نوشته‌ها

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

, ,

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

در این مقاله به مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Top 10 Crucial Rules for College Grad Interview Negotiations می پردازیم.

 

اگر به تازگی از دانشگاه فازغ التحصیل شده اید و به دنبال مصاحبه های شغلی هستید، شانس شما این است که در یک وضع نامساعد به سر ببرید.

چرا؟

چون مصاحبه کننده شما تجربه ی سال ها مذاکره مصاحبه را دارد و شما نه.

وقت این است که سطح خود را در این زمینه کمی بالاتر ببرید:

 

۱۰- به دنبال هدف های بزرگتر باشیم و مذاکره کنیم

یک داور قبل از اینکه وارد زمین بازی شود، آیا به تیم خود می گوید که آسان بگیرند و فقط امید به برد داشته باشند؟

فقط اگر از نگه داشتن جام های جایزه متنفر باشد چنین چیزی می‌گوید.

بنابراین اگر یک تیم ورزشی برنده با هدف های بالا خود را نشان دهد،

ما هم در مذاکرات شغلی خود باید همین کار را بکنیم.

بیایید قبول کنیم،

وقتی صحبت از تجربه کاری می شود رزومه های دانشگاه معمولاً بی حاصل هستند

بنابراین یکی از عوامل بزرگ که کارفرمای ما توجه زیادی به آن می کند اعتماد به نفس ماست.

چگونه اعتماد به نفس خود را بسنجیم؟

ارزشی که برای سر و دستهای خود قائل می‌شویم.

باید در جستجوی نرخ‌های بازار باشیم و سپس اهداف عظیمی تنظیم کنیم.

باید واقع‌گرا باشیم، نه اینکه در حد متعادل باقی بمانیم.

به طور شگفت انگیز باید بگویم فقط با انتخاب این که می خواهیم مذاکره کنیم،

به سرعت توانایی رقابت خود را  به بالای ۶۷ درصد می‌رسانیم.

یک جامعه برای مصاحبه مدیریت منابع انسانی از ۱۰ استخدامی، ۸ تای آنها را مشتاق مذاکره حقوقی و سود هایی که از درخواست شغلی به دست می آیند

می بیند اما بازهم ۳۳ درصد از مصاحبه های درخواست کنندگان می گوید

که آنها یک مذاکره راحت را احساس کردند.

باید این درس را از روش سخت یاد بگیریم.

 

۹- بازی داخلی

چه کسی در مذاکره مصاحبه ما قدرت دارد، ما یا کارمند تازه کار؟

اگر به طور خودکار به کارمند تازه وارد رای دهیم،

داریم خود را قبل از اولین گام به سمت دفتر آنها به پایین ترین سطح پرتاب میکنیم.

بیشتر فارغ التحصیلان نگران مشکلات رعدآسا در رقابت های خود هستند.

ما نمی توانیم رقابت خود را تغییر دهیم بنابراین نباید آن لحظه ای که سختی کشیدیم جا بزنیم.

باید انرژی خود را به تفکر راجع به تمام دلایلی که کارفرمای آینده ما ممکن است به خاطر آنها ما را استخدام کند پیوند دهیم.

هر وقت جذب شدیم، هرگز فقط یک تفاوت کوچک بین اولین کاندید ما و دومین انتخاب، وجود ندارد.

معمولا فقط یک انتخاب واقعی وجود دارد و آن هم کاندیدی است که ما می خواهیم.

اگر ما نتوانیم آن شخص را بیابیم از درون داغون می شویم

بنابراین اگر ما آن شخص نیستیم نباید احساس کنیم باخته ایم

بلکه باید در تلاش پیدا کردن شغل درستی برای خود باشیم.

 

مذاکرات مصاحبه فارغ التحصیلان دانشگاه

۸- بخوانیم

پیش دانشگاهی ها موارد تکنیکی را یاد میدهند.

تعداد کمتری مهارت های سبک تر برای چگونگی بازاریابی، متقاعد کردن و تاثیر گذاشتن را یاد می گیرند.

با تمام اینها این موارد دقیقا همان مهارت هایی هستند که برای دستیابی به آن شغل نیاز داریم.

ما مجبوریم بمباران ثابت تبلیغات و برندهای روزانه را در زندگی خود ندیده بگیریم.

زمان این فرارسیده که حقه های معامله ی آنها را یاد بگیریم

 

۷ – نور، دوربین، حرکت!

در حد متوسط چقدر طول میکشد تا یک مصاحبه کننده تصمیم بگیرد

شغل را به شما بدهد یا خیر؟

این بستگی به تحقیقاتی دارد که شما باور دارید و بین ۴ تا ۹۰ ثانیه قابل تغییر است.

پس از اینکه به داخل اتاق قدم بگذاریم، تغییر پذیر می شود.

احتمالا فعلا فقط دارید صحبت های کم را انجام می دهید و زمان کافی برای مصاحبه کننده نیست تا مهارت های مذاکره ما را هوشیارانه ارزیابی کنند،

پس آنها چه چیزی را ارزیابی میکنند؟

بیشتر می خواهند بدانند که ما برای آن شغل مناسب هستیم یا خیر

و آن را طوری جلوه دهند که برای استخدام ما خوب باشد.

بنابراین اینکه موهای کوتاه مرتب داشته باشیم، تمیز اصلاح شده و به خوبی لباس پوشیده باشیم،

دوستانه و با اعتماد به نفس رفتار کنیم

و به اندازه کافی احترام بگذاریم شانس ما را افزایش میدهد.

بنابراین باید مصاحبه را بعنوان فیلمی ببینیم که در آن بازی می کنیم و به نام :

” نمایش: شغل من” نام گذاری می شود.

بزرگترین بخش تصمیم ها زمانی که مشغول انجام این نمایش هستیم به سراغ ما می آیند.

 

مصاحبه

 

۶- درخت درست؟

نردبان خود را به درخت درستی تکیه داده ایم؟

به عبارت دیگر آیا برای شغل درست مصاحبه می کنیم؟

راه شغلی درستی انتخاب کرده ایم؟

بله، پس از ایجاد رزومه و آماده سازی آن پس از سالها مطالعه فقط می‌خواهیم شغلی پیدا کرده،

پول به دست آورده و استقلال خود لذت ببریم یا وام های خود را بدهیم.

این آخرین سوالی است که میخواهیم از خود بپرسیم و مهمترین سوالی  که لازم است از خود بپرسیم.

آمارگیری های آمریکا نشان می دهد که کارکنان بین ۱۸تا ۳۸ سال کار خود را به طور متوسط ۱۰ بار عوض می کنند.

آمارهای حکومت به ندرت نشان می دهد که چه تعداد از این ها تغییر شغلی است

بنابراین می خواهم در این کار دخالت کرده و بگویم که بیشتر این افراد حداقل یکبار شغل خود را تغییر داده اند.

بیش از ۹۵ درصد مشتری های آموزش مذاکره تهیه ما و دوره های آموزشی مذاکره ی فروش شغل خود را در زمینه ی کاملا متفاوتی آغاز کرده اند.

اولین تجربه کاری به ما تجربه اساسی میدهد که تاثیر عظیمی روی موقعیت های باز آینده ما دارند.

بنابر این قبل از استرس برای اینکه آیا مذاکره خود را به درستی انجام می دهیم باید راجع به این فکر کنیم که آیا برای شغل درست مذاکره می کنیم یا خیر.

 

۵- سوال ها

بیشترین فارغ التحصیلان ارزش قدرت سوال ها را دست کم میگیرند.

چگونه باید بدرخشیم؟

سوالات خود را آماده کنیم و قبل از مصاحبه آنها را بنویسیم.

چه نوع سوالاتی؟

از آنجایی که داریم استخدام می شویم تا مشکلی را حل کنیم یا از آسیبهای بعدی جلوگیری کنیم باید پرسی که کجا به ما صدمه می زند؟

بپرسیم چگونه و چرا این نقش قابل دسترس است یا اصلا ایجاد شده؟

پیدا نکردن یک شخص برای این سِمت برای آنها به چه معناست؟

اگر به ما این سوالات پاسخ مستقیمی دادند، اطلاعات کافی برای اینکه به آنها بگوییم ما می توانیم مشکلات آنها را حل کنیم و از آسیب های آینده جلوگیری کنیم داریم.

 

۴- یک رزومه، همه ی شغلها را به ما نمی دهد

رزومه خود را برای چندین شرکت بفرستیم؟

این روش “رزومه بده نتیجه بگیر” نام دارد.

نتایج چنین خواهد بود:

  • تجربه بیشتر برای مصاحبه
  • شانس بیشتر برای دستیابی به شغل

چالش ها اینگونه هستند:

  • زمان و انرژی به سمت شهر مذاکره مصاحبه کشیده خواهد شد
  • به سختی به یاد می‌آوریم که به هر کس چه گفته ایم
  • زمان کمتری برای آماده سازی خود در مصاحبه های بعدی داریم

برای موفقیت در این روش باید اطمینان حاصل کنیم که این دو حرکت عاقلانه را در نظر می گیریم:

  • اول ایجاد تجربه مصاحبه به عبارت دیگر سوالات احمقانه بپرسیم و با جواب های احمقانه دادن آزمایش کنیم. داستان سرایی را امتحان کنیم چون در مصاحبه شغلی واقعی نمی‌خواهیم این کارها را انجام دهیم. پس از تجربه های جدید، برای شغل آینده که به آن علاقه داریم از انها استفاده کنیم.
  • دوم تحقیق کنیم و برای کاری که می‌خواهیم انجام دهیم آماده شویم. باید بدرخشیم. خوشبختانه، بیشترین کاندیدها صفحه اصلی سایت اینترنتی آن شرکت را برای مصاحبه خود نمی خوانند. ما باید جملات آن صفحات را بخوانیم و نتایج مالی، اهداف و البته داستانهای راجع به آن را با در اخبار گوگل و یاهو دنبال کنیم.

مصتحبه

۳- داستان سرایی کنیم

داستان های واقعی بگوییم.

ما نمی توانیم به زور به یاد ماندنی شویم تا آنها ما را استخدام کنند.

اما با تمام این‌ها بیشتر فارغ التحصیلان دقیقا همین کار را می‌کنند.

از انجایی که بیشتر مصاحبه کننده های مقبول راجع به مشکل یا پروژه ای که در ان کار کرده و افتخار آفرینی کرده ایم سوال می کنند

، پس باید احمق باشیم که داستان خود را قبل از مصاحبه آماده نکنیم.

چرا داستان ها انقدر مهم هستند؟

مصاحبه ها نشان دهنده هزاران رزومه خسته کننده و خشک می باشند

و آنها باید با هزاران شخص خسته کننده که این رزومه ها را نوشته اند صحبت کنند.

پس چگونه باید شخص خاصی را به خاطر بسپارند؟

بوسیله داستان هایی که می گویند.

ما همه عاشق داستان سرایی هستیم.

داستان ها مثل جالباسی هایی هستند که خاطرات ما به آن آویزان می شوند.

بنابراین باید در داستان سرایی خوب باشیم تا بدرخشیم و به یاد ماندنی شویم.

باید یک داستان خوب بگوییم و آن را جالب نشان دهیم و رقابتی رفتار نماییم.

ما می توانیم بهترین مهارت های تکنیکی در جهان را داشته باشیم

اما اگر نمی توانیم از آن بصورت داستان استفاده کنیم پس مصاحبه کننده ما را چگونه بشناسد؟

توصیه:

  • داستان هایی انتخاب کنیم که با کارفرمای آینده ما مرتبط است
  • داستان ها را ویرایش کنیم تا آن ها را به چالش های کارفرمای خود ارتباط دهیم
  • تا جایی که ممکن است اعداد را وارد داستان کنیم، یا زمانی که هدر نرفته

بنابراین باید داستان خود را بنویسیم.

آن را ویرایش کرده و مدام برای خود تمرین و تکرارش کنیم.

 

۲- همه چیز راجع به پول است – نه!

چرا بیشتر مردم یا در یک شغل می مانند یا آن را ترک می کنند؟

اگر حدس زده باشید که بخاطر نرخ حقوق یا پرداخت ضعیف مذاکره شده است، نکته اصلی را از قلم انداخته اید.

بیشتر مردم برای عوامل کیفی غیرمالی می مانند یا می روند.

تا به حال شرکت هایی که واقعا به آن علاقه داشته اید برای فهمیدن این عوامل زمان گذاشته اند.

باید سعی کنیم به ملاقات با همکاران و رییس خود برویم.

فروشگاه یا رستوران آن اطراف را چک کنیم.

راجع به زمان های استراحت و کار در خانه بپرسیم.

بپرسیم که آیا لپ تاپ، برنامه ریز شخصی، موبایل، کمک مالی، پرداخت برای عضویت، درس خواندن و دوره ها، وقت اضافه برای مطالعه به ما تعلق می گیرد یا خیر.

مدیرها معمولا برای این جور عوامل انعطاف پذیرتر هستند تا رنج حقوق.

شرکت ها هم معمولا بین این زمینه ها تفاوت زیادی قایل می شوند.

 

۱- تراشه های قدرت واقعی

فارغ التحصیلان راجع به تکنیک ها و توصیه های مصاحبه می پرسند.

پس از این شما می توانید در استراتژی های مذاکره و درستی آنها قدرتمندتر شوید.

استراتژی

سوال: چگونه به قدرت های کمی در مصاحبه شغلی خود دست میابید؟

پاسخ: پینشهاد های رقابتی را بر سر مذاکره بگیرید.

وقتی ما یک پیشنهاد شغلی داریم، گیر افتاده ایم.

با دو پیشنهاد شغلی در تنگنا هستیم.

با سه پیشنهاد و بیشتر تازه می بینیم که انتخاب های واقعی داریم.

بنابراین باید از مصاحبه کننده بخواهیم که همه پیشنهاد های خود را با جزییات از جمله حقوق بنویسند.

درستی

مهارت های تکنیکی ما می توانند فقط ما را تا فاصله خاصی ببرند.

خودپروری و رشد شخصی موفقیت شغلی بلندمدت ما را تضمین می کند.

بنابراین باید کمی از زمان تلویزیون تماشا کردن و مهمانی ها بزنیم و روی مهارت های اجتماعی و مردمی، هوش احساسی و درستی خود کار کنیم.

باید برای استفاده از تکنیک های مذاکره در مصاحبه خود دقت کنیم.

اگر از در راستی و درستی درنیامده باشیم، تکنیک ها هم کار نخواهند کرد

و شهرت خود را از بین برده و روابطمان را لگدمال می کنیم.

یادگیری تکنیک ها می ارزد بنابراین اگر شخصی سعی کرد ما را گول بزند می توانیم آن ها را به کار بگیریم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
حالات دهان و لب ها در زبان بدن

حالات دهان و لب ها در زبان بدن

, , ,

حالات دهان و لب ها در زبان بدن

در این مقاله به حالات دهان و لب ها در زبان بدن می پردازیم.

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Mouth Expressions and Lips in Body Language می پردازیم.

لب ها به همراه چشمان، ویژگی های اصلی صورتمان را می سازند.

یعنی در بسیاری از حالات مختلف و جلب توجه ها نقش دارند.

وقتی تمام تمرکزمان روی تماس چشمی باشد، کافیست زمانی را صرف یادگیری این موضوع کنیم

که لب ها و دهان چه چیزهایی را می توانند به شکل غیر کلامی هم به ما بگویند.

 

خب چه نیازی به لب ها داریم؟

اول از همه، بگذارید این حقیقت را بگویم که لب ها در واقع بخشی از پوست شما هستند.

اما درمورد بحث ما، بخش بسیار خاصی می باشند.

لب ها، نازک، متحرک، و حساس بوده و پایانه های عصبی بسیار زیادی در خود دارند.

کاربرد دیگرشان این است که روی دندان ها را می پوشانند.

نکته:

دلیل این که لب ها گاهی ترک می خورند، این است که فاقد غدد عرقی هستند. (اصلا کسی هست که از لب های عرق کرده خوشش بیاید؟)

اما این وجود نداشتن یعنی فاقد روغن های نرم کننده ی بدن است و در آب و هوای خشک، بیشتر ترک می خورد.

اگر به حیوانات دیگر نگاه کنیم،

انواع مختلفی از لب ها را می بینیم که کاملا با لب های ما فرق دارند.

پرندگان و لاک پشت ها منقار دارند

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

 

و در بسیاری از حیوانات دیگر، لب ها فقط یک پوش پوستی روی دهان هستند.

پستانداران بیشترین شباهت را در این باره با ما دارند.

بخصوص در گونه های نخستین که عضلات خاصی برای کنترل لب ها دارند.

اما حتی در آنها هم تفاوت هایی با لب ما انسان ها تشخیص داده می شود.

برخلاف حیوانات دیگر، لب های ما ویژگی های جذاب دیگری دارد.

لب های ما قرمز، خوشمزه و بسیار زیبا هستند

و انگار دارند فریاد می زنند :

“به من نگاه کنید”

این نکته تفاوت بزرگ کاربرد لب را بین ما و حیوانات دیگر نشان می دهد.

 

مقاله مذاکره را از دست ندهید

 

آنها از لب هایشان برای ایجاد ارتباط استفاده نمی کنند، بجز وقتی که بخواهند با نشان دادن دندان هایشان حیوانات دیگر را در مبارزه تهدید کنند.

و یا در بعضی گونه های نادر، یکدیگر را می بوسند.

ما انسان ها استفاده های متنوعی از لب می کنیم.

برای گفتن کلمات، و شاید مهم تر اینکه برای ایجاد ارتباط غیر کلامی.

در واقع، لب ها نقش عظیمی را در ارتباطات جنسی ایفا کرده و یکی از مناطق تحریک کننده ی جنسی محسوب می شوند.

شکل، رنگ و اندازه شان جلب توجه می کند

و حساسیتشان باعث می شود که مثلاً برای بوسیدن عالی باشند.

 

 

دهان تنگ

در این باره حرف های زیادی داریم.

از فشار دادن لب ها به روی هم، خط نازکی درست می شود.

آرواره های قفل شده در هم، دهان را در کل تنگ نشان می دهند و آن را محکم به نظر می رسانند.

گاهی حتی لب ها را می خورند.

این حالت دهان نشان می دهد که نوعی تنش احساسی وجود دارد.

می تواند خشم، غم، اضطراب و یا نا امیدی باشد که به موضوع خاصی بستگی دارد.

همیشه تصور می کنم که اگر لب ها مثل یک قوس عمل می کردند،

می توانستند احساس واقعی اشخاص را پنهان کنند.

 

مقاله زبان بدن با تصویر را از دست ندهید

 

از آنجاییکه این حالت با احساسات منفی ارتباط دارد، گزیدن لب بالایی که حالتی آشنا در مردم بریتانیاست، بعنوان قدرت شخصی دیده می شود

و در مواجهه با شنیدن یک خبر دیده می شود.

این حالت مثل شنیدن “چانه ات را بالا بکش” است.

البته همیشه این حالت ها با کیفیت خوب به نظر نمی رسند

و گاهی با حالت سرد و مغرور بودن تعبیر می شوند.

برعکس، لب هایی که کمی از هم جدا باشند، هیجان بیشتر را نشان می دهند.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مدیریت بدهی

مذاکره مشاوره مدیریت بدهی برای شرکت ها

, ,

مذاکره مشاوره مدیریت بدهی برای شرکت ها

در این مقاله به مشاوره مدیریت بدهی برای شرکت ها می پردازیم

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Negotiation Debt Management Advice For Businesses می پردازیم.

بدهی شرکت می تواند یک مانع باشد. برای انکه بدانیم چگونه باید با طلبکار خود مذاکره کنیم

و اینکه چونه با استفاده از آن هم یک راه حل و هم یک استراتژی برای حل مشکل پیدا کنیم

باید توصیه های زیر را مطالعه کنیم.

بدهکار بودن مثل این است که در یک زمین گل آلودِ ناشی از باران سنگین قدم می‌زنیم.

فکر کردن به بدهی می ‌توانند پیوسته به دنبال ما باشد

و در ساعت های اول صبح در حالی که با بی قراری این طرف و آن طرف می رویم اطراف مغز ما بچرخند.

 

همین حالا مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

ما هر کار درستی که بوده انجام داده ایم اما بیشتر عوامل بیرونی از دسترس ما خارج هستند که شامل موارد زیر می باشند:

  • مشتری مهمی که یک قرارداد بزرگ را کنسل می کنند
  • طلبکار هایی که میخواهند غرامت آنها را سریعتر پرداخت کنیم
  • کارکنانی که تهدید به اعتصاب می کنند
  • ستیزه های غیرنظامی، کمبودها و تغییر آب و هوا، یک گروه دیگری از دیو و جن ها که می توانند از سایه های تاریک در هر زمان بیرون بیایند و کاری کنند که خط حد ما ناگهان به خط قرمز روشنی تبدیل شود

شاید اول استراتژی‌های بازاری را به کار گرفته باشیم که در دروازه شروع اولیه یا جلوی تاخت و تازها ایستاده اند

و پول نقد ما را به چالش می کشند

اما نباید بی حوصلگی کنیم.

این اتفاق فقط در تجارت های موفق اتفاق می‌افتد.

شما تنها نیستید. بیایید نگاهی به استراتژی های مثبت تجارت که به ما کمک می کنند از گودال بدهی ها بیرون آییم بیندازیم.

 

مذاکرات بدهی شرکت

مذاکره بدهکاری شرکت زمانی شروع می شود که به طلبکاران خود دسترسی داشته و تلاش کنیم بدهی ها را به ساختار و بخش های منظم تری تبدیل کنیم.

طلبکارها به این راه تمایل دارند چون آنها می‌خواهند پول خود را پس بگیرند.

آنها می فهمند مشکلات نقدینگی در شرکت رایج است

بنابراین طلبکاران ما با ما کار می کنند تا کمک کنند در جریان کارها باقی بمانیم.

حالا اگر لازم باشد مهارت ها و تخصص ها را برای مذاکره ی مشاوره بدهکاری خود ارزیابی نماییم

پس باید همین کار را انجام دهیم.

اگر مهارت های مذاکره را ارزیابی نکنیم یا برای مذاکره طلبکاری های خود زمان نداشته باشیم

پس باید بخواهیم که یک حریف سوم در مشاوره بدهی شرکت که تخصص دارد نماینده ی ما شود

برای مثال یک شرکت تسویه بدهی. این نمایشگرها به عنوان مذاکره کنندگان مالی آموزش دیده اند.

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کرده اید !!!

 

مهمترین نکته وقتی که خیال عظیم پرداخت دین های ما موجب تهدید شرکت مشاور می شود این است که نباید آن را به تاخیر بیندازیم.

وقتی با چنین طوفان ابری از بدهکاری ها مواجه می شویم بزرگترین دشمن ما به تعویق انداختن است.

جانشین و تعویض برای بهبود مهارت های مذاکره ما به وسیله استفاده از دوره های آموزش مذاکره وجود ندارد.

از اظهارات ورشکستگی آگاه باشیم.

همیشه می بینیم که شرکتهایی در حال ورشکستگی هستند.

اگرچه ممکن است یک راه حل وسوسه انگیز برای رهایی از بدهکاری ها باشد اما ورشکستگی برای آینده بلندمدت ما کارساز و سودمند نخواهد بود.

در این صورت مجبوریم مغازه را بسته و به آن تابلوی “بسته شده است” آویزان کنیم.

فرآیند ورشکستگی می‌تواند زمان را هدر دهد و بیشتر از آنچه فکرش را بکنید برای ما هزینه بردارد

خصوصاً اگر بدهکاران یک دادخواهی غیرنظامی بر علیه شرکت ما آغاز کنند.

در این صورت سالها طول میکشد تا ورشکستگی را از اداره های بدهکاری برداریم یا یک بدهکار بدون حرکات تمسخرآمیز به ما حتی وام تجاری یا شخصی بدهد.

 

 مدیریت بدهی

 

گامهایی برای سبک کردن بدهی های شرکت

 

بودجه بندی

بعنوان گام اول کاری هست که می توانیم انجام دهیم.

راه های زیادی برای کاهش نقدینگی ما وجود دارد.

باید راجع به هزینه های در حال پرداخت هم در کوتاه مدت و هم در بلندمدت فکر کنیم.

این بدان معناست که هزینه کارگران را به وسیله بی کار کردن موقت یا کوتاه مدت کاهش دهیم،

همچنین به کاهش هزینه کالای خود توسط ساخت و تولید کم خرج یا استفاده از تامین کننده هایی که ارزان تر باشند نگاه کنیم.

با کنار گذاشتن یا پیراستن عوامل قدیمی یا عوامل موثر دیگر به وسیله کاهش هزینه ها و خرج های کلی می توانیم استرس مالی خود را کم کنیم.

این روش می‌توانند موجب درد کوتاه مدتی شود اما بهتر از تاثیر بلند مدت روی ایده ها و شرکت آینده ماست.

 

استراتژی های پیشگستر دیگر

به عنوان یک مدیر باید بتوانیم دیگر استراتژی‌های پیشگستر را در هنگام رویارویی با بدهی های شرکت خود اعمال کنیم.

از جمله:

  • فروش سهام غیر ضروری شرکت برای بالا بردن سرمایه اضافه ، برای مثال ماشین آلات و همچنین میتوانیم سهام های خود را با اقدام برای فروش پس بگیریم.
  • افزایش حجم فروش
  • افزایش قیمت
  • جستجو برای منابع اضافه درآمد برای مثال این ممکن است شامل از دست رفتن فضای غیر قابل استفاده شرکت، دفتر یا تجهیزات شود.

مشاوره / متخصصان مدیریت بدهی شرکت

در حالی که نقشه های ما پرورش پیدا می کنند شاید بهتر است توصیه های ماهرانه را هم در نظر بگیریم.

وقتی با طلبکاران خود مذاکره می کنیم تا ساختار بدهی خود را از نو بسازیم باید به یاد داشته باشیم که

چندین استراتژی مدیریت شرکت استراتژی مالی مدیریت شرکت وجود دارد.

 

بدهی شرکت خود را به وسیله بازسازی آن مذاکره کنیم

می‌خواهیم مخارج کلی شرکت را کاهش دهیم.

نقشه باید توضیح دهند که چگونه می‌خواهیم تجارت آینده را ادامه دهیم

و ممکن است شامل استراتژی های کلی شرکت به شکل زیر شود:

  • فروش و بازاریابی
  • اداره های کلی
  • مدیریت و کارکنان
  • از نظر مالی
  • تجارت آینده (اشاره به تغییرات مشخصی از تجارت کنیم که کار ما را تحت تاثیر قرار میدهد)
  • سهام های کنونی در مقابل سهام های آینده (برای مثال فروش سهام برای افزایش پول نقد)

برای پرورش طرح خود باید جزئیات پینشهادی آن را ترسیم کنیم که

چگونه می خواهیم بدهی خود را دوباره بازسازی کنیم

و چگونه از کاهش هزینه هایی که بعنوان پشتیبان هستند استفاده کنیم.

 

مقاله زبان بدن را از دست ندهید

 

این می تواند به طلبکار نشان دهد شرکت ما چگونه می تواند نقدینگی کافی را تولید کرده

و سود ایجاد کند و می تواند بدهی‌ها را به راحتی پرداخت کند.

برای این کار باید به عوامل زیر اشاره کنیم:

  • شرکت چگونه می توانند بدهی را بپردازد
  • کوچک کردن بدهی آینده
  • وجود منافع و دیدگاه های آینده در طرح ما
  • تفکیک طلبکاران
  • به کار گیری چه عملی برای کاهش خسارتها

این گام های اساسی به سمت یک مذاکره موفق با نه تنها طلبکاران محافظت شده ی ماست

بلکه همچنین می توان برای مذاکره با تامین کننده یا بدهی حفاظت نشده مورد استفاده قرار گیرد.

 

استراتژی ها برای اشاره به بدهکاری شرکت

بیشتر بدهی شرکت ها در یک یا دو دسته طبقه بندی می شوند.

اول، بدهی حفاظت شده که بطور معمول همراه با یک قرض اصل اخلاقی می باشد

و ممکن است بتوان آن را بوسیله وثیقه تضمین کرد

برای مثال اموال و املاک یا با نوشته تعهدی که قرض گیرنده در آن اطمینان دهد آن قرض را بازپس می دهد.

دوم، بدهی حفاظت نشده و شامل هر وامی می شود که وثیقه ندارد

مثل کارت های اعتباری یا قرارهایی که قبلا بالاجبار با تامین کننده گذاشته ایم.

 

مقاله آموزش زبان بدن را مشاهده کنید

 

ما می توانیم برای کاهش این هزینه ها توسط اعمال یک یا چند استراتژی زیر در هر شرایطی مذاکره کنیم:

  • برنامه ریزی برای وام ها با رنج سهام کمتر
  • دستیابی به وام های حفاظت شده برای جایگزینی با وام های حفاظت نشده که می تواند به کاهش رتبه سهام ما کمک کند.
  • وام های ضمانت دار (توسط سهامداران) که همچنین می تواند رتبه سهام را ما پایین آورد.
  • تضمین برای سهام های ترجیحی و بازپس دادن متداوم وام ها
  • طرح بازپس دادن بلندمدت تر
  • ترکیب و پیوند وام ها، چند وام را دربرگرفتن برای کاهش بازپرداخت های ماهیانه

باید شرایط خاص برنامه بازپس دادن ها را مورد بحث قرار دهیم

یا برای شرایط بلندمدت تر با تامین کننده ی خود مذاکره کنیم.

این فروشنده ها پولشان را می خواهند

و شاید با دید بازی درخواست ما را ببینند

و هم از هدررفت زمان شان و هم از دعوی های گران قضایی جلوگیری کنند.

 

نتیجه

تجارت های منتخب و استراتژی های مذاکره زیادی وجود دارند که می توانند برای غلبه بر بار بدهی مورد استفاده قرار گیرند.

تنها موضوع مهم این است که نباید مثل کبک سر خود را در برف فروکنیم

و امیدوار باشیم وقتی سر خود را بیرون می آوریم بدهی ما بطرز جادویی ناپدید شده است.

باید تا جایی که می توانیم از قبل آماده باشیم تا در زمان معین دچار بی خوابی های پیاپی شبانه نشویم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
آیا می دانید چه زمانی دارند دروغ میگویند؟

آیا می دانید چه زمانی دارند دروغ میگویند؟

, , , ,

آیا می دانید چه زمانی دارند دروغ میگویند؟

آیا می دانید چه زمانی دارند دروغ میگویند؟ موضوع این مقاله می باشد.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Do You Know When They’re Lying می پردازیم.

آیا دروغگویی فقط بخشی از مذاکره است؟

تحقیقات اخیر راجع به دروغگویی نشان دادند کسانی که کاملا با یکدیگر غریبه هستند در چند دقیقه اول ملاقات حداقل ۳ بار به یکدیگر دروغ می گویند.

تحقیقات اضافه تر مشخص کرد که امروزبه ما ده تا دویست بار دروغ گفته می شود.

 

آیا می دانید چه زمانی دارند دروغ میگویند؟

 

دروغ های رایج که توسط مردان و زنان گفته می شود شامل:

  • در راه هستم
  • در ترافیک گیر کرده ام
  • متوجه تماس تو نشدم
  • حالم خوب است، ممنون

دروغ های محل کار بدین صورت است:

  • من بیمار هستم امروز نمی توانم بیایم
  • متاسفم که دیر کردم ساعتم کار نکرد
  • ایمیل شما را دریافت نکردم
  • تقصیر من نبود تقصیر خود آنهاست

اینجا چه خبر است؟

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

 

دروغ عمیقاً در روح انسان ها فرو رفته است.

ما دروغگویی را در مذاکره تایید نمی‌کنیم اما باز هم مردم دروغ می گویند.

نه تنها این، بلکه به نظر می رسد بیشتر ما توانایی فهم اینکه آیا کسی به ما دروغ می‌گویند یا نه را نداریم.

کسی که آموزش های مذاکره و تشخیص دروغ را گذرانده است می تواند با موفقیت نود درصد مواقع دروغ را تشخیص دهد.

اما برای بقیه این گونه نیست.

ما فقط می‌توانیم ۵۰ درصد مواقع این کار را انجام دهیم که چیزی بهتر از حدس زدن نیست.

پس چگونه می توانیم توانایی لازم را برای تشخیص اینکه کسی به ما دروغ میگوید یا خیر پیدا کنیم؟

قدرت حقیقی بودن یک دروغ در این است که یک شخص چقدر آن دروغ را باور دارد و آن را می پذیرد.

دروغگویی یک عمل مخاطره‌آمیز شراکتی به نظر می‌آید.

مذاکره کنندگان حرفه ای و کسانی که دروغ را تشخیص می دهند می ‌خواهند روی سخنرانی و زبان بدنی تمرکز کنند.

وقتی بدانیم به دنبال چه چیزی هستیم، دروغ ها هم برای ما آشکار می شود.

 

 

به طرز وحشتناکی رسمی، آیا این گونه نیستیم؟

یکی از اولین نشانه های دروغ با زبان این است که دروغگوها می توانند بخصوص با توجه به استفاده از روابط رسمی تر باشند.

دروغگوها می خواهند چیزی شبیه به این بگویند:

“من این را انجام نداده ام.” یا “نمی توانم باور کنم”.

و البته اصطلاحاتی همچون

“با صداقت تمام …” یا ” راستش را بگویم…”

سوتی های سریعی در صحنه گفتگو هستند که نشان می دهد آن شخص ممکن است در حال دروغ گفتن باشد.

 

 

بله، اما آیا می توانید موضوعات قبلتر آن را هم بگویید؟

بیشتر افراد راستگو یک داستان را با تاثیر احساسی و هیجان بخصوصی به موضوع ربط می دهند.

اما دروغگوها به سختی می توانند دروغ خود را در یک سلسه مراتب زمانی جای دهند.

ذهن و خاطره عموما این گونه کار نمی کند.

بسیاری از بازجوهای تعلیم دیده از کسی که شک دارند دروغ می گوید می خواهند داستان خود را از کمی عقبتر بیان کنند.

اگر دروغگوها بتوانند کلا این کار را انجام دهند کمی زمان می برد تا دروغگو بتواند راجع به تمام چیزهایی که قبلا به ما گفته از اول فکر کند.

یک دروغگو تقریبا هیچوقت نمی تواند این کار را انجام دهد.

دروغ گو ها همچنین به ندرت می توانند از حالت اولیه داستان خود در هر مذاکره ای تغییر جهت داده یا خارج شوند.

 

 

و حالا برای چیزی کاملا متفاوت

یک دروغگو همیشه سعی می کند بحث را عوض کند

یا از یک سوال مستقیم طفره رود.

ما فکر می کنیم همه چیز دارد خوب پیش می رود تا اینکه آنها سعی می کنند چیزی مثل

“بله، پس من داشتم می گفتم…وای، این تیپ جدید شماست؟ خیلی عالیه!” بگویند.

دروغگو ها همچنین اغلب جملات را تکرار می کنند و/یا آن را زیرلبی زمزمه کرده

و مدام به زمین چشم می دوزند.

یک انحراف در مذاکره این نیست که واقعا جواب سوالات را ندهیم.

دروغگوها چیزی شبیه به این خواهند گفت:

” من عاشق شغلم و این شرکت هستم. چرا باید از ماشین ذغال یه جهنم بسازم؟”

 

 

آیا سکوت واقعا طلایی است؟

یک مَثَل قدیمی در مذاکره و فروش است:

آن کسی که اول حرف بزند، باخته است.

در زمینه دروغگویی باید این مَثَل را در نظر بگیریم.

بیشتر دروغگوها از سکوت متنفرند و با عجله می خواهند لحظات خالی را با گزافه گویی پر کنند.

بنابراین، کمی سکوت را چاشنی مذاکره خود کنید

تا ببینید پس از آن صدای بیهوده گویی شخصی را می شنوید یا خیر.

 

چشم ها آن را دارند؟

چشم ها سرنخ های ریز و نافذی به ما می دهند.

میزان پلک زدن یک دروغگو زیاد شده و نگاه خیره آنها متغیر و بدون تمرکز می باشد.

آنها مستقیم در چشمان ما نگاه نمی کنند یا سعی می کنند خیلی بیش از اندازه مستقیم به چشمان ما نگاه کنند.

دروغگوها می توانند ساده تر کلمات خود را کنترل کنند اما زبان بدنی ناخودآگاهشان آنها را لو می دهد.

 

 

اسکات، سپر خودتو بگیر بالا!

بعضی دیگر از نشانه های فیزیکی که دروغ دروغگویان را در مذاکره فاش می کند می تواند رنج عظیمی داشته باشد.

مثلا آب دهن خود را زیاد قورت می دهند و لب خود را می جوند یا سر خود را خیلی به علامت منفی تکان می دهند.

یک دروغگو همچنین سعی می کند یک مانعی بعنوان سپر دفاعی بین خودش و ما قرار دهد.

آنها دست به سینه می نشینند یا پای خود را روی دیگری می اندازند و نوک پای خود را به نزدیکترین در خروجی نشانه می گیرند

یا بین خود و ما چیزی قرار می دهند،

چیزی مثل: میز، صندلی یا حتی یک ماشین منگنه زنی.

بنظر می رسد دروغگویی یک عمل زیرکانه و فریبکارانه برای انسان هاست.

ما می خواهیم از آن نفرت داشته باشیم اما در حقیقت آن را در ضمیر ناخودآگاه خود تایید می کنیم

و رفتار خود را مطابق آن تغییر می دهیم.

بنابراین باید بعضی از نشانه هایی که پیش تر به آنها اشاره شد را در ذهن داشته باشیم تا دفعه بعد که در یک مذاکره سطح بالا یا مصاحبه یا بحث حقوق درگیر بودیم یا اگر فکر می کنیم اولین دوست ما می خواهد ما را تحت تاثیر قرار دهد از آنها استفاده کنیم.

واقعا. منظورم اینه که من بهت دروغ می گم؟

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
شناسایی دروغ در مذاکرات

شناسایی دروغ در مذاکرات

, , ,

شناسایی دروغ در مذاکرات

در این مقاله به شناسایی دروغ در مذاکرات می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Detecting Lies In Negotiations می پردازیم.

مذاکره‌کنندگان معمولاً به هرچیزی که فکر می کنند آن را نمی گویند.

گاهی مقاومت کرده و اطلاعات را تحریف می کنند تا از فاش کردن آن برای حریف مقابل جلوگیری نمایند

مذاکره کنندگان معمولاً به هر چیزی که فکر می کنند می گویند گاهی اوقات مقاومت می کنند

و اطلاعات را تحریف می کنند تا از فاش شدن آن برای حریف جلوگیری نمایند.

افشای شرایط “ترک مذاکره” و “بایدها” می ‌تواند به طور مکرر استراتژی ریسکی باشند خصوصاً با مذاکره کنندگان رقابتی و پرخاشگر.

تا به حال چند بار توسط حریف دیگر که ادعا می‌کرده تصمیماتی دارد که موجب ایجاد اختیاراتی می شود

در حالی که در واقعیت واقعاً اینگونه نبوده گول خورده ایم؟

یا ممکن است آنها تعهدی داده باشند که نمی خواهند به آن پایبند بمانند.

شناسایی دروغ در مذاکرات

خوب چگونه باید این را کشف کنیم؟

مردم در تشخیص دروغ ها آنطور که فکر می کنند ماهرند نیستند.

مطالعات نشان می دهند که وقتی مردم حس می کنند شخصی دروغ می گوید،

حدسشان بیش از پشت و رو انداختن یک سکه قابل اعتماد نیست.

وقتی تحت فشار هستیم این قضیه حتی بدتر هم می‌شود.

در مذاکرات تلفنی خیلی مشکل ساز تر است چون هیچ شانسی برای دیدن حرکات بدنی آنها نداریم

و نمی‌توانیم ناسازگاری رفتار آنها را بفهمیم.

خوشبختانه مهارت های مذاکره ای که در روانشناسان، بازیکن های پوکر و بازیگران مشاهده شد توانستند استراتژی های زیادی برای تمایز و تشخیص دروغ از حقیقت را به ما نشان دهد.

 

مقاله زبان بدن با تصویر هم بدردتان می خورد

 

  • باید کاملاً از تمام رفتارها آگاه باشیم

پروفسور Paul Ekman برای مطالعه ای که به نام “میکرو احساسات” از آن یاد می‌کنند پیشگام شد.

حرکات خیلی ریز صورت وجود دارند که شناسایی آنها بسیار مشکل است.

مردم فکر میکنند عدم توانایی ارتباط چشمی نشانه ای از دروغگویی در مذاکرات می باشد.

گاهی هم اینگونه است اما بعضی مردم فقط اعتماد به نفس ندارند

و خجالتی هستند خصوصاً در شرایطی که اضطراب و فشار زیاد است.

مطالعات دیگر نشان داده اند که خیره شدن یا گرد کردن چشم برای پنهان کردن یک دروغ استفاده می شود.

شاید باور دارند نگاه به مکان های دیگر از افشای دروغ جلوگیری می کنند.

 

  • باید همیشه گوش دهیم

محتویات شفاهی مکالمه به طور مکرر بهترین مشخصه فریب دهی است.

تعدادی از رفتارهای کلیدی در زیر لیست شده اند:

  • از لغات خود استفاده کنیم. به آنها اجازه دهیم بدون اینکه اطلاعات را پردازش کنند سریع پاسخ دهند
  • آنها از حرف زدن دست بر نمی دارند. اضطراب یعنی آنها می‌خواهند اطلاعات بیشتر و بیشتری فراهم آورند مثل سگی که به دنبال دم خود می چرخد، حرفهای خود را تکرار کنند
  • آنها به طور پرخاشگرانه برای محدود کردن چالش‌ها، جلوی بحث و مذاکره را می گیرند
  • به طور مستقیم جواب سوال ها را نمی دهند
  • عکس العمل ها با سوالات تناسب ندارند
  • حریف سوم ممکن است از داستان عقب بمانند
  • سوالات خود را پاسخ دهیم و سوالی نپرسیم
  • وقتی موضوع عوض می شود بلافاصله خونسردی خود را حفظ کنیم
  • وقتی متهم می شویم نباید خشمگین شده و از حد خود تجاوز کنیم
  • شوخی و کنایه زدن
  • سوال مذاکره را با سوال پاسخ می دهند
  • ناگهان لکنت پیدا کردن، حرکت یا تیک عصبی ایجاد می کنند و یا بیش از اندازه پلک بزنند
  • ابراز ناخشنودی بیش از اندازه به طرف مقابل چه برای تیم خود و چه برای دیگری
  • به دنبال موارد نامتعارف بگردیم

بیشتر مردم خود را خیلی زیاد با نشانه های بدنی که مشخص کننده ی دروغ هستند وفق می دهند.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

یکی از بهترین راه ها برای اینکه شخص غیر حرفه ای بتوانند حداقل نصف حقیقت را بفهمند این است که به دنبال اتفاقات نامتعارف و تناقضات باشد.

باید از خود بپرسیم آیا رفتار آنها تناقض داشته یا خیر.

بنابراین وقتی لیست رفتارهای بالا را در مذاکره خود در نظر می‌گیریم باید اطمینان حاصل کنیم که رفتار مشکوک آنها را با رفتار عادی شان مقایسه کنیم تا بتوانیم یک دروغ را تشخیص دهیم.

برای انجام این کار لازم است به رفتارهای عادی آنها دقیق شویم

که اگر در حال مذاکره با یک تیم هستیم یا حریف مقابل را به خوبی نمی شناسیم

برای ما یک چالش می شود.

برای ابتدای رابطه باید دلایل بیشتری بیاوریم و به سرعت راجع به تجارت صحبت نکنیم.

بنابراین اگر آنها عادی و با دقت گوش می دادند،

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

بی درنگ به سوال ما پاسخ می دهند، با استفاده از زبانی که در سوال خود استفاده کرده بودیم پاسخ داده

و قبل از پاسخ دادن کمی پلک می زنند.

ما باید آگاه باشیم که اگر قبل از پاسخ دادن بیش از اندازه مکث کنند،

چشم هایشان به جای پلک زدن روی یکی از اعضای تیم شان مانده باشد، اعتنایی به استفاده از زبانی که ما در سوال استفاده کرده بودیم نکنند

و به جای گوش دادن به ما بدون نگرانی به عقب تکیه دهند،

آنها ممکن است دروغ بگویند

در هر حال مسئولیت به عهده ماست که زیاد جستجو کنیم تا بتوانیم بفهمیم چرا رفتارشان تغییر کرده است.

 

  • سوالات درستی بپرسیم

سوال “آیا این واقعا بهترین پیشنهاد شماست؟”

تقریبا همیشه جواب مثبتی دارد.

هیچکس نمی گوید:

“در واقع بهترین پیشنهادم نیست اما امیدوارم که شما همین فکر را بکنید”.

یک استراتژی بهتر این است که به حریف اجازه خروج دهیم.

اگر شخصی بگوید:

“معامله را قبول کن یا میز مذاکره را ترک کن”،

یکی از انتخاب ها این است که به سادگی جمله را برای یک لحظه نادرست پنداشته، کمی بیشتر صحبت کنیم و پیشنهاد مناسبی بدهیم.

حقیقت یک اولتیماتوم با این آزمایش می شود که آیا آن شخص می خواهد با اشتیاق انتخاب ها را در نظر بگیرد یا خیر.

این دیگر دست ماست که آنها میان زمین و هوا رها کنیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
ایجاد ارزش در مذاکره

ایجاد ارزش در مذاکره

, ,

ایجاد ارزش در مذاکره

در این مقاله به ایجاد ارزش در مذاکره می پردازیم.

در این مقاله به ترجمه مقاله ای با عنوان Value Creation In Negotiations می پردازیم.

چگونه در تمام مذاکرات تجاری خود ارزش ایجاد کنیم

و استراتژی ها را برای ایجاد یک چارچوب شراکتی پرورش دهیم تا بر سر میز مذاکره چیزهای بیشتری به دست آوریم.

اگر آنها با حریف خود روش مذاکره شراکتی تنظیم نکنند،

تلاش برای ایجاد ارزش در هر مذاکره بطور شدیدی محدود می‌شود.

ما نمی خواهیم به توافق بی ثباتی با یک حریف عصبی و کینه ای برسیم

بلکه می خواهیم رابطه ی مستحکم و با دوامی بسازیم که برای همه سودمند واقع شود.

بهترین راه وقتی است که بتوانیم با یکدیگر دست بدهیم، لبخند بزنیم،

احساس خوشنودی کنیم که شراکت و همکاری ما بهترین معامله ممکن را برای هردوی ما ساخته است

و سپس میز مذاکره را ترک کنیم.

بیشتر اوقات عواقب طبیعی مذاکره رقابتی این است که یک یا هر دو طرف احساس می کنند به آنها خیانت شده

یا حداقل بر آنها سخت گرفته شده و آنها به همراه همکارانشان زمان می گذارند

تا بفهمند چگونه باید با این برگه سر کنند اما نمی خواهند حقیقت آن قرارداد را اجرا کنند.

نتیجه چه میشود؟

آنها ادعا می کنند که برای هر موقعیتی ارزش قائلند.

بنابراین بیایید چند استراتژی لازم و موفقیت آمیز را برای اینکار ارزیابی کنیم.

 

ایجاد ارزش در مذاکره

 

ایجاد ارزش با به اشتراک گذاشتن اطلاعات شروع میشود

سناریو:

ما می دانیم می خواهیم چه چیزی به دست آوریم و حریف ما هم این را می داند

اما ما همدیگر را خوب نمی‌شناسیم.

بنابراین چگونه می‌خواهیم توپ چرخنده را بگیریم؟

اولین گام برای ایجاد اعتماد از طریق به اشتراک گذاری اطلاعات است.

این بدان معنا نیست که باید نقشه کامل بازی خود را افشا کنیم

و به بهترین ها امید داشته باشیم.

باید به آرامی اطمینان حاصل کنیم که حریف ما با ما هم عقیده است

و آماده و مشتاق می باشد تا او هم اطلاعات خود را به اشتراک بگذارد.

بنابراین بهترین راه برای اینکه حریف را دعوت به این کار کنیم که اطلاعاتش را با ما در میان بگذارد چیست؟

سوال بپرسیم . به آنها پاسخ دهیم.

 

حریفان نمی‌توانند تا وقتی که فرد دیگری را کامل نفهمیده اند به طور موثر فرآیند را طی کنند

و تنها راه برای شروع این فرآیند این است که سوالات هوشمندانه بپرسیم.

 

مقاله مذاکره را مشاهده کنید

 

باید از قبل سوالات را اماده کرده باشیم

و این کار باید با ارزیابی خوب و به طور طبیعی در حل مشکلات انجام شده باشد.

یک یا دو حریف مشکل یا چالشی دارند و ما می خواهیم بفهمیم بهترین راه برای اشاره به آن به وسیله یک راه حل جذاب دوطرفه چیست؟

همچنین باید سوالاتی که ممکن است از ما پرسیده شود را تخمین بزنیم.

هرچه یک حریف بتواند اطلاعات بیشتری از طرف مقابل جمع کند آنها می توانند راه حلی که احتیاجات آنها را برآورده کرده یا آنها را به اهدافشان می رساند راحتتر پیدا کنند.

مذاکره، یک طرفه نیست و اگر ما انتظار داریم اطلاعات به دست آوریم باید بخواهیم کمی از اطلاعات خود را هم با آنها در میان بگذاریم.

عمل مقابل عمل متقابل کلید موفقیت پیدا کردن حقیقت می باشد.

همانطور که این تنها راه حلی است که باعث می‌شود بتوانیم راه حل هایی که به سود هر دو طرف را پیدا کنیم.

 

مشکلات چندگانه مذاکره و پیشنهادهای چند بسته ای

کمتر مذاکراتی برای حل یک مشکل ایجاد می شوند و اساس این کار هم به دور ایجاد یک شراکت می گردد که شامل مشکلات چندگانه است.

یک شراکت مستحکم باید همیشه بر اساس اعتماد و احترام ایجاد شود حتی اگر تنها مسئله ی نگران کننده مذاکره برای هزینه باشد.

ما همیشه می توانیم این را با تمرکز روی ایجاد یک رابطه کاری بادوام افزایش دهیم،

رابطه ای که هر دو طرف مدام از آن سود ببرند.

مسئله ها باید در مرحله آماده سازی شناخته شده و اولویت بندی شده باشند.

مسائل متعدد، تعداد منابعی که باید به اشتراک گذاشته شوند را بیشتر می کنند

و به نوبت ارزش هایی ایجاد می کنند که موجب تولید موقعیت ها و فرصت ها می شود.

 

مقاله زبان بدن را هم مشاهده کنید

 

بیشتر مذاکره‌کنندگان فقط یک پیشنهاد ارائه می‌دهند و آن پیشنهاد نقش لنگر را بازی می کند.

همه چیز به دور آن می چرخد چون چنین میدان باریکی دارد.

صحبت ها می توانند به راحتی موثر واقع شوند چون در کار با یک پیشنهاد، رفتارهای محدودی وجود دارد.

البته اگر بسته ای ارائه دهیم که شامل چند پیشنهاد همزمان شود، توانایی بیشتری برای ایجاد بحث راجع به مسئله ای که با آن روبرو هستیم و به آن اشاره کرده ایم داریم.

یک بسته مذاکره چندگانه باعث می شود که ما بتوانیم ارزش بیشتری به توافق خود اضافه کنیم چون ما می توانیم مسئله را مقایسه کرده و از دیگر چیز ها متمایز کنیم.

در حین بحث راجع به آن معامله وقتی مسائل بیشتری از جمله ترجیحات زمانی ارزش ها پیش بینی ها و مهارت ها بر سر میز مذاکره مطرح می شوند ما هم برای مذاکره انعطاف پذیرتر می شویم.

 

مقاله زبان بدن با تصویر هم بدردتان می خورد

 

ما باید همچنین وسوسه برای توافق را از بین ببریم چون این کار باعث می شود ارزش خود را تسلیم کنیم

و منابعی که باید راجع به آنها مذاکره شود دچار نقصان خواهند شد.

باید به جای این، برای معاملاتی مذاکره کنیم که برای ما ارزش بیشتری دارند

یا حداقل ارزش آنها مساوی است.

هر چیز دیگری از ارزش توافق ما می کاهد.

فرآیند ایجاد ارزش در مذاکرات ما می‌توانند فقط وقتی پدیدار شود که هر دو حریف تفکر برای راه حل خلاقانه ی آن مشکل را بپذیرند.

 

از تفاوتهای خود به عنوان قوت استفاده کنیم – قرارداد های تصادفی۰

مذاکرات معمولاً خراب می شوند چون حریف های مذاکره از اختلافاتشان به منظور تفرقه اندازی استفاده می کنند.

به جای این کار باید از قراردادهای تصادفی استفاده کنیم تا پل بسازیم.

قرار داد تصادفی اختلافات و انتظارات ما را نمایان می‌کند

چون یک قرارداد تصادفی به خودی خود بر اساس “اگرها و بعداها” طراحی شده

و تغییرات در شرایط مختلف امکان پذیر است.

در اینجا ما باید یک موافقتی کنیم که با گفتن آن به دیدگاه های مختلفمان اشاره کند.

  • اگر شرایط A رخ دهد (اگر فروش از این حد تجاوز کند)، باید با فرآیند گفته شده موافقت کنیم.
  • اگر اوضاع تغییر کرده و شرایط B رخ دهد (فروش، کمتر از حد مشخصی شود یا بین رنج مشخصی قرار بگیرد) ما باید با گام بعدی موافقت کنیم.

این قراردادها می توانند ساختار چند ردیفه ای از لایه های زیادی داشته باشند

و به سختی مدیریت شوند اما به ما اجازه می‌دهند که آزادی عمل و انعطاف‌پذیری بیشتری در نگهداری مذاکره در حال انجام داشته باشیم

و قرارداد بادوام به منظور اشاره کردن به اختلافات در توقعات مذاکره است.

 

از اختلافات زمان و ریسک کردن برای ایجاد ارزش استفاده کنیم

مردم زیادی که شامل مذاکره‌کنندگان هم میشود از ریسک کردن بیزارند.

یک حریف بخاطر ترس خود از خطر کردن راجع به یک مسئله خاص سرسخت عمل می کنند.

برای مثال اینکه چگونه می توان سودها را تقسیم کرد چون آنها تخمین‌های متفاوتی دارند.

این نباید به عنوان یک مانع بین آنها باشد.

بلکه باید موقعیتی شود که معامله ایجاد کرده و چیزی در ازای آن بگیرند.

رفتارهای مختلف در مقابل دیدگاه های خطرپذیر نباید بعنوان مانعی جلوی آنها و موافقت آنها را بگیرد

بلکه باید دری به سوی مذاکره برای یک معامله موثر با پیشنهاد انتخاب هایی که ارزش را افزایش میدهد باز کند.

این مفهوم همچنین بیان کننده اختلافات در توقعات زمانی می باشد.

آنها ممکن است روی تاریخ مشخصی از تحویل ضمانت شده اصرار ورزند

و ما میتوانیم به وسیله تنظیم دوباره یک برنامه هزینه که در ازای آن بیشتر برای ما سودمند است با این قضیه موافقت کنیم.

 

کم کردن هزینه و اضافه کردن استراتژی های منبعی برای ایجاد ارزش

یک استراتژی موثر دیگر که برای اضافه کردن ارزش اعمال می‌شود کاهش هزینه است

و وقتی اتفاق می افتد که یک حریف به هدفی رسیده باشد در حالی که حریف دیگر هزینه ای مشخص کرده که به توافق کمتر یا ریشه کن کردن کل آن پیوند خورده است.

مقصود دوم ما از دستیابی استراتژیکی به ارزش که در نظر گرفتن راه هایی برای اضافه کردن منابع لازم است وقتی می باشد که مشکل منابع کمیاب، موجب اختلاف می شود.

پیدا کردن یک تامین کننده دیگر، پیشنهاد یک قرارداد فرعی با توافق دو طرفه، دو نمونه است

که نشان می‌دهد چگونه می‌توان اختلافات در عقاید را به عنوان یک موقعیت دید نه یک مانع و مشکل.

خلاصه

وقتی یک راه حل خلاقانه برای مشکل اعمال می کنیم خیلی راحت تر می توانیم راه ها و روش های افزایش مذاکره خود را بوسیله اضافه کردن ارزش به توافقمان بدست آوریم.

می‌توانیم به وسیله شراکتی کار کردن و استفاده از اختلافاتمان به عنوان یک موقعیت برای افزایش طرح توافق توسط گسترش دادن مشکلات، ایجاد پیشنهاد های چندگانه، معامله های کارساز، معامله و موافقت های تصادفی ارزش ایجاد کنیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره اتحادیه ای معامله جمعی

مذاکره اتحادیه ای معامله جمعی

, ,

مذاکره اتحادیه ای معامله جمعی

در این مقاله به مذاکره اتحادیه ای معامله جمعی می پردازیم.

این مقاله شاید در کشور ما مفهومی نداشته باشد ولی برای آشنایی با مذاکرات بین الملل به ترجمه آن پرداختیم.

این مقاله ترجمه شده مقاله ای با عنوان Collective Bargaining Union Negotiation می باشد.

باید برای بهترین روشهای تمرینی درک کافی و برای مذاکره معامله جمعی آمادگی داشته باشیم.

باید عواملی که می‌توانند بر روی نتیجه مذاکره اتحادی کارگری یا اتحادیه ای ما تاثیر بگذارند را یاد بگیریم.

 

مذاکره معامله جمعی بین اتحادیه اجماع کارگران و کارفرمایان شرکت، دیدگاه مشخصی را در زمینه مذاکرات عمومی برمی گزیند

اما جنبه های قانونی و روابط پشت آن آنها را متمایز می سازد.

برخلاف مذاکره تجارت های عمومی و مذاکرات مناسب قانون توسط ماده های مقرر شده قانون تنظیم نمی شوند،

یک مذاکره ی معامله شراکتی توسط قانون های خارجی تبعیت و تصویب می شود.

بیشتر اساسنامه های مختلف در حین فرآیند مذاکره وارد بازی می شوند.

رویدادهای معامله بخش خصوصی توسط National Labour Relations Act (NLRA) و برای بیشتر پرسنل هوایی و راه آهن توسط Railway Labour Act (RLA) تنظیم می شود.

کارکنان فدرال تحت پوشش Civil Service Reform Act هستند

در حالی که پرسنل حکومت محلی و ایالت تحت پوشش قوانین معامله بخش عمومی ایالت می باشند.

 

مذاکره اتحادیه ای معامله جمعی

 

با توجه به اساسنامه های قابل اجرا، کارکنان این حق را دارند که تشکیلات درست کرده و نماینده های انحصاری معامله را برای موافقت های شراکتی در مذاکره خود انتخاب کنند،

شرایط کار، ساعت و حقوق شان را مشخص نمایند.

آنها ممکن است درگیر فعالیت های مرتبط برای حفاظت و کمک دو طرفه شوند.

برای کارکنان بخش خصوصی این به آنها اجازه می دهد که حق اعتصاب داشته باشند

البته اعتصاب برای کارکنان فدرال و بیشتر کارکنان محلی و ایالتی ممنوع شده است.

 

مقاله مذاکره را هم مشاهده کنید

 

بعضی ایالت ها به پرسنل غیرضروری اجازه می دهند که در خط ایست های کاری شرکت کنند.

افرادی که در یک اعتصاب وحشتناک اقتصادی درگیر می شوند ممکن است معاف شوند

در غیر این صورت برای چنین فعالیت حفاظت شده ای آموزش ببینند اما طبق تصمیم Mackay Radio از Supreme Court، آنها ممکن است به طور دائمی جایگزین شوند.

پس از جایگزینی آنها حقوق فراخوان ترجیحی را نگه میدارند

و باید به محض اینکه موقعیت شغلی قابل دسترس شد قبل از اینکه شخص دیگری از بیرون استخدام شود آنها را استخدام کنند.

اتحادیه های کارگری توسط اکثریت کارگران در یک بخش معامله مناسب انتخاب می شوند،

این قسمت ممکن است شامل کارکنان با مهارت شبیه یا کارگران صنعتی مشابه باشد

و برای همه افرادی که در آن بخش هستند نماینده معامله به خصوص بشود.

آنها این حق را دارند که چانه زدن را به حقوق ساعت و شرایط کاری کارگران استخدامی ساختگی یا تحت تاثیر ترجیح دهند.

از طرف دیگر NLRA به طور واضح مشخص می کنند که وظیفه معامله نیازمند به هیچ حریفی برای موافقت پیشنهاد های ویژه یا ایجاد امتیاز انحصاری ندارد.

آنها به ندرت مجبور می‌شوند که در دفعات مکرر یکدیگر را ملاقات کنند

و با حسن نیت به بحث راجع به موضوعات مربوطه بپردازند.

یکی از جنبه های مذاکرات مدیریت کارگری که متفاوت از دیگر انواع روابط معامله ای است شامل رابطه ی خوب بین حریف ها می شود.

بعد از اینکه مباحثه های جمعی کامل می شود، حریف ها باید به ادامه معامله با یکدیگر بپردازند.

مذاکره کنندگان مدیریتی و متحد باید ملاقات‌ها را ادامه دهند تا مخالفت هایی که ممکن است با احترام به قوانین توافقی معامله درخواستی ایجاد شده اند را حل کنند،

و کارفرماها و مدیران باید با هم کار کنند

 

مقاله آموزش مذاکره را مشاهده کنید

 

تا اگر می‌خواهند کارخانه به موفقیت برسد کالاها و خدمات مناسبی تولید نمایند.

اگر مذاکره ‌کنندگان متحد معامله سختی ایجاد کنند که بی جهت هزینه کارکنان را بالا ببرد،

تکنولوژی جدید جایگزین کارکنان می شود یا شغل آنها به یک ناحیه کم خرج تر آمریکا یا کشورهای در حال توسعه مثل مکزیک، چین یا هند منتقل می شود.

اگر شرکت با کارکنان خود بد رفتار کند، روحیه افراد آسیب می بیند

و کارکنان خوب ممکن است به دنبال استخدام در مکانهای دیگر بروند.

کارکنان همچنین ممکن است کمتر به موفقیت کارخانه پایبند بمانند و این موجب کاهش تولید کالا و کیفیت در کار می شود.

یک عامل که نسبتاً مذاکرات معامله جمعی را می سازد به طور منحصر به شامل مشکلات زیادی می‌شود که باید به آنها اشاره کرد.

بیشتر انواع درآمدها باید مورد بحث قرار بگیرند شامل دستمزدهای ساعتی،

کار های مقاطعه ای، سود های حاشیه ای،

حقوق بازنشستگی، بیمه سلامت و مشکلاتی از این قبیل.

کارکنان چند ساعت باید کار کنند؟

چه زمانی باید استراحت کنند؟

و برنامه ساعت غذای آنها چیست؟

احتمالاً شرایط کاری که در نظر کارکنان است هم باید مورد بحث قرار بگیرد.

تعداد زیاد مشکلات نیازمند مذاکرات خیلی طولانی می شود که ممکن است هفته ها یا ماه ها طول بکشد

و در همین حین حریف ها سعی در حل عنوان های مختلف این مشکلات دارند.

از طرف دیگر بیشتر موضوعات معامله به حریف ها اجازه میدهند مشکلات را از راه هایی حل کنند که باعث می شود کیک گسترش داده، تقسیم کنند

و محل اتصال آن را بزرگتر نمایند.

شرکت ها باید ارزش رهبران اتحادیه مشکلات را بیشتر برای برتری های صاحب منصبان مدیریت عنوان ها تصدیق کنند.

این کار باعث می‌شود حریفان مذاکره در جستجوی نتیجه برد برد باشند تا هر دو طرف را به علایق شان برساند.

 

مقاله پوکر فیس هم احتمالاً بدردتان می خورد

 

جنبه‌های عوامل چندگانه ی روابط معامله جمعی نیازهایی برای آماده سازی مذاکرات دوباره فراهم می آورند

بخصوص مذاکرات مهم‌تر.

هم مذاکره کنندگان مدیر و هم کارگر باید قبل از اینکه حتی با حریف خود ملاقات کنند تا تصمیم بگیرند به کدام موضوع باید اشاره شود

و اولویتهای خود را معین کنند،

محترمانه با مردم نشست و برخاست داشته باشند.

کدام شرایط حیاتی و واجب هستند؟

کدام مهم و کدام مورد علاقه می باشند؟

آنها باید تصمیم بگیرند کدام مشکلی که برای معامله با شرایط ارجح تر آماده کرده اند ارزش کمتری دارد؟

کدام عنوان را باید اول مطرح کنند و کدام یک را بعدا؟

بیشتر مذاکره ‌کنندگان دوست دارند رابطه خود را با اهداف کوچکتر و کم اهمیت تر شروع کنند

و امیدوارند به طور آزمایشی قبل از اینکه به سمت موضوع های مهم تر پیش روند در همین عنوان های ساده توافق حریف را کسب کنند.

این به آنها اجازه می دهد تا درحالیکه شروع به ایجاد یک تعهد روانشناسانه برای موافقت های نهایی می کنند، ابتدا روی اهداف برای خواسته های مشترک تمرکز نمایند.

همانطور که آنها بیشتر به سمت عنوان های ستیزه گری  پیش می روند،

دیگر آن شرایط خیلی به نظر سخت نمی رسد چون آنها به حریف اجازه دادند صحبت‌های خود را با این موضوعات شروع کنند.

به علاوه حریفان می خواهند موافقت های آزمایشی و مهمترشان میان ایستگاه کاری ناپدید شود

و هر دوی آنها نسبت به شرایط بحث برانگیز با احترام بیشتری برخورد می کنند.

همیشه موارد مذاکره ای جمعی وجود خواهد داشت که هر دو حریف آن را با ارزش می شمارند.

این موارد عموما شامل شرایط مالی می شود.

حتی در این زمینه،

البته، اگر مذاکره کنندگان مشتاق باشند به بیرون جعبه فکر کنند و در جست و جوی راه حل های ابتکاری باشند،

 

مقاله زبان بدن را هم مشاهده کنید

 

ممکن است بتوانند کیک را گسترش دهند و با هم موقعیت های قابل احترام خود را افزایش دهند.

برای مثال،

اگر سودها کاهش یافته باشد، یک شرکت ممکن است به کارکنان خود بجای افزایش حقوق، پیشنهاد یک اضافه پرداخت و جایزه بدهد.

کارکنان سود حقوق نقدی خود را می گیرند اما رنج پرداخت پایه ای بدون تغییر باقی می ماند.

حریف هایی که با پرداخت های افزایش سلامت سر و کار دارند می توانند بجای پاداش کار،

بیشتر با مالیات پذیری های بزرگتر و پرداخت های کمکی موافقت نمایند.

از آنجایی که همه کارکنان در مزد پس از مالیات خود کاهش شدیدی می بینند،

پاداش کارهای سلامت کارگر یک گزینه متفاوت از صاحب منصب های اتحادیه است.

از طرف دیگر چون کارکنان وقتی بیمار هستند فقط به همین موارد اهمیت می دهند،

مالیات پذیرهای افزایشی و پرداخت های کمکی برایشان خیلی دلپذیرتر است.

آنها آنقدر با بیمه سلامت آسوده خاطر می شوند که خیلی راحتتر کسرپذیری ها و پرداخت های کمکی را می پذیرند.

یک عامل که موجب می شود معاملات جمعی با تفاوت ها مواجه شوند مرتبط با طبیعت سیاسی صاحب منصبان اتحادیه می باشد.

آنها رهبران انتخاب شده ای هستند که عموما امیدوارند دوباره انتخاب شوند.

مدیرهایی که دارای مهارت های مذاکره موثر نیستند گاه به گاه این عامل اساسی را فراموش کرده

و شریک های اتحادیه خود را در این راه عمومی شرمسار می کنند.

اشخاص سیاسی که قبل از تشکیلاتشان شرمسار هستند تقریبا همیشه می خواهند کسانی که آنها را در این شرایط قرار می دهند مجازات کنند.

بعلاوه این کار بر مذاکره کنندگان مدیریتی واجب می کند که برای جلوگیری از این گونه شرایط تلاش نمایند.

اگر آنها خبرهای بدی برای نمایندگان کارگران داشته باشند باید آن را بطور خصوصی با آنها در میان بگذارند.

 

مقاله آموزش زبان بدن را مشاهده کنید

 

ممکن است آنها را به بیرون اتاق مذاکره هدایت کنند یا تلفنی با آنها تماس برقرار نمایند.

رهبران اتحادیه فشارهای مدیریتی را می فهمند و خوشحال می شوند اگر این اطلاعات را از چشم تک تک اعضای اتحادیه بخوانند.

سپس شاید بر سر میز مذاکره برای فشارها و تحمیلاتی که متحمل شده اند نمایشی برپا کنند

اما در نهایت حاصل آن به خواسته هایی از کارخانه منجر می شود که باور دارند ضروری است.

نماینده های شرکت باید به آنها اجازه دهند که در حین جلسات عمومی به این نقش خود ادامه دهند

و بدانند که اگر بعدا تسلیم شوند برای آنها راحتتر خواهند بود.

عامل دیگر اثر لنگر مذاکره را نگران می کند. وقتی یک حریف با پیشنهاد اولیه و سخاوتمندانه خود کار را شروع می کند، حریف دیگر نمی خواهد بخاطر این بخشش از او تشکر کند

یا پاسخ مهربانانه ای بدهد. بجای آن، آن حریف فکر می کند که بهتر از آنچه انتظار داشته کار را پیش برده است و با پیشنهادی که بذل و بخشش کمتری داشته باشد شروع می کند.

وقتی من در مدرسه برای فارغ التحصیلی معامله های جمعی را می خواندم، از یکی از دوستانم که نماینده اتحادیه ی محلی بود پرسیدم اگر مذاکره کنندگان یک شرکت پیشنهاد اولیه سودمندی بدهند چه اتفاقی می افتد.

او عکس المل ناخوشایندی از خود بروز داد و پیشنهاد کرد که چنین رفتاری احتمالا موجب یک ایست کاری می شود.

وقتی کارمندان rank-and-file پیشنهاد شگفت انگیز مدیر را بفهمند، انتظاراتشان را بالا می برند و شرایط بهتر و سودمندتری را برای آینده تخمین می زنند.

این عامل ممکن است فصل امسال National Hockey League را کنسل کند.

رییس های تیم بطور واضح نگران افزایش هزینه های کارگران بودند

و آنها می خواستند سود کار بین بازیکن ها و خودشان به مقدار خاصی تقسیم شود.

 

مقاله زبان بدن را مشاهده کنید

 

ظاهرا آنها امیدوار بودند که بازیکن ها بیش از ۵۴% گیرشان نیاید و بقیه ۴۶ درصد را برای خود بردارند.

جمع بازیکن ها بجای اینکه پیشنهاد اولیه خود را روی رنج ۴۸ تا ۵۰ درصد بدهند

و به طرف دیگر اجازه دهند که تا ۵۳ یا ۵۴ درصد بالا رود، ظاهرا پیشنهاد خود را از دور و بر ۵۳ درصد شروع کرده بودند.

بازیکن ها و مذاکره کنندگانشان با درک کامل فهمیدند که ممکن است بتوانند چیزی بین ۵۸ تا ۶۰ درصد بردارند.

حریفان به توافقی رسیدند که نمی توانست قبل از اینکه آن فصل ببازد حل شود.

بعلاوه به مذاکره کنندگان مدیریتی واگذار شد با پیشنهادهایی شروع کنند که به اندازه کافی صرفه جویانه بوده و وقتی صحبت های جدی شروع شد به آنها اتاق مذاکره ای داده شود.

این به مذاکره کنندگان اتحادیه سیاسی اجازه داد که با انها صحبت کنند و برای دستیابی به هدفشان معتبر شوند.

حریف های مذاکره گاه به گاه عنوان های سختی را مطرح می کنند که هیچ یک از طرفین نمی تواند بدون یک فقدان شدید تسلیم شوند.

چگونه چنین مشکلاتی می توانند بدون اینکه به نتیجه برد/باخت ختم شوند حل گردند؟

اگر شرایط ضروری نیستند آنها می توانند یک ساختار مبهم تنظیم کنند.

شاید شامل زبانی شود که مرتبط با این عنوان است و دقیقا هیچ چیز قابل درکی نمی گوید.

سپس هر دو نفر می توانند ادعا کنند که تسلیم نشدند.

اگر مشکل متعاقبا پدیدار شود آنها می توانند خودشان تحت شرایط ساده تری آن را حل کنند.

اگر آنها نتوانند به یک نتیجه قابل قبول دو طرفه برسند،

می توانند فرایندهای شکایت و قضاوت قراردادی را طلب کنند

و از یک شخص بی طرف در بیرون بخواهند که راجع به این موضوع تصمیم بگیرد.

سپس حریف بازنده شخصی را دارد که تقصیرها را گردن او بیندازد.

 

کتاب آموزش مذاکره را از دست ندهید

 

نماینده کارگر و مدیر می ‌توانند بدون هیچ رنجشی به رابطه خود ادامه دهند.

طی ۵۰ سال گذشته، نپذیرفتن اعضای اتحادیه تاثیر عظیمی روی روابط مذاکره داشته است.

تا اواسط دهه ۱۹۵۰ ، ۳۵%  از کارکنان بخش خصوصی، اعضای اتحادیه بودند که شرایط استخدام شان توسط معامله های جمعی تنظیم می شد.

همانطور که آمریکا از یک تولید کننده به یک اقتصاد دفتری و خدماتی تبدیل شد و در حالی که کارخانه های آمریکایی به طور مستقیم توسط رقابت های جهانی از کشورهای جدید تاثیر گرفت، هزینه ی فزاینده کارگری که با پرسنل تشکیلات اتحادیه مرتبط بود برای بیشتر شرکت ها مضر واقع شد.

شرکت هایی که اتحادیه نبودند، کارخانه های قانونی و مشاورین کارگری را استخدام کردند تا کارخانه‌هایشان را غییر اتحادیه ای نگه دارند و شرکتهای سازمان داده شده شروع به کشف راه هایی کردند تا از اتحادیه های شان خلاص شوند.

همزمان Labour Board و تصمیم های دادگاهی پیش بینی کاهش شغل و دیگر عواقب وحشتناک مرتبط با اتحادیه را برای شرکتها ساده‌تر کردند. اتحادیه ها در جستجوی سازمان دادن به نهادهای صنعتی مثل Wal-Mart و McDonald’s رفتند اما آنها از تکنیکهایک کارگری استفاده کردند تا خواستار کارمند های دفتری و پرسنل خدماتی ای شوند که اعضای اتحادیه را به عنوان طبقه پایین تری می دانند.

اعضای اتحادیه به طور ثابت کم شدند که نتیجه ی این کار امروزه موجب شده عضویت اتحادیه زیر هشت درصد باشد.

اگر این ترند همینطور ادامه پیدا کنند و اتحادیه ها نتوانند نقشه‌های سازمان یافته جدیدی پرورش دهند که کارگران صنعتی جذب کنند، مثل صنعت های تولید الکتریکی، فلزات و خودرو زاید و بی استفاده می‌شوند.

در کتاب جدیدشان به نام “کارگر ها چه میخواهند؟” انتشار سال ۱۹۹۹، پروفسور Richard Freeman و Joel Rogers  کشف کردند که بیش از ۸۰ درصد کارمندها به دنبال یک جور مذاکره و رابطه جمعی با مدیر خود هستند و می خواهند تقریباً نصف این واکنش ها سود و سهم در اتحادیه های کارگری سنتی را مشخص کند.

از طرف دیگر بیشتر افراد به شفاف سازی بهره در اتحادیه می‌پردازند و خواهان رابطه ی مدیر کارگری رو در روی کمتری هستند.

اتحادیه های نماینده می توانند بیشتر از این با نماینده‌های کارفرما ننشینند و شرایطی که ترجیح می‌دهند داشته باشند را به سادگی مذاکره کنند.

در اقتصاد جهانی آنها باید تاثیر تصمیم‌های مذاکره خود را روی رقابت شرکت ها بفهمند.

اگر آنها بی جهت هزینه کارگران را افزایش دهند یا تولید کالا را کم کنند درآمد شرکت کاهش پیدا کرده و کارگران کم کار میشوند.

آنها باید مثل همکار با یکدیگر کار کنند تا به نتایجی برسند که باعث شود به کارمندان به خاطر همکاری در موفقیت شرکت، جایزه بدهند، درحالیکه همزمان احتیاجات را هم بشناسند تا شرکت را در حال رقابت نگه دارند.

تعداد زیادی از شرکت‌های موفق اتحادیه‌ ای بعضی کارها را در معامله هایی که برپایه سود می باشند با هم انجام می دهند تا به نمایندگان کارگر و مدیر اجازه آموزش دهند که چگونه به دنبال راه هایی برای راضی نگه داشتن احتیاجات همزمان هر دو حریف بروند.

برخلاف این روش اخیر شالوده آن چهل سال پیش توسط پرفسور Richard Walton و Robert McKersie در کتاب قدیمی شان به نام A Behavioural Theory of Labour Negotiations (1965) نوشته شده بود.

آنها نیاز به شرکت کنندگان را مورد بحث قرار دادند تا علایق آنها را اولویت بندی کرده

و به دنبال راهی برای افزایش مراجعه دوباره آنچه به دست آمده توسط هر دو حریف باشند.

وقتی مشکلات پیچیده پیش می‌آیند حریف ها شاید از مشاوره های جداگانه ای برای ارزیابی گزینه های مختلف استفاده کنند که ممکن است این افراد فقط برای رسیدگی به این موضوعات استخدام شده باشند.

گروه‌ها می‌توانند از جلسات مذاکره عمومی صرف نظر کرده و به دنبال گزینه های پیشگام بروند که شاید قبلا مورد استفاده واقع نشده باشند.

بدون تحقیق های عمومی، شاید آنها بتوانند گزینه هایی که سرانجام بدون ترس از شرمساری قبول شده اند را ارزیابی نمایند.

صاحب منصبان مدیریت اغلب به آموزگارهای قانون کارگری شکایت می کنند که چقدر سخت است تصمیم بگیرند یک عنوان خاص از موضوعات مذاکره اجباری است و باید با نماینده های اتحادیه مورد بحث قرار بگیرد.

تصمیم های قرارداد فرعی که به ندرت شامل جانشینی کارگران ارزانتر خارجی به جای کارکنان کنونی می شود باید معمولاً مورد بحث قرار بگیرد در حالی که دیگر تصمیم ها شامل اداره نتایج بخش جزئی یا دیگر تغییرات اساسی در تجارت نباید مورد بحث قرار گیرند.

The Supreme Court  سعی می کند خط واضحی بین این زمینه ها در First National Maintenance Corp. v. NLRB, 452 U.S. 666 بکشد، جایی که گفته شده “به دلیل نیاز یک کارفرما برای تصمیم گیری سبکتر، معامله بر اساس تصمیم های مدیری که تاثیر اساسی روی دسترس پذیری مداوم استخدام دارد فقط وقتی نیاز است که وزنی که روی پیشروی تجارت هست از سود برای رابطه مدیر کارگری و فرایند مذاکره جمعی سنگین تر باشد”.

وقتی تصمیم های اساسی شرکت مخصوصاً به طور عمده بر اساس پرداخت های کارگری باشد و شامل تغییرات چشمگیری در کار شرکت نباشد مذاکره عمومی لازم می شود.

از طرف دیگر وقتی تصمیم ها پرداخت های کارگری را دچار نگرانی نکند و شامل تغییراتی در کارکرد اساسی و اصلی نشود مذاکره لازم نیست.

اینکه باید خط بین مذاکره و مذاکره های غیر ضروری کجا باشد مشخص نیست

این حقیقت باید مدیر ها را بترساند.

همانطور که قبلا گفته شد وظیفه مذاکره این نیست که حریف فقط به یکسری خواسته‌های ویژه تن دهد یا موافقت کند.

اگر رهبران شرکت تغییراتی در نظر دارند که ممکن است مورد بحث واقع شده و به مذاکره ضروری بیانجامد باید شک و تردید ها را به وسیله مذاکرات جمعی حل کنند.

آنها باید صاحب منصبان اتحادیه را برای تغییرات خواسته شده نصیحت کنند

و پیشنهاد مذاکره بدهند.

آنها باید با دقت دلایل تغییرات خواسته شده را توضیح دهند

و خواهان پاسخ هماهنگی شوند.

اگر اتحادیه بتواند به درستی به نیازهای شان پاسخ دهد

صاحب منصبان شرکت ممکن است تصمیم بگیرند

که کارگران کنونی خود را حفظ کنند و پیشنهاد اتحادیه را بپذیرند.

اگر مذاکره‌کنندگان اتحادیه برای از بین بردن نگرانی‌های کارخانه کار نکنند مذاکره کنندگان شرکت فقط باید برای یک بن بست عقیدتی خوب به مذاکره بپردازند.

در این حالت آنها ممکن است به طور قانونی برخلاف شکایت اتحادیه با خواسته قبلی آنها موافقت کنند.

آنها باید اطمینان حاصل کنند پیش زمینه بسیار سخت را برای چنین تغییرات یک طرفه ای راضی نگه دارند.

اول آنها باید مطمئن شوند به آن بن بست عقیدتی خوب رسیده اند

و این وقتی پدید می آید که در حین مذاکره حریف ها به طور حضوری به موقعیت های ناسازگاری برسند.

وقتی شک کردند باید پیشنهاد دهند

که جلسه مذاکره دیگری داشته باشند

تا در آن مطمئن شوند که به این قضیه رسیدگی کرده اند.

دوم تغییراتی که آنها به طور یک جانبه اعمال کرده اند

نمی تواند برای کارگران بیش از آن چیزی که از قبل توسط طرف خود در میز مذاکره پیشنهاد داده بودند سخاوتمندانه تر باشد.

افرادی که در رابطه های مذاکرات جمعی شرکت می کنند

باید دوره های آموزشی درست در مذاکره را اگر می توانند آموزش ببینند

و همچنین باید چندین کتاب در مورد فرآیند مذاکره مطالعه کنند.

آنها باید برای صحبت‌ های خیلی طولانی و دراز که برای پرورش زمان می برد آماده شوند.

رشد و پرورش آنها به این دلیل طولانی است که چون باید به مشکلات زیادی اشاره شود

و هم به خاطر طبیعت سیاسی نمایندگان اتحادیه.

آنها همچنین تشخیص دهند بیشتر مذاکراتی که به حساب می‌آیند

می توانند تا مدت کمی قبل از اینکه قرارداد موجود فسخ شود باقی بمانند.

اگر رهبر های کارگری خیلی سریع با شرایط موافقت کنند

پرسنل بخش ممکن است شک کنند که آنها خیلی سریع با مدیر راحت شده اند

و بر خلاف تصویب قرار داد رای دادند.

از طرف دیگر اگر مذاکره‌ کنندگان مدیریتی به نمایندگان اتحادیه اجازه دهند

که توسط تلاش های آخرشان به انچه می خواهند برسند اعتبار بخشند،

کارکنان تأثیرپذیر هم می خواهند با نتایجی که در آخرین لحظه مشخص می شوند راضی شوند.

 

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
راهنمایی برای حالات صورت در زبان بدن ما

راهنمایی برای حالات صورت در زبان بدن ما

, , ,

راهنمایی برای حالات صورت در زبان بدن ما

در این مقاله به راهنمایی برای حالات صورت در زبان بدن ما می پردازیم

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان The Guide to Face Expressions in Body Language می باشد.

در این مقاله، روی چند ترفند تمیز متمرکز می شویم که مربوط به حالات صورت هستند.

 

از ابروهایتان استفاده کنید

یاد بگیرید که از حرکت ابروانتان آگاه بوده و آنها را کنترل کنید.

هنگام حرف زدن با دیگران، معمولاً به حرکت ابروهایمان توجهی نداریم.

اما درصورت کنترل حرکت هایش، ابرو می تواند به حرف هایمان طعم و بوی دیگری دهد.

بیایید مثال هایی از آن را ببینیم:

بالا دادن ابرو:

وقتی شخص آشنایی را می بینیم، بطور اتوماتیک ابروهایمان را کمی بالا می دهیم که نشانه ی شناختن است.

بدن ما به این شیوه چیزی مثل

“اوه. چه سورپرایز خوبی که شما را دیدم” را می گوید.

این اتفاق خیلی سریع و ناخودآگاه رخ می دهد و ما واقعا متوجه اش نمی شویم.

چطور می توانیم از این واکنش استفاده کنیم؟

اول از همه،

یاداوری این موضوع است که برای فرستادن یک سری پیام مثبت یا منفی از شروع هر مکالمه ای، یک یا چند ابزار اتوماتیک را توی جیبمان داریم.

ما می توانیم توناژ یک جلسه را با انتخاب دیدن یا نادیده گرفتن حرکات ابرو، مدیریت کنیم.

و البته،

احوالپرسی و ملاقت افراد جدید هم کاری فوق العاده است.

می دانید که تماس چشمی، کمی لبخند و بالا و پایین دادن سریع ابرو مساوی و حتی بهتر از گفتن سلام به کسانی است که آنها را می شناسید.

شناخت سازگاری با این حرکت ها در احوالپرسی های کلامی و یا حتی یادگیری احوالپرسی با این ژست ها، واکنش های مثبت و اتوماتیکی را به افراد غریبه ارسال می کند.

 

 

ژست شک و تردید

بالا دادن فقط یک ابرو نشانه ی شک و تردید است.

اگر در زمان مناسب با شخصی مناسب در حال گفتگو باشید، می توانید از معاشرتتان سود ببرید.

بطور طبیعی، هرچه ارتباط را بیشتر کنید، برایتان جالب تر می شود.

پس از سازگار شدن با شرایط و افراد نترسید.

بالا دادن یک ابرو، ژست معاشرتی خوبی هم هست و نقشی شبیه به چشمک دارد.

مثلا می شود وقتی از آن استفاده کرد که می خواهید برای شخص دیگری یک پیام رمزی بفرستید.

مثلا انگار دارید می گویید

“نگاه کن. یارو واقعا نمی داند که دارد چه می گوید.مگر نه؟”

شما نمی توانید مرا تحت تاثیر قرار دهید.

بالا دادن یک ابرو،

درست مثل مثال قبل، اما این بار به این نیت می تواند باشد که بدون گفتن حتی یک حرف به شنونده گان القا کند که نظرات و حرف هایش درست هستند.

همه هنگام حرف زدن باید سخت تلاش کنند تا دیگران را متقاعد نمایند.

با انجام دادن درست این کار، می توانید به معاملات بهتری دست پیدا کنید

و یا افراد را از موارد ناخواسته تان دور نگه دارید.

 

 

تنظیم احساسات و دست پوکری بازی کردن

می دانیم که صورت پوکری یعنی صورت خالی.

یعنی فرض می کنیم که بی طرف ترین صورت و بدون فرض هیچ موقعیتی، از ویژگی های صورت ما باشد.

اما علیرغم ظاهر بی طرف، همیشه این طور نیست.

اگر بدون نیت و قصد حالت صورتمان اینطور باشد، خسته کننده می شود

و زمان طولانی برای فرایند تصمیم گیری و ارزیابی افکار می طلبد.

حتی در بعضی موارد، خصومت بار تصور می گردد.

چرا خصومت بار؟

چون نداشتن احساس را می توان بصورت نداشتن میل به همکاری تعبیر نمود.

وقتی به کسی لبخند می زنیم و او لبخند را به ما بر نمی گرداند، این رفتار را علامت خنثی و بی طرف و علامت خوبی نمی بینیم.

جواب بی طرف به احوالپرسی نوعی بد رفتاری تلقی می گردد.

اما صورت پوکرباز می تواند حتی در مواقع غیر بازی هم کاربردی باشد.

در واقع، یکی از راه های ثابت شده برای تنظیم احساسات ما در شرایط خاص است.

 

مقاله مذاکره را از دست ندهید

 

به این شیوه، سرکوبی بیانی می گویند که یکی از تکنیک های روانشناسی برای کمک به سیستم احساسی ماست که با تصاویر منفی سروکار دارد.

این روش شامل صاف نگه داشتن صورت در هنگام مواجهه با تهدید و حوادث استرس زا است.

تئوری می گوید که ارتباط محکمی بین نحوه ی احساس ما و نوع بیان کردنش وجود دارد

که در واقع نوعی مهندسی معکوس است که در آن با اجازه ندادن به احساساتمان برای نشان داده شدن، آنها را سرکوب می کنیم.

به هر حال، تکنیک دیگری بنام ارزیابی مجدد شناختی وجود دارد.

این تکنیک، نوعی مسیر مخالف است.

شما راه دیدن چیزها را تغییر می دهید تا احساس بهتری درباره شان داشته باشید.

در این متد، یاد می گیرید که وقایع را به شیوه ی مثبت و بی طرف برای خودتان تعریف کنید.

البته چیزی را که دیده اید، تغییر نمی دهید.

اما جزئیات زمینه را اضافه می کنید تا خودتان را متقاعد کنید که از زاویه ای دیگر آنها را ببینید.

حالا سوال بزرگی پیش می آید.

آیا باید احساساتم را تنظیم کنم؟

اگر اینطور است، تکنیک بهتر چیست؟

 

مقاله زبان بدن هم بدردتان می خورد

 

اول از همه،

تنظیم احساسات اغلب یک ایده است و ممکن است آن را به شکل ناخودآگاه انجام دهید.

گاهی می خواهید خشم خود را پنهان کنید و وانمود کنید که حالتان خوب است.

گاهی دیگر می خواهید خشمتان را با اغراق نشان دهید،

چون عقیده دارید که می توانید از آن نتیجه ی بهتری بگیرید.

برای مثال، وقتی می خواهید کسی را توبیخ کنید.

اگرچه با تنظیم آگاهانه ی احساسات، کنترل و آگاهی بیشتری بر احساس و بنابراین، عملکردتان خواهید داشت.

دو راه را برای انجام اینکار به شما نشان دادم.

بطور تجربی، تکنیک ارزیابی مجدد بهتر از سرکوب کردن کار می کند. چرا؟

چون ظاهرا اگر آن را برای استفاده در موضوعی خاص و پیش از مواجه شدن با آن انتخاب کنید،

به شما کمک خواهد کرد تا احساسات منفی پسی از آن را کم تر کنید.

از سوی دیگر وقتی در یک فرایند احساسی از سرکوب کردن استفاده شود، اغلب عصبی/غمگین و ناامید می شوید و این حس را نشان نمی دهید.

 

مقاله آموزش زبان بدن را مشاهده کنید

 

پس بیشتر یافته های امروزمان درباره ی تنظیم احساسات نشان می دهند که

هر دو در تکنیک در برخی سطوح کار می کنند،

اما ارزیابی مجدد اثرات روانشناسی بهتری دارد.

این به این معنا نیست که داشتن صورت پوکر باز بی فایده است،

وقتی طبق اصول مغز و بدن کار کند هر دو راه سیستم های پشتیبان می شوند،

البته اگر از روی عادت خونسرد و آرام عمل کنید.

اما اگر پیوسته سعی کنید که احساساتتان را نادیده گرفته و یا سرکوبشان کنید،

می توانید یک زنجیره ی بلند بسازید که مشکلات سلامتی مربوط به استرس را به همراه خواهد داشت.

داستان کوتاه های بلند:

برای درست عمل کردن، باید درک خوبی از احساسات و موقعیت روانشناسیتان داشته باشید.

پس اگر این موضوع برایتان مهم است،

در هر دو جبهه با آن سروکار داشته باشید:

۱) اگر چیزی واقعا اذیتتان می کند، و کار زیادی نمی توانید در این باره انجام دهید،

از زاویه ی دیگری به آن نزدیک شوید:

اغلب یک موضوع مثل سرد بودن یا نگاه به واقعیت ها، می توانند به شما کمک کنند

تا تنش های احساسی مربوط به شرایط را احیا کرده و روی آنها متمرکز باشید.

۲) زبان بدن مثبت و خونسردانه را یاد بگیرید.

اگر از روی عادت با قدرت، باز بودن، راحتی و موقعیت ثابت بدنتان سازگار شده اید،

به آسانی می توانید با شرایط ذهنی متمرکز و خونسردانه تر هم سازگار شوید.

این موضوع فقط در یک جهت کار نمی کند.

اگر خونسرد باشم، خونسرد عمل خواهم کرد.

اما راه های دیگری هم وجود دارد.

سعی کنید این کار را تمرین کنید. واقعا ارزشش را دارد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
انواع درخواست ها

انواع درخواست ها

, , ,

انواع درخواست ها

در این مقاله به انواع درخواست ها می پردازیم

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان What’s The Difference Between RFT RFQ RFP RFI می باشد.

تفاوت میان RFT، RFQ، RFP، RFI چیست؟

توضیحات جزئی برای  RFT، RFQ، RFP، RFI.  توصیه ای از متخصصان برای فروشندگان و خریداران راجع به اینکه چگونه از این فرایند پرداخت و تهیه بیشترین را به دست آوریم.

فرآیندها به طور ثابت با محبوبیت و شهرت در پرداخت و تهیه رشد کرده اند،

به خصوص درمیان سازمانهای خرید بزرگتر.

متاسفانه آموزش مذاکره درست راجع به انتخاب بهترین فرایند و چگونگی استفاده ای تاثیر گذار از هر یک تعلیم داده نمی شود.

در نتیجه عملاً می بینیم که این فازها به صورت تبادل پذیری استفاده می شوند چون بیشتر سازمانها تفاوت شایسته آن را نمی دانند

که در نتیجه آن خریدارها مزیت های مذاکره را از دست می‌دهند.

ما می شنویم که مشتری های پرداخت و تهیه راجع به اینکه اداره شان چگونه از این فرآیندهای پرداختی برای قراردادی که در آموزش پرداخت برای خریداران استفاده می شود تا قانون های بازی خرید نوشته شود

و مذاکره با موفقیت کنار رود صحبت می کنند.

این موضوع مهم است که تهیه کنندگان می‌توانند برای بهبود موقعیت خود کارهایی انجام دهند.

به عنوان یک انتخاب اولیه ما هم تهیه و هم متخصصان آموزش دیده فروش خود را تشویق می‌کنیم

تا تفاوت بین این فرآیندها را متوجه شوند.

 

انواع درخواست ها

RFI – درخواست برای اطلاعات (Request For Information)

یک پرسش باز که بازار را در حال جستوجوی اطلاعات و درک اندازه گیری و ارزیابی می کند.

 

RFQ – درخواست برای اقتباس Request For Quotation))

یک فرصت برای تامین کنندگان مستعد تا بطور رقابتی ارزش راه حل انتخابی نهایی را بگویند.

 

RFT – درخواست برای مناقصه (Request For Tender)

یک موقعیت برای تامین کنندگان مستعد تا پیشنهادی ارائه دهنده برخلاف جزییات مناقصه خدمات یا کالاها را فراهم آورد.

 

RFP – درخواست برای پیشنهاد (Request For Proposal)

گاهی اوقات براساس یک RFI اولیه و ارجح تر، یک تجارت خواهان درخواستی برای یک راه حل مشخص می شود تا منشا مشکل را پیدا کند.

 

 

درخواست برای اطلاعات – RFI

همانطور که از عنوان آن پیداست تهیه کننده از درخواست اطلاعات برای جمع آوری اطلاعات استفاده می کند تا به او کمک کند تصمیم بگیرد

قبل از شروع مذاکره چه گامی باید بردارد.

بنابراین درخواست های اطلاعات به ندرت مرحله نهایی هستند

اما به جای آن معمولا برای اتصال سه درخواست دیگر که به طور جزئی در این مقاله توضیح داده می شوند مورد استفاده قرار میگیرد.

درخواست اطلاعات یک تقاضاست که هدف وضعیت، جمع آوری اطلاعات، آماده سازی برای RFP، RFQ، پرورش استراتژی

یا ساختن اطلاعات پایه ای که در مذاکره های تهیه کننده مفید واقع شود برای آنها فرستاده می شود:

  • تهیه‌کنندگان شامل تجهیزات، مالیات، رفتارها و مشوق ها
  • حالت بازار تهیه
  • دینامیک بازار تهیه
  • عوامل و که موجب تغییر می شود
  • استراتژی های قیمت نهایی
  • رقابت تهیه کننده،
  • گسترش پیشنهاد های کالا یا خدمات توسط تهیه کننده
  • نقشه‌های کالا، تجارت و تمرکز استراتژیکی تهیه کننده

تهیه کننده ممکن است از درخواست اطلاعاتی استفاده کنند که شامل یک لیست جزیی از خدمات و کالاها شود که برای هر کدام قیمتی درخواست شده است.

قیمت گذاری باید برای هدفهای مقایسه ای برای مذاکرات بعدی استفاده شود نه برای تصمیم های خرید مذاکره کنندگان اصلی.

با توجه به ارزیابی پاسخ‌های درخواست اطلاعات، ایده های استراتژیکی، انتخاب هایی برای هزینه کمتر و موقعیت‌های کاهش قیمت هم ممکن است شناسایی شود.

 

 

درخواست برای نقل قول – RFQ

درخواست‌ برای نقل قول بهترین و مناسب‌ترین گزینه برای خدمات و کالاهایی می باشد که تا جایی که ممکن است استاندارد و رواج یافته اند.

چرا؟

تهیه کننده می خواهد قبل از اینکه مذاکره شروع شود نقل قول های تهیه کنندگان را قابل مقایسه کند.

درخواست نقل قول تقاضایی برای تهیه کنندگان مستعد است که برای تهیه کنندگانی فرستاده می شود که درگیر جزئیات استخراج شده لیست

یا توضیحات همه پارامترهای مرتبط با پرداخت‌های خواسته شده هستند.

از جمله:

  • صلاحیت و آموزش و مهارت های کارکنان
  • توضیحات مشخصات و اعداد بخشی
  • تعداد  یا حجم ها
  • تقاضاهای تحویل
  • شرایط قرارداد
  • ارزش های دیگری که به تقاضاها یا شرایط اضافه شده اند
  • قرارداد پیش نویس

قیمت برای هر کالا یا برای هر واحد خدمات پایین ترین حد برای درخواست نقل قول است

و با دیگر ابعاد مذاکراتی که با تاثیر فرایند ارزیابی سر و کار دارند توسط خریدار مشخص میشود.

تصمیمات تهیه کننده معمولا توسط اداره تهیه کننده به دنبال مقایسه و ارزیابی پاسخ‌های درخواست نقل قول مذاکراتی می‌آید که مزیت ها را محک می‌زنند.

درخواست های نقل قول معمولا به عنوان اسناد و مدارک حمایت شده استفاده می شوند

که برای پیشنهادهای مهر شده ( چه یک نوبتی و چه چند نوبت ) می باشد

و ممکن است مکان منطقه قبلی باشد که برای مزایده الکترونیکی کنار گذاشته شده است.

 

 

درخواست برای مناقصه – RFT

یک درخواست مناقصه دعوت باز تهیه کننده است برای تامین کنندگان تا به یک نیاز مشخص شده که برای درخواستی که به تامین کنندگان مستعد فرستاده شده

و با آن مخالفت شده بود پاسخ دهند.

یک درخواست مناقصه معمولا خواهان اطلاعاتی از یک RFI می باشد.

این معمولا نه تنها کالا و خدمات پیشنهاد شده را پوشش می دهد بلکه شامل اطلاعاتی راجع به مناسب بودن تجارت هم می شود.

برای یک خریدار غیرعادی نیست که نیازهای تجارت مبهم و نامشخصی را بخاطر یک درخواست مناقصه تحمل کند.

این عدم وضوح از طرف اداره تهیه می تواند ارائه راه حل را برای تامین کننده چالش برانگیز کند.

این بهترین استفاده از RFT نیست.

درخواست های مناقصه باید فقط زمانی استفاده شوند که خریدار در احتیاجات خود و همچنین در رنج راه حل های امکان پذیر تهیه ای که ممکن است برای نیازهای خریدار مناسب باشد

و به او در مذاکره مزیتی بدهد واضح و مشخص صحبت کند.

یک تقاضای مناقصه اغلب برای همه زمان ها نیست یا مستلزم روش تاثیرگذاری برای تهیه کننده نمی شود

تا تامین ها را منشایابی کرده و نبود احتیاجات مشخص شده تجارتی آن را پیدا نماید

و دعوتی برای تامین کننده بفرستد تا او پاسخ دهد.

البته بدون آموزش تهیه مناسب،  بیشتر خریدارها با درخواست های نقل قولی که در حقیقت درخواست مناقصه هستند مشکل دارند.

 

 

درخواست برای پیشهاد – RFP

یک RFP تقاضای تهیه است و برای تامین کنندگان مستعدی فرستاده می شود که قصد داریم با آنها رابطه یا شراکت خلاقانه ای داشته باشیم.

معمولا، RFP همه یا بخشی از ساختار دقیق و فورمت پاسخگویی را برای نظر و ایده تامین کننده می گذارد.

در حقیقت، نوآوری و خلاقیتی که تامین کننده انتخاب می کند برای پیشنهادهای خود ایجاد کند ممکن است برای تمایز یکی از دیگری مورد استفاده واقع شود.

مذاکره کنندگان بعدی تصمیم می گیرند زمان بیشتری گذاشته و به خوبی تاثیر خود را روی تجارت خریدار بگذارند.

RFP های تاثیرگذار معمولا بازتابی از استراتژی مذاکره و اهداف تجارت های بلند یا کوتاه مدت هستند که درک جزیی روی تامین کننده ای که می تواند یک دیدگاهی پیشنهاد دهد را فراهم می آورند.

اگر در پاسخ RFP مشکلات مشخص شده ای وجود دارند که باید به آنها اشاره کرد،

آنهایی که همراه هر ریشه ای موجب ارزیابی می شود در دسترس هستند.

با آموزش تهیه خوب، RFP و RFT ما باید در جست و جوی اطلاعات مشخصی باشند،

پینشهاد ها و نقل قول ها، و همچنین به دنبال سوالات مشخصی در ارتباط با موارد پایین باشد که در مذاکرات بعدی کمک حال شما خواهند بود:

  • کالای مشخصی که تامین کننده ها آن را پیشنهاد می دهند.
  • احتیاجات تجارت
  • ارزیابی اجرا
  • اطلاعات
  • ایده ها
  • ساختار چگونگی پاسخ دهی
  • تاریخ مقررشده
  • تکنیک ها و دیگر آموزش ها
  • چگونگی کارکرد پیش زمینه ها را چگونه ارزیابی می کنیم
  • توضیح فرآیند برای انتخاب
  • درخواست برای هزینه عقب افتادگی (گاهی اوقات)
  • روابط: تحت پوشش نامه(نمایش را ترتیب می دهد)، بطور پیشرفته تماس
  • با سوالات به چه کسی تماس بگیریم؟
  • آدرس ها – با دقت انتخاب شوند

 

 

توصیه

خریدارها:

برای اعمال درست این فرآیندها باید به سطحی از مهارت های مذاکره رسیده

و یک زیربنای سازمان یافته ای داشته باشیم تا آن را با هم و با آموزش مذاکره تهیه حمایت کند.

دیگر اینکه آنها از تمرین رمزی استفاده می کنند تا اداره ما را خوشحال و راضی نگه دارند

و با تمرین پیرامون آن را می پیمایند.

درحالیکه متخصصان مذاکره در این زمینه به مشتری ها توصیه می کنند

اما تمرکز ما روی فروش، آموزش مذاکره تهیه و دیگر موارد مذاکره است.

فروشندگان:

چگونه و “اگر” ما در این فرآیندها شرکت کنیم اولین سوالی است که باید به آنها اشاره نماییم.

اگر شرکت ما خط مشی داشت باید اطمینان حاصل کنیم که سبک مذاکره رقابتی خود و خریدار را ارزیابی کرده

و قبل از شرکت قدرت و موضع بگیریم.

اگر این کار را انجام ندهیم برای تجارت ما خرج زیادی دارد و یا حتی بدتر:

ممکن است معامله و تجارت بی سودی را ببریم که فایده ای ندارد.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
مذاکره پیشنهاد کاری

مذاکره پیشنهاد کاری

, ,

مذاکره پیشنهاد کاری

در این مقاله به مذاکره پیشنهاد کاری می پردازیم.

این مقاله ترجمه مقاله ای با عنوان Job Offer Negotiation Advice می پردازیم

باید بدانیم چگونه برای یک پیشنهاد کاری با کارفرمای آینده مذاکره کنیم.

این مقاله توصیه هایی در مورد اینکه چگونه اطلاعات صحیح را آشکار کنیم و چه سوالاتی بپرسیم و چگونه کاملا آگاه بمانیم دارد.

یکی از هیجان انگیزترین تجربیاتی که در زندگی با آن رو به رو خواهیم شد دورنمای شروع یک شغل جدید است.

ما به معنای واقعی کلمه می توانیم وز وز شایعه ها را به شکل افول اضطراب و اعتماد به نفس ببینیم

و در جریان فرآیند مصاحبه قرار بگیریم.

سپس ما گاه به گاه خود را در حال خیره شدن به فضا می یابیم،

با انگشتان خود ضرب می گیریم، زیرچشمی به موبایل خود نگاه کرده و با اشتیاق گوشی خود را چک می کنیم

تا ببینیم آیا پاسخی دریافت کرده ایم یا خیر.

سپس، آن لحظه جادویی فرا می رسد و ما آن شغل را می گیریم

و آنها می خواهند راجع به پیشنهاد شغلی با ما صحبت کنند.

پس از این می خواهیم چه کنیم؟

 

مذاکره پیشنهاد کاری

 

آماده سازی برای ارزیابی پیشنهاد کاری

اگر ما تا به حال خود را برای بحث راجع به پیشنهاد شغلی آماده نکرده ایم، واضح ترین کار این است که قبل از ملاقات با شرکت جدید خود را آماده کنیم.

قبل از اینکه به ملاقات آنها برویم باید چه چیزهایی بدانیم؟

 

 

راجع به شرکت یا سازمان تحقیق کنیم

باید تا جایی که می توانیم راجع به کارفرمای جدید خود اطلاعات کسب کنیم

و منابع زیادی برای اینکار در دسترس ما هستند از جمله:

باید راجع به آن شرکت در وبسایت ها تحقیق کنیم

با دفتر روابط عمومی سازمان تماس بگیریم تا هر پکیج عمومی قابل دسترسی دارند به ما بدهند،

می توانیم از طریق خبرنامه ها و مطبوعات هم اطلاعات با ارزشی کسب کنیم.

می توانیم به دنبال گزارش سالیانه مالی سازمان که برای سهامداران آماده شده اند برویم.

می توان از این روش اطلاعات زیادی در مورد مسائل مالی، فلسفه شرکت، تاریخچه آن و خدمات کالاهایش فهمید.

اطلاعات اضافه می توانند از کتابخانه عمومی ما، کتابهای راهنمای متعدد مالی، روزنامه ها و مجلات به دست آیند.

بخش های حکومتی که مسئول صنعت و استخدام هستند، می‌توانند اطلاعات با ارزشی در زمینه سلامت استخدام کنونی آن تجارت فراهم آورند.

ما همچنین می توانیم راجع به حقوق کارمندان برای شغل بخصوص و شرایط استخدام پروژه هایی که راجع به حرفه های به خصوصی می باشند تحقیقات لازم را به انجام برسانیم.

 

 

سوالات و شرایط شغل های دیگر که باید در نظر بگیریم

  • مکان این شغل در کجاست؟ اگر باید جابجا شویم می بایست راجع به هزینه‌های آن بدانیم و اینکه مخارج زندگی در آن مکان چگونه روی حقوق ما تاثیر می گذارد. اگر خانواده داریم باید راجع به مدارس، مسکن و شغل های در دسترس برای همسر خود اطلاعات کسب کنیم چرا که شاید آنها نتوانند به شعبه دیگری از محل کار خود منتقل شوند.
  • باید بدانیم که آیا تمرینهای آن شرکت با باورها و علایق ما هماهنگ هستند یا خیر.
  • اندازه آن سازمان روی ما چه تاثیری دارد آیا موقعیت های شغلی قابل توجه دیگری در دسترس هستند؟
  • آیا شرکت آموزش های دیگری مثل آموزش های همزمان با کار برای ما فراهم می آورند؟ آیا می توانیم به زمینه های دیگر خارجی و داخلی دسترسی داشته باشیم؟ آیا هیچ بازپرداختی وجود دارد؟
  • آیا شغلی که پیشنهاد می دهند با مهارت هایی که با خود به آن موقعیت می آوریم همخوانی دارند؟
  • اهداف بلند مدت سازمان که در ارتباط با صنعت میباشد چه هستند؟
  • در آخر، رنج حقوقی پیشنهاد چقدر است؟حقوق های دوره ای چه زمانی جای حقوق قبلی را می گیرند؟ همچنین باید بدانیم که این پیشنهاد چه فوایدی دارد برای مثال فواید سهامی، ماموریت ها، پرداخت اضافی با امضا، بیمه سلامت، اضافه کاری، مرخصی، حقوق بازنشستگی، هزینه مسافرت ها. همچنین باید بدانیم که چه مقدار هزینه ی این پکیج مزیت ها را باید بفروشیم؟

 

 

خلاصه ای از راهنمایی های حقوقی

قبل از اینکه حتی راجع به مذاکره حقوق فکر کنیم، واضح است که باید بدانیم سازمان کدام یک از سه نوع حقوق را برای ما در نظر گرفته است:

  • سیستم درجه بندی حقوق – این بدان معناست که سازمان یک رنج حقوقی مشخصی دارد که از قبل تعیین شده و ما لازم است این را بدانیم از آنجایی که بیشتر سازمان ها از این سیستم استفاده می کنند فقط مذاکراتی را در نظر می گیرند که در این رنج مشخص می افتند.
  • پیشنهاد ثابت – بعضی سازمان ها تحقیق زیادی راجع به بازار شغلی انجام می دهند و پیشنهاد را بعنوان “قبول کن یا شغل را ول کن” ارائه می دهند.
  • مذاکره ها – این سیستم به ندرت وجود دارد. آنها کمی آزادی عمل دارند و می توانند در موضوع حقوق، بازی به راه بیندازند و ما اینجا خود را در یک مذاکره دقیق و سودمندی می یابیم.

 

قرارملاقات ها و مذاکره با کارفرمای آینده

وقتی می خواهیم برای یک پیشنهاد شغلی به مذاکره برویم به چند مورد باید توجه کنیم:

  • گوش دهیم، صحبت نکنیم

شرکت پیشنهادی می دهد که شامل یک پکیج حقوقی می شود.

این یک مکالمه است و ما باید به پیشنهاد آنها فکر کنیم.

اگر ما پیشنهادی بدهیم یا اطلاعات زیادی راجع به پایین ترین حد خود فاش کنیم موفقیت خود را محدود کرده ایم.

سازمان معمولا سعی می کند ما را وادار کند که بگوییم برای پذیرفتن این موقعیت شغلی چه می خواهیم

تا با این اطلاعات کمترین پکیجی که می توانند پیشنهاد کنند را ارائه دهند.

بنابراین باید قبل از اینکه موقعیت را بسنجیم یا پیشنهاد کمتر خود را بگوییم باید تا جایی که می توانیم اطلاعات جمع آوری نماییم.

اگر انتظار داریم پیشنهاد انها بطور قابل توجهی کم باشد و به موقعیت خود اعتماد داریم

پس می توانیم با خیال راحت راجع به حقوق مان قبل از اینکه آنها پیشنهادشان را مطرح کنند صحبت کنیم.

 

  • باید قوانین عدالت را به یاد آوریم

کارفرماها در رده بخصوصی مذاکره می کنند که به بودجه و راهنمایی های سسیاسی منابع انسانی آنها بستگی دارد.

ما باید با مسئول بودن در قبال خواسته های خود و از همه مهمتر انجام دادن تکالیفمان برای قضاوت دلایل موقعیت خود، پاسخ این قوانین را بدهیم.

 

  • واقع گرا باشیم

قدرت مذاکره ما باید براساس شرایط واقعی و تقاضا و تهیه باشد.

اگر ما مهارت هایی داریم که خیلی به کارمان می آیند، موضع ما در مذاکره افزایش میابد

اما اگر یک کارمند شایسته و با استعداد دیگر که مثل ما خواهان شغل مورد نظر است وجود داشته باشد،

شاید بهتر است قدرت مذاکره خود را کمی متعادل تر کنیم.

 

  • مذاکره فقط برای بردن نیست

ما باید به یاد داشته باشیم که همیشه خود را وقف اهداف شغلمان کنیم

نه اینکه سعی کنیم دیدگاه کارفرما را ندیده بگیریم

چون اینکار موجب می شود بجای بردن آنها، از موضوع اصلی منحرف شویم.

 

  • خلاق شویم

باید عقب بنشینیم و به کل پیکیج نگاه کنیم.

آیا ممکن است معامله موجب افزایش ارزش پکیج در ارتباط با نیازهای مربوطه ی ما شود؟

 

  • باید بدانیم چه زمانی می توانیم مذاکره را تمام کنیم

مهم است که تسلیم حرص و طمع نشویم.

زمانی مذاکره را تمام می کنیم که فهمیدیم به اهداف خواسته شده خود رسیده ایم

و همیشه باید به هر دو طرف میز مذاکره فکر کنیم.

اگر ما همینطور فشار وارد کنیم،

آنچه ممکن است برعکس یک معامله خوب عمل کند به وقوع می پیوندد.

 

  • همیشه پیشنهاد کاری را وضوح ببخشیم

خصوصاً همیشه می خواهیم آنچه پیشنهاد داده شده بود را واضح بیان کنیم.

از جمله:

  • حقوق و پکیج سود
  • محل
  • تاریخ شروع
  • بازپرداخت مسافرت و نقل مکان
  • ماموریت ها و حق الامتیاز امضا
  • تاریخ دریافت جواب
  • پیشنهاد را بلافاصله نپذیریم.

ما باید کمی به خود فرصت دهیم تا اطلاعات را بفهمیم.

البته وقتی آنها می خواهند یا نیاز دارند از ما بشنوند می توانیم راجع به تاریخ با آنها بحث کنیم چه با تلفن و چه بصورت شخصی.

بجای اینکه با تاریخی که می گویند سریع موافقت کنیم باید از آنها بپرسیم که چرا انقدر برایشان مهم است که تا تاریخی که معین کردند جواب ما را بشنوند.

 

چیزهایی که می توان بر سر آنها مذاکره کرد

موارد زیر را می توان قابل مذاکره در نظر گرفت:

  • حقوق: دوباره باید بگوییم که این موضوع می تواند محدود شده و طبقه بندی شده باشد. دفتر راهنمای حقوق شرکت در ارتباط با تحقیقات بازی است و باید به ما یک ایده کافی از آزادی عمل در این منطقه را بدهد.
  • گزارش تاریخ و مکان: این یکی ممکن است گوناگون باشد. باید نیازهای کارفرما را مرتبط با نیازهای خود در نظر بگیریم اما منطقی و واقع گرا باشیم. ما ممکن است بتوانیم یک شهر یا منطقه جغرافیایی را به جای دیگر ترجیح دهیم و حتی بتوانیم مکان مورد نظر خودمان را انتخاب نماییم.
  • تعیین قیمت شغل: بعضی کارفرماها ممکن است برای ارائه خدمات پیشنهاد پرداخت اضافه بدهند.. ما ممکن است بتوانیم موقع اولین ارزیابی مذاکره کنیم، بلاخره بهتر است زودتر اتفاق بیفتد.
  • امضای پرداخت اضافه و بازپرداخت هزینه نقل مکان: بیشتر سازمان ها برای نقل مکان به ما بازپرداخت می دهند. این می تواند شامل مسافرت، غذا یا مسکن موقت، کمک گرویی یا هزینه های نقل مکان باشد. بعضی یا همه این موارد ممکن است قابل مذاکره باشند اما می تواند به توجه به خط مشی شرکتی که سختگیرانه تایید شده محدود هم شده باشد. امضای این گونه پرداخت های اضافه می تواند با منطق هم مذاکره شود.

 

مقاله پوکر فیس هم احتمالاً بدردتان می خورد

 

  • شرایط خود را مشخص کنیم

قبل از اینکه با شرکت مورد نظر تماس بگیریم تا راجع به پبشنهاد آنها بحث کنیم باید مطمئن شویم که پیشنهاد را با توجه به اهداف و احتیاجات خود ارزیابی نموده ایم.

همان طور که در حال طراحی یک استراتژی برای مذاکره هستیم

مهمترین موضوع این است که به خود اجازه انعطاف پذیری دهیم.

اگر آنها با حقوق مورد نظر ما موافقت نکنند شاید بجای آن بتوانیم خواهان یک امضا برای پرداخت اضافه شویم.

 

 

  • وقتی سازمان آخرین پیشنهاد خود را می دهد باید تصمیم خود را بگیریم

وقتی به ما توصیه می شود که سازمان پیشنهاد آخر خود را داده است

ما معمولا باید مذاکره را فراموش کنیم.

حالا باید برای تصمیم گیری آماده شویم و خود را کاملا وقف آن تصمیم کنیم.

اگر می خواهیم پیشنهاد را رد کنیم می توانیم یک نامه برای شرکت بفرستیم که در آن از پیشنهادشان تشکر کرده

و این کار را کاملا با شکوه و مودبانه انجام دهیم.

چون ممکن است دوباره در آینده به ما بر بخورند بنابراین نمی خواهیم هیچ پلی را خراب کنیم.

 

  • از همه چیز یادداشت برداریم

همیشه کار عاقلانه ای است که از کارفرما بخوهیم موافقت ما برای استخدام را بصورت کتبی دربیاورد.

باید باهوش باشیم و شرایط استخدام خود را برای آینده بنویسیم

که اگر در آینده چیزی بد پیش رفت به آن مراجعه کنیم.

اگر این مطالب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید