند احساسات‌تان را از طریق همین شبکه بفهمد.

انزجار

خشم

لب بالایی و پایینی بالا کشیده می‌شود.

چروک‌شدن بینی

بالارفتن گونه

زیر پلک خط می‌افتد.

ابروها پایین کشیده شده و توی هم می‌روند.

خطوطی عمودی بین ابروها ظاهر می‌شوند.

پلک‌ها پایین کشیده می‌شود.

چشم‌ها به‌سختی خیره می‌شوند.

لب‌ها محکم به هم بسته می‌شوند و در صورت فریادزدن گوشه لب پایین به شکل مربع درمی‌آید.

پره بینی جمع می‌شود.

آرواره پایینی باز می‌شود.

ترس

تحقیر
ابروها بالا کشیده شده و معمولاً در یک خط صاف در هم گره می‌خورند.

چروک در مرکز پیشانی، بین ابروها، نه در هم

بالادادن پلک بالایی و پایین‌دادن پلک پایینی

سفیدی بالای مردمک خیلی زیاد و پایین مردمک دیده نمی‌شود

دهان باز است و لب‌ها کشیده‌شده

لبخند غیرمتقارن، یک طرف دهان به طرف بالا

چشم‌ها می‌چرخد.

شادی

غم

کنج لب به عقب و بالا کشیده شده

لب‌ها جدا از هم و یا وصل به هم و دندان نشان داده شده

از منطقه بیرونی بینی تا منطقه بیرونی لب یک چروک افتاده است

گونه‌ها به طرف بالا

کنج بیرونی چشم‌ها به طرف بالا

انتهای ابرو نزدیک به منطقه بیرونی چشم

گوشه داخلی ابرو به تو و بالا کشیده شده

پوست زیر ابرو مثلثی‌شکل شده و رأس آن در بالا قرار دارد

کنج لب‌ها به طرف پایین

آرواره به بالا

لب پایینی به بیرون

تعجب

 

ابروها به بالا و به شکل منحنی

پوست زیر ابرو کشیده شده

چروک‌های افقی روی پیشانی

پلک‌ها باز و سفیده چشم به بالا و پایین

*آرواره باز و به طرف پایین، دندان‌ها از هم باز

 

چارت‌های زیر مثال‌هایی از رفتارهای مثبت و منفی هستند.

حالات صورت

منفی

مثبت
اخم

نداشتن تماس چشمی

زل‌زدن

آرواره منقبض

لب‌های محکم بسته شده

پوزخند

گزیدن لب

بافت پوست مرطوب و ملتهب

لبخند

آرواره شل و راحت

تماس چشمی راحت

بافت پوست خنک و خشک

 

ژست‌ها

منفی

مثبت
بالاانداختن شانه‌ها

ضربدری بستن دست‌ها

مشت‌های بسته

اشاره با انگشت

مشت‌کوبیدن

حرکت‌دادن سر

پایین‌دادن پیشانی

پره بینی بالا رفته

لم‌دادن به پشت

نگاه‌کردن به جایی غیر از گوینده

حرکات نامنظم و بی حال

تعادل‌نداشتن بدن

دست‌ها را در دو طرف بدن نگه داشتن

دست‌ها باز از هم

کف دست‌ها قابل دید

دقیق‌بودن

وارد موضوع شدن

به‌صورت گوینده نگاه‌کردن

کج‌کردن سر

تکان‌دادن سر

لم‌دادن به جلو

وضعیت بدنی صاف

شانه‌ها به عقب و پایین

چانه به طرف بالا

تعادل در بدن

صاف

روان

هدفمند

 

 

الگوهای کلامی

منفی

مثبت
یکنواخت

بی‌حال و سست

من‌من‌کردن

خشن

تیز و دلخراش

فریادزدن

بلندی نامناسب (یا خیلی بلند یا خیلی نرم)

متنوع

طنین‌انداز

محکم

تون متوسط و عمیق

راحت با سکوت

بلندی مناسب

سرعت مناسب

 

آگاه‌بودن از رفتار خود

 

الگوی تنفسی

کوتاه

خالی و کم‌عمق

آرام

عمیق

 

یک تکنیک ساده برای درک نظرات، توجه‌کردن به رفتار است.
حالات صورت، موقعیت سر، حرکات و ژست‌ها افکار و احساسات مربوطه را نشان می‌دهند؛
به بیان ساده، رفتار باز ذهنیت مثبت و رفتار بسته، ذهنیت منفی را را نشان می‌دهد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
جلسات

جلسات

,

جلسات

اغلب این شکایت را از ارباب‌رجوع می‌شنوم که در جلسات بی‌فایده شرکت کرده‌اند
و این سؤال را از من می‌پرسند: «چطور می‌توان جلسات سودمندتر و بامعنایی داشت؟»

برای شروع، با دیدگاهی مثبت چگونه می‌توان آن را تعیین کرد و چگونه می‌توانید نظرات دیگران را هم همینطور ارزیابی کنید؟
در این مقاله، به اثر دیدگاه‌ها بر رفتار می‌پردازم و توضیح می‌دهم چگونه انواع حرف‌زدن، حالات صورت و ژست‌ها روی کیفیت نتیجه‌گیری‌تان تأثیر می‌گذارند.

 

آگاه‌بودن از نظرات خود

حوصله، احساسات، عقاید و نظرات همگی روی نحوه معرفی شما از خودتان اثر می‌گذارد؛
به بیان ساده‌تر، نظرات مثبت خودشان را در حالات صورت و ژست‌های باز نشان می‌دهند، درحالی‌که حالات و ژست‌های بسته نشانگر نظرات منفی هستند.

در بیشتر جلسات، نظرات نوسان دارند.
علاقه، بی‌حوصلگی، اذیت‌شدن و هیجان، برخی از عواطفی هستند که ممکن است به آنها توجه کنید.
با تغییر نظر، زبان بدن هم تغییر می‌کند. دو نظر از مهم‌ترین آرایی که در هر جلسه اهمیت زیادی دارد، پرخاشگری و تساهل است.
رفتار پرخاشگرانه، مانعی برای ایجاد توافق و ارتباط پربار است.

این نوع رفتارها عبارتند از:

  • تنش در بدن
  • لب‌های بسته
  • دست‌های ضربدری بسته‌شده
  • اشاره با انگشت
  • مشت‌کردن دست
  • اخم‌کردن
  • لم‌دادن به پشت
  • چشمان از حدقه بیرون‌زده
  • چرخاندن چشم
  • وسط حرف دیگران پریدن

رفتار پرخاشگرانه نشانه خصومت و نظرات مخرب و بحث‌برانگیز است.
در مواجهه با رفتار پرخاشگرانه، کوتاه بیایید.
جواب‌دادن به رفتار پرخاشگرانه روش خوبی نیست و در چشم دیگران بد جلوه می‌کند.
پیش از جواب‌دادن به این رفتار، فرصت بدهید تا آرام شوند.

این اتفاق، آنی رخ نمی‌دهد. پس لطفاً کمی صبور باشید!
بهتر است در گرماگرم اتفاق چیزی نگویید.
وقتی همه‌چیز آرام شد، می‌توانید پاسخ دهید.
کمی به طرف شخص مقابل خم‌شدن و نگاه‌کردن به چشمان او، با خونسردی و شفاف حرف‌زدن، نشانه قدرت، تسلط و اعتمادبه‌نفس است.

به‌علاوه وقتی می‌خواهید قدرت و هدف‌تان را نشان دهید، قدم به قدم جلو بروید و بنیان محکم خود را به‌وجود آورید.

 

جلسات

 

اگر می‌خواهید بحث را پایان دهید، به‌شکل هدفمندی موضع نشستن‌ خود را تغییر دهید.
سرتان را بالا بگیرید، دستان‌تان را با انگشتان باز بالا ببرید، کف دست‌تان روبه‌روی صورت‌تان بوده و کمی به جلو خم شوید.
برای نشان‌دادن اعتمادبه‌نفس و داشتن کنترل، یک دست خود را روی پای‌تان بگذارید
و اگر نشسته‌اید، آرنج دست دیگر را جلوی‌تان بگذارید، درحالی‌که دست‌تان را به نشانه توقف بالا آورده‌اید.

پایین‌آوردن پیشانی، محکم‌بستن دهان و نگاه‌کردن زیرچشمی به کسی که دارد اختلال ایجاد می‌کند هم توصیه می‌شود.
این شرایط را پیش از کارهای زیر در نظر بگیرید. ممکن است رئیس‌تان هم نداند باید از این روش‌ها استفاده کند.
رفتار تساهلی درصدد ایجاد توافق و پیشرفت ارتباطات پربار است.

این رفتارها عبارتند از:

  • حرکات روان بدن
  • لبخند محکم
  • دست‌های پایین نگه‌داشته
  • کف دست باز
  • تکان‌دادن سر به نشانه توافق یا درک
  • تماس چشمی مناسب برای ایجاد ارتباط
  • خم‌شدن به جلو
  • کج‌کردن سر
  • گوش‌دادن برای فهمیدن
  • وسط حرف دیگران نپریدن

نظر مثبت حاکی از رفتار سازنده، تأییدکننده و موردعلاقه است.
نظر شما نتیجه‌گیری‌تان را تعیین می‌کند.

یکی از ارباب‌رجوع‌های من یک سیاستمدار است.
برای بهبود رفتار غیرکلامی‌اش به جلسات من می‌آمد.
هدف او تعیین نظرات کنجکاوانه و بادقت بود، حتی اگر حواسش به موضوع جلسه نبود.
هنگام گوش‌دادن کمی به جلو لم می‌داد و سرش را کج کرده و به علامت فهمیدن سر تکان می‌داد، اما دستش را مشت کرده بود
و پای راستش را به دور پای چپش می‌پیچید.

به‌جای لبخندزدن، دهانش را جمع کرده و چشمانش انگار حالت نگران یا عصبانی داشت.
این تنش و پیچیدگی باعث می‌شد ظاهر بسته و گارد گرفته‌ای داشته باشد و مورداعتماد دیده نشود.

 

همیشه با دیدگاه مثبت به جلسه بروید. با خودتان بگویید می‌خواهم بهترین معامله را برای هر دو طرف ایجاد کنم.

 

از او پرسیدم:

«آیا می‌خواهی ظاهری دقیق‌تر داشته باشد؟»
جواب داد: «بله می‌خواهم، اما اگر واقعاً به موضوع مطرح‌شده دقت بیشتری کنم، احساساتی شده و نتیجه‌ای نمی‌گیرم. برای به‌وجودآمدن یک تفاوت معنادار و رسیدن به هدفم، می‌خواهم ظاهری دقیق‌تر درباره همه‌چیز داشته باشم.»

در ادامه، با یک هدف شفاف در ذهن، عقاید و رفتارهای او را تعیین کردیم.
داشتن ظاهری دقیق‌تر باعث شد ارباب‌رجوع حس گناه بیشتری کند که واقعاً به حرف دیگران دقت نمی‌کند؛
بنابراین فقط روی رفتار غیرکلامی کارکردن ناراحتی بیشتری در او به وجود آورد،
اما وقتی قول داد واقعاً به حرف‌های دیگران دقت کند، زبان بدنش هم حالت راحت‌تری یافت؛

برای مثال، دیگر دستش را مشت نمی‌کرد
و در مواقع استرس انگشتانش را سفت نمی‌بست، بلکه کف دستش را باز کرده و از موقعیت قدرت استفاده می‌کرد؛
یعنی آرنجش رو به بیرون بوده و نوک انگشتان او مچ دستش را لمس می‌کردند.

در این موقعیت، انگشتانش رو به بالا قرار می‌گرفتند. برای تساهل یا شنیدن حرف دیگران، انگشت اشاره‌اش را رو به پایین می‌گرفت.
درهرحال در موقعیت قدرت، رفتارش باز، قابل دسترس و تحت‌کنترل بود.
به‌علاوه، به‌جای پیچاندن پاهایش در هم، محکم دو پایش را کنار هم نگه می‌داشت.
این تغییرات، انعکاس ذهنیت ارباب‌رجوعم بود که باعث شده بود در رفتارش هم به صداقت و اعتماد برسد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

, ,

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

با گزارش جلسه ششم دومین دوره هوش مالی با ما همراه باشید.

دوره جامع هوش مالی، یک دوره هفت ماهه می باشد که دومین دوره آن در اسفند نود و شش با حضور بیست شرکت کننده آغاز گردید.

 

با مشاوران و مدرسان این دوره آشنا شوید

علی بهرام پور

علی بهرام پور

مدرس فروش و اصول و فنون مذاکره

نویسنده کتاب “فقط مرگ قابل مذاکره نیست

نویسنده کتاب “مذاکره سبز

مترجم کتاب “مهارت های مذاکره در یک هفته

نویسنده بیش از ششصد مقاله در زمینه مذاکره و فروش و هوش مالی و زبان بدن

سابقه مشاور و مدیریت در استانداری تهران

سابقه مشاوره و معاونت در وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران

مشاور بیش از ده شرکت بازرگانی در کشور ترکیه

مشاور ارشد شرکت WMAO بلاروس

عبدالحکیم بائی

عبدالحکیم بائی

تحلیلگر بازارهای مالی

معامله گر بازارهای مالی

مدرس موفقیت و هوش مالی

کوچ شخصی ثروت

مستر nlp از innlp آلمان

مدیرعامل شرکت ساختمانی تک ساز ثمین

رییس هیات مدیره شرکت آتی سازان گلستان

نایب رییس هیات مدیره شرکت آلاچیق سازه بندر

مشاور شخصی در معاملات بازارهای طلا و دلار

حمید محمدی

حمید محمدی

وکیل پایه یک دادگستری با دو دهه تجربه کاری در امر وکالت

و مشاوره در ادارات حقوقی ارگان‌های دولتی از جمله بانک مسکن و شهرداری

  • نویسنده کتاب “چرا معامله من باطل شد؟”
  • دارای تحصیلات حقوق قضایی از دانشگاه تهران
  • دانش آموخته تحصیلات تکمیلی با گرایش حقوق خصوصی از دانشگاه تهران
  • عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

نگار رضوی

نگار رضوی

کارشناس ارشد روانشناسی با حدود ۲۴ سال سابقه مشاوره و تدریس

  • کارشناس روانشناسی بالینی از دانشگاه الزهرا تهران و کارشناسی ارشد
  • روانشناسی عمومی از دانشگاه علوم و تحقیقات گیلان
  • سابقه بیش از بیست سال در بهزیستی و آموزش و پرورش در سمتهای مختلف کارشناس آموزشی
  • مشاور، معاون و دبیر، مشاور طرحواره درمانگر
  • نویسنده کتاب جرینگ

 

دومین دوره هوش مالی

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

جلسه ششم دومین دوره هوش مالی در بیست و یکم اردیبهشت ماه نود و هفت برگزار گردید.

در روز جمعه از ساعت ۹ الی ۱۸ در خدمت شرکت کنندگان عزیز بودیم.

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

موضوع این جلسه ساختن باورهای ثروت‌ساز و ادامه مباحث مربوط به تحلیل تکنیکال مقدماتی بود.

 

ذهن فقیر؛ ذهن ثروتمند

در بخش اول جلسه ششم دوره هوش مالی عبدالحکیم بائی به ارائه مباحثی در زمینه روانشناسی موفقیت و باورهای ثروت‌ساز پرداخت.
او در این باره توضیح داد که چگونه باورهای هر کس می‌تواند او را به ثروت نزدیک کرده یا دور کند.
به طور مثال افرادی با ذهن فقیر یا متوسط اغلب با حالتی دفاعی به موفقیت و کسب ثروت می‌اندیشند و باور دارند که موفقیت برای آن‌ها نیست و با پیش‌فرض آن‌ها اغلب «باختن» است.
از این رو چنین افرادی هر چقدر هم که موفق عمل کنند، اما در نهایت بازنده هستند.

در مقابل افرادی با ذهن قوی و ثروتمند به چیزی جز برنده‌شده فکر نمی‌کنند و پیش‌فرض آن‌ها برای همه تصمیماتی که اتخاذ می‌کنند، «بردن» است.
به همین دلیل این افراد در نهایت موفق شده و پیروز می‌شوند.

در همین خصوص بائی برای شرکت‌کنندگان داستان‌هایی از موفقیت‌ها و شکست‌های خود در گذشته و برخی افراد موفق نقل کرد.
او تشریح کرد که ما باید بتوانیم ذهن خود را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که به باورهای قوی و مثبت برای رسیدن به موفقیت برسیم.
عبدالحکیم بائی در همین زمینه تکنیک‌ها و راهکارهایی را برای ساخت باورهای ثروت‌ساز ارائه کرد.

 

تاثیر فیلترهای ذهنی و خود تفسیری‌ها بر تصمیمات

یکی از موانع مهمی که بر سر راه موفقیت افراد وجود دارد، موضوع فیلترهای ذهنی و خود تفسیری‌هایی است که افراد در مواجه با مسائل مختلف با آن‌ها روبرو می‌شوند.
عبدالحکیم بائی در این خصوص به شرکت‌کنندگان توضیح داد که اتفاقاتی که در اطراف ما رخ می‌دهند
و به نوعی روی تصمیم‌‌گیری‌های ما تاثیر می‌گذارند، آن‌گونه که ما می‌بینیم رخ نمی‌دهند.

در حقیقت آنچه ما از اتفاقات می‌بینیم، تفسیر ما از آن‌هاست که معمولا به خاطر فیلترهای ذهنی و برداشت‌هایی که داریم، با واقعیت فاصله دارد.
از این رو هر کس باید بتواند فیلترهای ذهنی را شناخته و از خود تفسیری‌های نادرست اجتناب کند. زیرا باعث می‌شود فرد تصمیمات اشتباهی بگیرد.

 

نتیجه یک بازی گروهی که همه را شگفت‌زده کرد!

برای درک بهتر موضوع فیلترهای ذهنی و خود تفسیری‌ها در پایان بخش اول جلسه ششم، عبدالحکیم بائی بازی جالبی را به شرکت‌کنندگان آموزش داد.
در این بازی افراد به چند گروه تقسیم شدند و به سرگروه‌ها برگه‌ای داده شد و از آن‌ها باید متن روی برگه را حفظ کرده و برای نفر بعدی توضیح می‌دادند.
نفر دوم باید برداشت خود را از آن گفته‌ها می‌نوشت و به نفر سوم انتقال می‌داد. نفر سوم نیز باید برداشت و تفسیر خود را یادداشت می‌کرد.

مقایسه محتوای این برگه‌ها همه را شگفت‌زده کرد. زیرا اغلب آن‌چه را که خوانده و شنیده بودند را به شکل دیگری به نفر بعدی انتقال می‌دادند و آن‌ها نیز تفسیر خود را از یادداشت می‌کردند.
تصویر زیر نتیجه کار یکی از گروه‌هاست و به خوبی می‌توان دید که هر کس تفسیر و برداشت خود را از محتوایی که خوانده و شنیده بود، دارد!

 

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

 

تحلیل تکنیکال و روش‌های معامله در کانال‌ها

بخش دوم از ششمین جلسه دوره بلند مدت هوش مالی، به ادامه مباحث مرتبط با تحلیل تکنیکال مقدماتی اختصاص داشت.
در این بخش عبدالحکیم بائی به شرکت‌کنندگان روش‌های معامله در کانال‌ها را آموزش داد و نکاتی را درباره روانشناسی بازار با آن‌‌ها در میان گذاشت.
سپس بائی اوضاع بازار آتی سکه را طی یک هفته الی ۱۰ روز گذشته بررسی کرد و در این خصوص توضیحاتی را درباره تحولات بازار شرح داد.
پس از ارائه این توضیحات، شرکت‌کنندگان به صورت عملی تمریناتی را در زمینه بررسی روندها انجام دادند.

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی

ریلکسیشن آخر کلاس

یکی از فعالیت‌هایی که در پایان جلسات دوره هوش مالی انجام می‌شود، تمرین‌های ریلکسیشن است. این تمرین‌ها با این هدف انجام می‌شود که شرکت‌کنندگان انرژی خود را برای ادامه کارهای روزانه بازیابی کرده و با شادابی کلاس را ترک کنند.

درباره دوره جامع هوش مالی

در دوره جامع هوش مالی به افراد مهارت هایی را آموزش می دهیم که به کمک آن بتوانند درآمد خود را افزایش داده و از طریق سرمایه گذاری هدفمند در کسب و کار، درآمدهای غیرفعال ایجاد کنند. درآمدهایی که برای به دست آوردن آن لازم نیست، وقت و انرژی زیادی صرف کنید.

ایجاد درآمدهای غیرفعال به ما کمک می کند، با خیالی آسوده تر کسب و کارمان را توسعه دهیم و دیگر پول را از فهرست دغدغه های زندگی برای همیشه همیشه حذف کنیم.

گزارش جلسه ششم از دومین دوره هوش مالی
اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید