, ,

چگونه هوش مالی خود را پرورش داده و ثروت خود را زیاد کنیم؟

چگونه هوش مالی خود را پرورش داده و ثروت خود را زیاد کنیم؟

«عامل هوش مالی » حالتی از ذهن است که از راهی خاص به‌دست می‌آید و با انجام‌دادن کارهایی ویژه ثروت و رفاه فراوانی را در زندگی کسب می‌کند.

همان‌طورکه اطلاعات بیشتری به‌دست می‌آوریم، ویژگی‌های شخصی یک مدیر شایسته مالی و مدیر بی‌لیاقت را درمی‌یابیم.
همچنین ذهنیت موفق و شکست‌خورده را شناخته و اینکه چگونه باورهای محدود می‌توانند استعداد پولسازی ما را از بین ببرند
و چگونه خطوط راهنما برای طرح زندگی مالی ما را به‌سمت ثروتمندشدن هدایت می‌کنند.
به‌علاوه، نقشه ذهن دانش و استراتژی مالی ساده‌ای را فراهم می‌آورد که به ما کمک می‌کند منابع مالی بلندمدتی برای خود داشته باشیم،

 

ایده سازی برای هوش مالی

وقتی مدیر فهمید فعالیت‌های خاصی وجود دارد که مدیران مالی شایسته آنها را برمی‌گزینند تا ثروت و فراوانی گسترده‌ای به‌دست آورند، راه سخت‌تر را فراگرفت.
این به‌طور طبیعی به درک تفاوت‌های بین عوامل ذهنی موفقیت مالی و فقر مالی در جهان منجر می‌شود.
این دو عامل با هم می‌آیند تا آشکار کنند موفقیت مالی ما بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم متأثر از باورهای پنهانی ما درباره پول است.
فرض بر این است که اگر باورهای محدود خود درباره پول را ادامه دهیم، عواقب نیروهای خود-مخرب این باورها موجب می‌شوند هرگز نتوانیم به آزادی مالی برسیم.

 

  • مشخصات مدیر مالی شایسته

ویژگی‌های ذکر شده در این فهرست میان همه کسانی که ثروت فراوانی به‌دست آورده‌اند مشترک است.

 

  1. طرح‌ریزی می‌کنند.

کسانی که هوش مالی دارند برنامه مالی منسجمی برای فعالیت‌های خود طراحی می‌کنند که آنها را مدیریت کرده و هرروز براساس آن برنامه عمل می‌کنند.

 

  1. ۱۰درصد از درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند.

کسانی که هوش مالی دارند به‌طور پیوسته حداقل ۱۰درصد از درآمد خود را برای رسیدن به هدف سرمایه‌گذاری یا اهداف بلندمدت دیگر پس‌انداز می‌کنند.

 

  1. بدهی‌های خود را به حداقل می‌رسانند.

کسانی که هوش مالی دارند باری را که بدهی بر دوش آنها می‌گذارد می‌فهمند
و می‌دانند بدهکاربودن می‌تواند بر کسب ثروت بلندمدت تأثیر بگذارد؛
از این رو بدهی‌های خود را به‌حداقل می‌رسانند؛
البته اگر می‌خواهند بدهی‌ای را پرداخت کنند، باید قبل از تصمیم‌گیری برای پرداخت، به‌دنبال بهترین و کمترین میزان موردتوافق باشند.
اغلب اوقات، بدهی‌ها به‌دلیل سود به‌دست‌آمده از سرمایه‌های زیاد پرداخت می‌شود.

 

  1. برای پول خود هدف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت تعیین می‌کنند.

هدف‌گذاری بلندمدت برای پول، همگام با برنامه‌ریزی برای اهداف کوتاه‌مدت است.
اهداف این افراد هم بلندمدت هستند و هم کوتاه‌مدت که آنها را از تمرکز و تحریک‌شدن بازمی‌دارد.

 

  1. پول را استراتژیکی خرج می‌کنند.

هر پرداخت آنها بادقت و حساب‌شده است.
مدیران مالی بزرگ پیامدهای بلندمدتی را که حتی یک پرداخت کم دارند می‌فهمند.
آنها می‌دانند پس‌اندازکردن همین هزینه‌های کم عموماً تأثیر بلندمدتی دارد که یا به بدهی آنها اضافه خواهد شد
یا باعث می‌شود به سود به‌دست‌آمده آنها افزوده شود.

آنها مهارتی عجیب دارند که می‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند
و با استفاده از پیش‌بینی می‌توانند پیامدهای احتمالی‌ای ناشی از تصمیم‌های روزمره آنها برای هزینه‌ها را شناسایی کنند.
آنها تصمیم می‌گیرند که آیا این پیامدها توجیهی دارند یا نه.
اگر سودهای بلندمدت نتیجه‌ای نداشته باشند، پس بادقت قبل از اینکه کار خاصی در آینده انجام دهند تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

  1. به‌دنبال توصیه‌های ماهرانه مالی می‌روند.

آنها می‌فهمند چیزی نمی‌دانند؛
بنابراین از متخصصانی که سابقه موفقی زیادی در زمینه تصمیم‌گیری‌های مالی دارند، می‌خواهند به آنها مشاوره بدهند.

 

  1. برقراری رابطه با مدیرهای مالی موفق.

اگر کسی بخواهد مدیرمالی بزرگی شود، باید مشخصه‌ها، عادت‌ها و مراسم روزانه کسانی را که موفق بوده‌اند بداند؛
به همین دلیل، مدیران مالی شایسته با مدیران مالی موفق رابطه برقرار می‌کنند.
آنها می‌دانند با این روابط می‌توانند بینش و درک عمیق‌تر و دانش بیشتری پیدا کنند تا بتوانند معیاری برای تصمیمات مالی و مهم آینده داشته باشند.

 

  1. استراتژی‌های مالی جدید را یاد می‌گیرند.

کسانی که هوش مالی دارند به‌سادگی باید گفت هرگز از یادگیری درباره پول، هزینه‌ها، سرمایه‌ها، متعلقات، سهام‌ها و … دست نمی‌کشند.
پول برای آنها مثل هوایی که در آن نفس می‌کشیم ضروری است.
هر لحظه در روز یا به برنامه‌های صوتی درباره پول و ثروت گوش می‌دهند یا کتاب‌هایی در این زمینه می‌خوانند
و با دیگران درمورد آن حرف می‌زنند.
به سمینارهای مالی می‌روند، بخش‌های اقتصادی روزنامه‌ها را می‌خوانند و غیره.
پول راه زندگی آنهاست و به همین دلیل هم از نظر مالی موفق هستند.

پول برای شما هم به‌عنوان راهی برای زندگی است؟

 

چگونه هوش مالی خود را پرورش داده و ثروت خود را زیاد کنیم؟

 

  • مشخصه‌های مدیر مالی نالایق

در روی دیگر سکه، ما افرادی را داریم که می‌توانند به‌عنوان مدیر‌ان مالی نالایق نامگذاری شوند.
ببینید آیا شما هم یکی از این مشخصه‌ها را دارید؟

 

  1. به‌طور پیوسته بدهی می‌دهند.

مدیران مالی نالایق از پرداخت بدهی‌ها به‌هیچ‌وجه چشم‌پوشی نمی‌کنند.
از طرف دیگر، آنها مثل آهن‌ربا به وسوسه پرداخت بدهی و وام‌ها جذب می‌شوند که این امر موجب می‌شود در بلندمدت مقدار قابل‌توجهی از پول خود را از دست بدهند.

 

  1. همه پس‌اندازشان را خرج می‌کنند.

مدیران مالی نالایق هر اندازه احساس کنند نیاز دارند خرج می‌کنند.
آنها به‌طور احساسی موجوداتی هستند که از خرج‌کردن پول لذت می‌برند و این کار ازلحاظ احساسی برای آنها خشنودی و رضایت آنی را به همراه دارد؛
بنابراین، آنها  به‌شدت درگیر پرداخت‌ چک‌های خود هستند.
وقتی حرف از پول درمیان باشد، آنها فقط هزینه‌کردن را می‌دانند.
وقتی پول در دسترس نباشد، خرید خود را با وام و قرض انجام می‌دهند.

 

  1. به نقشه اهداف مالی بی‌توجهی می‌کنند.

آنها در زندگی خود برای ثروتمندبودن اهمیت کافی قائل نیستند؛
به‌همین‌دلیل، به‌سادگی از هدفگذاری و نقشه‌های مالی‌ای که از قرض و بدهی جلوگیری کرده و آزادی مالی به‌وجود می‌آورند، غفلت می‌کنند.

 

  1. به مشاوره گرفتن از افراد باتجربه اهمیتی نمی‌دهند.

اول، آنها باور ندارند وقتی می‌خواهند تصمیم‌های مالی مؤثر بگیرند و آینده خود را تضمین کنند، به هر کمکی نیاز دارند.

دوم، آنها نمی‌توانند بدون اینکه به باقیمانده حساب بانکی‌شان نگاهی بیندازند، دلیل خرج‌کردن را به‌خوبی برای یک متخصص توجیه کنند.
متأسفانه دنیا این‌گونه پیش نمی‌رود.
آنها باید یاد بگیرند پول را در راستای دستیابی به پول در بلندمدت خرج کنند؛
با این کار، خرج‌کردن آنها به‌شکل درست و روش‌هایی درمی‌آید که آنها را در راه درست قرار می‌دهد.

بیشتر این افراد به ساده‌بودن مهارت خود درزمینه پیروی از نقشه‌ای که برای دستیابی به آزادی مالی لازم است باور ندارند. در چنین مواردی، آنها به نقشه خود تعهد کافی را ندارند؛ بنابراین در بدهی‌‌ها غرق می‌شوند تا زمانی‌که نیروی محرک لازمی ‌آنها را از آن خارج کند.

 

  1. به تحصیلات مالی توجه نمی‌کنند.

آنها به داشتن تحصیلات در زمینه مالی نیازی نمی‌بینند.
این برگرفته از باوری است که آنها پول را در زندگی خود به‌اندازه کافی مهم نمی‌دانند.

این نوع افراد همچنان ترجیح می‌دهند به شانس‌های کوچکی که برای آنها آزادی مالی به‌همراه دارد، تکیه کنند.

 

  1. دنباله‌روی دوستان و جمع هستند.

برای یک مدیر مالی نالایق، هر مشاوره‌ای خوب و مفید است؛
بنابراین غیرعادی نیست که با دوستان خود جمع شوند، درباره اتفاقات مالی حرف بزنند و اغلب پیشنهادها و داستان‌هایی را برای هم بیان کنند.
هرکس در گروه پیش‌زمینه مالی ضعیفی دارد و بدتر آنکه، افراد پیشنهادهای دوستان خود را هم کورکورانه و بدون زیرسؤال‌بردن آنها دنبال می‌کنند.

ضرر این استراتژی این است که در جمع‌های دوستانه معمولاً ۹۶درصد افراد مدیران مالی نالایقی هستند.
در نتیجه اگرچه مشاوره آنها رایگان است، در بلندمدت هزینه‌های زیادی دربر خواهد داشت.
آنها به‌سادگی فراموش می‌کنند اگر عواقب بلندمدت هر تصمیم را بسنجیم، هیچ‌چیز رایگان به‌دست نخواهد آمد؛
این صحت دارد به‌ویژه وقتی حرف رسیدن به آزادی مالی در میان باشد.

 

چگونه هوش مالی خود را پرورش داده و ثروت خود را زیاد کنیم؟

 

  • طرز فکر موفقیت

ما به دو مشخصه کلیدی اشاره می کنیم و با آن دو، افراد موفق را از بقیه جدا می‌کنیم.

 

  1. جوابگویی

مدیری می گفت: «من همیشه بهانه می‌تراشیدم و تقصیرها را به‌گردن این و آن می‌انداختم. یک‌بار قانون تناقض را به‌کار گرفتم، فهمیدم اگر بخواهم در همه‌چیز و همه زمینه‌های زندگی‌ام به مسائل مالی بپردازم، باید خودم جوابگو باشم. مسئولیت اشتباهات خودم را به‌عهده گرفتم و توانستم قدرت شخصی‌ام را نجات دهم… عملگرایی به‌دنبال جوابگویی می‌آید.»

 

  1. قدردانی

او اشاره‌می‌کند که مربی میلیونرش به او گفته است: «اگر می‌خواهی موفق شوی، این نصیحتی من است: هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوی، پنج چیزی را که می‌توانی در زندگی قدردان آنها باشی پیدا کن. ممکن است مجبور شوی تمرین کنی تا روی چیزی که می‌توانی قدردان آن باشی تمرکز کنی چون بدون قدردانی هیچ‌وقت به ثروت حقیقی نمی‌رسی.»

 

  • طرز تفکر شکست

در روی دیگر سکه، ما تفکر شکست را داریم که بر اکثر افراد تأثیر می‌گذارد.

در اینجا چند مشخصه از این نوع طرز تفکر را که باید تحت هر شرایطی از آنها دوری کنید، می‌آوریم.

 

  1. خشنودی لحظه‌ای

اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که رضایت در زمان حال برای شما اهمیت دارد، پس متأسفانه به آزادی مالی نخواهید رسید،
مگر اینکه به‌اندازه کافی خوش‌شانس باشید.
رضایت و خشنودی لحظه‌ای قاتل خاموشی است که تا وقتی تحت‌تأثیر طلسم نافذ آن باقی بمانید، شما را زیر خط فقر نگه می‌دارد.

 

  1. انکار

من عادت داشتم بگویم به پول علاقه‌ای ندارم… پول همه‌چیز نیست.
تا اینکه مربی میلیونرم به من گفت حقیقت را انکار می‌کنم.
نمی‌توانستم بفهمم منظور او از این حرف چیست.
گفت: فکر می‌کنی اگر بگی پول در زندگی همه‌چیز نیست، می‌تونی به آزادی مالی برسی؟
و من با خودم فکر کردم: نه، شاید نه.

این مقاله هم مفید است
برخورد با خشم

زندگی با انکار، قاتل ساکت دیگری است و تا جایی که به این روش زندگی کنیم، به موفقیت مالی نخواهیم رسید.

 

  1. سرزنش و بهانه‌ها

او اشاره می‌کند:
«دو مشخصه مهم دیگر که ما را در زمره ۹۶درصد افرادی قرار می‌دهد که از لحاظ مالی شکست خورده‌اند، مهارت ما برای سرزنش دیگران به‌خاطر اشتباهات، مشکلات و بهانه‌های استادانه‌ای است که می‌آوریم. وقتی کاری برای من خوب پیش نمی‌رفت، واقعاً در اینکه تقصیرها را به گردن دیگران بیندازم مهارت پیدا کرده بودم. نه‌تنها اشتباهات را تقصیر دیگران می‌دانستم، بلکه آنها را برای شرایط هم مقصر می‌دیدم.»

 

  • شناسایی باورهای محدود درباره پول

آمار و ارقام نشان می‌دهند متأسفانه تعداد زیادی از ما هرگز به آزادی مالی دست نیافته‌ایم.
دلیل اصلی این است که بیشتر مردم در باورهای خود-مخرب درزمینه ثروت و توجه به گذران روزانه و کوتاه‌مدت افراط می‌کنند.

ابتدا، باید از کسی بخواهیم از ما سؤالات زیر را بپرسد. صرفاً پاسخ مهم نیست، بلکه خاطره‌ای مهم است که با پاسخ در ذهن ما تداعی می‌شود
و می‌تواند به‌طور ذاتی به اصالت باورهای محدود ما اشاره کند.

  • پول چیست؟
  • پول نداشتن یعنی چه؟
  • پول واقعاً چیست؟

 

چگونه هوش مالی خود را پرورش داده و ثروت خود را زیاد کنیم؟

 

جذب ثروت به طور عمدی

گفته شده «اگر در طرح‌ریزی شکست خوردید، پس ساده است حتماً نقشه شکست‌خوردن را می‌کشیدید.»
وقتی حرف از آزادی مالی می‌شود، مسلماً پول پایه و بنای اولیه و اصلی آن است.

در این موقعیت، موضوع ساده است،
اما باز هم از استراتژی‌های مؤثری استفاده شده که به ما کمک می‌کنند برای زندگی خود با قصد قبلی طرح‌ریزی کرده و برنامه‌های خود را به‌سمت اهداف مالی هدایت کنیم.

اولین و مهم‌ترین کار این است که هدف خود را تعیین کنیم.
دوم اینکه باید راه‌های تأثیرگذاری را در نظر بگیریم که ما را در راه اهداف اصلی خود قرار می‌دهند؛
در نهایت، برای اینکه از نظر احساسی و مالی باهوش شویم، باید یاد بگیریم چگونه مهارت‌های مالی خود را که در افزایش ثروت ضروری هستند، به‌کار بگیریم.

 

  1. هدف اولیه زندگی خود را تعیین کنیم.

اگر ما از اول به‌ وضوح اهداف خود را مشخص نکنیم، هیچ‌یک از رؤیاهای مالی ما به حقیقت نمی‌پیوندند.
«این احتمالاً مهم‌ترین گام است چون اگر واضح ندانیم چه می‌خواهیم پس هیچ استراتژی‌ای برای رسیدن به آن به ما کمک نخواهد کرد.»

سؤالاتی را از خودمان بپرسیم تا بتوانیم هدف زندگی را مشخص کنیم.

در اینجا لیست برخی از این سؤالات را آورده‌ایم.
فقط وقتی در این پرسشنامه به نتیجه می‌رسید که کاملاً صادقانه به پرسش‌ها پاسخ دهید.

– چه چیزی از زندگی‌ام نمی‌خواهم؟

– چه چیزی در زندگی‌ام می‌خواهم؟

– اولویت‌های من چیست؟

– اکنون چالش‌هایی پیش روی من کدام هستند؟

 

  1. هدف اولیه خود را روی یک کاغذ بنویسید.

«در نوشتن یک جمله کوچک (یک عبارت، جمله و نه بیشتر از چند جمله)، باید ضرورت آنچه را در زندگی خود می‌خواهیم دربرداشته باشد؛
این جملات امتحانی که هدف اولیه ما را محک می‌زند بارومتر خارجی ماست. وقتی آن را می‌نویسیم باید عصبانی، شاد و متعهد باشیم و حس کنیم: “آره! این برای منه!”
اگر این احساس را نداریم پس باز هم باید بنویسیم.»

 

  • اهداف مالی مؤثری انتخاب کنیم.

همانطور که پیش‌تر اشاره کردیم، تعیین اهداف مالی مؤثر یک فرآیند است که مدیران مالی شایسته که می‌خواهند در زندگی خود موفق باشند، آن را دست‌کم می‌گیرند.
چندین روش و فرآیند برای تعیین و شکل‌دهی اهداف ما وجود دارد.

  1. ویژه

باید در هنگام تعیین اهداف، کاملاً خاص و ویژه رفتار کرده و فقط از جملات مثبت و حال استفاده کنیم.

 

  1. قابل اندازه‌گیری

اهداف ما باید قابل اندازه‌گیری باشند؛ به‌عبارت‌دیگر، باید بتوانیم به‌خوبی فرآیند خود را تحلیل کرده تا موفقیت خود را هم اندازه‌گیری کنیم.

 

  1. قابل دستیابی

همچنین باید برای دستیابی به هدف خود آن را به‌خوبی تصور کنیم. اگر تصوری از رسیدن به هدف نداشته باشیم،احتمال ندارد به آن برسیم.

 

  1. واقع‌گرا

اهداف به‌روشنی باید در قید و بند منطق و شرایط مشخص باشند.

 

  1. ملموس

اهداف ما باید واقعی و فیزیکی باشند و بتوانیم آنها را ببینیم و لمس کنیم.

 

  1. الهام‌بخش

اگر هدف به ما انگیزه ندهد، پس چندان واقع‌گرایانه نیست که انتظار داشته باشیم برای رسیدن به آن گام برداریم.

 

  1. احساسی

هرچه بیشتر احساسات در هدف ما دخیل باشند، سریع‌تر می‌توانیم آنها را وارد زندگی خود کنیم.

 

چگونه هوش مالی خود را پرورش داده و ثروت خود را زیاد کنیم؟

 

  • مهارت‌هایی را که هوش مالی و احساسی ما را افزایش می‌دهند استادانه کنترل کنیم.

اگر به دنبال آزادی مالی در زندگی خود هستیم، هر دو هوش احساسی و مالی اهمیت اولیه‌ای دارند.
هوش احساسی اینگونه تفسیر می‌گردد:
«اینکه بتوانیم با هوشیاری در یک شرایط خاص پاسخ دهیم، نه اینکه تحت‌تأثیر احساسات خود در آن لحظه قرار بگیریم.»

به عبارت دیگر، هوش مالی چیزی است که از دانش و تجربه‌ای که از کار با پول حاصل شده است، به‌دست می‌آید.
همه این استراتژی‌های ذهنی، مشخصه‌ها، عادت‌های مالی و ابزار تکنیکی که در اینجا درباره آنها بحث شد به هوش مالی ما می‌افزایند.

در رأس این تجربیات، چهار مهارت دیگر وجود دارد که برای اهمیت رسیدن به موفقیت مالی بلندمدت مهم می‌دانیم.
در اینجا خلاصه‌ای از چهار مهارت کلیدی را آورده‌ایم:

  1. افکار خلاقانه

از چهار مورد کلیدی که ما در سال های گذشته روی آنها کار کرده‌ایم، اولین آنها مهارت اندیشیدن است.
منظور از خلاقانه فکرکردن این است که مهارت حل چالش‌ها را داشته باشیم.

 

  1. مذاکره

دومین مورد که باید ذاتاً داشته باشیم، مهارت مذاکره است.
در زندگی برای اینکه به آنچه می‌خواهیم برسیم، باید بدانیم چگونه مذاکره کنیم.
راز موفقیت این است که هرگز جواب «نه» را نپذیریم.

 

  1. رابطه برقرارکردن

سومین مهارت، رابطه برقرارکردن است.
اگر نمی‌توانیم با برقراری رابطه منظور خود را به شخص دیگری برسانیم یا دیگران را متقاعد کنیم، پس نمی‌توانیم به‌طور مؤثر رابطه برقرار کرده و به نتیجه‌ای که می‌خواهیم نمی‌رسیم.

 

  1. بازاریابی

چهارمین مورد، مهارت بازاریابی است؛ بازاریابی‌ای که نتیجه‌بخش باشد.
اینکه چگونه ایده یا مفهومی را درک کرده و آن پیام را با فرمت تجاری به بازار انتقال دهیم و آن را واقعی کنیم.

 

از لجاظ مالی آگاه شویم

تحصیلات و آگاهی مالی دست به دست می‌چرخند تا با تجربیات گوناگون به ما در مدیریت مالی کمک کنند.
این بخش به برخی استراتژی‌ها و آموزه‌های مؤثر می‌پردازد که برای فهمیدن و دانستن قبل از حرکت در راهی که به سمت آزادی مالی می‌رود بسیار مهم است.

 

  • بدهی چیست؟

بدهی مقدار پولی است که چه در کوتاه‌مدت و چه در بلندمدت از دست ما خارج می‌شود.
بدهی‌ها تقریباً چیزهایی هستند که برای آنها هزینه می‌پردازیم
و موجب کاهش پول ما یا کم‌بهاشدن آن در طول زمان می‌شوند.
این نوع پرداخت‌ها می‌توانند شامل خرید لباس، لوازم الکتریکی و مکانیکی، اتومبیل یا هر چیز باشکوه و مجلل دیگری شوند.

 

  • درآمد چیست؟

درآمد چیزی است که پول را به جیب ما می‌آورد و اساساً چه در کوتاه‌مدت و چه در بلندمدت برای ما اعاده مالی دارد.
دارایی‌ها می‌توانند شامل مجموعه‌ای از هر چیز، سود سرمایه یا املاک یا حتی حساب‌‌های بانکی شود که در آنها پول پس‌انداز کرده‌ایم.

 

  • تعیین سطوح ثابت و پایدار مالی

ما دارایی‌ها را سطوح ثروت مالی می‌نامیم.
او اظهار می‌کند امکان دارد این سطوح را هرکسی که نظم و انگیزه‌ای برای رسیدن به اوج آزادی مالی دارد، به دست آورد.

 

  • حفاظت مالی

مقدار دقیق پولی که باید برای هزینه‌های جاری داشته باشیم تا ما را از لحاظ مالی محافظت کند،
می‌تواند به‌سادگی با بررسی دوباره مجموع سرمایه ماهانه جاری به‌دست آید.

مجموع سرمایه ماهانه جاری می‌تواند شامل هزینه‌هایی از جمله هزینه گاز، برق، حمل‌ونقل، غذا، بیمه و هزینه کلی ماهانه‌ای شود که نیاز داریم برای حفاظت مالی از خود، آنها را داشته باشیم.
اینها نیازهای اساسی بوده که برای بقای مالی ضروری هستند.

 

  • امنیت مالی

این مقدار پولی که لازم است تا امنیت مالی برای ما فراهم شود؛ باید بتوانیم تشخیص دهیم چقدر پول برای رسیدن به استقلال در زمینه نیازهای اساسی مثل خوراک، پوشاک و حمل‌ونقل نیاز داریم.
امنیت مالی وقتی به‌دست می‌آید که سرمایه‌ها، درآمدی برابر با میزان حفاظت مالی ما تولید کنند…
در این صورت، حساب ما بیشتر می‌شود.

 

  • استقلال مالی

این به معنی تعیین مقدار پولی است که نیاز داریم از نظر مالی، ما را مستقل کند.
اکنون سالانه چقدر درآمد دارید؟
درآمد ماهانه اکنون ما رونوشتی از روش زندگی ماست.

 

  • آزادی مالی

این هدف وقتی به‌دست می‌آید که سرمایه‌های ما با توجه به سبک زندگی‌مان تا آخر عمر بدون حتی دوباره کارکردن، درآمد کافی را فراهم آورد.
باید به‌سادگی از خود بپرسیم:
«برای اینکه آنطور که می‌خواهم زندگی کنم درآمد سالانه‌ام باید چقدر باشد؟»

 

  • آزادی مالی مطلق

وقتی به آزادی مالی مطلق می‌رسیم که درآمد سرمایه مطمئنی برای ما فراهم کند که
بتوانیم هر کاری را هرچقدر، هروقت و با هرکس که می‌خواهیم انجام دهیم و حتی نیازی نباشد دوباره کار کنیم.

 

هوش مالی

 

  • قانون لباس کودک

این استراتژی مدیریت مالی مؤثری است که با پیشرفت، ما را از نردبان ثروت مالی بالا می‌برد. یک روش مشابه در ماتریس IQ مدیریت ثروت مورد بحث قرار گرفت.
این فرآیندها بسیار به هم شبیه بودند؛
اگرچه ما روش پیچیده و منحصربه‌فرد خود را به نام اصل لباس کودک بیان کرده ایم.
بیایید به فرآیند چگونگی کارکرد این لغات نگاهی بیندازیم.

این مقاله هم مفید است
هفت رفتار قدرتمند برای تمرین مذاکره

 

  1. پوشش امنیتی

این پوشش برای سرمایه‌گذاری‌های با ریسک پایین است که شامل حساب‌های معتمد مدیریت مالی می‌شود؛
مثلاً بازنشستگی و … . ما باید تحت پوشش بیمه هم قرار بگیریم.
من بیمه درآمد، ناتوانی و سلامت را پیشنهاد می‌دهم،
اگر می‌خواهیم یک وام‌گیرنده فعال از سرمایه‌گذاری‌ها باشیم تا وقتی که کار خود را در از دست بدهیم یا بیمار شویم از طرف آنها حمایت شویم، باید این گونه بیمه‌ها را هم در نظر بگیریم.

 

  1. پوشش رشد

صاحبان املاک، شرکت‌های باکیفیت و اجاره‌ای‌ها سرمایه‌هایی هستند که به این پوشش نیاز دارند.

 

  1. پوشش حرکتی

این نوع پوشش می‌تواند اجاره، املاک تجاری، سرمایه در تجارت‌های سنتی و غیره را دربر گیرد؛
البته تا وقتی نتوانید تحمل کنید پول خود را از دست دهید، در یک فرآیند مالی هیچ‌وقت چیزی قرض نگیرید.

 

  1. پوشش سبک زندگی

اینجا ما روی سبک زندگی شخصی خود سرمایه‌گذاری می‌کنیم؛
مثلاً محل‌های درآمد، تعطیلات، کارخانه و … .

 

 

استراتژی هایی برای پول سازی

در بخش‌های قبلی، درباره راه‌های مؤثر برای مدیریت پول در کنار استراتژی‌ها و ابزاری برای تمرکز کامل بر هدایت ذهن به‌سمت ثروت و وفور مالی بحث کردیم.

در بخش پایانی، همه‌چیز را بیان کرده و درباره استراتژی‌های ویژه‌ای که برای کارهای اساسی روزانه خود استفاده کرده ایم تا به ثروت مالی در زندگی خود دست پیدا کنیم بحث می‌کنیم.

 

  • سرمایه‌گذاری در بانک‌ها

اگر پول خود را در بانک بگذاریم، سود آن بین چهار تا شش درصد می‌شود؛
بنابراین باید پول زیادی داشته باشیم تا ثروتمند شویم

 

  • سرمایه‌گذاری در کار

ما به دیگران هشدار می‌دهیم وقتی در کار سرمایه‌گذاری می‌کنند باید محتاط باشند.
او می‌گوید: «اگر بیش از پنج سال در کاری بودید، هیجان‌زده نشوید چون پنج سال بعد، ۸۰ درصد آن تجارت شکست خواهد خورد. چیزی که من به آن توجه کردم اشتباهی است که اغلب همه مرتکب آن می‌شوند.
کاری که آنها می‌کنند این است که پولی را از خارج با قرض کرده و از آن پول برای شروع یک تجارت سنتی استفاده می‌کنند.

اغلب اوقات، آن تجارت سنتی شکست می‌خورد
و در نتیجه، این افراد کار و احتمالاً خانه خود را هم از دست می‌دهند
و به‌طور کلی، اوضاع به یک فاجعه مالی تبدیل می‌شود.
قبل از سرمایه‌گذاری در کاری باید به یاد داشته باشید که یک تجارت واقعی تجارتی مهم و سودمند است که به‌طور ایده‌آل، بدون شما هم به کار خود ادامه دهد.

 

  • هرم ریسک سرمایه‌گذاری

این ساختار هرمی باعث می‌شود به ریسک‌های مختلف در انواع سرمایه‌گذاری‌ها نگاه جامعی داشته باشیم.
وقتی شروع می‌کنیم بهتر است استراتژی‌های محافظه‌کارانه و فرآیند آرامی را در مقابل تکنیک‌های ریسک بالا و خشن که می‌توانند مستعد درآمدهای بالایی باشند، در نظر بگیریم.

 

– استراتژی‌‌های محافظه‌کارانه

این استراتژی‌ها شامل پرداخت وجوه دولتی، بدهی‌های پولی بازاری، حساب‌های بانکی، یادداشت‌های دیسکی، پذیرش حواله‌های صرافی‌‌های، صورتحساب‌ها، پول نقد و متعلقات آن می‌شود.

 

-استراتژی‌های خشن

این استراتژی‌های شامل اظهارات واقعی، وجوه دوطرفه بدون غرضی، سهام‌های بزرگ و کوچک، وجوه درآمد یا بدهی بالا می‌شود.

 

-استراتژی‌های ریسک بالا

این استراتژی‌ها شامل ایده‌ها، آینده‌ها و مجموع آنهاست.

 

-استراتژی‌های بازار سهام

مهم است مسئولیت پول خود را به‌عهده بگیریم و تحصیلات خود را در این زمینه که چگونه می‌توانیم تصمیم‌های مؤثر برای سرمایه‌گذاری بگیریم افزایش دهیم.
من میلیونر به دنیا نیامدم و فقط در مقابل تصمیم‌گیرنده‌های مالی ننشستم؛
در حقیقت، فقط با پیروی از توصیه‌های آنها یک میلیونر نمی‌شدم.

اگر آنها خودشان سرمایه‌گذاران موفقی نیستند،
چرا باید من راه آنها را دنبال کنم؟
مربی میلیونر من سؤالی را مطرح کرد که از باید تصمیم‌گیرنده‌های مالی بپرسم و اگر آنها توانستند به من کمک کنند،
استقلال مالی داشته باشم و زندگی ایده‌آلی برای خودم بسازم، پس چرا خودشان همین کار را نکرده‌اند؟

چیزی که در آموزش موفقیت مالی باید بدانیم این است که از افرادی یاد بگیریم که خودشان نتیجه گرفته‌اند،
نه کسانی که فقط مدرک مشاوره مالی دارند؛
زیرا هرکسی می‌تواند بدون اینکه خودش سرمایه‌گذار واقعی باشد، مدرکی داشته و  درباره پول توصیه‌ کند.

تعدادی از استراتژی‌های سرمایه‌گذاری برای ایجاد ثروت

 

  • اشکال تحلیل

اولین استراتژی که ممکن است یک سرمایه‌گذار موفق آن را درنظر بگیرد به‌طور رایج «آنالیز تکنیکی» نامیده می‌شود.
در اینجا شما الگوهایی از تغییرات قیمت سهام و تغییرات نرخ سهام را به امید اینکه بتوانید از ترند‌های آینده سود ببرید
و آن را پیش‌بینی کنید بررسی می‌کنید.

 

  • خط‌مشی

دومین استراتژی برای سرمایه‌گذاران را خط‌مشی می‌نامم.
برای افرادی که ذهن تکنیکی دارند، این استراتژی به رنج قیمت سهام برمی‌گردد؛
رنج قیمتی بین پایین‌ترین و بالاترین قیمت که طی هر زمان مشخص، روز، هفته یا سال به‌دست آمده است.
با دنبال‌کردن چارت بسیاری از شرکت‌ها، یک شخص می‌تواند با چشم تشخیص دهد رنج قیمت یک سهام با چه الگویی تغییر می‌کند.

 

  • اهرم

سومین استراتژی برای سهامداران مفهومی به نام اهرم است.
اهرم معادل چرخ‌دنده است و فرمت ساده‌ای از فرآیند افزایش وجوه در دسترس با کمک سرمایه ناشی از قرض است.
اهرم پتانسیل این را دارد که درآمدها را افزایش دهد چون هرچه پولی که در بازار سرمایه‌گذاری می‌شود بیشتر باشد، پتانسیل برگشت آن از تقسیم‌ها و دیگر حالات توزیعی رشد در یک سهام بیشتر خواهد بود.

 

  • بیمه

چهارمین استراتژی برای سهامداران مفهومی است که من به آن بیمه می‌گویم.
بیمه‌شدن به‌سادگی حق فروش سهام با قیمت مشخصی است که مهلت و تاریخ انقضای دارد.
بیمه به سهامداران اجازه می‌دهد از ریسک کاهش ارزش سهام را از بین ببرند و متحمل ضرر نشوند. بعد از اینکه بیمه شدیم، ارزش سهام خیالی ما با بیمه حفظ می‌شود
و مهم نیست چقدر قیمت سهام خیالی ما کاهش پیدا کند.

 

  • استراتژی پایین‌رو

این مفهوم به خرید بیمه بدون تصاحب سهام اشاره می‌کند.
هدف استفاده از این استراتژی پیش‌بینی کاهش ارزش سهام است.
سهامداران این مفهوم را راهی برای پول‌درآوردن بدون سهام می‌دانند.
سهامداران می‌دانند وقتی قیمت سهام پایین می‌آید، ارزش بیمه بیشتر می‌شود؛
بنابراین سهامدار یک قرارداد بیمه را با هدف فروش بیمه با قیمت بالاتر می‌خرد.

 

  • استراتژی بالارو و پایین‌رو

این استرتژی بسیار شبیه به استراتژی پایین‌رو است.
فرق اصلی این است که یک سهامدار می‌داند ممکن است قیمت یک سهام بالا هم برود؛
بنابراین یک قرارداد اجاره‌ای خریداری می‌شود.
یک قرارداد اجاره‌ای به سهامدار این حق را می‌دهد که سهام اساسی‌تری برای یک ارزش ازپیش‌تعیین‌شده بگیرد؛
بنابراین سهامداران وقتی این قرارداد اجاره‌ای را می‌خرند که واقعاً باور داشته باشند قیمت سهام بالا می‌رود و سهامدار می‌خواهد از تغییر قیمت سهام خود سود ببرد.

 

 

استراتژی اموال سرمایه گذاری

سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها و اموال یک استراتژی معروف است که جیمی آن را به‌عنوان یک ابزار مؤثر برای افزایش ثروت در بلندمدت پیشنهاد می‌کند؛
البته، او دوباره به دیگران می‌گوید احتیاط کنند که این کار باید با روش و حالت درستی برای دستیابی به حداکثر سود و درآمد در مقابل زمان، پول و انرژی ما انجام شود.

 

استراتژی های دیگر برای پول سازی

ما بحث خود را با خلاصه‌ای از پنج استراتژی مفیدی به اتمام می‌رسانیم که یا پول ما را ذخیره می‌کنند
یا آن درآمد اضافی که نیاز داریم تا اهداف سرمایه‌گذاری خود را به‌دست آوریم به ما می‌دهند.

همه ما باید از جایی شروع کنیم و پول نداشتن بهانه خوبی برای پرداخت هزینه این سفر به‌سوی سرمایه‌گذاری و بزرگ‌شدن نیست.
در اینجا، پنج استراتژی را توضیح می دهیم:

 

  1. بهبود عادت پس‌اندازکردن

همه سرمایه‌گذاران بزرگ، پس‌اندازکنندگان خوبی هم هستند. اگر پولی برای خود پس‌انداز نکنیم، پس هرگز نمی‌توانیم ثروتمند شویم.

 

  1. فروش لوازم مختلف

برای اینکه پول اضافه داشته باشیم، می‌توانیم چیزی بفروشیم؟ چیزی که من پیشنهاد می‌دهم این است که می‌توانیم یک گاراژ فروش راه بیندازیم؛ وسایلی وجود دارد که شاید دیگر آنها را لازم نداشته باشیم یا بخواهیم رضایت کوتاه‌مدت خود را با آنها فدا کنیم تا از نظر مالی به جایگاه بهتری برسیم. هر چیزی که بتوانیم به پول نقد تبدیل کنیم تا چند میلیون هم اضافه به‌دست آوریم برای این کار مفید است.

 

  1. افزایش درآمد

اگر بتوانیم ۱۰ درصد از حقوق خود را اضافه کنیم،
همین ۱۰ درصد را می‌توانیم کنار گذاشته و ذخیره کنیم.
برای اینکه ثروتمند شویم، مربی میلیونر من همیشه می‌گوید: «باید قیمت بیشتری اضافه کنی. یکی از راه‌هایی که می‌توانی با آن این کار را انجام دهی پرورش مهارت‌هاست.»

 

       ۴٫ بهره‌برداری از معقولیت تساوی حقوق

اکثر مردم در خانه‌های خود برابری حقوق دارند که بخشی از زندگی آنها شده است.
این تساوی حقوق می‌تواند به‌خوبی مورد استفاده قرار گیرد.
پیشنهاد می‌دهم از بیشتر این تساوی حقوق برای سرمایه‌گذاری‌هایی استفاده کنیم که برای ما کمی پول به ارمغان می‌آورد.

 

نتیجه‌گیری مباحث

امیدوارم بعد از خواندن این مقاله، در استفاده از مهارت‌های خود برای ایجاد آزادی مالی در زندگی اعتمادبه‌نفس بیشتری کسب کرده باشید.

اگرچه این استراتژی‌ها کمی صبر، تعهد و کمی فداکاری می‌طلبند تا شما را به نتایجی که می‌خواهید برسانند، ما ثابت کرده ایم آنها واقعاً تأثیرگذار خواهند بود.

 

همین حالا اطلاعات دوره جامع هوش مالی را مشاهده کنید

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *